تحلیل حقوقی اِعراض از مالکیت و حیازت مباحات در آثار علمی
لیست پخش
4 ترکتحلیل حقوقی حق مؤلف در تعارض میان وراثت قهری و پدیدآوری علمی مستقل
با تأکید بر حق اختصاص، استحاله ماهوی اثر و منع دارا شدن بلاجهت در حقوق ایران
چکیده
در دعاوی مرتبط با آثار علمی، یکی از چالشهای اساسی، تعیین نسبت میان «وراثت قهری» و «پدیدآوری علمی مستقل» است؛ بهویژه در مواردی که دادههای اولیه اثر به متوفی تعلق داشته، اما صورت نهایی و هویت علمی آن، حاصل فرآیند تحلیل، تنظیم و نظریهپردازی شخص دیگری بوده است. این مقاله با رویکرد تحلیلی–توصیفی و با اتکا به قوانین موضوعه ایران، اصول مسلم فقه امامیه و دکترین حق مؤلف، به بررسی مبانی حقوقی خروج آثار علمیِ مستحیلشده از شمول ماترک میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در صورت تحقق بیان مستقل علمی و ایجاد منفعت عقلایی جدید، پدیدآورنده ثانویه دارای «حق اختصاص» و حقوق مادی و معنوی مستقل بوده و وراث متوفی فاقد حق تملک انحصاری آثار خواهند بود.
واژگان کلیدی: حق مؤلف، وراثت قهری، حق اختصاص، استحاله ماهوی، اثر مشترک، حقوق ایران
حقوق مالکیت فکری در نظام حقوقی ایران، بهمنظور حمایت از خلاقیت، نوآوری و اصالت آثار علمی و ادبی وضع شده است. با این حال، در مواردی که منشأ اولیه یک اثر به شخصی تعلق داشته که تنها دادههای خام، گفتارهای شفاهی یا یادداشتهای غیرمدون ارائه کرده، اما فرآیند تبدیل این دادهها به اثر مکتوب منسجم توسط شخص دیگری انجام شده است، تعارضی میان قواعد ارث و حقوق مؤلف پدید میآید.
پرسش محوری این مقاله آن است که آیا چنین آثاری را میتوان جزء ماترک متوفی دانست یا باید آنها را نتیجه پدیدآوری علمی مستقل و تابع حقوق پدیدآورنده دانست؟
۱. مفهوم ماترک و حدود آن در حقوق مدنی ایران
مطابق اصول مسلم حقوق مدنی، ماترک شامل اموالی است که در زمان فوت، با هویت حقوقی مشخص، در مالکیت متوفی وجود داشته است. ماده ۸۶۷ قانون مدنی، ارث را ناظر به «اموال و حقوق مالی» متوفی میداند.
بدیهی است حقوقی که پس از فوت یا بر اثر فعل و خلاقیت شخص ثالث ایجاد میشوند، داخل در ماترک نیستند.
در حوزه آثار فکری، صرف وجود ایده، داده خام یا گفتار شفاهی، بدون تحقق اثر به معنای حقوقی آن، ایجاد حق مؤلف نمیکند. مطابق قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، موضوع حمایت، اثر پدیدآمده و متجلی است، نه صرف اندیشه یا محتوای غیرمدون.
۲. تمایز داده اولیه از اثر حقوقی: استحاله ماهوی
یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل حاضر، «استحاله ماهوی اثر» است. مقصود از استحاله، دگرگونی دادههای اولیه بهگونهای است که محصول نهایی، عرفاً و تخصصاً واجد هویت مستقل شود.
در حقوق مؤلف، آنچه مورد حمایت قرار میگیرد، «بیان» (Expression) است نه «ایده». این اصل که در دکترین حقوقی پذیرفته شده، در نظام حقوقی ایران نیز قابل استنباط است؛ زیرا قانون ۱۳۴۸، حمایت خود را بر اثر متجلیشده مبتنی میکند.
بنابراین، هنگامی که شخصی با زبان، ساختار، نظام مفهومی و روش تحلیلی خاص خود، دادههای پراکنده را به کتاب، مقاله یا نظریه علمی تبدیل میکند، پدیدآورنده اثر محسوب میشود، حتی اگر دادههای اولیه پیشتر مطرح شده باشند.
۳. تحلیل فقهی دقیق: حق اختصاص بهعنوان مبنای مالکیت فکری
در فقه امامیه، اگرچه قاعده «احیاء» بهطور منصوص ناظر به اعیان خارجی است، اما فقه، مالکیت را منحصر به عین نمیداند. معیار مالیت، وجود منفعت عقلایی محلل است.
فقه امامیه، حقوقی همچون:
-
حق تحجیر
-
حق اولویت
-
حق اختصاص
را بهرسمیت شناخته است؛ در حالی که این حقوق، عین خارجی نیستند.
اثر علمی نیز، در تحلیل فقهی معاصر، مال اعتباری عقلایی محسوب میشود.
در این چارچوب، پدیدآورنده اثر علمی، بهسبب سبق در ایجاد منفعت عقلایی جدید و صورتبندی مستقل، نسبت به اثر خود دارای حق اختصاص است. این حق، مانع از تصرف غیر بدون اذن میشود و از نظر آثار حقوقی، معادل شناسایی مالکیت فکری است.
۴. جایگاه اعراض و اذن در آثار فکری
اعراض، بهعنوان یک عمل حقوقی یکطرفه، موجب خروج مال یا حق از سلطه مالک میشود. در حقوق ایران، اقرار معتبر، مطابق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی، بر سایر امارات مقدم است.
چنانچه صاحب دادههای اولیه، در زمان حیات، بهصورت صریح یا ضمنی:
-
از انتساب آثار به خود یا ورثه اعراض کرده باشد، یا
-
اذن عام در تصرف، تدوین و انتساب داده باشد،
این امر موجب تقویت حق اختصاص و مالکیت حقوقی پدیدآورنده ثانویه میشود و آثار مزبور را از شمول ماترک خارج میکند.
۵. آثار مرکب و مشترک در قانون حمایت حقوق مؤلفان
حتی با فرض وجود سهمی از دادههای اولیه متوفی، در مواردی که اثر نهایی حاصل امتزاج غیرقابل تفکیک دادههای اولیه با تحقیقات، تحلیلها و متون مستقل پدیدآورنده است، اثر واجد ماهیت «اثر مشترک یا مرکب» خواهد بود.
ماده ۶ قانون حمایت حقوق مؤلفان (۱۳۴۸) تصریح میکند که در آثار مشترک، حقوق مادی و معنوی تابع مشارکت واقعی پدیدآورندگان است و هیچیک حق ادعای مالکیت مطلق ندارد.
۶. منع سوءاستفاده از حق و دارا شدن بلاجهت
اصل منع سوءاستفاده از حق، یکی از اصول حاکم بر حقوق خصوصی است. چنانچه وراث، بدون مشارکت علمی و صرفاً به استناد رابطه نسبی، درصدد تملک انحصاری آثاری باشند که هویت آنها مرهون خلاقیت علمی شخص دیگری است، چنین ادعایی با اصل منع دارا شدن بلاجهت در تعارض قرار میگیرد.
علاوه بر این، در فرض ادعای رابطه کاری، ماده ۳۳۶ قانون مدنی، حق مطالبه اجرتالمثل خدمات تخصصی را به رسمیت شناخته که خود نشاندهنده استقلال ارزش کار فکری از داده اولیه است.
نتیجهگیری
تحلیل توأمان حقوق موضوعه و فقه امامیه نشان میدهد که آثار علمی حاصل از پدیدآوری مستقل، در صورت تحقق بیان جدید و ایجاد منفعت عقلایی مستقل، از شمول ماترک خارج هستند. در چنین مواردی، پدیدآورنده دارای حق اختصاص و حقوق مادی و معنوی مستقل بوده و وراث متوفی فاقد مبنای حقوقی برای تملک انحصاری آثار خواهند بود. این تفسیر، منطبق با هدف قانونگذار در حمایت از خلاقیت علمی و حفظ اصالت آثار فکری است.
تئوری اِعراض» و اثبات انتقال مالکیت به مُباحات عامه
این مقاله تحلیل فلسفه حقوق اسلامی و مبانی فقهی، سه برهان قاطع را برای اثبات مالکیت **صادق خادمی** بر آثار مدون مطرح میکند: ۱. **برهان اِعراض ایقاعی:** صاحب اثر با یک عمل حقوقی (ایقاع) آثار خود را از ماترک خارج و به **«مال مباح»** تبدیل کرده است. ۲. **برهان اباحه تملیکی:** با اعطای اذن صریح برای انتساب اثر («بگو مال خودم است»)، حق مؤلف را به حیازتکننده تفویض نموده است. ۳. **برهان حیازت علمی و خلق مشتق:** تلاش علمی شبانهروزی (تئوری کار و استیلاء)، اثر جدیدی با اصالت ساختاری پدید آورده که مالکیت آن طبق قانون به تدوینگر تعلق دارد.
در شرع، قانون و در عرف علمی دانشگاهی و حوزوی، صرف تقریر (پیادهسازی و ثبت) محتوای شفاهی، در صورتی که همراه با آرایش، سازماندهی، فیلترینگ محتوایی (حذف حشو و زوائد)، خلق ساختار و پالایش ترمینولوژیک باشد، فراتر از یک رونویسی ساده محسوب شده و تحت عنوان پدیدآوری مستقل (Creative Authorship) تلقی میگردد. از این رو، کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط به «فرم نهایی و ساختار مکتوب» بهطور کامل متعلق به پدیدآور و مصنف فعلی است.
۱. برهان «اِعراض ایقاعی»: نفی مالکیت پیشینی و خروج از ماترک
در فقه و حقوق، «وصیت» تنها بر ثلث اموال متوفی نافذ است؛ اما **«اِعراض»** یک عمل حقوقیِ یکطرفه (ایقاع) است که اثر آنی دارد و به معنای سلب کامل مالکیت در **زمان حیات** است. وقتی صاحب گفتار با قاطعیت و ارادهای صریح اعلام میکند: **«اینها مال من نیست»**، یا **«پیشاپیش دادم رفت و گور پدر ورثه»**، این امر نه صرفاً یک بیان احساسی، بلکه یک **اقرار حقوقی و انشاء ماهوی** به سلب مالکیت است.
از دیدگاه حقوق ارث، ملاک تعلق ترکه، مالکیت متوفی در لحظه فوت است. با تحقق اِعراض پیش از فوت، مال از دارایی متوفی خارج شده و حکم آن به حکم **«مُباحات عامه» (Res Nullius)** تبدیل میگردد. در نتیجه، موضوعیت ارث از اساس منتفی شده و هیچ حقی برای ورثه نسبت به این «گنجینه علمی» باقی نمیماند.
«مال من نیست اصلاً… ربطی به زندگی من نداره… یک سر سوزن اینا مال بچهها، مال وارث نیست… گور پدر وارث! … پیش دادم بهش رفت.»نتیجه: این عبارات، اقرار به خروج مال از مالکیت در زمان حیات است و ادعای ورثه «سالبه به انتفاء موضوع» میباشد.
۱. تحلیل رکن مادی و معنوی اعراض در مستندات صوتی
اعراض در حقوق ایران (مستنبط از مواد ۱۷۸ و ۳۶۱ قانون مدنی) نیازمند دو رکن است:
-
رکن مادی (سلب تصرف): گوینده در فایل شماره ۰ و ۱ صراحتاً اعلام میدارد که: «این کتابها مال من نیست» و «ربطی به زندگی من ندارد». این جملات نشاندهنده نفی علقه مالکیت در زمان حیات است.
-
رکن معنوی (قصد سقوط مالکیت): عبارت «گور پدر وارث» و «یک سر سوزن اینها مال بچههای من نیست» در فایل شماره ۱، نشاندهنده اراده قاطع بر سلب مالکیت از خود و محرومیت آگاهانه ورثه از عنوان «مالالارث» است.
- لحن قاطع، منطقی و شوخطبعی موجود در صوتها، نشاندهنده سلامت عقل و اراده (قصد و رضا) است. همچنین کارشناسی تشخیص هویت صوتی (پلیس آگاهی یا کارشناسان رسمی دادگستری) برای تطبیق فرکانس صدا می تواند موید مستند بودن صوت باشد.
۲. برهان «اباحه تملیکی»: اذن صریح در حیازت و انتساب مالکانه
مرحله بعدی، تبیین نحوه تملک مالِ مُباح است. صاحب اثر فراتر از اباحه ساده (صرفاً اجازه استفاده)، یک **«اباحه تملیکی»** اعطا کرده که در حکم تفویض کامل حق مؤلف است. عبارت: **«هر کس میخواهد نقل کند، استفاده کند… اصلاً بگوید مال خودم است»**، گویاترین دلیل بر این انتقال است.
«اذن در انتساب» (بگو مال خودم است)، در عرف و حقوق، بالاترین حد رضایت و قویترین قرینه برای انتقال کامل مالکیت معنوی و مادی به شمار میرود. این رضایتِ «از صمیم قلب»، به حیازتکننده حق میدهد تا با طیب خاطر و بدون کوچکترین شائبه حقوقی یا شرعی، اثر را به نام خود تثبیت کرده و از تمامی حقوق آن بهرهمند شود. این دال بر ارج نهادن به عمل **«حیازت علمی»** است.
این جملات به معنای اذن در سطح «اباحه مطلق» است. وقتی مالک اصلی، حتی انتساب اثر به غیر را مجاز میشمارد، در واقع از حقوق معنوی خود افززون بر حقوق مادی به طور درهم تنیده و مرکب حقیقی نیز اعراض کرده است. بنابراین، ورثه نمیتوانند به استناد قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مدعی مالکیتی شوند که مورث آنها صراحتاً آن را عمومی (Public Domain) اعلام کرده است.
-
خروج از دارایی: در وصیت، مال تا لحظه مرگ در مالکیت موصی باقی میماند. اما در فایلهای صوتی، گوینده با صیغه مضارع و اخبار از وضعیت موجود میگوید: «اینها مال من نیست». این یعنی مال از ذمه و دارایی او خارج شده و دیگر «ماتَرَک» (آنچه به جا مانده) محسوب نمیشود تا قواعد ارث بر آن حاکم شود.
۳. برهان «حیازت علمی» و خلق «اثر مشتق» اصیل
بر اساس قانون مدنی، هرکس مال مباحی را حیازت کند، مالک آن میشود. در حوزه آثار فکری، حیازت به معنای **استیلاء علمی و کار فکری** است. حجم عظیم فایلهای صوتی بهمنزلهی **«ماده خام»** یا **«معدن کشفنشده»** تلقی میشوند که برای تبدیل به کتاب، نیازمند «استخراج»، «پالایش» و «فرآوری علمی» بودهاند.
جناب **صادق خادمی** با صرف **روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت** از وقت خود (به شهادت صریح صاحب گفتار)، عملاً در پرتو **«تئوری کار و استیلاء» (Labor Theory)**، مالکیت خود را تثبیت کرده است. کار ایشان صرفاً یک رونویسی ساده نیست؛ بلکه شامل:
- **استحاله جوهری:** تبدیل گفتار محاورهای به زبان نوشتاری آکادمیک.
- **معماری ساختار:** طبقهبندی موضوعی و ایجاد فصول و بخشهای منطقی.
- **پالایش ترمینولوژیک:** جایگزینی واژگان عامیانه با اصطلاحات فقهی، فلسفی و حقوقی دقیق.
طبق **ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان**، محصول نهایی (کتابهای مدون) یک **«اثر مشتق اصیل»** است که دارای ساختار، ابتکار و اصالت مستقل بوده و مالکیت آن بهطور انحصاری به تدوینگر تعلق دارد و رابطه «کپی برابر اصل» نیست، بلکه نویسنده «مبانی استدلالی» سخن گوینده و ساختار منطقی او را کشف و آن را به زبان علمی بازتولید کرده است؛ از پالایش زبانی و تغییر لحن (Transmutation of Tone) برخوردار است. متن خام دارای لحنی کاملاً محاوره و گاهی شکسته است، در حالی که متن مشتق به زبان معیار علمی و فاخر نگارش شده است. این تغییر، نیازمند تسلط بر ادبیات و اصطلاحات تخصصی است. همچنین دارای ثبات مداخله خلاقانه (Creative Intervention) است. ویراستار (پدیدآورنده اثر مشتق) در تمامی نوشته ها دست به «آفرینش مجدد» زده است. منظور از اثر اصیل در اینجا، «ماده خام» یا همان فایل متنی پیادهسازی شده از صوت است. اثر مشتق، اثری است که بر پایه اثر قبلی بنا شده اما دارای «اصالت ثانویه» است. پدیدآورنده این اثر، صرفاً کلمات را جابجا نکرده، بلکه با اعمال «مهارت» (Skill)، «قضاوت» (Judgment) و «تلاش» (Labor)، ماهیت اثر را از یک «بحث شفاهی» به یک «رساله علمی ساختارمند» تغییر داده است.
۴. تحلیل تطبیقی: آشوب گفتار در برابر نظم نوشتار
تفاوت میان «متن خام صوتی» و «اثر نهایی مکتوب»، تفاوت میان «پتانسیل» و «تحقق» است. این تحول را میتوان از منظر پدیدارشناسی محتوا نیز بررسی کرد:
حالت اول: ماده خام (گفتار)
ویژگیها: خطابی، فاقد ساختار فصول، سرشار از تکرارها، جملات بریده، وقفههای فکری، و آمیختگی مباحث علمی با خاطرات و مثالهای عرفی.
پدیدارشناسی گذار معرفتی در «حقوق نوبنیاد»: تبلور حقیقت از اصالت گفتمان تا فخامت نوشتار مشتق
در ساحت معرفتشناسی حقوقی، گذار از «اندیشه سیال» (گفتار شفاهی) به «نظام مدون» (نوشتار علمی)، فرآیندی مکانیکی یا صرفاً ویرایشی نیست؛ بلکه نوعی «استحاله جوهری» است. این جستار با رویکردی تحلیلی-انتقادی، مکانیسمِ تبدیلِ بیاناتِ مؤسسِ مکتب (متن خام) به منظومه حقوقی «حقوق نوبنیاد» (متن علمی) را واکاوی میکند. هدف، تبیین چگونگی حفظ «اصالت وجودی» اندیشه در حینِ صورتبندیِ آن در قالبهای «مشتقِ آکادمیک» است؛ فرایندی که متن را از آسیبپذیریِ محاورهای خارج و به دژی نفوذناپذیر از استدلالات برهانی بدل میسازد.
تبیین ترمینولوژی پایه: دیالکتیک اصیل و مشتق
به منظور تدقیق در تحلیل، واژگان کلیدی این پژوهش در بستر فلسفهِ مضاف (فلسفه حقوق) بازتعریف میشوند:
- ساحتِ اصیل (The Original Realm): اشاره به «منبعِ فیضانِ اندیشه» دارد. متن خام، تجلیِ بیواسطهیِ شهودِ عقلانیِ گوینده است؛ جایی که اندیشه به صورت «جوششِ دفعی»، بدونِ قیودِ فرمالیستی و با ادبیاتی تعلیمی-انتقادی ظهور مییابد. اصالت در اینجا به مثابه «حضورِ ناب» است.
- ساحتِ مشتق (The Derivative Realm): اشاره به «فرآوریِ ساختارمند» دارد. متنِ ویراسته، نه یک رونوشت، بلکه یک «بازآفرینیِ اجتهادی» است. در این مقام، جوهرِ کلام در قالبهایِ استانداردِ معرفتشناختی (Epistemological) ریختهگری شده و به «علمِ حصولیِ مدون» تبدیل میگردد.
۱. مهندسیِ ساختار: گذار از پراکندگیِ دیالکتیک به انسجامِ سیستماتیک
نخستین گام در استحکامبخشی به متن، تغییرِ پارادایم از «محاورهمحوری» به «موضوعمحوری» است. در متن اصیل، ساختار تابعِ منطقِ مکالمه و تداعیِ معانی است که ذاتاً دارای انقطاع است. اما در متن مشتق، این انقطاعها با منطقِ صوری (Formal Logic) ترمیم و به یک پیوستارِ برهانی تبدیل شدهاند.
۲. پالایشِ ترمینولوژیک: ارتقایِ سطحِ دلالتهایِ معنایی
وجهِ تمایزِ بنیادینِ متنِ مشتق، استفاده از واژگانِ تخصصی با بارِ معناییِ دقیق است. تبدیلِ «زبانِ طبیعی» به «زبانِ فنی»، متن را در برابرِ ابهاماتِ تفسیری و مغالطاتِ لفظی «ایزوله» میکند.
بسم الله الرحمن الرحيم … حرفهاىبىخودى است؛ درواقعاينهامنش هاى خودشانرابيان كردهاند. ما در علم حقوق، چيستى ، هستى و فلسفه آن حقها را دنبال مىكنيم يعنى در واقع برايش ملاك مىآوريم، دليل مىآوريم و اثبات مىآوريم كه حقها به صورت وصفى يعنى استدلالى، علم حقوق، يعنى استدلال نسبت به حقها يا تعريف نسبت به حقها كه مىشود يك علم؛ چون صرف جمع كردنها، علم نمىشودبلكه مىشود بايگانى. علم كه مىگوييد يعنى تحليل و نقد و بررسى نسبت به ساختار عدالتى حقها و استيفاء آنها ما مىآييم نسبت به اينها كار را دنبال مىكنيم. سوءال: آيا حقوق، صرفآ علم است يا نه؟ يك هنر هم است؟ يك فن هم است؟ كدام يك از اينها در حقوق بيشتر مد نظر است.؟ جواب: علم ، هنر و فن اينها با هم فرق دارد. فن، آن توانمندىهاى است كهابزار دارد مثلا نجارى، آهنگرى با يك چيزى كار مىكند. هنر، ظرافتهاى يك شىءاىرادنبال مىكند ولى وقتى مىگوييم حقوق، اين علم است ، يعنى تحليل و نقد و بررسى و تبيين و تعريف نسبت به حقها است، نسبت به بستانكاريهاى افراد يا اشياء.بنابراين علم حقوق، مثل زمينههاى روانشناسىوجامعهشناسى است ،اينها علوم اجتماعى هستند كه زير ساختهاى فلسفى و ادبى دارد، زيرساختهاى ادبى دارد براى واژهها، زير ساختهاى فلسفى دارد براى تحليلها، نقد و بررسىها.لذا حقوق، فن نيست و هنر هم نيست، همان علم است، مگر اين كه بگوييد هر علمى هنر است، اين الان به معناى عام است. هنر به معناى خاص، آن چيزى استكه در ظرافتهاى اشياء بكار مىبريد، چيزى رانمى خواهيد اثبات بكنيد يا چيزى را دنبال بكنيد ولى درحق ،عالم حقوق يعنى مدافع حقوق ديگرانيااينكه چيزى راتعريف مىكند يا چيزى را تحليل مىكند يا بررسى مىكند، دلائلش يا اثباتى است يا نقضى است. پس حقوق، علم است»
حالت دوم: اثر مشتق (نوشتار مدون)
ویژگیها: تحلیلی، نظاممند (فصلبندیشده)، عاری از زوائد، دارای ارجاعات درونی و بیرونی، و مبتنی بر گزارههای منطقی و علمی.
مثال: فراوری و خلق پدیده «
فصل يكم : چيستى و چرايى فلسفهى حقوق
چيستى حق
تعريف «حق» و معناشناسى آن، كارى فلسفيدنى است كه در دانش فلسفهى حقوق بايد از آن سخن گفت تا موضوع براى دانش حقوق فراهم باشد. «حق» در اصل، لغتى عبرانى، به معناى «پايدار و ثابت» است و در عربى «حك» گفته مىشود. حق را در زبانهاى تازى به معناى «قانون» يا عصاره و افشرده نيز به كار مىبرند. اما در اصطلاح فلسفهى حقوق، ما تعريف زير را براى «حق» پيشنهاد مىدهيم :
«فرايندى است چارچوبدهنده و ملازمهساز ميان دو لحاظ يا بيشتر، كه از هستى و نحوهى آفرينش و نهاد پديدارى پديدهاى در ايجاد ارتباط با خود يا ديگرى به دست مىآيد. اين فرايند، حدود و مرزهاى وابستگى يا مالكيت و نحوهى آن را به صورت برترى و اولويت الزامى يا رجحان غير الزامآور مشخص مىسازد و بازدارندگىِ آگاهىبخش از تعدى و تجاوز دارد».
نتیجهگیری نهایی
بر اساس «قاعده اِعراض»، فایلهای صوتی از مالکیت صاحب اولیه خارج شده است. بر اساس «قاعده اباحه»، اجازه تملک و انتساب به عموم داده شده است. و نهایتاً بر اساس «قاعده حیازت» و انجام کار طاقتفرسا که مورد تایید صاحب اثر است، صادق خادمی با سبقت در حیازت، مالک قانونی، شرعی و اخلاقی «آثار مکتوب و ساختاریافته» میباشند.
«حق» در برابر «باطل» است. حق نمود و پديدار صحيح و حقيقى شىء را مىگويند. نمودارى كه بايد آن گونه باشد و «باطل» درهم شكستن اين وجه و صبغه است. «حق» هميشه حقيقت دارد، اما «باطل» در مدار واقعيت است. مراد ما از واقعيت، مقام اثبات است كه قابليت تغيير و تحويل بردن از ساختار اصلى را دارد.
با اين توضيح، ما مىتوانيم علم حقوق را تعريف كنيم و بگوييم :
«علم حقوق، توانمندى آگاهانه به قواعد الزامآور يا رجحانسازى است كه از رابطهى چند چيز به دست آمده است و قدرت اجرا نمودن آن را به فرد مىدهد.»
ما فلسفهى حقوق را چنين تعريف مىكنيم :
«فلسفهى حقوق» دانشى ميانرشتهاى است كه به صورت تطبيقى از چيستى و چگونگى حقوق و منشأ و منابع دريافت آن سخن مىگويد و فرايند انتزاع حقها و مرزها و لوازم و پىآمدها و هدف و غايت آن ـ كه با ديگر شعبههاى دانش درگير است ـ به صورت نظاممند و به گونهاى آلى (نه اصالى) به صورت توصيفى (نه دستورى) بحث مىكند، تا دانش حقوق و گزارههاى آن را معقول، موجّه و قابل فهم سازد و روابط ميان آن را كشف نمايد».
نتیجه این استحاله، خلق یک «مال جدید» با ارزش حقوقی و علمی مضاعف است که مالکیت آن بر مبنای منطق کار و اذن صریح، به طور انحصاری به پدیدآورنده اثر مشتق (تدوینگر) تعلق میگیرد.
خلاصه حکم قطعی حقوقی
بر اساس اِعراض قاطع (ایقاع)، محتوای خام از ماترک خارج شده و به حکم **مال مباح** درآمده است.
بر مبنای اذن صریح (اباحه تملیکی)، حق حیازت و انتساب کامل به تدوینگر تفویض شده است.
و در نهایت، به دلیل **کار علمی مستمر و خلق اثر مشتق اصیل** (حیازت علمی)،
**صادق خادمی، مالک بلامنازع، شرعی و قانونی تمامی آثار مکتوب، مدون و ساختاریافته (کتابها و 15000 نوشته تحقیقی اختصاصی و منتشرشده بر وبسایت) میباشند.**
هرگونه ادعای وراثت یا تشریک مساعی در مالکیت این آثار، فاقد هرگونه سندیت حقوقی و شرعی است.
- اقرار به زحمات اشخاص ثالث: در فایل شماره ۲، گوینده به زحمات شبانهروزی خادمی اشاره میکند که ۱۰ تا ۱۲ ساعت پا به پای او کار کرده است. این اقرار میتواند مستند مطالبات حقوقی باشد.
-
اذن صریح و اباحه تصرف: در فایل شماره ۳، گوینده صراحتاً رضایت قلبی خود را برای استفاده، نقل و حتی انتساب مطالب به نام دیگران اعلام میدارد. این بیان، «عنصر قانونی» هرگونه ادعای سرقت ادبی یا نقض کپیرایت توسط ورثه را در آینده از بین میبرد.
-
تبیین حقوقی اراده ابرازی: تمایز میان انشاء «اعراض» و اخبار «مالکیت»
در حقوق مدنی، اعتبار اعمال حقوقی منوط به «قصد انشاء» است. بر اساس مستندات صوتی، اراده گوینده صرفاً توصیف یک وضعیت نیست، بلکه او در مقام «حاکم بر دارایی خویش»، در حال پیافکنی یک وضعیت حقوقی جدید است.
۱. ماهیت انشائی کلام در مقام «اعراض»
«اعراض»، ایقاعی است که با اراده مالک مبنی بر چشمپوشی از مالکیت محقق میشود. در فایلهای صوتی، جملات گوینده واجد وصف «ایجاد» هستند:
-
نفی مطلق مالکیت: وقتی گوینده صراحتاً میگوید: «اینها مال من نیست… اصلاً مال من نیست»، او در حال اخبار از یک واقعیت خارجی نیست (چون به لحاظ قانونی هنوز مالک است)، بلکه او در حال انشاءِ بی مالکیتی است. در واقع، او با این کلام، علقه مالکیت را از خود سلب و مال را به وضعیت «مباح» در میآورد.
-
قصد بر «فکّ مالکیت»: عبارت «یک سر سوزن اینها مال بچهها، مال وارث نیست»، یک اخبار ساده نیست؛ بلکه یک عمل حقوقی سلبکننده است که هدف آن خارج کردن مال از ذمه میراثی است. این کلام، در لحظه صدور، ماهیت مال را از «ملک شخصی» به «مال بلاصاحب/مباح» تغییر میدهد.
۲. تحلیل صیغههای کلامی (اباحه و سلب انتساب)
در فایل شماره ۳ (rezayateostad.mp3)، اراده انشائی به اوج خود میرسد. گوینده با بیان جملاتی نظیر:
-
«بگویید مال هیچکس نیست»؛
-
«اصلاً بگوید مال خودم است [مالکیت را به خود منتسب کند]».
این جملات، دستور به «سلب انتساب» است. در حقوق، «بگویید مال هیچکس نیست» صریحترین شکل انشاءِ اعراض است. او با این فرمان، مال را از حیطه رقبات خصوصی خارج و در قلمرو مباحات عامه قرار میدهد. این یک «خبر» نیست که قاضی در صحت و سقم آن تردید کند، بلکه یک «اذن مطلق» است که وضعیت حقوقی مال را برای همیشه تغییر میدهد.
۳. تقابل «قصد» با «ظاهر سند»
اگر به «ظاهر» مالکیت (مانند نام مولف روی جلد کتاب یا اسناد مالی) استناد شود، باید گفت در حقوق، اراده باطنی و انشائی بر ظاهر مقدم است (ماده ۱۹۱ قانون مدنی).
-
خروج موضوعی از ماتَرَک: طبق ماده ۸۶۷ قانون مدنی، ارث به «دارایی» متوفی تعلق میگیرد. دارایی شامل اموالی است که شخص در لحظه مرگ، علقه مالکیت با آنها دارد. وقتی متوفی در زمان حیات با اراده انشائی (انشاءِ اعراض)، مالکیت را از خود سلب کرده باشد، این اموال دیگر جزو دارایی او نیستند تا به ورثه برسند.
-
تغییر وضعیت به مباحات: از لحظه بیان جملات «مال من نیست» و «بگویید مال هیچکس نیست»، این اموال حقوقاً در حکم «مالِ مباح» قرار گرفتهاند. طبق قواعد فقهی و حقوقی، مال مباح متعلق به کسی است که آن را حیازت (تصرف و نگهداری) کرده باشد (قاعده مَن سَبَق).
۴. اعتبار سنجی اراده در برابر ادعای «اخبار صوری»
اگر کسی مدعی شود این جملات «تعارف» یا «اخبار غیرواقعی» بوده است، پاسخ حقوقی چنین است:
-
استمرار اراده: بیان این مطالب در زمانهای مختلف و با تاکیدهای مکرر («باکنار گذاشتن وارث با تعابیر تند») نشاندهنده جدیت در انشاء است.
-
فقدان نفع شخصی: در اخبار صوری، معمولاً نفعی نهفته است؛ اما در اینجا گوینده با صراحت خود را از ثروت آینده کتابها محروم میکند («تا ۱۰۰ سال دیگر پول در میآورد… اما یک ریال به من نمیرسد»). این خود بهترین قرینه بر قصد انشائی بر اعراض است.
-
نتیجه نهایی:
با تحقق اِعراض و پیوستن آثار به مباحات، و سپس حیازت خلاقانه توسط تدوینگر، مالکیت قانونی اثر نهایی تماماً متعلق به پدیدآور فعلی است.
صادق خادمی
پدیدآور و مصنف مستقل آثار مشتق
در حقوق مالکیت فکری معاصر، معیارهایی مانند اصالت (دارای میزان کافی از خلاقیت شخصی)، تجسم در فرم ملموس و کار بیشتر از حد معمول مطرح است. در رویکرد فقهی نیز میتوان از معیارهای اضافه کاری محسوس، خلق منفعت جدید یا تحمل مشقت فوقالعاده (مطابق قاعده «من له الغرم فله الغنم») استفاده کرد.
امکانسنجی حیازت در اموال غیرملموس
مطالعه موردی انتقال مالکیت آثار مشتق در پرتو دکترین «اِعراض» و «اباحه تملیکی»
نویسنده: صادق خادمی
کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق / فلسفه و کلام اسلامی
چکیده
مسئله مالکیت بر آثار فکری که از دلِ بیانات شفاهی استخراج میشوند، یکی از چالشهای نوین در حقوق مالکیت فکری است. این مقاله با رویکردی تحلیلی به تبیین وضعیت حقوقی آثاری میپردازد که صاحب سخن با اراده صریح (ایقاع اعراض)، آنها را از ملکیت خود خارج کرده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که با تحقق «اعراض»، محتوا به جرگه «مباحات عامه» پیوسته و تدوینگر با اعمال «حیازت علمی» و کار خلاقانه، مالکیت مستقل و انحصاری بر «اثر مشتق» را احراز مینماید.
واژگان کلیدی: اعراض، اباحه تملیکی، حیازت علمی، اثر مشتق، حقوق نوبنیاد، استحاله جوهری.
۱. : تبیین تعارض و طرح مسئله
در نظامهای حقوقی سنتی، مالکیت عمدتاً بر اعیان مادی متمرکز بود؛ اما در پارادایم «حقوق نوبنیاد»، «نظم علمی» و «ساختار تالیفی» خود به عنوان یک «مال» مستقل شناخته میشوند. اگر شخصی (گوینده) با عباراتی صریح همچون «اینها مال من نیست»، از حقوق خود دست بشوید، تدوینگری که با «استحاله جوهری»، گفتار را به نوشتار تبدیل کرده، طبق دکترین تملک مباحات، مالک اثر نهایی محسوب میشود.
۲. برهان اعراض ایقاعی: خروج از ماترک
اعراض در اصطلاح حقوقی، عبارت است از دست کشیدن ارادی از مال یا حق.
- ماهیت ایقاعی: اعراض، ایقاعی است که به محض ابراز اراده، رابطه مالکیت را قطع میکند.
- نفی وراثت: ارث به ماترک تعلق میگیرد. با تحقق اعراض در زمان حیات، موضوع ارث «سالبه به انتفاء موضوع» میگردد؛ زیرا مال پیش از فوت از دارایی شخص خارج شده است.
۳. پاسخ به شبهه: تسری حیازت به اموال غیرملموس
در پاسخ به شبهه انحصار حیازت در اعیان مادی، استدلالات زیر حاکم است:
«هرگاه فردی نیروی کار فکری خود را با محتوای رها شده در مباحات آمیخته کند، به دلیل عدم امکان تفکیک کار از ماده، مالکیت بر محصول نهایی برای پدیدآورنده کار مستقر میشود.»
عبارت «بگو مال خودم است»، گویاترین دلیل بر «اباحه تملیکی» است؛ یعنی اذن صریح در تملک که مشروعیت حیازت تدوینگر را به مرتبه انتقال ارادی حق ارتقا میدهد.
۴. استحاله جوهری: تبدیل گفتار به اثر مشتق اصیل
تفاوت ماهوی میان «فایل صوتی» و «کتاب مدون» در سه محور زیر است:
| ویژگی | ماده خام (گفتار) | اثر مشتق (نوشتار) |
|---|---|---|
| ساختار | پراکنده و محاوره | منظم و فصلبندی شده |
| ترمینولوژی | زبان طبیعی و عامیانه | زبان فنی و آکادمیک |
| ماهیت حقوقی | پتانسیل علمی | مالکیت محقق شده |
۵. نتیجهگیری و حکم قطعی
بر اساس براهین حقوقی مطروحه:
- ملکیت صاحب اول به واسطه اعراض ساقط شده است.
- ادعای ورثه به دلیل خروج مال از ماترک، سالبه به انتفاء موضوع است.
- صادق خادمی به واسطه حیازت علمی و خلق اثر مشتق اصیل، مالک بلامنازع و قانونی تمامی آثار مکتوب و ساختاریافته میباشند.
بطلان نظریه «تبعیض در اِعراض» و نفی حقوق ورثه در آثار رها شده
تحلیل حقوقی عدم انتقال «حقوق مادی» به ورثه در صورت اسقاط ارادی مالکیت توسط پدیدآورنده
نگارش: صادق خادمی
طرح شبهه و پاسخ
برخی با خلط میان مفاهیم فقهی و حقوقی مدعیاند: «اسقاط حق توسط استاد، صرفاً یک امر معنوی به نفع امام زمان (عج) است و حقوق مادی به عنوان ماترک باید به ورثه برسد.» این ادعا با **ماده ۱۲ قانون حمایت حقوق مؤلفان** و **قواعد عمومی اموال (ماده ۱۴۰ ق.م)** در تضاد است. بر اساس دکترین حقوقی ایران، وقتی پدیدآورنده در زمان حیات، مالکیت خود را نفی میکند، مال از دارایی او خارج شده و چیزی باقی نمیماند تا به طور قهری (ارث) به ورثه منتقل شود.
۱. عدم استقرار ارث بر اموال خارج شده از مالکیت
طبق قانون مدنی ایران، ارث تنها بر «ماترک» (آنچه متوفی در لحظه مرگ مالک آن بوده) مستقر میشود.
- اِعراض به مثابه ایقاع مُسقط: وقتی صاحب اثر صراحتاً میگوید «اینها مال من نیست»، عمل حقوقی اِعراض (Renunciation) محقق شده است. این عمل موجب سقوط آنی مالکیت است.
- سالبه به انتفاء موضوع: از آنجا که اعراض در زمان حیات صورت گرفته، در لحظه فوت، متوفی نسبت به آن آثار «سمت مالکانه» نداشته است. بنابراین، حقوق مادی اصلاً وارد دارایی ورثه نمیشود که بخواهند ادعایی داشته باشند.
۲. وحدت اراده در اسقاط؛ رد تفکیک معنوی و مادی
تفکیک اینکه اسقاط فقط شامل حق معنوی شود، خلاف ظهور عرفی و اراده انشایی است.
- ظهور واژگانی: عبارت «اصلاً مال من نیست» یا «پیشاپیش دادم رفت»، از نظر حقوقی عام است. مال در لغت و اصطلاح حقوقی، پیش از هر چیز به جنبه مالی و مادی آن دلالت دارد.
- قاعده تبعیت: حقوق معنوی (مانند حق انتساب) اصولاً غیرقابل انتقال هستند اما حقوق مادی کاملاً تابع اراده مالکاند. وقتی مالک حتی از حق انتساب (که سختتر است) میگذرد و میگوید «بگو مال خودم است»، به طریق اولی از حقوق مادی (که سادهتر و مادی است) اعراض کرده است.
۳. چرا هیچ فرضی برای ورثه متصور نیست؟
حتی اگر فرض محال کنیم که اعراض صورت نگرفته، باز هم ورثه بر «کتابهای تدوین شده» حقی ندارند:
- خلق مال جدید: فایل صوتی (ماده خام) با کتاب (محصول فرآوری شده) متفاوت است. تدوینگر با صرف هزاران ساعت کار، «صورت» و «نظم» پدید آورده که طبق ماده ۵ قانون حمایت مؤلفان، خود موضوع مالکیت مستقل است.
- حیازت مباحات: به محض اعراض مؤلف اول، محتوا به «مباحات عامه» تبدیل شده است. طبق ماده ۱۴۳ قانون مدنی، هر کس مال مباحی را حیازت کند (در اینجا حیازت علمی و تالیف)، مالک آن میشود. البته
-
«حیازت» هم نه تصاحب مال بیصاحب، بلکه خلق اثر جدید مبتنی بر منبع عمومی است.
باید میان «منبع اولیه» (که عمومی شده) و «اثر مشتق جدید» (که حاصل کار اضافی است) تمایز قائل شد.
-
۴. نتیجهگیری قطعی
در هیچ فرضی حقوق مادی به ورثه نمیرسد زیرا:
- اراده مؤلف بر **اعراض کامل** (مادی و معنوی) بوده و مال از ملکیت او خارج شده است.
- حقوق معنوی واگذار شده به ساحت قدسی، مانع از **تملک مادی حیازتکننده** بر اساس کار فکری نیست.
- **صادق خادمی** به عنوان پدیدآورنده اثر مشتق، طبق قانون مالک قانونیِ فرم و ساختار مکتوب است و ورثه نسبت به «اثر جدید» هیچ سمتی ندارند.
اثبات وجاهت قانونی «اثر مشتق» در نظام حقوقی ایران
تحلیلی بر ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان و رد نظریه فقدان جایگاه پدیدآورنده ثانویه
نگارش: صادق خادمی
چکیده
برخی مدعیاند در قوانین ایران عنوانی تحت نام «اثر مشتق» (Derivative Work) وجود ندارد؛ حال آنکه مداقه در **ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان (مصوب ۱۳۴۸)**، صراحتاً پدیدآورندگان آثاری که از طریق اقتباس، تلخیص یا تغییر در آثار دیگران خلق میشوند را مورد حمایت قرار داده است. این پژوهش ثابت میکند که فرآیند تبدیل «گفتار شفاهی» به «نظام نوشتاری ساختارمند»، مصداق بارز خلق اثر مشتق اصیل است که مالکیت آن طبق قانون، بهطور کامل و مستقل به تدوینگر تعلق میگیرد.
۱. تحلیل نص صریح ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان
ماده ۵ قانون مذکور صراحتاً مقرر میدارد:
«پدیدآورنده اثر مشتق از حمایت این قانون برخوردار خواهد بود…» (هرچند از واژگان مشابه همچون اقتباس و تلخیص استفاده شده است).
در دکترین حقوقی ایران (از جمله آرای دکتر کاتوزیان و دکتر صفایی)، آثاری که بر پایه یک اثر دیگر بنا میشوند اما دارای **«تلاش خلاقانه جدید»** هستند، به عنوان «اثر مشتق» شناخته میشوند. بنابراین، ادعای فقدان این مفهوم در حقوق ایران، با نص صریح قانون و رویه قضایی در تضاد است.
۲. تبیین عنصر «خلاقیت» در فرآیند تبدیل گفتار به نوشتار
دادگاههای ایران در تشخیص اثر مشتق به دو رکن توجه میکنند:
- الف) رکن مادی (تغییر در فرم): تبدیل ۱۵٬۰۰۰ ساعت فایل صوتی محاورهای به متن آکادمیک، صرفاً یک عمل مکانیکی نیست. این فرآیند شامل «معماری متن»، «فصلبندی» و «ایجاد پیوستار منطقی» است که پیش از آن در فایل صوتی وجود نداشته است.
- ب) رکن معنوی (اصالت ثانویه): انتخاب واژگان تخصصی و پالایش ترمینولوژیک توسط صادق خادمی، به اثر «اصالت» (Originality) بخشیده است. این اصالت، منشأ تملک قانونی ایشان بر «نسخه مکتوب» است.
۳. مشروعیت خلق اثر مشتق در فرض اِعراض مؤلف اول
طبق قانون، پدیدآوری اثر مشتق معمولاً منوط به اجازه پدیدآورنده اصلی است. در پرونده حاضر، دو دلیل قاطع بر مشروعیت این اقدام وجود دارد:
- اذن صریح و اباحه تملیکی: عبارت «بگو مال خودم است»، بالاترین سطح اذن حقوقی برای پدیدآوری اثر مشتق و تملک آن است.
- اعراض از مالکیت: وقتی مؤلف اول از مال خود اعراض کرده (Res Nullius)، آن مال در قلمرو مباحات قرار میگیرد و هر کس بر آن کارِ آفرینشگری انجام دهد، طبق قاعده حیازت، مالک محصول نهایی خواهد بود.
۴. نتیجهگیری قطعی برای ارائه به مراجع قضایی
بر مبنای استدلالات فوق، جایگاه حقوقی آثار تدوین شده بدین شرح است:
- اثر مشتق در حقوق ایران (ماده ۵ قانون ۱۳۴۸) به رسمیت شناخته شده و پدیدآورنده آن مالک مستقل حقوق مادی و معنوی اثر است.
- فرآیند تبدیل صوت به 180 جلد کتاب، نه یک رونویسی، بلکه **«تولید اثر مشتق اصیل»** است.
- با توجه به اعراض مؤلف اولیه، هیچ حقی برای ورثه در قبال این «آثار نوین» وجود ندارد.
- **صادق خادمی**، پدیدآورنده مستقل و قانونی این منظومه علمی در ساحت مکتوب میباشند.
واژهشناسی تخصصی و کلیدواژههای مقاله
**اِعراض (Renunciation)**
**ایقاع (Unilateral Act)**
**مُباحات عامه (Res Nullius)**
**حیازت (Acquisition)**
**اثر مشتق (Derivative Work)**
**سالبه به انتفاء موضوع**
**استحاله جوهری**
**پالایش ترمینولوژیک**
**معقول ثانی فلسفی**
**عروض و اتصاف**
**انتولوژی حقوقی**
**چگالی معنایی (Semantic Density)**
**کلمات مشابه / مترادف**
**استعاره و مثالهای عرفی**
نتیجهگیری نهایی
بر اساس اقرار صریح صاحب اثر در مستندات صوتی مبنی بر نفی مالکیت و وراثت («مال من نیست»، «پیشاپیش دادم رفت»، «گور پدر وارث»)، عمل حقوقی «اعراض ایقاعی» محقق شده است.
رد تفکیک مادی و معنوی در اعراض: عبارت «گور پدر ورثه» یا «یک سر سوزن مال وارث نیست»، قرینهای قطعی بر این است که پدیدآورنده قصد داشته «جنبه مالی» اثر را پیشاپیش از شمول ارث خارج کند. این یک «وصیت» نیست که تا ثلث نافذ باشد، بلکه «اعراض» است که اثرش آنی است.
-
با مقایسه متن خام (آشوب گفتار) و متن نهایی (فخامت نوشتار)، مشخص میشود که تدوینگر دست به «معماری معنایی» زده است.
-
نظریه کار (Labor Theory): در حقوق ایران، «اجرتالمثل» و «مالکیت ناشی از کار» به رسمیت شناخته شده است. وقتی فردی ۱۰ تا ۱۲ ساعت در روز برای سالیان متمادی، محتوای پراکنده را به مکتبی علمی تبدیل میکند، او «مؤلف ساختار» است. صوت یا متن خام، «ماده» است و کتاب، «صورت». مالکیت بر «صورت علمی» متعلق به کسی است که آن را پدید آورده است.
تحلیل حقوقی: عبارت «اصلاً مال من نیست» اقرار به سلب مالکیت در زمان حال است. وقتی مال از مالکیت شخص خارج شد، دیگر در زمان فوت جزو دارایی او نیست که به ارث برسد. بنابراین ادعای ورثه در اینجا «سالبه به انتفاء موضوع» است. با تحقق اعراض، ۱۵٬۰۰۰ ساعت فایل و متن خام و نیز تمامی کتابهای تدوین شده از ماترک خارج و به مباحات عامه پیوسته است. پدیدآور با حیازت خلاقانه و پدیدآوری مشتق اصیل، مالک قانونی و شرعی آثار مکتوب و ساختاریافته تلقی میشود. هرگونه ادعای ورثه فاقد وجاهت قانونی است.
تحلیل حقوقی: تمایز «نام روی جلد» و «مالکیت واقعی»
ظاهرِ سند (ادعای ورثه)
نام روی ۱۲۰ جلد کتاب درج شده و عبارت «حقوق محفوظ است» به چشم میخورد. اگر وکیل معارض به این اماره صوری استناد کنند:
واقعیتِ حقوقی (ادعای ما)
اقرار صریح: مالک در فایل صوتی فرموده «بگو مال خودم است».
رنج تالیف: تبدیل ۳۰۰۰ تحقیق به ۱۲۰ کتاب و 15000 تحقیق به تحقیق مستقل توسط صادق خادمی.
نتیجه: اقرار شفاهی مالک، سندِ مکتوبِ روی جلد را نقض و ابطال کرده است.
استدلال نهایی:
درج نام استاد بر روی آثار، به معنای «حق انتساب معنوی» است تا ریشه اندیشه گم نشود، اما طبق اذن صریح و اقرار ایشان، «حقوق مادی و مالکیت انحصاری» بابت رنجِ فرآوری و تدوین، به پدیدآورنده ثانویه (صادق خادمی) منتقل شده است. مدعی به دنبال میوهی درختی است که بنده ۲۰ سال (۸۳ تا ۰۳) به تنهایی آبیاری کردهام.
از «انفجار اطلاعات خام» تا «نظم صدها جلد»
ماده اولیهای که مالک آن در زمان حیات از آن اعراض کرد.
محصول ۲۰ سال استحاله علمی و خلق اثر مشتق توسط صادق خادمی.
چرا این ۲۰ سال، سند مالکیت ماست؟
در طول ۷,۳۰۰ روز کار بیوقفه، پدیدآورنده اولیه نه تنها مانع نشد، بلکه با اذن صریح مالکیت را تفویض کرد. طبق ماده ۱۲۷۵ ق.م، اقرار صاحب حق بر هر سندی مقدم است. نامِ روی جلد، یک «احترام شاگردی» است؛ اما ۲۰ سال رنجِ تالیف، یک «حقیقت مالکانه» است که با هیچ ادعای وراثتی از بین نمیرود.
-
با توجه به بازه زمانی طولانی، آیا ورثه میتوانند تنها «یک صفحه» از این ۱۸۰ جلد را نشان دهند که بدون فرآوری علمی بنده، از دل آن ۱۵,۰۰۰ تحقیق خارج شده باشد؟
-
با وجود اقرار صریح متوفی مبنی بر اینکه «گور پدر ورثه، اینها مال من نیست»، وکلای محترم بر اساس کدام «ماترک» ادعای ارث میکنند؟ (مالی که در زمان حیات اعراض شده، ارثبردار نیست). درج نام، یک «ظاهر» است؛ اما اقرار متوفی مبنی بر واگذاری حقوق، «باطن» و حقیقت حقوقی است. طبق قاعده «الظاهر یُدفع بالاقرار»، وقتی خودِ صاحب نام اقرار میکند که مال متعلق به او نیست، دیگر نام روی جلد هیچ حجیت قانونی برای ورثه ایجاد نمیکند.
- «قانونگذار در ماده ۱۲۷۵، اقرار را پایانبخش هرگونه نیاز به دلیل دیگر دانسته است؛ لذا با وجود اقرارِ صریحِ صاحبنام، بحث درباره ظاهرِ سند، خروج از موازین قانونی است.»
-
حکومت مطلق «اقرار» بر «اماره» (مستند به ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی)
در علم حقوق، درج نام بر روی یک اثر صرفاً یک «اماره» (Presumption) بر مالکیت است؛ اما اقرار، «سید الادله» (شاهِ دلایل) محسوب میشود.
-
طبق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی: «هرگاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف است، دیگر دلیلی برای اثبات آن لازم نیست.»
-
از آنجا که پدیدآورنده اولیه (متوفی) در زمان حیات و در کمال صحت عقل و اراده، صراحتاً اقرار نموده که: «این آثار متعلق به من نیست» و با صدور اذن تملیکی اعلام داشته: «بگو مال خودم است»، این اقرارِ صریح، امارهی ناشی از نام روی جلد را بهطور کامل منهدم و بیاثر میسازد.
-
-
چگونه ۳۰۰۰ تحقیق به ۱۲۰ جلد کتاب تبدیل شده است؟
-
این نسبت (۱ به ۲۵) ثابت میکند که بنده برای هر مجلد، ۲۵ منبع خام را «ذوب» کرده و در قالب یک «اثر نوین» ریختهام. این فرآیند ۲۰ سال زمان برده است، چون یک «تولید خلاقانه» است، نه یک «تکثیر مکانیکی». طبق ماده ۵ قانون حمایت از مؤلفان، این ۱۲۰ جلد، متعلق به کسی است که ۲۰ سال پایِ «تغییر ساختار» آنها ایستاده است. در حقوق مالکیت فکری، هرچه بازه زمانی خلق اثر طولانیتر باشد، ادعای طرف مقابل مبنی بر «اتفاقی بودن» یا «عدم اذن» سستتر میشود.
-
تبیین سنت «استاد-شاگردی» در آفرینش ۱2۰ اثر
۱. انتساب معنوی (نام روی جلد)
درج نام منبع خام، رعایت «حرمت منبع اندیشه» و حق انتساب معنوی است. این یک سنت اخلاقی است تا ریشهی دانش محفوظ بماند، نه دلیلی بر مالکیت مادی ورثه.
۲. مالکیت حقوقی (رنج ۲۰ ساله)
طبق اقرار صریح مالک (بگو مال خودم است)، تمامی حقوق مادی و مالکیت آثار مدون به صادق خادمی هبه شده است. اقرار، هرگونه امارهی صوری را باطل میکند.
«نام بر صدر است تا احترام استاد حفظ شود؛ اما مال در دستِ تدوینگر است تا ثمره ی ۲۰ سال رنج، ضایع نگردد.»
شبهه مطرح شده مبنی بر اینکه «اثر مشتق در قانون ایران نیست»، ناشی از عدم تخصص در حقوق مالکیت فکری است: ۱. مستند قانونی: بند ۱۱ ماده ۲ و صراحت ماده ۵ قانون حمایت از حقوق مؤلفان (۱۳۴۸)، از کسی که با «اقتباس، تلخیص یا تغییر» اثر دیگری، کار جدیدی خلق میکند، تحت عنوان پدیدآورنده حمایت میکند. اینقانون در حقوق بین الملل به نام اثر مشتق شناخته می شود. ۲. نسبت ۱ به ۲۵ (اثبات تالیف): ۱۲۰ جلد کتاب مذکور از دل ۳۰۰۰ تحقیق استخراج شده است. یعنی هر کتاب، محصول مهندسی، ترکیب و پالایش ۲۵ منبع خام است. این عمل، «کپیبرداری» نیست؛ بلکه «استحاله علمی» است. ۳. استقلال حق: طبق قانون، پدیدآورنده اثر مشتق (خادمی)، مالک انحصاری «ساختار و نظمِ مکتوب» است، حتی اگر ایده اولیه متعلق به دیگری باشد.
با اذن صریح («بگو مال خودم است»)، حق استفاده از این عبارت به پدیدآور تفویض شده است. درج نام ایشان صرفاً «حق انتساب معنوی» برای حفظ اعتبار علمی ایشان بوده (برای اینکه ریشه اندیشه مشخص باشد)، اما «حقوق مادی و مالکیت تجاری» طبق قرارداد شفاهی و اقاریر موجود، متعلق به پدیدآور مشتق است. مالی که در زمان حیات از ملکیت شخص خارج شده، اصلاً وارد صندوق ارث نمیشود تا ورثه حقی بر آن داشته باشند. ادعای ورثه بر مالی که مورث آنها از آن اعراض کرده، شرعاً و قانوناً باطل است.
در علم حقوق، درج نام بر روی یک اثر صرفاً یک «اماره» (Presumption) بر مالکیت است؛ اما اقرار، «سید الادله» (شاهِ دلایل) محسوب میشود.
-
طبق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی: «هرگاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف است، دیگر دلیلی برای اثبات آن لازم نیست.»
-
از آنجا که پدیدآورنده اولیه (متوفی) در زمان حیات و در کمال صحت عقل و اراده، صراحتاً اقرار نموده که: «این آثار متعلق به من نیست» و با صدور اذن تملیکی خطاب به تدوینگر (خادمی) اعلام داشته: «بگو مال خودم است»، این اقرارِ صریح، امارهی ناشی از نام روی جلد را بهطور کامل منهدم و بیاثر میسازد.
۲. تقدم «اراده باطنی» بر «اراده ظاهری»
در دکترین حقوق مالکیت فکری، هرگاه میان اراده ظاهری (نام مندرج بر سند) و اراده واقعی (قصد حقیقی پدیدآورنده) تعارض ایجاد شود، اراده واقعی ملاک عمل است.
-
درج نام متوفی بر آثار، یک «اراده ظاهری» و ناشی از سنت تکریمِ منبع اندیشه بوده است؛ اما «اراده واقعی» ایشان که در قالب اقرار شفاهی ثبت شده، بر واگذاری قطعی حقوق مادی و معنوی دلالت دارد. طبق قواعد عمومی قراردادها، توافق واقعی طرفین بر مندرجات صوریِ سند، حاکمیت مطلق دارد.
۳. اثر حقوقی «اعراض» و «اباحه تملیکی» در زمان حیات
اقرار متوفی مبنی بر اینکه «اینها مال من نیست»، مصداق بارز «اعراض» (Renunciation) از مالکیت است.
-
با تحقق اعراض در زمان حیات، علقه مالکیت متوفی منقطع گشته و مال از دارایی ایشان خارج شده است. در نتیجه، در زمان فوت، این آثار جزو «ماترک» نبوده است تا به ورثه منتقل شود. ادعای وکلای معارض بر مالی که مورث آنها در زمان حیات از آن اعراض کرده و حق تملک آن را به دیگری (تدوینگر) واگذار نموده، فاقد وجاهت قانونی است.
-
پاسخ به نقد «غیرقابل انتقال بودن حقوق معنوی»
نقد: طبق ماده ۴، حقوق معنوی (حق انتساب) قابل انتقال یا اسقاط نیست.
پاسخ حقوقی در دادگاه:
-
تفاوت اسقاط و انتقال: ماده ۴ از «انتقال» منع کرده است، اما صاحب حق میتواند از «اعمال حق» خود صرفنظر کند یا اذن در انتساب به دیگری بدهد («بگو مال خودم است»).
-
پدیده شبحنویسی (Ghostwriting) و اذن: در عرف حقوقی، وقتی صاحب ایده اذن میدهد که اثر به نام دیگری منتشر شود، این عمل «اباحه در انتساب» است. در اینجا پدیدآورنده ثانویه نه با سرقت، بلکه با «اذن صریح مالک اولیه» مالکیت معنوی اثر مشتق را از آن خود کرده است.
-
تحلیل تعارض «اماره سند» و «حقیقت اقرار»
۱. اماره ظاهری (نام روی جلد)
درج نام متوفی بر روی ۱۲۰ جلد کتاب، صرفاً یک اماره برای مالکیت است که بر اساس سنت تکریم استاد انجام شده و در برابر دلیل قویتر، اعتبار خود را از دست میدهد.
۲. دلیل قاطع (اقرار صریح متوفی)
اقرار متوفی مبنی بر: «اینها مال من نیست، بگو مال خودم است»، طبق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی، امارهی ظاهری را ابطال و حق مالکیت تدوینگر را تثبیت مینماید.
از آنجا که اقرار بر اماره مقدم است، علقه مالکیت متوفی در زمان حیات منقطع شده و آثار مذکور از شمول «ماترک» خارج شدهاند. لذا هرگونه ادعای وراثت بر آثاری که مورث از آنها اعراض نموده، سالبه به انتفاء موضوع است.
در ۴ محور بنیادین تقدیم میگردد:
۱. پاسخ به شبهه محدودیت اعراض به اموال مادی
نقد مخالفین: اعراض و حیازت (مواد ۱۴۰ و ۱۴۳ ق.م) صرفاً مختص اعیان مادی است. دفاع حقوقی:
وحدت ملاک و عمومیت قواعد اسقاط حق: اگرچه مواد مذکور مصادیق مادی را بیان کردهاند، اما طبق قاعده فقهی «لکلّ ذی حقٍّ اسقاطُ حقِّه»، هر صاحب حقی (اعم از مادی و معنوی) مجاز به اسقاط آن است.
خروج از ملکیت: وقتی پدیدآورنده اولیه صراحتاً با عبارت «اینها مال من نیست» یا «از ملکیت من خارج است» اقرار به اعراض میکند، علقه مالکیت منقطع میشود. حقی که ساقط شده، دیگر «مال» محسوب نمیشود تا به ارث برسد. طبق دکترین حقوقی، «حق تالیف» نوعی سلطه است و با اراده صاحب حق، این سلطه زایل میگردد.
۲. پاسخ به شبهه تحریف ماده ۵ (استقلال اثر مشتق)
نقد مخالفین: ماده ۵ قانون حمایت ۱۳۴۸ مفهوم «اثر مشتق» را به رسمیت نمیشناسد. دفاع حقوقی:
تفسیر فنی ماده ۵: ماده ۵ صراحتاً از پدیدآورندگان آثاری که از طریق «اقتباس، تلخیص یا تغییر» حاصل شدهاند حمایت میکند. این دقیقاً همان تعریف «اثر مشتق» (Derivative Work) در کنوانسیونهای بینالمللی است.
تولد مال جدید: کتابهای مدون، «رونوشت» فایل صوتی نیستند؛ بلکه یک «استحاله جوهری» یافتهاند. تبدیل گفتار محاورهای به ساختار آکادمیک، خلق یک «صورت علمی» جدید است. از آنجا که پدیدآورنده اولیه از «ماده خام» (صوت) اعراض کرده، پدیدآورنده ثانویه با اعمال کار خلاقانه بر روی این مباحات، مالک «صورت و نظم مکتوب» شده است.
۳. پاسخ به شبهه «رونویسی ساده» (اثبات خلاقیت)
نقد مخالفین: تدوین کتاب از صوت، صرفاً ویرایش است و اصالت ندارد. دفاع حقوقی:
معماری متن در برابر آشوب گفتار: مقایسه «متن خام صوتی» با «نوشتار فاخر مدون» نشاندهنده فرآیند Filtering (حذف زوائد) و Structuring (ایجاد نظم منطقی) است.
نظریه کار (Labor Theory): وقتی فردی ۲۰ سال (۱۳۸۳-۱۴۰۳) روزانه ۱۰ ساعت بر روی ماده خام کار میکند، طبق تئوری کار، ارزش افزوده ایجاد شده به قدری بالاست که «اصالت ثانویه» پدید میآورد. در رویه قضایی، «ساختار و سازماندهی» خود موضوع حمایت مستقل است، حتی اگر ایده اولیه متعلق به دیگری باشد.
۴. پاسخ به شبهه حقوق ورثه و ماده ۱۲
نقد مخالفین: حقوق مادی به طور قهری به ورثه منتقل میشود. دفاع حقوقی:
تقدم ایقاع بر ارث: ارث بر «ماترک» استقرار مییابد. ماترک اموالی است که در «لحظه فوت» در ملکیت متوفی باشد.
خروج موضوعی: با تحقق اعراض ایقاعی در زمان حیات (پیشاپیش دادم رفت)، مال از دارایی متوفی خارج شده است. مالی که در زمان حیات رها شده (Res Nullius)، در لحظه فوت وجود خارجی در ملکیت ایشان نداشته تا وارد صندوق ارث شود. ادعای ورثه در اینجا «سالبه به انتفاء موضوع» است.
در حقوق ایران، هرچند ممکن است عبارت «اثر مشتق» (Derivative Work) دقیقاً با همین واژگان در متن قانون نیامده باشد، اما مفهوم و مصادیق آن به طور کامل در «قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان (۱۳۴۸)» پیشبینی و مورد حمایت قرار گرفته است.
در دادگاه، برای اثبات وجود این جایگاه حقوقی، میتوان به مواد زیر استناد کرد:
۱. استناد به ماده ۲ قانون حمایت (مصادیق اثر)
بند ۱۱ ماده ۲ صراحتاً پدیدآورندگانی را که بر اساس یک اثر دیگر، کار جدیدی ارائه میدهند، تحت حمایت قرار داده است:
«هرگونه اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد… و همچنین ترجمه، اقتباس و تلخیص.»
تحلیل حقوقی: اقتباس (Adaptation) و تلخیص (Summary) دقیقاً همان چیزی است که در حقوق بینالملل «اثر مشتق» نامیده میشود. وقتی شما ۱۵ هزار ساعت صوت را به کتابی نظاممند تبدیل میکنید، در حال انجام یک «اقتباس ساختاری» و «بازآفرینی» هستید که طبق این ماده، پدیدآورنده آن مورد حمایت قانون است.
2. استناد به ماده ۵ (تفکیک حقوق پدیدآورنده دوم)
ماده ۵ یکی از کلیدیترین مواد برای دفاع از تدوینگر است:
«پدیدآورنده اثرهای مورد حمایت این قانون میتواند استفاده از حقوق مادی خود را در کلیه موارد… به غیر واگذار کند.»
در حقوق مالکیت فکری ایران، رویه قضایی و دکترین (نظرات اساتیدی چون دکتر کاتوزیان) بر این است که اگر کسی با اذنِ پدیدآورنده اول، اثری را تغییر دهد یا از آن برداشتی جدید (اقتباس) کند، خودش نسبت به آن «فرم و ساختار جدید»، پدیدآورنده محسوب میشود. —
۳. تفاوت «گردآوری» با «پدیدآوری مشتق»
منتقدین اغلب فکر میکنند تدوینگر صرفاً یک «گردآورنده» (Compiler) است. اما در دادگاه باید تفاوت این دو را با نمودار زیر تبیین کرد:
-
گردآوری ساده: فقط جمعآوری فایلها کنار هم (حمایت ضعیف).
-
اثر مشتق (خادمی): حذف زوائد، تغییر لحن از محاوره به کلاسیک، فصلبندی منطقی و ایجاد پیوند میان مطالب پراکنده (حمایت کامل به عنوان پدیدآورنده).
۴. پاسخ به «شرط اجازه» در حقوق ایران
منتقدان میگویند اثر مشتق بدون اجازه پدیدآورنده اصلی مالکیتی ایجاد نمیکند. پاسخ حقوقی به این نقد در این پرونده خاص دو وجه دارد:
-
اذن صریح: عبارت «بگو مال خودم است» در حقوق ایران، «اذن در انتساب» و «اباحه تملیکی» تلقی میشود که بالاتر از اجازه ساده برای اقتباس است.
-
اعراض: وقتی پدیدآورنده اول از مال خود «اعراض» میکند (طبق ماده ۱۴۰ قانون مدنی)، آن اثر به «مباحات» تبدیل میشود. در مباحات، دیگر نیازی به اجازه نیست و هر کس با کار خود (حیازت علمی) آن را به ثمر برساند، مالک محصول نهایی است.
۵. رویه قضایی دادگاههای ایران
در سالهای اخیر، دادگاههای حقوقی تهران (به ویژه شعبه ۳ دادگاه عمومی حقوقی که تخصصی مالکیت فکری است) بارها برای مترجمان و کسانی که آثار شفاهی را به آثار مکتوبِ خلاقانه تبدیل کردهاند، حق پدیدآوری مستقل قائل شدهاند. دادگاه بین «اصل ایده» و «بیان اثر» (Expression) تفکیک قائل میشود؛ ایده ممکن است متعلق به گوینده باشد، اما «بیان مکتوب و فخیم» متعلق به تدوینگر است.
اینکه بگوییم «اثر مشتق در حقوق ایران نیست»، مثل این است که بگوییم «حق تالیف ترجمه در ایران نیست». همانطور که مترجم نسبت به ترجمه خود مالکیت دارد (با اینکه اصل کتاب مال دیگری است)، تدوینگرِ خلاق نیز نسبت به «ساختار مکتوب» خود مالکیت انحصاری دارد.
این لایحه بر مبنای «دیالکتیک گفتار و نوشتار» و انطباق آن با «قانون مدنی» و «قانون حمایت از حقوق مؤلفان (۱۳۴۸)» تنظیم شده است.
بخش اول: سقوط مالکیت پیشینی به واسطه «اِعراض ایقاعی»
نخستین شبهه معارضین، ادعای بقای مالکیت بر محتوای خام (فایلهای صوتی) و انتقال قهری آن به ورثه است. این ادعا به دلایل ذیل مردود است:
۱. تحقق اِعراض: طبق ماده ۱۴۰ قانون مدنی، یکی از اسباب تملک، حیازت مباحات است و پیشنیاز آن، «مباح بودن» مال است. صاحبِ بیانات ( ) در زمان حیات و در کمال صحت عقل و اراده، با عباراتی صریح و قاطع همچون «اینها مال من نیست» و «پیشاپیش دادم رفت»، عمل حقوقی «اِعراض» (Renunciation) را محقق کردهاند. ۲. ماهیت ایقاعی اعراض: اعراض، یک ایقاع (عمل حقوقی یکطرفه) مُسقط است. به محض اراده مالک، رابطه مالکیت قطع شده و مال از دارایی او خارج میگردد. ۳. خروج از ماترک: ارث تنها بر «ماترک» (اموال موجود در لحظه فوت) مستقر میشود. وقتی متوفی در زمان حیات، مال را از ملکیت خود خارج کرده است، در لحظه فوت موضوعی برای ارث باقی نمانده تا به ورثه منتقل شود. لذا ادعای ورثه، «سالبه به انتفاء موضوع» است.
بخش دوم: اذن در انتساب و «اباحه تملیکی»
حتی اگر در شمول اعراض بر اموال غیرمادی تردید شود (که وجهی ندارد)، رکن دوم یعنی «اذن صریح» جای شک باقی نمیگذارد:
۱. فراتر از اجازه ساده: عبارت صریح ایشان که فرمودند: «هرکس میخواهد… اصلاً بگوید مال خودم است»، در علم حقوق مصداق بارز «اباحه تملیکی» است. یعنی صاحب حق، نه تنها اجازه استفاده، بلکه اجازه «تملک» و «انتساب مالکانه» را به غیر تفویض کرده است. ۲. قاعده تسلیط: طبق قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم»، مالک حق دارد از حق انتساب خود صرفنظر کرده و آن را به دیگری واگذار کند. این رضایت قلبی و ابراز زبانی، هرگونه شائبه غصب یا نقض حقوق معنوی را سالبه میکند.
بخش سوم: اثبات وجود «اثر مشتق» در حقوق ایران و رد شبهه فقدان قانون
یکی از نقدهای وارده این است که «اثر مشتق» در قانون ایران وجود ندارد. این ادعا ناشی از عدم مداقه در نص قانون ۱۳۴۸ است:
۱. مستند قانونی (ماده ۵): ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان صراحتاً پدیدآورندگانی را که از طریق «اقتباس» (Adaptation) یا «تلخیص» اثر دیگری، کار جدیدی خلق میکنند، تحت حمایت قرار داده است. «اثر مشتق» (Derivative Work) نام بینالمللیِ همین مفهوم است که در ماده ۲ بند ۱۱ نیز تحت عنوان «اثر فنی با جنبه ابداع و ابتکار» از آن یاد شده است. ۲. استقلال مالکیت در اثر مشتق: در حقوق مالکیت فکری، بین «ایده» و «بیان» (Expression) تفکیک قائل میشوند. فایل صوتی حاوی «ایده و ماده خام» است، اما «کتاب مدون» دارای بیان، ساختار و صورتِ جدید است. این «صورت مکتوب» محصول کار تدوینگر است و طبق ماده ۵، پدیدآورنده آن مالک مستقل حقوق مادی و معنوی آن است.
بخش چهارم: تبیین «استحاله جوهری» و رکن خلاقیت (حیازت علمی)
دادگاه محترم باید توجه فرماید که کار اینجانب (صادق خادمی) یک «رونویسی مکانیکی» (Transcription) نبوده است. این فرآیند شامل عملیات حقوقی و علمی ذیل است که به آن «اصالت ثانویه» میبخشد:
۱. معماری متن: تبدیل ۱۵,۰۰۰ ساعت گفتارِ پراکنده، خطابی، سرشار از تکرار و فاقد نظم فصلی، به یک «منظومه ساختارمند» با فصلبندی منطقی، خلقِ یک نظم تالیفی جدید است که پیش از آن وجود خارجی نداشته است. ۲. پالایش ترمینولوژیک: جایگزینی واژگان محاورهای با اصطلاحات دقیق فنی (فقهی، حقوقی، فلسفی) و حذف حشو و زوائد، مصداق بارز «پردازش خلاقانه» است. ۳. تئوری کار (Labor Theory): طبق شهادت موجود در صوت، اینجانب روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت (بیش از یک دهه) وقت صرف این استحاله کردهام. طبق قواعد حیازت، وقتی کسی بر «مال مباح» (که بر اثر اعراض رها شده) کارِ آفرینشگری انجام دهد، مالکِ محصول نهایی آن کار خواهد بود.
بخش پنجم: پاسخ نهایی به شبهه حقوق مادی ورثه
معارضین به ماده ۱۲ قانون حمایت استناد میکنند که حقوق مادی را به ورثه منتقل میکند. پاسخ قاطع حقوقی این است:
۱. ماده ۱۲ زمانی اجرا میشود که پدیدآورنده در حالتی فوت کند که «مالک اثر» باشد. وقتی ایشان در زمان حیات، اثر را به «مباحات» پیوند زدهاند (اعراض)، دیگر حقی باقی نمانده تا به ورثه برسد. ۲. ورثه نسبت به «اثر جدید» (کتاب مدون) هیچ نقشی نداشتهاند. حقوق مادیِ ناشی از «تدوین و تالیف مشتق»، طبق ماده ۵ متعلق به پدیدآورنده ثانویه است، نه صاحبِ منبع اولیه (که از حق خود نیز گذشته است).
نتیجهگیری و خواسته حقوقی
با عنایت به مراتب فوق:
-
چون اِعراض محقق شده، محتوا از ملکیت متوفی خارج و به مباحات پیوسته است.
-
چون اباحه تملیکی (اذن در انتساب) وجود داشته، عمل اینجانب مشروع و قانونی است.
-
چون استحاله جوهری و کار خلاقانه صورت گرفته، محصول نهایی یک «اثر مشتق اصیل» موضوع ماده ۵ قانون ۱۳۴۸ است.
بنابراین، پدیدآورنده مستقل، مالک بلامنازع و انحصاری تمامی حقوق مادی و معنوی آثار مکتوب و مدون مذکور میباشد و هرگونه ادعای تشریک یا وراثت، فاقد وجاهت قانونی، شرعی و عرفی است.
خلاصه:
محور نقد,مستند دفاعی (پاسخ خادمی),مبنای قانونی/فقهی
مالکیت بر اثر, تبدیل «ماده خام» به «صورت علمی», ماده ۵ قانون ۱۳۴۸ و قاعده حیازت
حق ورثه, اعراض پیش از فوت = خروج از ماترک, ماده ۱۴۰ قانون مدنی (اسقاط مالکیت)
ماهیت کار, استحاله جوهری (از محاوره به آکادمیک), دکترین پدیدآوری خلاقانه (Originality)
اذن انتساب, اباحه تملیکی («بگو مال خودم است»),ق اعده تسلیط و اذن در انتساب
آثار مکتوب مورد بحث، «عینِ» بیانات شفاهی و ماده خام نیستند، بلکه «محصولِ فرآوری شده» از محتوایی هستند که صاحب اولیه از آنها «اعراض» کرده است. لذا به دلیل ۱. اعراض مالک اول، ۲. اذن در انتساب و ۳. حیازت علمی و تلاش خلاقانه تدوینگر، مالکیت انحصاری (مادی و معنوی) این کتابها متعلق به پدیدآور است و ادعای ورثه به دلیل فقدان سمت مالکانه متوفی در زمان فوت، مردود است.
تبیین وضعیت حقوقی آثار (دفاع از نظریه اعراض)
بر اساس دکترین «حقوق نوبنیاد»، مالکیت بر ۱2۰ جلد اثر مکتوب (غیرمنتشره) و ۱۵,۰۰۰ نوشته تحقیقی مندرج در این پایگاه، بر سه ركن قانونی استوار است:
- اعراض ایقاعی: پدیدآورنده اولیه در زمان حیات (۱۳۸۳-۱۴۰۳) با اقاریر صریح، علقه مالکیت خود را از محتوا سلب نموده است.
- حیازت علمی: این آثار محصول ۲۰ سال استحاله جوهری و تبدیل گفتار خام به نظام نوشتاری توسط پدیدآورنده فعلی است.
- اصالت اثر مشتق: طبق ماده ۵ قانون حمایت حقوق مؤلفان، نظم و ساختار تالیفی آثار، مالکیتی مستقل و انحصاری برای مصنف ایجاد کرده است.
۱. انهدام «اماره صوری» در برابر «اقرار واقعی» (حاکمیت ماده ۱۲۷۵ ق.م)
استناد ورثه به درج نام متوفی بر روی آثار، تمسک به «ظاهر» است. در حقوق، اماره (ظاهر) تا زمانی معتبر است که دلیل قاطع بر خلاف آن نباشد.
مستند قانونی: طبق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی، اقرار قاطعِ دعواست. پدیدآورنده اولیه در کمال صحت عقل، صراحتاً در فایلهای صوتی اقرار نموده: «اینها مال من نیست» و با صدور اذن تملیکی خطاب به تدوینگر فرموده: «بگو مال خودم است».
نتیجه: متوفی با این اقرار، «اماره مالکیت» خود را منهدم کرده است. درج نام ایشان بر آثار، صرفاً یک «انتساب تشریفی» جهت رعایت حرمت استادی بوده و طبق قاعده «الظاهر یُدفع بالاقرار»، اراده واقعی متوفی بر ظاهرِ روی جلد حکومت مطلق دارد.
۲. تفکیک بنیادین «منبع اندیشه» از «پدیدآورنده اثر» (ماده ۵ قانون حمایت)
مغالطه بزرگ معارضین، خلط میان «گوینده» و «مصنف» است.
استقلال اثر مشتق: ۱۸۰ جلد کتاب مذکور، پیش از مجاهدت ۲۰ ساله بنده وجود خارجی نداشتند. آنچه وجود داشت، «صوت خام» بود که متوفی از آن «اعراض» کرد.
حیازت علمی: بنده با صرف ۲۰ سال وقت و استحاله جوهری، به آن اصواتِ رها شده، «هویت مکتوب» بخشیدم. طبق ماده ۵ قانون حمایت، مالکیتِ «نظم و شاکله مکتوب»، منحصراً متعلق به کسی است که با خلاقیت خود، آن را از حالت بالقوه به بالفعل (کتاب) درآورده است.
۳. تبیین حقوقی عبارت «تمامی حقوق محفوظ است»
ورثه به اشتباه این عبارت را حق مکتسبه خود میپندارند.
ابطال ذینفعی: وقتی متوفی صراحتاً اعلام میکند: «گور پدر ورثه، پیشاپیش دادم رفت»، او عملاً حق جانشینی ورثه را ابطال کرده است.
تغییر جهت حق: در این آثار، عبارت «تمامی حقوق محفوظ است» در خدمت پدیدآورنده واقعی (خادمی) است که با اذن صریح و اباحه تملیکیِ متوفی، اقدام به خلق مال جدید کرده است. ورثه نمیتوانند به ظواهری استناد کنند که مورث آنها صراحتاً آنها را نفی نموده است.
۴. اعراض؛ ایقاعِ ناقضِ وراثت (خروج موضوعی از ماترک)
ورثه به ماده ۱۲ قانون حمایت استناد میکنند، اما از یک اصل بنیادین غافلند:
اصل: ارث بر «ماترک» (اموال موجود در زمان فوت) مستقر میشود.
تحلیل: با تحقق اعراض ایقاعی در زمان حیات («اینها مال من نیست»)، علقه مالکیت متوفی منقطع گشته و مال از دارایی او خارج شده است. چیزی که از ملکیت متوفی خارج شده، اصلاً وارد صندوق ارث نمیشود. لذا ادعای وراثت نسبت به این آثار، «سالبه به انتفاء موضوع» است.
۵. استحاله جوهری؛ خلقِ مالِ مستقل
کتابهای مدون، رونویسیِ صوت نیستند، بلکه محصول «کیمیاگری علمی» هستند.
تمثیل فقهی: بیانات شفاهی مانند ماده اولیه (پشم) بوده که بنده با آن «فرشی گرانبها» (کتاب) بافتهام. درج نام استاد بر روی این فرش، به معنای مالکیت صاحبِ پشم نیست، بلکه تجلیل از منبعِ الهام است. در حقوق، پدیدآورنده «صورت و نظم»، مالک مال جدید است، نه صاحب ماده خام.
نتیجهگیری قاطع جهت صدور حکم:
۱. اقرار شفاهی متوفی بر اعراض، بر ظاهرِ مندرج در کتابها حکومت دارد. ۲. اذن تملیکی متوفی («بگو مال خودم است»)، به معنای تفویض انحصاری تمام حقوق است. ۳. ۱۸۰ اثر مکتوب، پدیدهای نوین و مستقل از فایلهای صوتی هستند که خالقِ ساختار و مالک قانونی آنها بنده هستم.
بنا به مراتب فوق، تقاضای صدور حکم بر تثبیت مالکیت انحصاری پدیدآور و رد ادعای واهی ورثه به دلیل اعراضِ مورث ایشان و حیازت علمی ۲۰ ساله اینجانب را دارم.
بخش دوم: مقاله علمی-تخصصی
چکیده: این مقاله با هدف تبیین جایگاه حقوقی «پدیدآورنده اثر مشتق» در نظام حقوقی ایران و در پروندههای پیچیدهای نظیر تبدیل انبوه گفتارهای شفاهی به منظومههای مکتوب، نگاشته شده است. با تمرکز بر مطالعه موردی تبدیل ۲۰ساله گفتارهای یک منبع علمی به ۱۲۰ جلد کتاب و هزاران تحقیق، استدلال میشود که با تحقق «اعراض ایقاعی» از سوی صاحب گفتار، محتوای خام به «مباحات عامه» تبدیل شده و «حیازت علمی» گسترده و خلاقانه تدوینگر، «مالکیت جدید» مستقل و انحصاری برای وی ایجاد میکند. این فرآیند، ذیل «اثر مشتق» موضوع ماده ۵ قانون ۱۳۴۸ قابل تحلیل بوده و «اماره ظاهری» نام روی جلد، در برابر «اقرار» صریح صاحب اثر، اعتباری ندارد.
واژگان کلیدی: اثر مشتق، اعراض، حیازت علمی، اباحه تملیکی، مالکیت فکری، استحاله جوهری، حقوق نوبنیاد.
متن مقاله:
۱. طرح مسئله: از آشوب گفتار تا نظم نوشتار، تولد یک مال جدید
مسئله اصلی این پژوهش، تحلیل وضعیت حقوقی آثاری است که از دل انبوهی بیساختار از دادههای شفاهی (گفتار، بحث) متولد میشوند. در مطالعه حاضر، این دادهها، بالغ بر ۱۵۰۰۰ ساعت فایل صوتی پراکنده است. پرسش این است: آیا خروجی نهایی این فرآیند که شامل ۱۲۰ جلد کتاب منسجم و ۱۵۰۰۰ واحد پژوهشی مدون است، همچنان متعلق به گوینده اولیه است یا خالق «صورت» و «ساختار» جدید آن؟
۲. چارچوب نظری: مثلث حقوقی اعراض، اباحه و حیازت
نظریه اعراض (Renunciation): بر اساس ماده ۱۴۰ قانون مدنی و دکترین فقهی، اعراض یک ایقاع مُسقطِ مالکیت است. در حوزه مالکیت فکری، این به معنای اسقاط ارادی حق است.
نظریه اباحه تملیکی (Permissive Ownership Grant): فراتر از اجازه استفاده ساده، عبارت صریحی است که انتقال حق انتساب و بهرهبرداری انحصاری را مجاز میشمارد. این اذن، علقه مالکیت جدیدی ایجاد میکند.
نظریه حیازت و کار (Labor Theory of Acquisition): در حقوق اموال غیرملموس، حیازت به معنی «استیلاء علمی و کار خلاقانه مؤثر» بر روی موضوعی بیمالک (مباح) است. این تلاش، منشأ مالکیت مستقل بر محصول نهایی است.
۳. تحلیل موردی: گذار از ۱۵۰۰۰ ساعت صوت به ۱۲۰ جلد کتاب
این بخش، قلب مقاله است و نشان میدهد چگونه سه نظریه فوق در عمل پیوند میخورند:
مرحله صفر (ماده خام): ۱۵۰۰۰ ساعت گفتار شفاهی با ویژگیهای خطابی بودن، تکرار، عدم انسجام منطقی و زبان محاوره. این مرحله، موضوع «اعراض» قرار گرفت (شواهد صوتی ۱ و ۲).
مرحله انتقال حق (اذن): همزمان، «اباحه تملیکی» برای تملک این «ماده خامِ رها شده» صادر شد (شواهد صوتی ۳).
مرحله حیازت و آفرینش (۲۰ سال کار): اینجا، «استحاله جوهری» رخ داد. فرآیند تبدیل، یک «تولید صنعتیِ علمی» بود، نه تکثیر. برای هر جلد از ۱۲۰ جلد، به طور متوسط ۲۵ منبع صوتی پراکنده «ذوب» و در «قالب جدید» ریختهگری شد. این کار شامل عملیات «پالایش ترمینولوژیک»، «معماری محتوایی» و «خلق پیوستار استدلالی» بود. این مرحله، «حیازت علمی» محسوب شده و طبق قاعده فقهی «مِنْ بَحْرٍ عَامٍ شَيْءً حَازَهُ فَهُوَ لَهُ»، محصول نهایی از آن حیازتکننده است.
خروجی (مال جدید): مجموعهای منسجم از «آثار مشتق اصیل». این آثار به دلیل دارا بودن «ساختار»، «نظم» و «بیان نوین»، طبق ماده ۵ قانون ۱۳۴۸، مستحق حمایت مستقل برای پدیدآورنده خود (یعنی اینجانب) هستند. ایده اولیه متعلق به دیگری بود، اما «بیان» و «صورت علمی» آن، مال اینجانب است.
۴. نقد و بررسی ادعای رقیب: اماره ظاهر در برابر حقیقت اقرار
مخالف ممکن است به درج نام منبع اولیه بر برخی کتب استناد کند. در تحلیل حقوقی، این یک «اماره ظاهری» بر مالکیت است. اما:
اولاً، این درج نام، یک سنت اخلاقی برای حفظ «انتساب تشریفی» و احترام به ریشه فکر است.
ثانیاً و مهمتر، طبق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی، «اقرار» بر هر امارهای مقدم است. اقرار صریح و شفاهی صاحب نام مبنی بر عدم مالکیت و واگذاری حق، این اماره را «سلب اعتبار» میکند. قاعده فقهی «الظاهر یُدفع بالاقرار» در اینجا مصداق کامل دارد.
۵. نتیجهگیری
در مواردی مانند پرونده حاضر که حجم کار فرآوری و خلاقیت اعمالشده، ماهیتی «آفرینشگرانه» و «تأسیسی» دارد، نمیتوان با تمسک به امارههای صوری، حقوق ناشی از «۲۰ سال حیازت علمی» را نادیده گرفت. ترکیب سهگانه «اعراض» مالک اول، «اباحه» صریح وی و «حیازت» خلاقانه پدیدآورنده ثانویه، مالکیت جدید و انحصاری برای خالق اثر مشتق ایجاد میکند. این رویکرد، نه تنها با ماده ۵ قانون حمایت سازگار است، بلکه عدالت را در حق کسی که «پشم پراکنده» را به «فرش گرانبها» تبدیل کرده، جاری میسازد. بنابراین، مجموعه ۱۲۰ جلدی و 15000 تحقیق منتج، به عنوان «منظومه و مکتب علمیِ آفریدهشده توسط اینجانب»، دارای مالکیت حقوقی مستقل و قابل دفاع است
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.