2. البَقَرة 005
آنان برخوردار از هدايتى از سوى پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند (۵)
### تفسیر:
(متن تفسیر مربوطه را اینجا وارد کنید)
فَلاح کوانتومی: نتیجه قطعی مهندسی باطن
این آیه، بیانیه نهایی و نتیجه قطعی برای متقین است. آنها بر روی یک «بُردار هدایت» از جانب پروردگارشان مستقرند و همین استقرار، «فَلاح» — یک شکوفایی و کامیابی کوانتومی — را برایشان به ارمغان میآورد.
أُولَٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
بنیان بحث: از فرآیند تا فرجام. آیات گذشته، «فرآیندهای» سیستم عامل متقین را تشریح کردند. این آیه، «فرجام» و «وضعیت نهایی» آن سیستم را اعلام میکند. این یک وعده نیست، بلکه یک گزارش از یک واقعیت حتمی در قوانین هستی است. همانطور که در فیزیک، شرایط اولیه مشخص، نتیجه نهایی را تعیین میکند، در مهندسی روح نیز، ویژگیهای متقین (آیات ۳ و ۴) به طور حتمی به دو نتیجه منجر میشود: استقرار بر هدایت و تحقق فَلاح.
دو ستون تحقق غایی
استقرار بر بُردار هدایت ربوبی
قرآن نمیگوید «آنها هدایت را دنبال میکنند»، بلکه میگوید «عَلَىٰ هُدًى» یعنی «بر هدایت سوار و مستقر هستند». این یک تمایز کلیدی است. هدایت برای آنها یک نقشه خارجی نیست، بلکه یک میدان نیروی درونی و یک بُردار است که آنها را حمل میکند. این هدایت از جانب «رَبِّهِم» (پروردگارشان) است؛ یعنی یک نیروی اختصاصی، شخصی و تربیتکننده که مختص هر فرد است.
نگاه عرفانی (علوم خفیه): مقام ولایت
این حالت، در عرفان به مقام «ولایت» تعبیر میشود. در این مقام، اراده سالک در اراده الهی مستهلک شده و او دیگر با نیروی خود حرکت نمیکند، بلکه نیروی حق او را به پیش میبرد. این همان «رابطه سری» میان «رب» (مربی) و «مربوب» (متربی) است که در آن، هدایت از یک دانش بیرونی به یک شهود و الهام درونی تبدیل میشود. فرد بر فرکانس پروردگارش قفل شده است.
تطبیق با فیزیک: حرکت در میدان نیرو
این وضعیت مشابه حرکت یک ذره باردار در یک میدان الکترومغناطیسی است. ذره دیگر به صورت تصادفی حرکت نمیکند، بلکه خطوط میدان، مسیر آن را با قدرت و دقت تعیین میکنند. «هدایت رب» آن میدان نامرئی است و متقین، ذراتی هستند که با پذیرش کامل، خود را به این نیروی جهتدار سپردهاند و در نتیجه، مسیرشان بهینه و تضمینشده است.
فَلاح: شکوفایی و کامیابی کوانتومی
«المفلحون» از ریشه «فَلَحَ» به معنای «شکافتن و شخم زدن» میآید. این صرفاً موفقیت مالی یا اجتماعی نیست، بلکه یک شکوفایی وجودی است. «مفلح» کسی است که پوسته سخت نفس و حجابهای جهل را «شکافته» تا بذر حقیقت و استعداد الهی در وجودش جوانه زده و به بار بنشیند. این تعریف، موفقیت را از یک امر بیرونی به یک تحول و تحقق درونی تبدیل میکند.
نگاه عرفانی (علوم خفیه): کیمیاگری روح
این فرآیند، جوهره «کیمیاگری» (Alchemy) معنوی است. کیمیاگر روح، با ابزارهای ایمان، نماز و انفاق، «سرب» وجود خود (نفس اماره) را به «زر» (نفس مطمئنه) تبدیل میکند. «فلاح» همان لحظه شگرف تحول ماهیت (Transmutation) است؛ شکافتن پوسته محدودیت و رسیدن به آزادی و بقای در حق. این، کامیابی غایی و پنهان است.
تطبیق با نظریه سیستمها: خاصیت ظهوریافته
«فلاح» یک خاصیت ظهوریافته (Emergent Property) است. وقتی اجزای یک سیستم (باورها، اعمال، نیات) به درستی در کنار هم قرار گرفته و تعامل میکنند (آیات ۳ و ۴)، یک ویژگی کاملاً جدید و سطح بالاتر پدیدار میشود که در هیچیک از اجزا به تنهایی وجود ندارد. فلاح، آن جهش کوانتومی به یک سطح جدید از نظم، کارایی و یکپارچگی وجودی است که از برهمکنش صحیح اجزای ایمان حاصل میشود.
واژهنامه مفاهیم کلیدی
رَبّ (Rabb)
یکی از اسماء الهی که به معنای مالک، صاحب اختیار، و مهمتر از آن، «پرورشدهنده و تربیتکننده به عشق» است. این نام بر رابطه شخصی، پویا و هدفمند خداوند با هر مخلوق برای رساندن آن به کمال مطلوبش بر پایه عشق خداوند دلالت دارد.
فَلاح (Falāh)
مفهومی جامعتر از موفقیت (Success). به معنای رستگاری، شکوفایی، بقا و کامیابی ابدی است که از طریق شکافتن موانع درونی و بیرونی و به فعلیت رساندن تمام ظرفیتهای وجودی حاصل میشود.
ولایت (Wilāyah)
در عرفان، به معنای قُرب و دوستی خاص با خداوند است که به موجب آن، فرد تحت سرپرستی و هدایت مستقیم الهی قرار میگیرد. این مقام، ثمره فنای اراده بنده در اراده خداوند است.
ظهوریافتگی (Emergence)
در نظریه سیستمهای پیچیده، پدیدهای است که در آن، ویژگیها و رفتار جدید و پیچیدهتری در یک سیستم از طریق تعامل ساده اجزای آن به وجود میآید. این ویژگیهای نوظهور، قابل تقلیل به ویژگیهای اجزا نیستند.
آغاز بخش بعدی: آناتومی کفر
پس از ترسیم کامل نقشه راه و نتیجه نهایی برای متقین، قرآن در یک چرخش قدرتمند، به سراغ توصیف گروه متضاد میرود. آیات بعدی، آناتومی شناختی و روانی کسانی را که این مسیر را آگاهانه رد میکنند، کالبدشکافی خواهد کرد.
مشاهده تحلیل آیات کفر ←
// بهینهسازی جاوا اسکریپت برای مشاهدهپذیری عناصر (Intersection Observer)
document.addEventListener(‘DOMContentLoaded’, function() {
const animatedElements = document.querySelectorAll(‘.animated’);
// ریشهیابی بهینه برای انیمیشنهای با تأخیر
const observer = new IntersectionObserver((entries, observer) => {
entries.forEach(entry => {
if (entry.isIntersecting) {
// استفاده از setTimeout برای حفظ تأخیرهای تعریف شده در HTML
const delay = parseInt(entry.target.style.animationDelay) || 0;
setTimeout(() => {
entry.target.classList.add(‘visible’);
}, delay);
observer.unobserve(entry.target);
}
});
}, {
rootMargin: ‘0px 0px -15% 0px’, // بارگذاری زودتر
threshold: 0.01 // شروع انیمیشن به محض دیده شدن
});
animatedElements.forEach(el => observer.observe(el));
// بهروزرسانی سال در فوتر
const yearEl = document.getElementById(‘current-year’);
if(yearEl) {
yearEl.textContent = new Date().getFullYear();
}
});
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
خروجیِ سیستم: دینامیکِ شکوفایی و برداشتِ نهایی
آیه پنجم سوره بقره، نقطه پایانِ فازِ استقرارِ «انسانِ متقی» است. پس از تعریفِ پارامترهایِ ورودی (غیب، صلاة، انفاق) و پردازشگرهایِ شناختی (ایمان به وحی، یقین به آخرت)، اکنون سیستم به خروجی (Output) میرسد. عبارت «و اولئک هم المفلحون» یک بیانیه احساسی نیست؛ بلکه گزارشِ وضعیتِ (Status Report) نهاییِ یک سیستمِ بهینهشده است. واژه «مفلحون» از ریشهای کشاورزی میآید و دلالت بر نوعی موفقیت دارد که حاصلِ «شکافتنِ موانع» برای آزادسازیِ پتانسیلِ درونی است. در اینجا، رستگاری نه یک پاداشِ بیرونی، بلکه نتیجهی ارگانیکِ یک فرآیندِ رشد است.
۱. هستیشناسی: مکانیزمِ “فلح”
ریشه «ف-ل-ح» در زبان عربی به معنای شکافتن و شخم زدن زمین است (فلاحت). هستیشناسیِ «فلاح» بیانگرِ این حقیقت است که موفقیت در قاموسِ قرآن، مترادف با «پیروزی» (Fawz) یا «نجات» (Najat) نیست. نجات، رهایی از خطر است و پیروزی، غلبه بر رقیب؛ اما «فلاح»، غلبه بر «مقاومتِ محیط» برای «رویش» است. همانطور که بذر برای جوانهزدن باید پوستهی خود و خاکِ سختِ بالای سرش را بشکافد، انسانِ مفلح نیز کسی است که پوستهی عادتها، نفس و جبرهای محیطی را شکافته و پتانسیلِ وجودیِ خود را آزاد کرده است. بنابراین، رستگاری یک «دستاورد» (Acquisition) نیست، بلکه یک «رویدادِ شکوفایی» (Unfolding Event) است.
۲. معماری صدا: آکوستیکِ رهایی
واژه «مُفلِحون» با صامتِ لبی و بستهی «میم» ($text{م}$) آغاز میشود که نشاندهندهی تراکم و جمعشدنِ انرژی در درون است (مانند بذری در خاک). بلافاصله، صامتِ انفجاری و دمشیِ «فاء» ($text{ف}$) میآید که صدایِ باز شدن و رها شدنِ فشار هواست. این گذر از «میم» به «فاء»، دقیقاً لحظهی انفجارِ پوسته و خروجِ جوانه را تداعی میکند. سپس سیالیتِ «لام» ($text{ل}$) مسیرِ رشدِ ساقهوار را ترسیم میکند و در نهایت، حرفِ حلقیِ «حاء» ($text{ح}$) با بازدمی عمیق و آزاد، حسِ رسیدن به هوایِ تازه و فضایِ باز را القا میکند. ساختارِ صوتیِ کلمه، سفرِ انسان از تنگنایِ ماده به فضایِ بیکرانِ معنا را شبیهسازی میکند.
۳. همگرایی علمی: تونلزنی کوانتومی
در فیزیک، پدیدهای به نام «تونلزنی کوانتومی» (Quantum Tunneling) وجود دارد که در آن ذرهای زیراتمی با انرژیِ کمتر از سدِ پتانسیل، موفق میشود از سد عبور کند؛ گویی تونلی در مانع حفر کرده است. مفهوم «فلاح» شباهتِ عجیبی به این پدیده دارد. در شرایطی که جبرهایِ بیولوژیک و اجتماعی (سدهای پتانسیل) مانعِ حرکتِ انسان به سمتِ کمال هستند، «ایمان» و «تقوا» انرژیِ لازم برایِ این تونلزنی را فراهم نمیکنند، بلکه ماهیتِ ذره (انسان) را تغییر میدهند تا بتواند از دلِ موانع عبور کند (شکافتن). همچنین در بیولوژی، نیرویِ اسموتیک که باعث میشود یک جوانه تُرد، آسفالتِ سخت را بشکافد، تجلیِ فیزیکیِ اصلِ فلاح است.
۴. استراتژی: دکترینِ باغبان
در مدیریت استراتژیک، دو رویکردِ کلان وجود دارد: ذهنیتِ شکارچی (Hunter Mindset) که به دنبالِ یافتنِ منابع و تسخیرِ سریع است، و ذهنیتِ کشاورز (Farmer Mindset) که بر بسترسازی، صبر و خلقِ ارزش تمرکز دارد. «اولئک هم المفلحون» مهرِ تاییدی بر استراتژیِ کشاورز است. مفلح، کسی نیست که شانس میآورد (مثل برنده لاتاری)؛ مفلح کسی است که زمینِ وجودش را شخم زده، بذرِ آگاهی کاشته و با آبِ استقامت آن را آبیاری کرده است. در این دکترین، موفقیت یک «اتفاق» نیست، بلکه یک «فرآیندِ قطعی» و خطی (Deterministic Process) است که اگر ورودیهایش صحیح باشد، خروجیاش تضمین شده است.
تفسیر صادق: آنلاک کردنِ کرنلِ وجود
در منظومهی فکری «تفسیر صادق»، آیه پنجم سوره بقره به مثابهِ اعلامِ وضعیتِ «System Ready» است. تا پیش از این آیه، قرآن کدهایِ منبع (Source Codes) لازم برای راهاندازیِ سیستمِ انسانی را ارائه داد: هدایت (OS)، تقوا (Firewall)، نماز (Connectivity) و یقین (Rendering). حال، «فلاح» لحظهای است که تمامِ این ماژولها با هم سینک شده و سیستم، خروجیِ مطلوب را تولید میکند.
فلاح، در ادبیاتِ تکنیکالِ امروز، معادلِ واژه «Unlock» است. انسان در حالتِ پیشفرض (Default Mode)، محدود به غرایز و شرطیشدگیهای محیطی است (Locked). «اولئک هم المفلحون» کسانی هستند که قفلِ سختافزاریِ خود را شکستهاند. آنها به «دسترسیِ ریشه» (Root Access) در وجودِ خود رسیدهاند. این آزادی، رهایی از قانون نیست، بلکه تسلط بر قوانین برایِ رشدِ بینهایت است. در این تفسیر، فلاح یعنی تبدیل شدن به نسخهی نهایی و بدونِ باگِ خویشتن؛ جایی که دیگر هیچ مانعی میانِ «اراده» و «تحقق» وجود ندارد.
زیستجهان مدرن: عبور از Growth Hacking
فرهنگِ استارتاپیِ مدرن شیفتهی مفهومی به نام «هکِ رشد» (Growth Hacking) است؛ میانبرهایی برای رسیدنِ سریع به اعدادِ بالا. اما «فلاح» آنتیتزِ هکِ رشد است. فلاح، «رشدِ پایدار» (Sustainable Growth) است. در زیستجهانِ امروز، ما با بحرانِ معنا و فرسودگیِ شغلی (Burnout) مواجهیم، دقیقاً چون به دنبالِ فوز (برنده شدن) هستیم، نه فلاح (رشد کردن).
کسی که به دنبالِ فلاح است، در لایفستایلِ خود به جایِ «رزومه سازی»، به «شخصیت سازی» میپردازد. او میداند که برایِ برداشتِ محصولِ نهایی، نمیتوان فصلها را دور زد. در عصرِ سرعت و سطحیگرایی، مدلِ ذهنیِ «مفلحون» دعوت به عمق و اصالت است. این مدل به ما یادآوری میکند که شما نمیتوانید با دوپینگ (میانبرهای تکنولوژیک یا دارویی) به فلاح برسید؛ فلاح تنها از مسیرِ همگراییِ درونی و شکافتنِ پوستههایِ سختِ نفسانی حاصل میشود.
- Khademi, Sadegh. “Tafsir Sadegh: The Phenomenology of Quranic Success.” Tehran: Sadegh Khademi Publications, 1403.
- Izutsu, Toshihiko. Ethico-Religious Concepts in the Qur’an. McGill-Queen’s University Press, 2002. (Analysis of ‘Falah’ vs ‘Fawz’).
- Dweck, Carol S. Mindset: The New Psychology of Success. Random House, 2006. (Growth Mindset alignment with Falah).
- Thiel, Peter. Zero to One: Notes on Startups, or How to Build the Future. Crown Business, 2014. (Contrast of definite vs. indefinite optimism).
أُوْلَـٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمۡۖ
وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ
تحلیل پدیدارشناختی آیه پنجم سوره بقره؛ ترسیم «استعلای معنوی» و «فلاحِ ارگانیک». بررسی ساختارِ ریاضیِ حصر و گذار از هدایتِ ربوبی به رستگاریِ وجودی در جمعبندیِ سیمای متقین.
این آیه، گزارهی نهایی (Conclusion) در یک قیاس منطقی است که از آیه دوم آغاز شده بود. اگر آیه قبل به توصیفِ «ایمان» و «یقین» پرداخت، آیه پنجم به بیانِ «جایگاه» (Position) و «فرجام» (Destiny) میپردازد. دادهکاوی متن نشان میدهد که تکرار اسم اشاره «أولئک» و استفاده از ساختار اسمیه، ثبات و دوامِ این رستگاری را تضمین میکند. اینجا، واژگان نه برای توصیف یک رویداد، بلکه برای تعریفِ یک «طبقه وجودی» به کار رفتهاند.
Demonstrative Noun
اشاره به دور: بُعدِ منزلتی
واژه «أُوْلَـٰٓئِكَ» اسم اشاره به دور است. چرا برای متقین که در آیات قبل توصیف شدند و در ذهن حاضرند، از اشاره به دور استفاده شد؟ در بلاغت قرآن، گاهی دوری فیزیکی نیست، بلکه دوری «رتبی» و «منزلتی» است. یعنی مقامِ این افراد آنچنان رفیع است که گویی در افقی دوردست و دستنیافتنی ایستادهاند. تکرار این واژه در یک آیه کوتاه، تأکیدی است بر تمایزِ ماهویِ این گروه از دیگران.
دلالت: تعظیم و رفعت جایگاه
Prep + Indefinite Noun
استعلاء و نکرهی تعظیم
حرف جر «عَلَىٰ» (بر، روی) دلالت بر «استعلاء» و تسلط دارد. تصویرِ ترسیم شده این است که متقین «سوار» بر مرکبِ هدایت هستند و بر آن مسلطاند، نه اینکه زیر بارِ تکلیف خم شده باشند. هدایت برای آنها بستری است که بر آن ایستادهاند. همچنین، تنوین در واژه «هُدًى» تنوینِ «تعظیم» یا «نوع» است؛ یعنی آنها بر گونهای خاص، عظیم و غیرقابل توصیف از هدایت قرار دارند که با هدایتهای معمولی متفاوت است.
ریشه (هـدی): ۳۱۶ بار
Active Participle
فلاح: شکوفاییِ درونی
چرا قرآن از واژه «فائزون» (برندگان) استفاده نکرد و «مُفۡلِحُونَ» را برگزید؟ ریشه (ف ل ح) با مفهوم «شخم زدن زمین» و «شکافتن» مرتبط است. فلاح یعنی شکافتنِ موانع برای آشکار شدنِ استعدادهای نهفته، درست مانند دانهای که خاک را میشکافد و جوانه میزند. رستگاری در منطق قرآن، یک پیروزیِ تصادفی یا بیرونی نیست، بلکه یک فرآیندِ «ارگانیک» و درونیِ رشد و بالندگی است. مفلح کسی است که تمامِ پتانسیل وجودی خود را به فعلیت رسانده است.
مفهوم کلیدی: رستگاریِ مبتنی بر رشد
تحلیل ساختاری و شهود ریاضی
ضمیر فصل و انحصار حقیقی
عبارت «أُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ» حاوی ضمیر فصل «هُم» است. از نظر ریاضیاتِ زبانی، این ساختار معادلِ یک گزارهی «انحصاری» (Exclusive) است. معنای دقیق آن این است: «تنها و تنها ایشان رستگارند». این ساختار، احتمالِ رستگاریِ خارج از این چارچوب (ایمان به غیب و عمل صالح) را به صفر میل میدهد. الف و لام در «المفلحون» نیز الف و لامِ جنس یا عهد است که کمالِ رستگاری را نشان میدهد.
معماریِ دو رکنی: علت و معلول
آیه ۵ دارای دو بخش است که با «واو» عطف به هم متصل شدهاند:
۱. علت: قرار گرفتن بر مسیر هدایتِ ربوبی (أُوْلَـٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًى).
۲. معلول: دستیابی به شکوفایی نهایی (أُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ).
این ساختار نشان میدهد که «فلاح» نتیجهی قهری و ریاضیِ «هدایتپذیری» است. عبارت «مِّن رَّبِّهِمۡ» نیز منشأ این هدایت را به «رب» (پروردگارِ مربی) نسبت میدهد تا نشان دهد این رشد، تحتِ نظارتِ یک مربیِ الهی صورت میگیرد.
واکاوی پدیدارشناسانه و آماری واژگان آیه ۵ سوره مبارکه بقره
تحلیلی مبتنی بر دادهکاوی کورپوس قرآنی (Quranic Corpus)، تبارشناسی واژگانی و بلاغت ساختاری در هندسه کلام وحی
افق معنایی و جایگاه نحوی
این آیه شریفه به مثابه «خاتمهبخش» (Epilogue) توصیف متقین در آغاز سوره بقره عمل میکند. پس از تبیین ایمان به غیب، اقامه صلوة و ایقان به آخرت، اکنون ساختار کلام به سطح «نتیجهگیری وجودی» ارتقا مییابد. تکرار اسم اشاره «أُولَـٰئِكَ» نوعی حصر بلاغی و تأکید بر انحصار رستگاری در این گروه خاص را متبادر میسازد. تحلیل دادهکاوی نشان میدهد که چینش واژگان در این آیه، دقیقاً بر محوریت «استعلای هدایت» و «انحصار فلاح» استوار است.
Demonstrative Noun
تحلیل مورفولوژیک: اسم اشاره به دور (Distant Demonstrative)، جمع، مبنی.
آمار کورپوس: این واژه و مشتقات اشارهای مشابه، بسامد بالایی در قرآن دارند تا مرزبندیهای اعتقادی را مشخص کنند.
شهود معنایی: چرا «هؤلاء» (اینان) نیامد و «أولئک» (آنان) آمد؟ در ادبیات عرب و بلاغت قرآن، اشاره به دور گاهی برای بیان «بعد مکانی» نیست، بلکه برای بیان «بعد رتبی» و علو درجات است. متقین چنان در افق انسانیت اوج گرفتهاند که خداوند با اشاره به دور، عظمت جایگاه آنان را به تصویر میکشد. تکرار این واژه در صدر و ذیل آیه، تأکیدی بر ثبات شخصیت آنان است.
Preposition
تحلیل نحوی: حرف جر، مفید معنای استعلاء (Superiority/On top of).
ظرافت بلاغی: تفاوت فاحشی است میان «فی هدی» (درون هدایت) و «علی هدی» (بر هدایت). حرف «علی» دلالت بر «سوار بودن»، «مسلط بودن» و «استقرار» دارد. گویی هدایت مانند مرکبی راهوار است که متقین بر آن سوارند و مهار آن را در دست دارند؛ نه آنکه کورکورانه درون آن غرق باشند. این تعبیر، اوج عاملیت (Agency) مؤمن را نشان میدهد.
Indefinite Noun
ریشهشناسی: از ریشه (ه د ی)، مصدر و اسم.
آمار: ریشه (ه د ی) حدود ۳۱۶ بار در قرآن کریم به کار رفته که نشاندهنده محوریت این مفهوم در گفتمان وحی است.
نکته تفسیری: نکره آمدن (تنوین) در «هُدًى» برای «تعظیم» و «تنویع» است. یعنی آنان بر نوعی هدایتِ عظیم و خاص و غیرقابل توصیف از سوی پروردگارشان قرار دارند که با هدایتهای معمولی و بشری قابل قیاس نیست.
Active Participle
مورفولوژی: اسم فاعل، جمع مذکر سالم، معرفه به «ال». از ریشه (ف ل ح).
بسامد آماری: واژه «المفلحون» و مشتقات اسمی آن، بسامد نسبتاً کمی دارند که نشانگر «خاص بودن» این گروه نهایی است.
تحلیل اتیمولوژیک (علمالاشتقاق): ریشه «فلاح» در اصل لغت به معنای «شکافتن زمین» و «کشاورزی» است. کشاورز را «فلاح» گویند زیرا خاک را میشکافد تا دانه بروید. انتخاب این واژه به جای کلماتی مانند «فائزون» (برندگان)، حاوی یک استعاره عمیق است: رستگاری امری تصادفی نیست؛ بلکه فرایندی است نیازمند کاشت (ایمان)، مراقبت (تقوا) و شکافتن موانع نفسانی برای رسیدن به محصول نهایی. همچنین «ال» در «المفلحون» مفید حصر است؛ یعنی رستگاران حقیقی، منحصراً و تنها این گروه هستند.
سنتز نحوی و بلاغی (Syntactic Synthesis)
ساختار جمله دوم «وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» دارای ظرافتهای چندلایه است.
نخست، تکرار مبتدا (أولئک).
دوم، آوردن ضمیر فصل «هُم». حضور این ضمیر بین مبتدا و خبر، در نحو عربی فایده «حصر» و «تأکید» دارد. یعنی: «تنها و تنها ایشانند که رستگارند».
سوم، تطابق معنایی «رب» با «هدایت». واژه «رَبِّهِمْ» (پروردگارشان) به جای «الله» آمده است تا جنبه «ربوبیت» و پرورش و تربیت خداوند را برجسته سازد؛ چرا که هدایت، شئونِ مربی است.
نتیجه استخاره
«اولئک» میرساند که این کار بسیار مهم است و اموری چون ازدواج یا رفتن به جبهههای دفاع مقدس یا تأسیس کارخانه را در بر میگیرد. نتیجهٔ این کار خوب است و باید انجام آن را بیدرنگ و به سرعت شروع نمود.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.