بخش 5 : فصل شانزدهم : اجراى دادنامه
بخش 5 : فصل شانزدهم : اجراى دادنامه
خط : اجراى دادنامه و رأى قاضى، الزامى مىباشد.
خط : انشاى دادنامه همچون جوامع بدوىِ اقتدارگرا نيازمند اجراى عملى و استيفاى آن توسط قاضى نيست و قاضى نمىتواند در آن مداخله كند.
خط : استيفاى حق بر عهدهى نظام اسلامى و قوهى امنيت و سلامت و از وظايف ارتش بازدارنده مىباشد. بنابراين خواهان نمىتواند در استيفاى حق خود حتا در خواستهى مالى، مداخلهى شخصى كند.
خط : قاضى تنها مقام انشاى حكم را دارد و اجراى آن و استيفاى حق، بهطور مستقل بر عهدهى پليس قضايى وابسته به جانشين فرماندهى كل ارتش و دايرهى اجراى دادنامه مىباشد.
خط : پليس قضايى مستقل از قوهى قضايى و زير نظر مقام رهبرى و تحت امر فرماندهى ارتش و زير نظر جانشين فرماندهى كل ارتش بازدارنده مىباشد. اين پليس، وظيفهى استيفاى حق را با اجراى احكام قضات، دادگاهها و دادستانى بر عهده دارد.
خط : پليس قضايى، بخشى از نيروى ارتش است و در اجراى وظايف خود يعنى تحقيق، كشف جرم و تضمين حقوق مجرمان در چارچوبى كه قانون معين مىسازد و با تجهيز خود به « فنآورى پايهسازى پليس »، احكام قضات، دادگاهها و دادستانى را اجرا مىنمايد.
خط : اجراى قوانين و دادنامههاى انشايى نياز به رتبهبندى دارد. مجازات براى قوانين و دادنامههايى اجرايى مىگردد كه در اولويت نخست مىباشد و مورد پذيرش همگان است و همان را نيز بايد از افراد فرادست و مسؤولان و از شاخهاى مجرم و معاندان مستكبر شروع نمود و آنان را به محاسبه و پاسخگويى و به اعمال قانون و مجازات كشاند، نه از طبقات و اقشار ضعيف جامعه بهصورت ابتدايى. اقتدار نظام جزايى به رعايت اين مهم مىباشد.
خط : اجراى دادنامهاى كه نياز به تخصص دارد، بر عهدهى كارشناسان مربوط مىباشد و با يك نفر از آنان انجام مىگيرد و نياز به همراهى دو كارشناس و دخالت قاضى نمىباشد و نظرگاه و عملكرد كارشناسى آنان بدون دليل موجه رد نمىگردد.
خط : در شركتِ قابل تفكيك كه تقسيم سرمايه و درآمد با مشكل و عدم رضايت طرفهاى درگير مواجه شده است، مىشود از قرعه بهره برد.
خط : در شراكت مشاع، اشاعه با افراض و تقسيم، تعديل ( معدلگيرى ) و قيمتگذارى هر بخش و تناسبسنجى و يا رد و گرفتن بهايى افزون بر سهم شركت، منحل و برداشته مىشود. تفكيك و نيز انحلال شراكتى كه داراى دادخواست و انشاى دادنامه مىباشد، بر عهدهى كارشناس مربوطِ دايرهى اجراى احكام مىباشد.
احقاق و استيفاى قهرى حق
خط : در هر موردى كه احقاق و استيفاى حق بهطور عادى ممكن و ميسـّر نباشد، بهصورت قهرى اخذ مىگردد.
خط : فردى كه داراى بدهكارى مالىست و از پرداخت آن سر باز مىزند، حبس نمىشود، بلكه در صورت داشتن مال، از وى به صورت قهرى برداشت مىشود و در غير اين صورت، به نفع طلبكار در كارگاههاى تعيينشده و نيازهاى سازمانها و مؤسسات دولتى از جمله معادن و كارگرى ظرفيتهاى موجود به كار گماشته مىشود و درآمد وى به طلبكار مىرسد.
خط : استيفاى تمامى حقوق مالى، چنانچه مترتب بر اخذ قهرى گردد، از طريق نظام بانكى و در صورت نبود سپردهى كافى، از طريق استرداد مال به مقدار تعيينشده در دادنامه و با نبود آن، با اشتغال و خدماتدهى بدهكار به نفع خواهان تأديه مىگردد و با تأمين حق از طريق گفتهشده، نوبت به حبس و زندان بدهكار نمىرسد. اجراى اين حق بر عهدهى ارتش بازدارنده مىباشد.
برداشت قهرى محكوميت مالى از حسابهاى بانكى
خط : در موارد محكوميت مالى، دادرس اجراى احكام، لازم است دستور برداشت از حساب بانكى به ميزان مبلغى را كه در حكم آمده است، صادر نمايد و در صورت مانع قانونى، چنانچه فرد مذكور پس از ده روز از زمان ابلاغ دادنامه، حاضر به اجراى آن نگردد و از آن استنكاف نمايد، قاضى صادركنندهى دادنامه لازم است جايگزين قابل حصول آن را مشخص نمايد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!