بخش 5 : فصل نوزدهم : دعاوى مالى
بخش 5 : فصل نوزدهم : دعاوى مالى
خط : در اقتصاد بسيار اهميت دارد كه موضوع مالى مورد بحث يا نزاع، در تمامى حالتهاى خود محفوظ باشد و صفات و موضوع آن در جايى تغيير نكرده و تبديل نشده باشد.
خط : مالكيت بر منفعت، تابع قواعد اثبات مالكيت بر اصل و عين است. اگر دو نفر مدعى منفعت شوند، و نه دليل خاص و نه اقرار مالك عين با هيچيك نباشد، مال ميان آنان بهگونهى اشاعه تنصيف مىگردد.
خط : اگر در شراكت اشاعى يا تفكيكى مالى اختلاف شود، اصل بر شراكت اشاعىست و تفكيك نيازمند دليل خاص مُثبِت مىباشد.
خط : تمامى اموال مشترك ميان مردم و بيتالمال به صورت اشاعى براى آحاد افراد كشور است و تفكيك مال نيازمند ارايهى طريق خاص و سند مُثبِت براى مالكيت خاص مىباشد.
خط : دلايل عقلايى بر عناوين جزيىِ قابل انحلال بار مىشود، نه بر معنون و مصداق بهطور مستقيم. بنابراين احكام شرعى و عقلايى، تابع صدق عنوانىست، نه صدق حقيقى فلسفى كه بر مصداق و موضوع مىرود و صفاتى خاص را مىپذيرد.
خط : قاعدهى يد هم در منافع كه حيث خارج لازم انضمامى دارد و هم در حقوق كه بدون موضوع خارجى تحقق ندارد و داراى اتصاف درونى انضمامىست و با آن داراى حقيقت بيرونى مىباشد، نه اعتبارى ذهنى، اعم از حقوق مالى و غير مالى مانند حق توليت و اختصاص و نيز در محرميت سببى و نسبى جريان دارد و عنوان منفعت يا حق يا نسبت و سبب را براى صاحب استيلا به ملاك اشرافِ محقق، ثابت مىداند و كسى حق ندارد اين استيلاى آشكار يا مورد اقرار را براى ديگرى نفى كند و به وى اتهام وارد آورد، مگر آنكه داراى دليل معتبر و قانونى برخلاف آن باشد.
خط : قيموميت و مديريت شايستهسالارانهى مرد بر زن، تنها در مديريت عملى زندگى مشترك موضوع دارد نه در اساس زوجيت كه ادعاى زن در آن به قاعدهى يد پذيرفته است و قيموميت مرد در آن نفوذى ندارد.
خط : در دعاوى، قاعدهى يد با آنكه عقلايىست، ولى چون موضوع آن جزيىست، در حكم قسم و امرى شخصى و سند در حكم بينه و دليلى عقلايى با موضوعى عقلايىست. بينه قوىتر از قسم و حاكم بر آن مىباشد؛ بنابراين در جوامع پيشرفته كه سند مالكيت رواج دارد، سند امرى متفاوت از قاعدهى يد و حاكم بر آن است؛ اگرچه جامعه را از قاعدهى يد بىنياز نمىسازد. البته قانون بايد ساز و كارى مناسب و صيانتآور براى ضعيفان داشته باشد تا سند به چماقى قانونى براى زيادهخواهان حرفهاى در جعل اسناد و ظالمان زورمدار سندساز و نيز مواريث شاهان و خوانين غاصب و ديگر صاحبان تصرف عدوانى واقع نشود؛ زيرا سند دلالت بر مالكيت دارد و واقعيت آن را نمىرساند؛ از همين رو در موارد مشكوك و مورد اتهام به اعمال فشار و زور و جعل و هر چيزى كه به سند خدشه وارد مىآورد بهخصوص در منازعات، زمينهى تحقيق و بررسى از امضا و سند را مىطلبد. اسناد دولتى، اسناد عادى داراى شهود شرعى كه سند را شرعى مىسازد و سند عادى فاقد شاهد، مراتب وجاهت سند مىباشد. سند عادى كه شاهدى ندارد و زمينهى انكار و ادعاى جعل براى آن مىباشد، با انكار يك طرف، از اعتبار ساقط مىشود.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!