بخش 6 : فصل دوم : مركز مديريت حوزههاى علمى
بخش 6 : فصل دوم : مركز مديريت حوزههاى علمى
خط : مديريت جامعهى روحانيت داراى ساختار سازمانى رسمى با عنوان « مركز مديريت حوزههاى علميه » در قم مىباشد كه زير نظر مراجع و عالمان سياستگذارى مىشود. اين مركز، نبايد به نظام و حكومت وابسته باشد و انتصاب مدير آن با رأى حداكثرى مراجع مىباشد.
خط : حوزههاى علمى داراى نظام مديريتىست و تمامى طلاب و روحانيان ملزم به رعايت قوانين مصوب و حاكم بر نظام فعلى حوزهها مىباشند و كسى نمىتواند بيرون از اين نظام، به صورت مستقل طلبگى كند و روحانى ملبس باشد.
مديران و مسؤولان حوزوى
خط : غير عالِم و مجتهد نمىتواند عالمپرور باشد. مديريت حوزهها بر عهدهى عالمان بومى و نخبگان مجتهد خود حوزه مىباشد كه سند كاربردى و علمى براى اثبات تخصص خود دارند و به دانش برنامهريزى علمى حوزهها و طريق سالم وصول به اجتهاد شيعى آشنا مىباشند، نه افرادى كه كار اجرايى و سياسى داشتهاند و چهرهى علمى نمىباشند. ادارهى حوزه بايد به دست افراد كاردان و متخصص حوزوى باشد؛ حوزويانى كه عمرى سابقهى تحصيل علمى، تحقيق و تدريس در حوزهها را دارند نه كسانى كه از حوزهها بيرون بودهاند و فكر خود را در كارهاى اجرايى به ركود كشاندهاند و خلاقيت فكرى خود را از دست دادهاند يا وابسته به دنياى سياستند يا در جوانى و خامى مىباشند و هنوز علم و دانشِ بهروز و اجتهاد دينى ندارند. مديريت حوزهها نبايد درگير سياست و حكومت گردد و بهجاى آنكه نگاه مهندسى عالمانه و معرفتشناسانه به آن شود، ابزارى در دست حاكمان و صاحبان نفوذ گردد.
خط : مسؤولان حوزه بايد عالمانى توانمند و به مراتب كارآمدتر از كارگزاران دولتى و در علم از نخبگان و مجتهدان و نيز آزادانديش باشند تا بتوانند از عهدهى ادارهى نظام حوزه برآيند كه مديريت آن از ادارهى يك دولت براى جهان شيعه مهمتر است. كسانى كه اجتهاد علمى و قدرت طراحى براى حل مشكلات ندارند و افرادى مصرفى، عافيتطلب و مطيع و آلت دست ديگران هستند، به هيچوجه براى مديريت حوزهها مناسب نمىباشند و هرگونه تصدى آنان در يكى از بخشهاى مديريتى حوزه به تضعيف دين منجر مىشود.
خط : شغل اصلى و حرفهى اساسى هر حوزوى، تحصيل و توليد علم مىباشد؛ از اينرو هيچ گاه نبايد نيروهاى حوزوى را به امور اجرايى و شغلهايى كه براى آنان و با توجه به هدف اولى ايشان، كاذب دانسته مىشود، واداشت. براى نمونه عالمان دينى را نبايد در پرداخت شهريه به كار گرفت.
خط : عالم دينى اگر مسؤوليت كارى اجرايى را بپذيرد و بخواهد كارى انجام دهد كه تمامعلمى نباشد، فكر و توان انديشهى خود را از دست مىدهد. كار اجرايى اين عارضه را دارد كه قدرت فكر علمى را محدود و رفتهرفته از بين مىبرد. بنابراين مسؤولان و كارگزاران اجرايى نظامهاى سياسى و دولتها براى مديريت حوزههاى علمى مناسب نمىباشند.
ساختار مركز مديريت
خط : مركز مديريت داراى معاونتهاى زير مىباشد: معاونتهاى آموزشى، پژوهشى، تهذيبى، تبليغى، بينالملل، ادارى و مالى و طرح و برنامه.
خط : مديريت هريك از مدارس تابع مركز مديريت به دست مراجع و مجتهدان صاحب شرايط و به صورت جزيرهاى اما تحت مديريت كلى « مركز مديريت حوزههاى علمى » و بر پايهى مرامنامهى روحانيت مىباشد، نه بر اساس منويات نظام حاكم يا سليقهى اشخاص داراى قدرت
و نفوذ.
خط : مدارس وابسته به مركز مديريت از دورهى سطح به بعد بر اساس رشتههاى تخصصىست و مراكز تخصصى هر دانشى مجزاست و براى هر دانش، ساختمانى مجزا همانند دانشكدهها لحاظ مىشود تا تمامى اساتيد آن علم در يك مركز جمع شوند و تا جايى كه امكان دارد از پراكندگى دروس جلوگيرى شود.
خط : بانك جامع دادههاى حوزوى به عنوان بازوى تحقيقى و پژوهشى مركز مديريت مىباشد. اين بانك لازم است ضمن هموارسازى نشر تحقيقات و توليدات علمى هريك از مدارس، روند رشد آموزشى و پژوهشى هريك از مدارس را بهگونهى تفكيكى و نيز تطبيقى در گزارشهاى دورهاى خود ارايه دهد و نقش آنان را در پيشبرد علم دينى شفافسازى نمايد.
خط : دادگاه ويژهى روحانيت، دادگاه اختصاصى و تحت نظارت « مركز مديريت حوزهى قم » مىباشد. دادستان ويژهى روحانيت از سوى مدير حوزهى علمى قم منصوب مىگردد. اين دادگاه عهدهدار حفظ حيثيت روحانيت و رسيدگى به اتهامات و جرمهايى كه عليه روحانيان واقع مىشود و نيز تخلفات و جرايم و اعمال خلاف شأن روحانيان است از آن جهت كه روحانى هستند. آئيننامه دادسراها و دادگاههاى ويژهى روحانيت براى يافتن قدرت اجرا به نظام و دولت حاكم ارجاع داده مىشود تا در ساختار قوهى قضائيه و با حراست مستقل حوزههاى علمى، اقتدار و نفوذ اجرايى يابد.
خط : وابستگى مركز مديريت و ديگر مراكز حوزوى به بودجههاى دولتى و نظام حاكم، تأثيرگذارى آنها را ارشادى و سفارشى مىسازد. مركز مديريت و ديگر مراكز حوزوى لازم است ضمن حفظ استقلال خود، داراى بودجهى مستقل حوزوى باشد.
مدارس خارج كشور، طلاب خارجى و امور بينالملل
خط : روحانيت بيرون از كشور ايران با سازمانى كه زير نظر مركز مديريت حوزههاى علمى و به عنوان بازوى بينالملل اين مركز است و انتصاب رئيس آن با حكم مدير اين مركز مىباشد، آموزش طلاب خارجى و ايجاد مدارس علميه در كشورهاى ديگر را مديريت مىكند.
خط : حيطهى كارى حوزه نهتنها ايران، بلكه جهان مىباشد و حوزهها لازم است روح فرهنگِ علمىِ دين را در جان و دل مردمان تمامى ملل و كشورها زنده نمايند و طعم لذت محبت به اهلبيت عصمت و طهارت : را به آنان بچشانند و نيز زمينهى همانديشى جمعى بينالمللى را در حوزهى شناخت دين اسلام و ترويج فرهنگ علمى تشيع فراهم آورند.
خط : بخش بينالملل حوزهها لازم است ضمن برطرفكردن موانع، زمينه و امكان رساندن صداى مجتهدان برجسته، نوآور، كارآمد و داراى زبان علمى روز و قدرت استدلال و گفتمان را به مراكز علمى جهان و كنفرانسها و همانديشىها فراهم آورد و از آنان پشتيبانى و حمايت داشته باشد و نيز آخرين دادهها و اطلاعات محافل و آكادمىهاى علمى خارج را كه با علوم حوزوى مرتبط است به دانشيان برساند و تبادل علم و اطلاعات و تعامل تحقيقى را رونق بخشد.
خط : حوزههاى علمى ديگر كشورها به حسب قوانين و نظامهاى حاكم بر آن كشورها، بومىسازى مىشود تا طلاب بتوانند در آن كشورها داراى مدرك علمى معتبر و رسمى باشند و به حسب آن براى انجام فعاليتهاى علمى، فرهنگى و تبليغى توانايى داشته باشند.
خط : هريك از طلاب خارجى بايد بهگونهاى تربيت شوند كه بتوانند مجرى آگاه متن قرآنكريم به عنوان قانونِ الاهى، به مدد اجتهادِ همراه با عدالت گردند و سلامت و سعادت مردم كشور خود را تعقيب نمايند. علاقه به شيعه و ايران مجوز تخريب كشور و وطن خود نمىشود و طلبهى هر كشور لازم است از وطن خود حمايت داشته باشد. خياينت هيچ طلبهاى به كشور خود مجاز نيست، بلكه لازم است منافع وطن خود را حمايت كند و از آن دفاع نمايد و آزادگى خود را پاس بدارد و براى دين با چنين مرامى تبيين و تبليغ داشته باشد.
شناسايى آزادىخواهان
خط : حوزههاى علمى بيرون از كشور لازم است افراد آزادىخواه و سالم هر منطقه و كشور را شناسايى و با جذب اين نيروها و مديريت متمركز و واحد و با در اختيار گرفتن وسايل ارتباط جمعى، حركت وسيع و سالمى را در برابر حركتهاى سياسى و استعمارى كه براى كنترل مردم نمىخواهند آزادهاى، برجسته و رهبر ملتها شود، ايجاد كنند و از طريق نيروهاى بومى و مردمىِ آزادىخواه، فارغ از كيش و مذهبى كه دارند، به ايجاد « موجهاى سالم علمى » در آن ناحيه رو آورند. اين موج بايد پشتوانهى علمى با خود داشته و نهضت آگاهىبخشى باشد؛ نه ايجاد موج در جامعه براى منفعتطلبىهاى شخصى يا گروهى، كه در آن صورت، فطرت حقيقتطلب آنان را زخمى مىسازد و اعتماد جهانيان را از دست مىدهد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!