غرض فی اشتراک الوجود – برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
غرض فی اشتراک الوجود – برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
غرض فی اشتراک الوجود
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: اشتراک معنوی وجود و وحدت تشکیکی حقیقت هستی
یکی از أمهات مسائل حکمی و از بنیادیترین مبادی فلسفه اسلامی، مسئلهی اشتراک وجود است. این بحث، پس از اثبات اصالت وجود، ناگزیر پیش میآید و بدون حلّ آن، نظام فلسفی ناتمام میماند.
وجودِ اصیل، یا میان مصادیقش متباین است و یا مشترک. اگر متباین باشد، به همان اشکالاتی برمیخوریم که در اصالت ماهیت وجود داشت؛ و اگر مشترک باشد، به مذهب فهلویین (مشّائیان قدیم) بازمیگردیم که وجود را یک حقیقت واحد حقیقی میدانستند، نه مشترک لفظی یا مفهومی محض.
مرحوم حاج ملاهادی سبزواری در منظومه میفرماید که بحث در مفهوم وجود عبث است، زیرا مفهوم وجود برای همه چیز مشترک است؛ زید موجود، عمرو موجود، واجب موجود، ممکن موجود؛ در همه جا محمول «موجود» واحد است. اما بحث ما در تحقّق خارجی و معنوی است، نه در مفهوم ذهنی.
مقدمه اول: مفهوم وجود مشترک معنوی میان جمیع اشیاء است؛ واحدٌ لفظی و مفهومی است که بر همه مصادیق حمل میشود.
مقدمه دوم: مفهوم واحد از حقایق متباینه به ما هو متباینه انتزاع نمیشود. اگر مفهومی واحد از دو چیز متباین انتزاع شد، دلیل بر وحدت معنوی و حقیقی آن دو است.
نتیجه: پس وجود در خارج نمیتواند حقایق متباینه باشد؛ بلکه مراتب یک حقیقت مشکّک است.
أدلهی اشتراک معنوی وجود
دلیل اول: وجود مقسَم است
وجود به واجب و ممکن، و ممکن به جوهر و عرض، و عرض به کیف و کم و… تقسیم میشود. مقسَم باید در همهی اقسام مشترک باشد، وگرنه تقسیم باطل است. پس وجود یک حقیقت مشترک حقیقی است که مراتب شدت و ضعف دارد؛ مانند نور که در همه جا نور است، اما گاه شدید و گاه ضعیف.
دلیل دوم: وحدت عدم، اقتضای وحدت وجود میکند
عدم مطلق واحد است؛ در عدم، تمايز راه ندارد. وجود نقیض عدم است و نقیض واحد نیز باید واحد باشد. اگر وجودها متعدد و متباین باشند، هر وجود عدم خاص خود را میطلبد، و این ارتفاع نقیضین است.
الضدان أمران وجودیان، اما النقیضان أحدهما وجودی و الآخر عدمی. عدم واحد است، پس نقیضش – یعنی وجود – نیز واحد است.
دلیل سوم: زوال صفت، موصوف را زائل نمیکند
وقتی از واجب به ممکن منتقل میشویم، صفت «وجوب» زائل میشود، اما موصوف یعنی «وجود» باقی میماند. اگر وجود واجب و وجود ممکن دو حقیقت متباین بودند، با زوال وجوب باید کل وجود هم زائل شود، در حالی که چنین نیست. پس وجود یک حقیقت است که صفت عوض میشود، نه موصوف.
مثال روشن: ما یقین داریم که عالم مؤثر و مبدأ موجودی دارد. اگر کسی بگوید این مؤثر واجب است و دیگری بگوید ممکن، تردید در صفت است، نه در اصل وجود مؤثر. پس موصوف (وجود) ثابت و مشترک است.
دلیل چهارم: موجودات آیات خداوندند
خداوند فرمود:
(فصلت: ۵۳)
بهزودی آیات خود را در آفاق عالم و در أنفس آنان به آنان نشان میدهیم تا برایشان روشن گردد که او خودِ حق است.
آیت نمیتواند از مُؤَیَّد (خدا) از جمیع جهات مباین باشد. آیت باید سنخیت داشته باشد، مانند فیء از صاحب فیء. اگر وجود موجودات با وجود حق تباین مطلق داشت، هیچ موجودی آیت او نمیشد، در حالی که همه موجودات بهما-هی-موجودات آیات اویند.
دلیل پنجم: جواب به منکران اشتراک معنوی (اشاعره و برخی معاصران)
خصم از ترس مشابهت سنخیه میان علت و معلول، اشتراک معنوی را انکار میکند. اما سنخیت از شروط علیت است؛ آب نمیتواند آتش بزاید. واجب موجود است و موجود میآفریند، نه عدم. اگر بگوییم خدا «موجود» نیست، یا انکار است یا تعطیل.
وقتی میگوییم «الله موجود»، همین مفهوم بدیهی وجود را اراده میکنیم که بر همه حمل میشود. فرار از آن یا به تعطیل میانجامد یا به انکار.
دلیل ششم: دلیل ادبی فخر رازی
اگر «وجود» را قافیه قرار دهید، ایطاء میشود که عیب بلاغی است. این نشان میدهد وجود معنای واحد حقیقی دارد، نه معانی متعدد متباین؛ وگرنه تجنیس میشد و از محسنات بدیعی شمرده میشد.
جمعبندی بخش
وجود یک حقیقت یگانهی مشکّک است که مراتب شدت و ضعف دارد. مرتبهی اعلی و شدید آن وجود واجب تعالی است که فوق ما لا یتناهی عدّاً و مدّاً و شدّاً است، و مراتب نازلهاش ممکناتند که فیء و سایهی آن حقیقتند. این وحدت تشکیکی، وحدت نظام عالم و توحید حقیقی را تضمین میکند و همه موجودات را به یک نور واحد بازمیگرداند؛ نوری که هر جا افتد، همان است، لکن گاه شدید و گاه ضعیف.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!