برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش اول: مسئله وجود ذهنی و اشکال اتحاد جوهر و عرض
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش اول: مسئله وجود ذهنی و اشکال اتحاد جوهر و عرض
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: مسئله وجود ذهنی و اشکال اتحاد جوهر و عرض
یکی از پیچیدهترین و عمیقترین مسائل فلسفه اسلامی، چگونگی حضور حقایق اشیاء در نفس و ذهن انسانی است. هنگامی که انسان چیزی را تصور یا تصدیق میکند، آیا همان ماهیت خارجی با همه احکامش در ذهن حاضر میشود؟ اگر چنین است، پس چگونه ممکن است جوهر خارجی در ذهن به صورت کیف نفسانی درآید، بیآنکه اتحاد جوهر و عرض یا اتحاد دو عرض یا دو ماهیت مختلف لازم آید؟ این اشکال، قرنها ذهن حکمای اسلامی را به خود مشغول داشته است.
بخش دوم: چهار قول مشهور در باب وجود ذهنی
قول اول: انکار وجود ذهنی و اخذ علم به اضافه (فخرالدین رازی)
نخستین راه حل، انکار وجود ذهنی بود. فخرالدین رازی علم را صرفاً «اضافه» میان عالم و معلوم دانست، نه کیف نفسانی دارای وجود واقعی. این قول هرچند از اشکال اتحاد رهایی مییابد، اما هم نقض دارد و هم حلّ؛ زیرا تجربه درونی ما گواه وجود صور علمی در نفس است.
قول دوم: انفکاک میان علم و معلوم (قوشجی)
راه دوم، انفکاک میان علم و معلوم بود. قوشجی فرمود: در ذهن دو چیز جای میگیرد: یکی «علم» و دیگری «معلوم». آنچه عاید ما میشود علم است و علت آن معلوم است. علم و معلوم بالذات متحد نیستند؛ همچون درّی که در آب است، نورش همه جا پراکنده است ولی خودش همه جا نیست.
قول سوم: قول به اشباح و صورت مثالی (شبح اشیاء)
قول سوم، تشبیه به آینه است. انسان در برابر آینه ایستاده و آنچه در آینه میبیند جز شبح و صورت مثالی نیست. این قول همان قول دوم است، جز آنکه معلوم بالذات را حذف کرده و مستقیماً شبح را از خارج اخذ میکند.
قول چهارم: انقلاب ماهیت و تابع بودن ماهیت از وجود (صدرالمتألهین و دشتکی)
قول چهارم که برترین و استوارترین اقوال است، قول انقلاب است. این قول بر دو مقدمه متفقعلیه استوار است:
دوم: ماهیت تابع وجودات خود است؛ هر جا باشد، احکام همان وجود را میگیرد.
بنابراین، انسان در خارج دارای وجود خارجی است و ماهیتش جوهر میشود. همین انسان هنگامی که در ذهن آید، تابع وجود ذهنی است و وجود ذهنی کیف نفسانی و عرض است؛ پس ماهیت نیز کیف و عرض میگردد. یک حقیقت بیش نیست؛ با انقلاب وجود، احکام ماهیت نیز منقلب میشود.
بخش سوم: اشکالات وارد بر قول انقلاب و پاسخهای آن
اشکال اول: شباهت با قول اشباح
گفته شد: شما نیز میگویید جنس و فصل و جوهر در ذهن نمیآید، پس همان قول شبح است!
جواب: آنان میگفتند حقیقت در خارج است و شبح در ذهن؛ اما ما میگوییم همان حقیقت میآید، منتهی منقلب به حقیقت عرضی میشود. یک حقیقت است با دو عالم: وقتی در ذهن آمد، در خارج نیست و بالعکس. پس سخن از شبح نیست، سخن از حقیقت منقلب است.
اشکال دوم: اشکال ضرورت واسطه در انقلاب (مهمترین اشکال)
انقلاب از حال به حال، موضوع مشترک یا واسطه میخواهد. آب به بخار و بخار به یخ تبدیل نمیشود مگر با ماده مشترک (هیولی). نطفه به علقه و علقه به مضغه نمیشود مگر بر هیولی بهیمه. پس ماهیت خارجی (جوهر) چگونه بدون واسطه به صورت ذهنی (عرض) تبدیل میشود؟
انقلاب وصفی و صوری و کیفی و کمی → نیاز به ماده مشترک دارد.
انقلاب ذاتی و ماهوی → نیاز به واسطه ندارد؛ همانگونه که خداوند با «کن فیکون» شیء را از عدم به وجود میآورد بدون واسطه.
آتش در خارج میسوزاند، در ذهن نمیسوزاند؛ درخت در خارج میوه میدهد، در ذهن نمیدهد. ذات شیء منقلب شده است، نه صفتش. پس در انقلاب وجود ذهنی به خارجی و بالعکس، چون انقلاب در ذات است، واسطه لازم نیست.
بخش چهارم: اشکال مرحوم حاجی (آقا علی مدرس زنوزی) و پاسخ
مرحوم حاجی فرمود: شما که اصالت ماهیت هستید، چگونه گفتید «ماهیت تابع وجود است»؟ این سخن با اصالت ماهیت سازگار نیست؛ خانه از پایبست ویران است!
اگر اصالت وجود باشید، دیگر نباید بگویید «انقلاب»، بلکه باید بگویید وجود واحد است با مراتب تشکیکی؛ مرتبه شدیدش خارجی و جوهرآفرین، مرتبه ضعیفش ذهنی و کیفآفرین. در این صورت، اصلاً انقلاب نیست، بلکه تفاوت مراتب است.
دشتکی پاسخ داد: چه کسی گفت ما اصالت ماهیت هستیم؟ این سخن را بخرید!
حاجی فرمود: حتی اگر اصالت وجود باشید، کلمه «انقلاب» درست نیست؛ باید تشکیک بگویید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!