برگرفته از درسگفتارهای ٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش هفتم: غرر هفتم ـ کاوش در وجود ذهنی
برگرفته از درسگفتارهای ٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش هفتم: غرر هفتم ـ کاوش در وجود ذهنی
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفتم: غرر هفتم ـ کاوش در وجود ذهنی
مقدمهٔ بخش: جایگاه وجود ذهنی در نظام هستیشناسی حکمت متعالیه
وجود ذهنی نه یک بحث حاشیهای، بلکه یکی از ارکان معرفتشناسی فلسفی است. این بحث، برخلاف مباحث کلیِ اصالت وجود یا وحدت وجود که ناظر به کل هستیاند، بحثی تقسیمی است؛ یعنی وجود را به خارجی و ذهنی تقسیم میکند و سپس به بررسی قسم دوم میپردازد. با این حال، چون همهٔ ادراکات بشر از حقایق عالم از مسیر ذهن میگذرد، بحث وجود ذهنی به زیربنای نظریهٔ معرفت تبدیل میشود؛ چنانکه تا حقیقت اندیشه و نحوهٔ تحقق معرفت روشن نشود، هیچ مسئلهٔ دیگری در فلسفه به سامان نمیرسد.
وجود ذهنی مرتبهای از مراتب وجود است، نه وهم و خیال؛ و خودِ ماهیت است که در ذهن تحقق مییابد، نه صورت یا عکسی از آن.
تبیین عبارت غرر هفتم
مرحوم ملاهادی سبزواری در این غرر میفرماید:
للشىء أى الماهية غير الكون فى الأعيان كونٌ بنفسه لدى الأذهان
تحلیل واژگان کلیدی عبارت
- للشىء: مراد «ماهیت» است، نه وجود؛ یعنی آنچه شئیت به آن است، نه آنچه وجود به آن است.
- غير الكون فى الأعيان: غیر از وجود در اعیان خارجی و نیز غیر از وجود در علم الهی و عقول؛ «اعیان» در اینجا به همهٔ عوالم وجودی غیرذهنی اطلاق شده است.
- كونٌ بنفسه: خودِ ماهیت (به ذاتش و حقیقتش) دارای وجود است.
- لدى الأذهان: نه «فى الأذهان»؛ زیرا قیام ماهیت به ذهن، قیام حلولی نیست، بلکه قیام صدوری و تحققی است؛ نفس انسانی خلیفةالله است و همان ماهیت را در مرتبهٔ خودش خلق میکند.
نفس انسانی خلاق است، نه ظرف؛ ماهیت در ذهن «حلول» نمیکند، بلکه به قیام صدوری «متحقق» میگردد؛ چنانکه ماهیت در علم الهی نیز به قیام صدوری است، نه حلولی.
تفاوت آثار وجود خارجی و وجود ذهنی
وجود خارجی آن است که آثار مطلوبهٔ خارجی بر آن مترتب میشود (آتش خارجی میسوزاند). وجود ذهنی آن است که آثار خارجی بر آن مترتب نمیشود، اما بیاثر نیست؛ آثار علمی و معرفتی دارد که گاه از آثار خارجی قویتر و باقیتر است.
مثال: زید پس از مرگ، وجود خارجیاش فانی شد، اما وجود ذهنیاش در نفوس علما باقی و زنده است؛ بلکه گاه آثار وجود ذهنی (مانند بقای معرفت) از آثار وجود خارجی (مانند حیات جسمانی) پایدارتر است.
ادلهٔ اثبات وجود ذهنی و کیفیت آن
دلیل اول: حکم ایجابی بر معدوم خارجی
ما احکام ایجابی بر موضوعاتی میکنیم که در خارج معدوماند:
- «بحرٌ من زيبق باردٌ بالطبع» (دریای جیوه به طبیعت سرد است)
- «اجتماع النقيضين محالٌ عقلياً»
این قضیهٔ موجبهٔ حملی در حکم قضیهٔ شرطیه است: «اگر بحر جیوهای در خارج موجود بود، سرد میبود». موضوع این قضیه در خارج معدوم است، اما محمول بر آن بار میشود؛ پس موضوع باید در جایی موجود باشد → آنجا ذهن است.
دلیل دوم: کلیات و مفاهیم عام
ما مفهوم «انسان بما هو انسان» را بدون هیچ قید فردی، مکانی یا زمانی تصور میکنیم و به آن اشارهٔ عقلی داریم. کلیت در خارج نیست (كلُّ ما فى الخارج جزئىٌ). معدوم مطلق (که هیچ وجودی حتی ذهنی نداشته باشد) قابل اشارهٔ عقلی هم نیست. پس این مفهوم کلی در ذهن موجود است.
هر دو دلیل نشان میدهند که وجود ذهنی حقیقی است و خودِ ماهیت (نه صورت یا عکس آن) در ذهن به قیام صدوری متحقق میگردد.
نتیجهٔ بخش
وجود ذهنی مرتبهای ضعیفتر از وجود خارجی، اما حقیقی و مؤثر است. خودِ ماهیت است که در اذهان تحقق مییابد، نه صورت یا شبحی از آن. قیام ماهیت به ذهن قیام صدوری و خلیفهوار است، نه حلولی و ظرفی. این همان قول مشهور متأخرین (حاجی سبزواری، علامه طباطبایی، آیتالله حسنزاده آملی و دیگران) است که از آن به «تحقق نفسی ماهیت در اذهان» تعبیر میکنند؛ قولی که هم از ایدئالیسم برکنار است و هم از نظریهٔ «عکس و صورت» مشائی فراتر میرود.
این آیهٔ شریفه بیانگر آن است که علم حقیقی از راه تقوا و طهارت نفس حاصل میشود؛ نفس پاک، معلمش خداوند است و علم از درون میجوشد، نه اینکه از بیرون در ظرف ذهن ریخته شود.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!