برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش نخست: اعتباریت ماهیت و ظهور آثار به وجود خاص خارجی

غُرَر الفرائد و نظم الاهی
بازگشت ⮌

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش نخست: اعتباریت ماهیت و ظهور آثار به وجود خاص خارجی

زمان مطالعه: حدود 8 دقیقه





درس‌گفتارهای شرح منظومهٔ حکمت متعالیه | جلسهٔ چهل و هفتم


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: اعتباریت ماهیت و ظهور آثار به وجود خاص خارجی

آنچه قدس سره فرمودند، تمامش سخن مرحوم صدرالمتألهین است در باب اعتباریت ماهیت. ایشان می‌فرمایند: ماهیت‌ها اعتباری‌اند؛ نه کلی منطقی‌اند و نه کلی عقلی به معنای متعارف، بلکه کلی طبیعی‌اند در عقل، یعنی طبیعت معقوله با قطع نظر از وجود خارجی. پس این ماهیت‌ها که به کلیات طبیعی تعبیر شد، بدون وجود، چیزی جز مفهوم جوهر، مفهوم کم، مفهوم کیف و غیر آن نیستند و هیچ حقیقتی ندارند.

ماهیت در خارج، چون همراه وجود است، حقیقت است؛ اما در ذهن، چون وجودی همراهش نیست، حقیقت ندارد و صرف مفهوم است. همهٔ انواع ماهیت‌ها اعم از فعل و انفعال، جوهر و عرض، همین‌گونه‌اند؛ زیرا وجود همراه این ماهیت‌ها نیست، پس صرف مفهوم‌اند. اما وجود، اگرچه نه جوهر است و نه عرض، نفس الوجود و حقیقت الوجود است. این وجود است که به همه چیز وجود می‌بخشد و همه را به وجود می‌آورد، و همین وجود است که مظهر ماهیت‌ها و آثار ماهیت‌ها می‌گردد.

آثار ماهیت‌ها – چه سوزاندن آتش و چه شیرینی دادن میوه – همه به وجود خاص خارجی است. واجب تعالی گرچه ممکن نیست، ممکنات را می‌آفریند؛ گرچه جسم نیست، جسم را می‌آفریند؛ گرچه ماهیت ندارد، ماهیت را می‌آفریند. وجود نیز گرچه ماهیت ندارد، ماهیت را می‌آفریند و مظهر آن می‌گردد.

شبههٔ اول: آیا ماهیت در نفس نیز همراه وجود است؟

اگر گفته شود: آن ماهیت‌هایی که در نفس‌اند، گرچه با وجود خارجی همراه نیستند، اما با وجود ذهنی همراه‌اند؛ پس چرا می‌فرمایید صرف مفهوم‌اند؟ زیرا کلام در کلی عقلی است، یعنی طبیعت معقوله. ماهیت در نفس گرچه وجود خارجی ندارد، وجود نفسانی دارد؛ پس خالی از وجود نیست.

جواب: ما نیز همین را می‌گوییم؛ وجود در نفس، اولاً و بالذات برای نفس است، ثانیاً بالعرض برای ماهیت در ذهن. پس ماهیت وجود علمی دارد، اما وجود خودش را ندارد. مانند وجود لفظی زید که حاکی از زید است، اما خود زید نیست؛ یا مانند پرچم که حاکی از جلسه است، اما وجودش تابع مخمل است و استقلال ندارد.

پس وجود ذهنی نیز هست، اما تبعی و تکفلی است؛ اول برای نفس، سپس برای ماهیت. وجود در خارج، اولاً و بالذات برای ماهیت است و آثار ماهیت به آن وجود خاص خارجی مرتب می‌شود.

وجود ذهنی مانند «زن‌بابا» است؛ مادر است، اما نه مادر حقیقی که «الجنة تحت أقدام الأمهات» بر او صدق کند. وجود ذهنی نیز همین‌گونه است: هست، اما تبعی و تطفلی.

بخش دوم: تفاوت عوالم وجود و حکم هر عالم بر ماهیت

در هر عالمی، قانون آن عالم حاکم است. در عالم خارج، وجود خارجی حاکم است؛ در عالم نفس، وجود نفسانی؛ در عالم علم ربوبی، وجود علمی ربوبی. انسان در خارج دست و پا دارد، اما در ذهن بی‌دست‌وپا است؛ در علم حق نیز همین‌گونه است، اما نه با آثار خارجی، بلکه با آثار علمی.

ماهیت‌ها در علم حق، اعیان ثابته‌اند؛ یعنی حقیقت ماهوی اشیاء بدون لحاظ وجود خارجی. این اعیان ثابته در نشأهٔ علم ربوبی‌اند، نه در ذات حق، بلکه در أسماء و صفات حق به وجود أسمائی و صفاتی، نه به وجود خارجی مرکب.

مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِن تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِن فُطُورٍ
در آفرینش خداوند رحمان هیچ اختلافی نمی‌بینی؛ باز بنگر، آیا هیچ شکافی می‌بینی؟

در مقام أسماء و صفات، نه حیوان است که بچرد، نه انسان است که راه رود، نه عقل است و نه نفس؛ همه بسیط و مجرد است. آنجا حقیقت الحیوان است، نه حیوان موجود در خارج. ترکیب و ترکب از آنِ وجود خارجی است.

بخش سوم: شبههٔ صورت جزئی خیالی و پاسخ آن

در تعلیقهٔ اسفار، اشکال آورده شده که: آنچه تاکنون گفتید، در کلیات جواهر و اعراضی که از خارج به عقل آورده می‌شود، صحیح است؛ اما صورت جزئیهٔ خیالیه – مانند اسب خیالی یا انسان خیالی – وجود خارجی‌اش خود خیال است؛ پس باید آثار خارجی داشته باشد.

جواب: حکما گفتند «لکل طبیعة أفرادٌ ذهنیة» و این درست است، اما این فرد، فرد علمی است، نه فرد خارجی. فرد مصداق طبیعت به حمل شایع، فقط فرد خارجی است. آتش خیالی نمی‌سوزاند، هرچند خیال قوی ممکن است از نظر روانی انسان را بکشد، اما این اثر خیال است، نه اثر طبیعت آتش.

وجود خیالی نیز اشراق از نفس است، مانند وجود عقلی. پس نه وجود طبیعت است و نه جوهر خارجی. ماهیت نیز حالش معلوم است؛ وجودش از نفس است، پس نمی‌سوزاند.

بخش چهارم: رأی نهایی در باب وجود علمی

خلاصه آنکه وجود علمی – چه عقلی و چه خیالی – کیف نیست، مقوله نیست، ماهیت نیست؛ بلکه نفس الوجود است، اما وجود اشراقی از نفس، نه وجود مستقل خارجی. پس نه مانند محقق داونی که گفت کیف است، و نه مانند آنچه برخی گفتند که مفهوم محض است، بلکه فوق تمام مقولات است، زیرا نفس الوجود است، همان‌گونه که فیض مقدس جوهر و عرض را می‌آفریند.

بخش پنجم: اشکال جمع متقابلین در حمل اولی و دفع آن

اگر مقاند: اگر مقولات معقوله به حمل اولی جوهر یا کیف یا کم‌اند، پس یا کیف بالذات‌اند (که قابل قسمت نیستند) یا کیف بالعرض (که باید به کیف بالذات منتهی شوند). در هر دو صورت، یا اجتماع نقيضين لازم می‌آید یا دور یا تسلسل.

جواب: مقولات معقوله به حمل اولی، نه کیف بالذات‌اند و نه کیف بالعرض. آنچه بالعرض است باید به موضوع منتهی شود، اما موضوع نهایی اینجا نفس الوجود است. وجود اساساً موضوع نیست تا عرض بر آن حمل شود؛ وجود موجد است، نه موضوع. پس سلسله بالعرض در اینجا به وجود محض قطع می‌شود که نه جوهر است و نه عرض.

هر چه بالعرض است به بالذات منتهی می‌شود، و بالذات در این مقام وجود محض است که ليس بجوهر و لا عرض؛ پس سلسله منقطع گردید و اشکال مرتفع شد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)