جمعیت الهیه و انسان بهمثابه کون جامع
جمعیت الهیه و انسان بهمثابه کون جامع
## جمعیت الهیه و انسان بهمثابه کون جامع
انسان در نظام عرفانی ابنعربی به سبب «جمعیت الهیه» مظهر تام اسماء و صفات الهی شمرده میشود. این جمعیت از آمیختگی سه جهت وجودی تشکیل یافته است: جناب الهی که همان حضرت واحدیت و ظرف اسماء و صفات است، حقیقت الحقایق که در این مقام به حضرت امکانی و حقایق ممکنات اشاره دارد، و طبیعت کلیة که تمامی قوابل عالم از مجردات تا مادیات را در بر میگیرد. این سه ساحت در وجود انسان بهگونهای در هم تنیدهاند که او را از سایر موجودات متمایز میسازند؛ موجودات دیگر تنها برخی از این مراتب را حمل میکنند، اما انسان تنها موجودی است که صفات الهی، امکانی و مادی را یکجا در خود گرد آورده است.
در برخی نسخههای فصوص الحکم عبارت «الطبیعة الکل» بهجای «الطبیعة الکلیة» آمده که این تفاوت از نظر معنایی اهمیت دارد. «کل» به محدودیت و بشرطلا اشاره دارد، اما «کلیة» عموم و لابشرط را میرساند. نسخه معتبر باید «الطبیعة الکلیة» باشد تا با معنای عرفانی متن سازگاری داشته باشد و به صفت عام طبیعت اشاره کند.
## جناب الهی و ظهور صفات ربوبی
جناب الهی در این تبیین همان حضرت واحدیت است که در اصطلاح عرفانی به تعین ثانی و ظرف اسماء و صفات الهی گفته میشود. این حضرت مبنای ظهور مظاهر علمی در صورت اعیان ثابته و مظاهر عینی در صورت موجودات خارجی است. تمامی موجودات بیواسطه از این حضرت وجود خاص خود را کسب میکنند. انسان حامل صفات ربوبی است که از جناب الهی به او عطا شده و او را به مرآت اسماء و صفات الهی تبدیل میکند. انسانی که فاقد صفات الهی باشد به مرتبه حیوانی تنزل یافته و نمیتواند ادعای انسانیت کند. از اینرو انسان باید میزان تجلی صفات الهی در خود را در برابر صفات امکانی و طبیعی ارزیابی کند تا به شناخت مقام وجودی خویش و میزان نزدیکی یا دوری از کمال دست یابد.
## حقیقت الحقایق و حضرت امکانی
حقیقت الحقایق در این سیاق به حضرت امکانی اشاره دارد نه احدیت. قرار گرفتن این حقیقت در مقابل جناب الهی موجب میشود که صرفاً به حقایق کونیه محدود شود و شامل حقایق الهی وجوبی نگردد. این اصطلاح در متون عرفانی دارای معانی چندگانه است: احدیت بهمثابه رأس وجوب، حضرت امکانی بهمثابه رأس موجودات، انسان کامل بهمثابه رأس جمعیت، و در کتاب انشاء الدوائر ابنعربی آن را به معنای جوهر یعنی اصل وجودی عالم بهکار برده است. شیخ قونوی در کتاب مفتاح این اصطلاح را به مرتبه انسان کامل نسبت داده است.
حضرت امکانی تمامی حقایق ممکنات موجود در خارج و معدوم در علم الهی را در بر میگیرد. این حقایق بهصورت تدریجی در عالم خارج متجلی میشوند. وجه کونی انسان او را از ربوبیت متمایز کرده و به عبودیت متصف میسازد. این وجه به مقام امکانی انسان و تسلیم او در برابر حق اشاره دارد.
## طبیعت کلیة و ظرف ناسوت
طبیعت کلیة تمامی قوابل عالم را از مجردات اعلی تا مادیات اسفل در بر میگیرد و مبدأ فعل و انفعال در تمامی جواهر عالم است. این طبیعت قابل پذیرش تمامی تأثیرات اسمائی الهی است. استعداد خاصی را برای انسان فراهم میکند که او را قادر به دریافت فیض الهی و ظهور صفات میسازد. این استعداد در نشأة طبیعی انسان متجلی است که تمامی قوابل عالم را در خود جای داده است.
در متن فصوص عبارت «فی النشأة الحاملة» بر «الی ما تقتضیه الطبیعة الکلیة» مقدم شده تا تأکید بر ظرف ناسوت باشد. ترتیب منطقی این است که ابتدا به طبیعت کلیة اشاره شود و سپس به نشأة حامله، اما این تقدیم برای حفظ معنای عرفانی ضروری است. انسان دارای سه نشأت است: روحی، طبیعی عنصری، و مرتبیه. نشأة مرتبیه مقام جمع میان نشأة روحی و عنصری است که در انسان کامل تحقق مییابد. نشأة عنصری انسان ظرف ظهور صفات الهی و امکانی در عالم ناسوت است و تمامی قوابل عالم را در بر میگیرد.
## وجوب و امکان در نظام هستی
حقتعالی در تمامی صفات واجب است جز وجوب ذاتی که خاص اوست و ممکنات در آن شریک نمیشوند. امکان صفتی است که با وجوب ذاتی حق منافات دارد. امکان صفت اصلی ممکنات است که آنها را از حق متمایز میکند. حق نمیتواند ممکن باشد زیرا امکان با وجوب ذاتی او ناسازگار است. حقایق ممکنات چه موجود در خارج و چه معدوم در علم الهی در ظرف امکانی نهفتهاند و بهصورت تدریجی در عالم خارج متجلی میشوند.
این تقسیمبندی وجودی مبنای نظام عرفانی ابنعربی را تشکیل میدهد. وجوب ذاتی صفت انحصاری حق است و امکان صفت اصلی ممکنات. ظهور تدریجی ممکنات نظام خلقت را در ظرف امکانی نشان میدهد.
## جمعبندی
جمعیت الهیه در انسان از سه جهت جناب الهی، حقیقت الحقایق و طبیعت کلیة تشکیل یافته و او را به کون جامع و مظهر تام اسماء و صفات الهی تبدیل میکند. حقیقت الحقایق با معانی چندگانه خود انعطافپذیری اصطلاحات عرفانی را نشان میدهد. طبیعت کلیة ظرف مادی تمامی قوابل عالم است که در نشأة عنصری انسان متجلی میشود. تقابل وجوب و امکان نظام وجودی را روشن میسازد. انسان به سبب جمعیت الهیه در نشأت سهگانه خود مرکز ظهور مراتب وجودی است و خلافت الهی در او به واسطه صفات ربوبی، امکانی و مادی تحقق مییابد.
― متن به پایان رسید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!