حقیقت ازلی انسان و نسبت آن با تعینات وجودی

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 1
بازگشت ⮌

حقیقت ازلی انسان و نسبت آن با تعینات وجودی

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## حقیقت ازلی انسان و نسبت آن با تعینات وجودی

حقیقت انسان در نظام وحدت وجود دارای دو حیثیت متمایز است: حیثیتی که به بطون و ثبوت ازلی او بازمی‌گردد و حیثیتی که به ظهور او در نشئه عنصری و ناسوتی مربوط می‌شود. آنچه حدوث بدان تعلق می‌گیرد، صرفاً همین ظهور اخیر است، نه حقیقت باطنی انسان که در مقام تعین ازلی خویش، از سنخ زمان و تجدد بیرون است. این حقیقت ازلی، به‌مثابه مظهری از شأنی از شؤون الهی، در مرتبه‌ای فراتر از قید حدوث و زمان قرار دارد و ظهورات متعدد انسان در نشئات گوناگون، اقتضائات همین حقیقت ثابته را آشکار می‌سازند، بی‌آنکه اصل آن حقیقت را دستخوش حدوث کنند.

بر همین اساس، ازلیت و ابدیت در حقیقت انسان دو وجه از یک امر واحدند و از یکدیگر انفکاک‌ناپذیرند؛ هرآنچه در مقام ثبوت ازلی است، در مقام تحقق نیز ابدی خواهد بود، و هرآنچه ابدی است، ناگزیر ریشه در ازلیتی دارد که آن را از عدم مصون داشته است. این پیوستگی صرفاً یک حکم توصیفی نیست، بلکه ملازمه‌ای است که در ادامه با ابتنا بر قاعده امتناع تخلف معلول از علت و امتناع تسلسل، اثبات می‌گردد.

## قاعده ملازمه ازلیت و ابدیت

اصل کلی چنین تقریر می‌شود که: كُلُّ مَا هُوَ أَزَلِيٌّ فَهُوَ أَبَدِيٌّ وَبِالْعَكْسِ. این عبارت بر آن دلالت دارد که هرآنچه در ابتدای وجود خویش از قید عدم مسبوق مبرا باشد، در انتهای وجود خویش نیز از قید فناء مبرا خواهد بود، و این دو وصف چنان به یکدیگر گره خورده‌اند که فرض تحقق یکی بدون دیگری، به تناقضی در نظام علّی می‌انجامد.

دیدگاهی که قائل به ابدیت عالم است بی‌آنکه ازلیت آن را بپذیرد، از این حیث با اشکالی بنیادین مواجه است، چه، اگر معلولی ابدی فرض شود در حالی که علت آن ازلی است، لازم می‌آید که معلول در وصف ازلیت از علت خویش تخلف کرده باشد، حال آنکه سنخیت میان علت و معلول اقتضا می‌کند وصف ازلیت -که کمالی وجودی است- از علت به معلول سرایت کند. تخلف معلول از علت در چنین مرتبه‌ای، نقض غرض علّیت است و از این رو باطل شمرده می‌شود.

## نفی تسلسل و جایگاه علت نخستین

اگر معلولی حادث فرض شود و علت آن نیز حادث باشد، به‌گونه‌ای که زمان در تحقق علت دخیل باشد، سلسله علل به تسلسلی نامتناهی می‌انجامد، زیرا هر علت حادث خود نیازمند علتی پیشین است که آن نیز به علتی دیگر محتاج است. اما اگر زمان در تحقق علت دخالتی نداشته باشد، لازم می‌آید که خود علت -در غایت این سلسله- ازلی باشد، چه فرض دخالت‌نداشتن زمان با فرض حدوث آن علت سازگار نیست.

از سوی دیگر، دخالت زمان در علت با فرض ابدیت معلول نیز ناسازگار است، زیرا اجزای زمان به تجدد و تصرم متصف‌اند و آنچه متصف به تجدد است نمی‌تواند مبدأ صدور امری ابدی و ثابت باشد. همچنین تسلسلی که در آن زمان دخیل نباشد، خود ممتنع است، چه تسلسل ذاتاً مبتنی بر تعاقب و تجدد است و تعاقب جز در ظرف زمان تحقق نمی‌یابد. بنابراین، هرگاه دخالت زمان در علت منتفی و تسلسل نیز باطل باشد، سلسله علل ناگزیر به علتی ازلی و غیرمتناهی در ذات، یعنی وحدت قدسی، منتهی می‌گردد که فوق تعینات زمانی و از سنخ تجدد مبرا است.

## شرایط امکان تسلسل و نسبت حوادث با ازلیات

تحقق تسلسل موقوف به دو شرط است: نخست تعدد اجزای سلسله، و دوم خارجیت آن اجزا. در مجردات که از تعدد خارجی بری‌اند، و در امور ذهنی صرف که از خارجیت بی‌بهره‌اند، تسلسل به‌معنای متعارف آن راه ندارد. بر این اساس، آنچه در عداد ابدیات قرار می‌گیرد، به علل ازلی و ابدی مستند است، در حالی که حوادث زمانی و متجدد، به علل متجدد و متصرم بازمی‌گردند؛ این استناد، نظم علّی نظام تعینات را از آمیختگی مراتب مصون می‌دارد.

از این رو ملازمه‌ای چهارگانه میان تعدد، حدوث، تجدد و زمان از یک سو، و وحدت، ازلیت، ثبات و ابدیت از سوی دیگر برقرار است: هرجا تعدد خارجی متحقق است، حدوث نیز هست؛ هرجا حدوث است، تجدد نیز هست؛ و هرجا ابدیت است، ازلیت نیز هست و بالعکس. این ملازمه‌ها، انسجام مراتب ظهور را از تعین ازلی حقیقت انسانی تا ظهورات متجدد او در نشئه ناسوتی تبیین می‌کنند، بی‌آنکه اصل آن حقیقت ثابته را دستخوش تجدد و حدوث سازند.

## نتیجه

حقیقت ازلی انسان، به‌عنوان مظهری از تعینات وحدت قدسی، از سنخ حدوث و تجدد مبراست و آنچه به حدوث متصف می‌گردد، صرفاً ظهور او در نشئه عنصری است. قاعده ملازمه ازلیت و ابدیت، مبتنی بر امتناع تخلف معلول از علت و امتناع تسلسل، این حقیقت را تأیید می‌کند که هر ثبوت ازلی، ناگزیر به بقای ابدی می‌انجامد و هر بقای ابدی، کاشف از ثبوتی ازلی است. بر این اساس، سلسله تعینات و ظهورات، در نهایت به مقامی منتهی می‌شود که از قید زمان، تجدد و تعدد خارجی مبراست و همین مقام است که اقتضای صدور و ظهور جمیع مراتب هستی را در خود دارد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)