معقولیت ذاتی امور کلی و نسبت آن با اعیان موجودات

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 1
بازگشت ⮌

معقولیت ذاتی امور کلی و نسبت آن با اعیان موجودات

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## معقولیت ذاتی امور کلی و نسبت آن با اعیان موجودات

امور کلی، هرچند در خارج عین اعیان موجودات‌اند، در ذات خویش از مقام معقولیت زائل نمی‌گردند، خواه معقولیت آن‌ها فعلیت‌یافته باشد و خواه بالقوه باقی بماند. اوصافی نظیر حیات و علم در خارج به‌صورت اعیان موجودات، همچون تعین یافتن حیات در زید عالم، ظهور می‌یابند؛ لیکن این ظهور به معنای زوال معقولیت ذاتی آن‌ها نیست. این نسبت میان معقولیت ذهنی و ظهور عینی، پیوندی است که ساحت تنزیه امر کلی را از ساحت ظهورات آن متمایز می‌سازد، بی‌آنکه این تمایز به انفکاک وجودی بینجامد. اوصاف کلی و افرادی که این اوصاف در آن‌ها ظهور می‌یابند در نسبتی متقابل قرار دارند؛ اوصاف کلی موجودات را متعین می‌سازند و همان موجودات، به‌واسطه تجلی این اوصاف در خویش، مجرای تحقق و بروز آن اوصاف می‌گردند. برای نمونه، حیات در زید به تعین حیات انسانی ظاهر می‌شود و زید نیز خود مظهر و مجلای همین حیات کلی است. این تعامل، وحدت میان کلی و جزئی را در نظام ظهورات نشان می‌دهد.

## ظهور و بطون امور کلی

امور کلی از حیث تعین‌یافتنشان در اعیان موجودات، ظاهرند و از حیث معقولیت ذاتی خویش، باطن باقی می‌مانند. علم در زید عالم به نحو ظاهر تحقق می‌یابد، اما مفهوم کلی علم، به‌ما هو معقول، در خارج به نحو مستقل عینیتی ندارد و صرفاً در ضمن معروضات خویش ظهور می‌کند. این دوگانگی ظاهر و باطن، شأنی از شؤون تجلی است که در آن، بطون امر کلی هیچ‌گاه با ظهور آن در تنافی نمی‌افتد، بلکه دو وجه از یک حقیقت واحدند. از این‌رو اوصاف کلی در خارج ثبوت دارند، اما به‌گونه‌ای که استقلال در اثبات ندارند؛ ثبوت آن‌ها همواره در ضمن اعیانی است که مظهر آن‌هایند. حیات در زید در خارج ثابت است، اما این ثبوت را نمی‌توان جدای از عین زید اثبات کرد، چرا که اوصاف کلی به‌تنهایی و منفک از موصوفات خویش تحقق عینی نمی‌یابند.

## استناد موجودات عینی به امور کلی

هر موجود عینی به امور کلی استناد دارد، استنادی که نه از عقل قابل رفع است و نه امور کلی از مقام معقولیت خویش زائل می‌گردند. زید، به‌عنوان یک موجود عینی، به اوصاف کلی‌ای چون حیات و علم وابسته است، و این اوصاف، در عین معقولیت ذاتی، بدون تجلی در اعیان تحققی در خارج نمی‌یابند. برخی مفاهیم، همچون شریک الباری یا عدم، تنها در ساحت ذهن معقول‌اند و در خارج فاقد هرگونه عینیت‌اند؛ در مقابل، اوصاف کلی‌ای مانند حیات و علم، هم در ساحت ذهن معقول‌اند و هم در ساحت خارج، در ضمن اعیان، متحقق می‌گردند. این تمایز نشان می‌دهد که وجود ذهنیِ برخی مفاهیم، ملازم با وجود خارجی آن‌ها نیست، در حالی که اوصاف کلی اصیل، هم‌زمان در هر دو ساحت حضور دارند.

## تعین و تکثر موجودات به‌واسطه امور کلی

موجودات عینی به‌واسطه اتصاف به اوصاف کلی، متعین و متکثر می‌گردند، و این استناد برای تحقق هویت آن‌ها ضروری است. حیات، به‌عنوان صفتی کلی، در زید و در ملائکه به‌یکسان موجب تعین و تمایز آن‌ها می‌شود؛ هر موجودی با اتصاف به اوصاف کلی، هویت متعین خویش را می‌یابد. در تعبیر «لهذه الامور الکلیة»، حرف «لام» به معنای «إلی» به کار رفته و جهت‌گیری استناد موجودات به امور کلی را نشان می‌دهد. طبایع کلی اقتضای اتصاف به این امور را دارند، از آن‌ رو که کمالات آن‌ها در گرو همین اتصاف است. طبایع کلی از حیث کمالاتشان به امور کلی وابسته‌اند و نمی‌توانند مستقل از معروضات خویش، معقول یا متحقق باشند؛ حیات، به‌عنوان کمال یک طبیعت کلی، تنها در معروضاتی چون زید ظهور می‌یابد و بدون این ظهور، به نحو مستقل معقولیتی متحقق نخواهد داشت.

## وحدت نسبت استناد در همه مراتب موجودات

نسبت موجودات عینی به امور کلی، خواه این موجودات موقت باشند (مخلوقات مقترن به زمان) و خواه غیرموقت (مبدعات مجرد)، نسبتی واحد و یکسان است. حیات به ملائکه، به‌عنوان موجوداتی غیرموقت، و به زید، به‌عنوان موجودی موقت، به‌طور یکسان استناد دارد. این وحدت استناد بیانگر آن است که امور کلی، فارغ از تفاوت مراتب موجودات در مادیت یا تجرد، در حدوث یا عدم حدوث، به‌گونه‌ای فراگیر عمل می‌کنند. در این چارچوب، مبدعات جسمانی به معنای دقیق کلمه ثبوتی ندارند، چرا که مبدعات به مجردات اطلاق می‌شود، در حالی که افلاک، هرچند غیرمقترن به زمان‌اند و خود مبدأ صیرورت زمان‌اند، ماهیتی مادی دارند و از این‌رو در زمره مبدعات جای نمی‌گیرند. بدین ترتیب امور کلی نسبت به همه مراتب موجودات، اعم از مادی و مجرد، مقترن به زمان و غیرمقترن، حادث و غیرحادث، به نحوی یکسان و بدون تفاوت مرتبه، استناد و اقتضا دارند.

## جمع‌بندی

رابطه امور کلی و اعیان موجودات، رابطه‌ای است که در آن معقولیت ذاتی امور کلی هیچ‌گاه با ظهور آن‌ها در اعیان زائل نمی‌گردد؛ این امور از حیث ظهور در اعیان، ظاهرند و از حیث معقولیت ذاتی، باطن‌اند. موجودات عینی، در همه مراتب خویش، به این امور کلی استناد دارند و تعین و تکثر خود را از همین استناد کسب می‌کنند. وحدت این نسبت در سراسر مراتب هستی، از مجردات تا مادیات، نشانگر آن است که امور کلی در مقام تجلی، رشته‌ای واحد در نظام ظهورات‌اند که کثرت اعیان را به وحدت اصل و مبدأ آن‌ها پیوند می‌زند.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)