عدل الهی و نظم ظهوری خلقت

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 1
بازگشت ⮌

عدل الهی و نظم ظهوری خلقت

زمان مطالعه: حدود 9 دقیقه

## عدل الهی و نظم ظهوری خلقت

ابن‌عربی در تبیین اصل عدل الهی می‌نویسد: فَلَا يُقَالُ لِمَكَانَ هَذَا فَقِيرًا وَذَاكَ غَنِيًّا وَهَذَا عَاصِيًا وَذَاكَ مُطِيعًا؛ لِأَنَّ الْحُكْمَ الْعَدْلَ لَا يُعْطِي كُلَّ شَيْءٍ إِلَّا مَا تُعْطِيهِ عَيْنُهُ وَاللَّهُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ. بر اساس این تبیین، هر تعین خلقی مطابق با اقتضای ذاتی و عین ثابت خویش از وحدت قدسی ظهور می‌یابد، و همان‌گونه که پرسش از علت انسان‌بودن یا حیوان‌بودن موجودات فاقد معناست، پرسش از فقر و غنا یا عصیان و طاعت نیز به همین ترتیب بی‌وجه است؛ زیرا آنچه در ظهور هر تعین محقق می‌شود، عین اقتضای ذاتی همان تعین در نسبت با شأنی از شؤون الهی است. آیه وَلِلَّهِ ٱلْحُجَّةُ ٱلْبَٰلِغَةُ در این سیاق چنین معنا می‌شود که تمامیت و اتقان نظام ظهورات الهی، خود حجتی تام بر عدم تبعیض در اعطای مقتضیات تعینات است. ابن‌عربی می‌افزاید: فَأَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ عَلَىٰ يَدَيْهِ اسْمِ الْعَدْلِ وَأَخَوَاتِهِ، و بدین ترتیب اسم عدل به همراه اسمای همسوی آن نظیر مقسط و حکیم، مجرای ظهور تعینات‌اند، بی‌آنکه دخالتی از سنخ رابطه علّی و معلولی در میان باشد. عبارت أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الْأَشْيَاءِ مُقْتَضَىٰ عَيْنِهِ نیز مؤید همین معناست که اقتضای هر عین ثابت، در پرتو اسمای عدل، مقسط و حکیم، به همان تعین افاضه می‌شود.

## غیرمتناهی بودن اسماء و امهات آن

بنا بر تصریح ابن‌عربی، اسْمَاءُ الْإِلٰهِيَّةِ غَيْرُ مُتَنَاهِيَةٍ وَلٰكِنْ أُمَّهَاتُ الْأَسْمَاءِ مُتَنَاهِيَةٍ. تمایز میان غیرمتناهی‌بودن اسماء و تناهی امهات آن، ناظر به آن است که اصولی نظیر علم، قدرت، حیات، اراده، سمع، بصر و کلام، محدود و قابل شمارش‌اند، در حالی که ظهورات و شؤون برخاسته از این اصول، به‌سبب تنوع نامتناهی تعینات، غیرمتناهی است. ابن‌عربی این نتیجه را از طریق استدلالی مبتنی بر رابطه ظهور و مظهر به دست می‌آورد: دَلِيلُ غَيْرِ مُتَنَاهِيَةِ الْأَسْمَاءِ غَيْرُ مُتَنَاهِيَةِ الْمَظَاهِرِ؛ یعنی از کثرت نامتناهی مظاهر، به غیرمتناهی‌بودن اسمای متجلی در آنها راه می‌برد، هرچند این مظاهر نیز وَإِنْ كَانَتْ تَرْجِعُ إِلَىٰ أُصُولٍ مُتَنَاهِيَةٍ، به اصولی محدود بازمی‌گردند. حَضَرَاتُ الْأَسْمَاءِ هِيَ أُمَّهَاتُ الْأَسْمَاءِ، و این حضرات که به حضرات خمس یا سبعه شهرت دارند، همان اصول متناهی‌اند که مظاهر غیرمتناهی از دل آنها ظهور می‌یابد. آنچه این کثرت ظهوریه را رقم می‌زند، ترکیب و تعامل اسمای کلی با یکدیگر است: حَاصِلَةٌ مِنَ اجْتِمَاعِ الرَّقَائِقِ الْأَسْمَاءِ الْكُلِّيَّةِ بَعْضُهَا مَعَ بَعْضٍ. با این حال، این کثرت ظاهری در نهایت به وحدت حقیقی بازمی‌گردد، چنان‌که فَمَا سُمِّيَ إِلَّا حَقِيقَةٌ وَاحِدَةٌ؛ هر اسم، تعینی از ذات احدی با شأنی خاص است و کثرت اسمایی، حجابی بر وحدت قدسی نمی‌افکند بلکه جلوه‌گاه آن است. ابن‌عربی خود تصریح می‌کند که هَذَا الْاِسْتِدْلَالُ تَنْبِيهٌ لِطَالِبٍ است، و مبنای اصلی معرفت به غیرمتناهی‌بودن اسماء، شهود مستقیم عرفانی است، نه صرف برهان عقلی؛ چنان‌که عِلْمُنَا بِمَفَاهِيمِ الْأَسْمَاءِ الْإِلٰهِيَّةِ مُتَنَاهٍ نیز به همین محدودیت ادراک مفهومی انسان در برابر غیرمتناهی‌بودن ذاتی و مظهری اسماء اشاره دارد.

## نقد قرائت جبرگرایانه از عدل الهی

عبارت كَمَا لَا يُقَالُ لِمَنْ كَانَ هَذَا إِنْسَانًا وَذَاكَ كَلْبًا در برخی قرائت‌ها به‌گونه‌ای تفسیر شده که تفاوت میان مؤمن و عاصی را همچون تفاوت انسان و حیوان، امری خارج از حیطه اختیار می‌نمایاند. چنین خوانشی از سیاق قابل استخراج نیست، زیرا اقتضای عین ثابت که در ظهورات خلقی تعین می‌یابد، با اراده و اختیاری که خود از مقتضیات عین ثابت انسان است، منافاتی ندارد؛ به بیان دیگر، اقتضاء به معنای تمایل ذاتی هر تعین است، و این تمایل ذاتی در مورد انسان عین برخورداری او از قوه اختیار است، نه سلب آن. بنابراین قیاس تفاوت مؤمن و عاصی با تفاوت نوعی انسان و حیوان، قیاسی مع‌الفارق است، چه آنکه عین ثابت انسان، بر خلاف عین ثابت حیوان، متضمن شأن اختیار و مسئولیت است. تفسیر آیه وَلِلَّهِ ٱلْحُجَّةُ ٱلْبَٰلِغَةُ به‌نفع نفی اختیار نیز با سیاق روایی ناسازگار می‌نماید؛ چنان‌که در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، که در آن، حجت بالغه الهی در قالب پرسش از علم و عمل بنده تحقق می‌یابد؛ چنین تبیین می‌شود که این حجت، تنها بر مبنای مسئولیت‌پذیری تعینی که برخوردار از قوه اختیار است، معنا می‌یابد. همچنین آیه سَيَقُولُ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاءَ ٱللَّهُ مَآ أَشْرَكْنَا وَلَآ ءَابَآؤُنَا ادعای رفع مسئولیت از طریق استناد به مشیت الهی را نقل می‌کند، و در ادامه با عبارت إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ چنین ادعایی را مردود می‌شمارد. بر همین اساس آیه إِنَّا هَدَيْنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا، هدایت تکوینی به راه را همراه با دوگانه‌ی شکر و کفر، یعنی امکان دوسویه‌ی انتخاب، برای انسان مقرر می‌دارد. اقتضاء در این معنا، ناظر به تمایل ذاتی تعین است، بی‌آنکه با رابطه‌ی علّی و معلولیِ رایج در مباحث کلامی درآمیزد؛ سرنوشت انسان، خود از مقتضیات عین ثابت او و متضمن اختیاری است که وحدت قدسی به مقتضای اسمای خویش آن را در ظهور انسانی به ودیعت نهاده است.

## غیرتناهی بودن ماده در نسبت با وحدت وجودی

بحث از تناهی یا عدم تناهی ماده، در نسبتی که با وحدت قدسی و کثرت ظهوریه برقرار می‌کند، بازخوانی می‌شود. مفهوم جزء لایتجزی، که مبتنی بر فرض حدی نهایی و تجزیه‌ناپذیر برای ماده است، در پرتو قابلیت مستمر تجزیه و تبدیل ماده به صور گوناگون، از استحکام برهانی برخوردار نیست. اصل كُلُّ شَيْءٍ يَتَحَوَّلُ إِلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ بیانگر آن است که تعینات مادی، فاقد تفاوت ذاتیِ ثابت‌اند و امکان تبدیل‌شدن هر صورتی به صورتی دیگر، نظیر استحاله بدن حیوانی به نمک در نمکزار، همواره محفوظ است. این تبدیل‌پذیری مستمر، نشانه‌ای از سریان یک حقیقت واحد در پس کثرت ظهورات مادی است؛ تنوع صور مادی، بطونی از یک اقتضای واحد را نمایان می‌سازد که در تعینات گوناگون ظهور می‌یابد، بی‌آنکه ماده در ذات خویش از حدی نهایی و مستقل برخوردار باشد.

## جمع‌بندی

عدل الهی، به مثابه محور نظم ظهورات، تضمین می‌کند که هر تعین خلقی دقیقاً مطابق با اقتضای عین ثابت خویش از وحدت قدسی بهره‌مند گردد، و این اعطا از طریق اسم عدل و اسمای همسوی آن، بدون دخالت رابطه‌ی علّی-معلولی، تحقق می‌یابد. اسماء الهی در ذات و مظاهر خویش غیرمتناهی‌اند، هرچند امهات آنها، به‌عنوان حضرات اصلی، متناهی و قابل شمارش‌اند؛ این کثرت ظهوریه در نهایت به وحدت حقیقی ذات بازمی‌گردد. قرائتی که تفاوت میان تعینات اخلاقی انسان را با تفاوت نوعی میان انسان و حیوان قیاس می‌کند و از این رهگذر اختیار را نفی می‌نماید، با سیاق آیات و روایات ناظر بر مسئولیت‌پذیری انسان سازگاری ندارد؛ اقتضای عین ثابت انسانی، خود متضمن شأن اختیار است، و حجت بالغه الهی جز بر پایه‌ی همین اختیار معنا نمی‌یابد. تبدیل‌پذیری مستمر صور مادی نیز مؤید سریان یک اقتضای واحد در دل کثرت ظهورات است، امری که با اصل وحدت قدسی و ظهورات نامتناهی آن همخوانی دارد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)