اسماء سبوح و قدوس در نظام تنزیهی

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

اسماء سبوح و قدوس در نظام تنزیهی

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## اسماء سبوح و قدوس در نظام تنزیهی

فص ادریسیه به تبیین دو اسم از اسماء حسنای حق، یعنی سبوح و قدوس، اختصاص می‌یابد و نسبت میان این دو اسم را در ساحت تنزیه بازمی‌کاود. تلقی رایج، قدوس را اخص از سبوح دانسته و این اخصیت را بر پایه شدت و کثرت تنزیه توجیه کرده است؛ چنین توجیهی، از آن‌رو که کیفیت و کمیت را که از مقولات ماهیات خلقی‌اند به ساحت اسماء الهی تسری می‌دهد، از دقت لازم برخوردار نیست، زیرا اسماء حسنی از حیث تعین وجودی خویش از هرگونه سنجه عرضی و مادی مبرایند و کیفیت و کمیت را در ساحت تنزیه ذاتی و فعلی راهی نیست. آنچه از استقرای آیات قرآنی قابل استخراج است، تمایزی از سنخ دیگر را نشان می‌دهد: سبوح مظهر تنزیه فعلی است که در فعل الهی و در نسبت با عالم ظهور می‌یابد، و قدوس مظهر تنزیه ذاتی است که ذات باری را از هر نقص و تشبیهی، فارغ از لحاظ فعل، مبرا می‌دارد.

استناد به ترتیب روایی سبوح قدوس ربنا و رب الملائکة و الروح، که در آن قدوس پس از سبوح ذکر شده، دستمایه این ادعا قرار گرفته که تأخر قدوس نشانه برتری آن است. چنین استدلالی متکی بر ترتیبی است که در قرآن کریم یافت نمی‌شود و صرفاً در نقل روایی آمده است، در حالی که مرجعیت نخستین در تبیین اسماء الهی از آن قرآن است. بررسی وقوع این دو واژه در قرآن کریم دلالتی معکوس دارد: سبوح به‌صورت اسمی در قرآن غایب است، اما مشتقات فعلی آن نظیر یسبح و تسبحون بیش از نود بار تکرار شده‌اند که خود مؤید حضور آن در ساحت فعل است، حال آنکه قدوس دو بار به‌صورت اسمی در آیات هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ و يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ آمده است که ذات الهی را به‌عنوان فرمانروای منزه از هر نقص، دارای سلامت مطلق، مؤتمن، مهیمن بر جمیع شؤون، عزیز و جبار می‌ستایند و در آیه دوم تسبیح تمامی موجودات آسمانی و زمینی را متوجه ذاتی می‌دانند که فرمانروایی منزه، توانا و حکیم است. در مقابل، مشتقات ماده تقدیس همچون اَرْضٍ مُقَدَّسَةٍ و نُقَدِّسُ لَكَ تنها در حدود ده مورد ذکر شده‌اند؛ این قلت کمی، به همراه حضور مستقیم قدوس به‌صورت اسمی در دو آیه یادشده، بر اخصیت این اسم در ساحت ذات دلالت می‌کند، در حالی که فراوانی مشتقات فعلی سبوح جایگاه آن را در تنزیه فعلی تثبیت می‌سازد. به‌کارگیری اصطلاحاتی نظیر اشد تنزیهاً و اکثر برای تمایز میان این دو اسم، به‌سبب گرایش به مفاهیم کمّی و مادی، از وضوح معرفتی لازم فاصله می‌گیرد و تمایز دقیق‌تر آن است که سبوح ناظر بر ظهور فعل حق در عالم خلق، و قدوس ناظر بر تنزه ذات از هر تشبیه و نقص است.

## جایگاه قرآن کریم به‌عنوان مرجع معرفتی

جامعیت قرآن کریم نسبت به تمامی علوم و معارف، از جمله علومی که در بادی نظر جنبی می‌نمایند، از آیه وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ قابل استخراج است، آیه‌ای که بر این دلالت دارد که هیچ‌کس جز حق را از شمار لشکریان پروردگار آگاهی نیست و این تذکر جز یادآوری‌ای برای انسان نمی‌باشد. این جامعیت اقتضا می‌کند که هر معرفتی، از جمله احکام قرعه که در قرآن کریم به‌عنوان نوعی داوری مشروع میان انبیا ذکر شده، ریشه‌ای در متن قرآنی داشته باشد. با این‌همه، این کتاب در میان طالبان علم غربتی می‌یابد که ناشی از کاستی ذاتی آن نیست، بلکه از کم‌توجهی به لایه‌های نظم درونی آن ناشی می‌شود؛ ورود به این نظم مستلزم دقتی روش‌مند در ساختار واژگانی و کدهای درونی متن است. بر همین پایه، به‌کارگیری مفاهیمی مادی همچون کیفیت و کمیت در تبیین اسماء الهی، که در تفاسیر غیرقرآنی بروز یافته، از آن‌رو نارساست که سنجه‌های مادی را بر ساحتی تسری می‌دهد که به‌کلی از مقولات مادی متعالی است و مرجعیت اصیل در تصحیح چنین خلط‌هایی، بازگشت به آیات قرآن کریم است.

## مقام حضرت ادریس علیه‌السلام و حکمت قدسیه

فص ادریسیه حکمتی را که به قدوس، اسم ذاتی حق، منتسب است در پیوند با مقام حضرت ادریس علیه‌السلام تبیین می‌کند؛ نسبتی که مقام این پیامبر الهی را مظهر تنزیه ذاتی معرفی می‌سازد. با این حال، نسبت دادن دستیابی ادریس به مقامات عالیه از رهگذر ریاضت‌های شاقه، تبیینی است که با سیاق قرآنی هم‌خوانی کامل ندارد؛ چنین تبیین می‌شود که سلوک اولیای الهی بر پایه عشق استوار است نه ریاضت، از آن‌رو که ریاضت به‌منزله تلاشی برای کسب امری مفقود است، حال آنکه عشق حفظ امری موجود است. محبین از طریق ریاضت به‌سوی مقصود گام برمی‌دارند، اما محبوبین، که ادریس در زمره آنان قرار می‌گیرد، بی‌نیاز از ریاضت در مقام قرب الهی سیر می‌کنند. غلبه روحانی ادریس بر حیوانیت، که از سر عشق و نه از رهگذر ریاضت تحصیل شده، به همراه توانایی خلع نفس از بدن و معراج معنوی، از ویژگی‌های عرفانی این پیامبر الهی است که ارتباط او را با ارواح و ملائکه در ساحت قدس الهی متجلی می‌سازد.

برخی نقل‌های تاریخی مدعی‌اند که حضرت ادریس علیه‌السلام شانزده سال بدون خواب یا غذا به سر برده است؛ چنین نقل‌هایی با مقام نبوی ناسازگار می‌نماید، از آن‌رو که پیامبران الهی در میان امت خویش با خلق و خوی بشری حضور دارند و خواب اندک و سبک، نه فقدان کامل خواب یا غذا در بازه‌ای طولانی، نشانه کمال اولیای الهی است؛ عدم تحقق این نیازهای بنیادین بشری در چنین بازه‌ای، نقصی است که با شأن نبوت همخوانی ندارد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)