فص اسحاقیه: تبیین وعد و وعید و مقام جمع
فص اسحاقیه: تبیین وعد و وعید و مقام جمع
## فص اسحاقیه: تبیین وعد و وعید و مقام جمع
فص اسحاقیه در چارچوب معرفتشناسی توحیدی، به کاوش در نسبت خیرات و شرور با ذات الهی و تبیین مقام جمع میپردازد. طرح این مباحث در بستری صورت میگیرد که ابیاتی درباره مقام جمع بدان اشاره دارد: «… بالکل ان کل تبدا قصب سبقی فلا تفنی و لا تبقی و لا تفنی و لا تبقی و لا یلقی علیک الوحی من غیر و لا تلقی». این ابیات به مقام جمع و پارادوکس عدم فنا و بقا در آن اشاره دارند و مقدمهای برای تبیین وعد و وعیداند. وعد، وعده الهی به پاداش است که عمل بدان اقتضای حسن دارد، و وعید، وعده به مجازات است که عفو در آن، بر پایه حکمت الهی، بر مجازات ارجحیت مییابد. این تمایز به دو وجه از مشیت الهی بازمیگردد؛ وعد به اسمای جمالی تعلق دارد و وعید به اسمای جلالی، و ارجحیت رحمت بر غضب، ریشه در همین نسبت دارد.
## نسبت خیرات و شرور به ذات الهی
خیرات به ذات حق منتسباند و در نگاه نخست چنین مینماید که شرور امری اضافی و عدمیاند، هرچند تمامی امور، اعم از خیر و شر، به خداوند بازمیگردند. این خوانش نخستین با رویکرد فلسفه ارسطویی و افلاطونی که شرور را عدمی و خیرات را وجودی میشمارد همسویی دارد، اما بازخوانی دقیقتر این رویکرد را به چالش میکشد و هر دو، یعنی خیر و شر را، وجودی میداند. دیدگاه عدمی بودن شرور با استناد به مصادیقی نظیر سلامت و بیماری، عدالت و ظلم، مردود شمرده میشود؛ چه شرور نیز، همانند خیرات، حقیقتی وجودی دارند. بیماری نه صرف فقدان سلامت، بلکه حقیقتی است دارای علل مشخص، و ظلم نیز نه فقدان عدالت، بلکه ارادهای وجودی با انگیزه و اثر است. بدین ترتیب، برخلاف قرائت ارسطویی، شرور حقیقتی وجودی دارند و به اسمای جلالی حق تعلق مییابند، نه صرف فقدان خیر.
آیه ﴿كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾ این حقیقت را تأیید میکند که همه امور از جانب حق است، و ترجمه مفهومی آن این است که هر آنچه در ظرف ظهور تحقق مییابد، از موطن مشیت الهی سرچشمه میگیرد. این آیه مبنای توحیدی بحث است که هیچچیز را خارج از اراده و مشیت الهی نمیداند؛ شرور در ظرف ظهور مظهر اسمای جلالیاند و خیرات مظهر اسمای جمالی. فیلسوفان باستان با چالشی بنیادین مواجه بودهاند: اگر شرور از خداست، خیر محض چگونه شر تولید میکند، و اگر از غیر خداست، ثنویت پیش میآید. رد ثنویت و تأکید بر توحید، مقتضی آن است که شرور به اسمای جلالی و خیرات به اسمای جمالی نسبت داده شوند؛ این تبیین با نظریه ظهورات الهی همخوان است که هر پدیده را مظهر اسمی از اسمای الهی میداند.
## نقد تقلید فلسفی و وجودی بودن اسمای الهی
تقلید کورکورانه از ارسطو و بطلمیوس، حتی در آثار فیلسوفان اسلامی، قابل نقد است؛ چنین تقلیدی مانع کشف معارف نوین میشود و اجتهاد فلسفی، ضرورتی است برای رهایی از آن و دستیابی به تبیین توحیدی خیرات و شرور در چارچوب حکمت الهی. اسمای الهی، مانند الهادی و المضل، هر دو وجودیاند؛ نمیتوان المضل را عدمی به معنای فقدان هدایت دانست، همانگونه که الهادی را فقدان ضلالت نمیتوان شمرد. این استدلال تناقض درونی دیدگاه عدمی بودن شرور را آشکار میسازد و با نظریه وحدت وجود همخوان است که همه اسما را مظاهر حق میداند.
## مقام جمع و پارادوکس عدم فنا و بقا
مقام جمع، منزلتی است که در آن انسان همه مراتب وجودی را در خود گرد میآورد و در برابر مقام فرق (تفرقه) قرار میگیرد؛ انسان کامل این دو مقام را در خود متحد میسازد. این مفهوم با آیه ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ﴾ همخوانی دارد که ترجمه مفهومی آن چنین است که حق در عین وحدت ذاتی، جامع تمامی تعینات اول و آخر و ظاهر و باطن است. عبارت «فلا تفنی و لا تبقی و لا تفنی و لا تبقی» به پارادوکس عدم فنا و بقا در مقام جمع اشاره دارد؛ انسان از حیث حقیقت فانی نمیشود و از حیث خلقی باقی نمیماند. این مضمون با نظریه فنای فیالله و بقای بالله همخوان است و انسان را مظهر جامع اسمای الهی میشناساند. در همین مقام، وحی از غیر حق نیست و انسان نیز آن را به غیر حق نمیافکند، بلکه وحی از حق به حق است، چنانکه آیه ﴿وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ﴾ بر این حقیقت گواهی میدهد؛ ترجمه مفهومی آن چنین است که فعل ظاهری از انسان و فعل حقیقی از ذات حق است.
## حکمت الهی در وعد و وعید
ثنای اختیاری به وفای به وعد مربوط است، نه عمل به وعید. عفو در وعید حسنتر از مجازات است، مگر آنکه حکمت الهی اقتضای مجازات داشته باشد. این اصل با آیه ﴿وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ﴾ همخوانی دارد که ترجمه مفهومی آن این است که رحمت الهی همه ظهورات را دربر میگیرد و بر غضب تقدم دارد. با اینهمه، اگر حکمت الهی اقتضای مجازات داشته باشد، عمل به وعید ضروری است تا نظم الهی حفظ شود؛ این معنا با آیه ﴿وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ﴾ همخوان است که ترجمه مفهومی آن چنین است که عدالت، شرط لازم حیات ظهوریه است. مجازات ابدی از منظر حکمت الهی قابل تأمل است؛ اگر هدف عذاب عبرت یا اصلاح باشد، تحقق آن در نشئه آخرت محل پرسش قرار میگیرد. این پرسش به فلسفه عذاب الهی میپردازد و با نظریه رحمت فراگیر الهی سازگار مینماید.
## تمایز رقت قلب از مهربانی و کمال جامع
رفتار برخی عالمان دینی که در برابر التماس مجرمان بر احکام الهی پایبند ماندهاند، نشاندهنده قوت نفس و تعهد به حکمت الهی است که تحت تأثیر عواطف زودگذر قرار نمیگیرد. رقت قلب، ضعف نفس است، حال آنکه مهربانی از قوت نفس سرچشمه میگیرد و از توانمندی در خیررسانی نشأت مییابد. این تمایز با آیه ﴿وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ﴾ همخوانی دارد که ترجمه مفهومی آن چنین است که فرونشاندن خشم و گذشت، از مقام قوت نفس صادر میشود، نه از ضعف آن. بر این اساس، مهربانی برخلاف رقت قلب از قوت نفس ناشی میشود و انسان کامل را به مظهر جامع اسمای جمالی و جلالی بدل میسازد؛ عالمان دینی که مهربانی، قوت نفس و پایبندی به احکام را در خود جمع کردهاند، مصداقی از مفهوم خلیفةالله در عرفان اسلامیاند که انسان را مظهر جامع اسمای الهی میداند.
## ثنای الهی و ذات محموده
ثنای الهی، عقلانی و مبتنی بر خیرات است، نه شرور. دیدگاهی که امور الهی را به عادت نسبت میدهد قابل نقد است؛ ثنا ریشه در حکمت الهی دارد، نه در تکرار عادی افعال. این دیدگاه با آیه ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ همخوانی دارد که ترجمه مفهومی آن این است که حمد، حق ذاتی پروردگاری است که ربوبیت او بر تمامی عوالم ظهوریه جاری است. ذات الهی منبع خیرات و کمالات است و از عبید، بهدلیل خروج از عدم به وجود و اتصاف به کمالات وجودی، ثنا و سپاس طلبیده میشود؛ این اصل رابطه خالق و مخلوق را در چارچوب افاضه وجودی تبیین میکند.
## جمعبندی
فص اسحاقیه به تبیین رابطه خیرات و شرور با حکمت الهی میپردازد و با نقد دیدگاه عدمی بودن شرور، به اجتهاد فلسفی فرامیخواند. بر پایه آیات قرآن کریم، همه امور مظهر اسمای الهیاند و مقام جمع، منزلتی است که انسان را به وحدت وجودی میرساند. نقد تقلید از فلسفه یونانی، تأکید بر وجودی بودن شرور، و تبیین دقیق وعد و وعید، از محورهای اصلی این فصاند. مصادیق تاریخی رفتار عالمان دینی، مفاهیم نظری را با جلوههای عملی پیوند میزند و این فص را به منبعی برای فهم عرفان نظری و حکمت اسلامی بدل میسازد.
― متن به پایان رسید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!