ماهیت مسئله در فص اسماعیلی

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

ماهیت مسئله در فص اسماعیلی

زمان مطالعه: حدود 10 دقیقه

## ماهیت مسئله در فص اسماعیلی

فص اسماعیلی به کاوش در اسماء الهی و مظاهر آن‌ها می‌پردازد و از این رهگذر، سرنوشت اخروی انسان را در محور تحلیل قرار می‌دهد. دو پرسش بنیادین در این باب مطرح است: نخست آنکه قیامت، بهشت و جهنم دارای چه نسبتی با مادیت و تجرد‌اند، و دوم آنکه عذاب جهنم از خلود برخوردار است یا محدود به زمانی معین می‌ماند. این پرسش‌ها به سبب تعارض ظاهری میان مادیت و ابدیت، و نیز میان عدالت و لطف الهی، دشواری‌هایی جدی برانگیخته‌اند که تبیین آن‌ها مستلزم بازخوانی دقیق نصوص و مواجهه‌ای انتقادی با آرای فلسفی و عرفانی است.

## بررسی دیدگاه‌های حکما در باب مادیت و خلود

در تبیین مادیت قیامت، این دیدگاه مطرح شده که ماده به سبب حدوث و تغیر نمی‌تواند وصف ابدیت پذیرد؛ از این رو خلود بهشت و جهنم پذیرفته شده، اما مادیت قیامت با اعتراف به محدودیت تحلیل عقلی و ارجاع آن به مضمون کلام نبوی مواجه گشته است. در مقابل، دیدگاهی که خلود عذاب جهنم را نفی می‌کند بر پایه ناسازگاری آن با لطف الهی استوار شده و بر این مبنا که عذاب ابدی بدون غایت اصلاحی با رحمت خداوند سازگار نیست، تکیه کرده است. این تبیین که بیشتر متکی بر شهود عرفانی است تا استدلال کلامی، با آیات صریح قرآن کریم در باب خلود عذاب در تعارض قرار می‌گیرد و از این‌رو با چالشی جدی روبه‌روست. در تلاش دیگری برای تبیین این مسائل، با بهره‌گیری از نظریه حرکت جوهری و اصالت وجود، کوشش شده تا مادیت قیامت و خلود عذاب تحلیل شود، اما پیچیدگی ذاتی این مسائل، حتی این رویکرد را نیز با ابهاماتی مواجه ساخته که ریشه در محدودیت‌های روش‌شناختی دارد.

## تحلیل اشتقاقی و معنایی واژه عذاب

واژه عذاب از ماده عذب مشتق شده و در اصل به معنای ما یناسب است. در قرآن کریم عذب دو بار به معنای گوارا و عذاب صدها بار به معنای عقوبت به کار رفته، و بر پایه اصل وحدت ماده در علم اشتقاق، هر دو صورت به مفهوم واحد تناسب بازمی‌گردند. بر این اساس، عذاب نه به معنای درد یا گوارایی صرف، بلکه به معنای نتیجه‌ای متناسب با عمل انسان تفسیر می‌شود؛ همچنان‌که عذب به معنای چیزی است که با ذائقه فرد سازگار می‌افتد و ذائقه‌ها در ادراک آن متفاوت‌اند، عذاب نیز نتیجه‌ای است متناسب با عمل فرد، سعادت برای شاکر و شقاوت برای کافر. این خوانش، عذاب را از حالت انتقام‌جویی الهی خارج می‌سازد و آن را ظهور طبیعی اعمال انسان معرفی می‌کند، امری که با مضمون کل میسر لما خلق له هم‌خوانی دارد؛ بدین‌سان هر چیز برای آنچه بر آن آفریده شده آماده است و عذاب و پاداش با ذات و عمل فرد متناسب می‌گردد. این تبیین اشتقاقی، عذاب را به نظمی هستی‌شناختی و عادلانه پیوند می‌دهد که با اصل تناسب در نظام الهی سازگار است.

## شواهد قرآنی خلود بهشت و جهنم

قرآن کریم میان خلود بهشت و جهنم تمایزی قائل نشده است. آیه $خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا$ در سوره بقره، آیات ۳۹ و ۸۱، این تساوی را تأیید می‌کند؛ آیه ۳۹ در باب کسانی که کفر ورزیده و آیات را دروغ انگاشته‌اند بیان می‌دارد که ایشان اهل آتش‌اند و در آن پایدارند، و آیه ۸۲ در باب کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند بیان می‌دارد که ایشان اهل بهشت‌اند و در آن پایدارند. واژه العذاب در قرآن کریم ۲۶۴ بار به کار رفته، غالباً مقید به اوصافی چون ألیم، شدید و مهین، که این تعدد بر جایگاه محوری عذاب در نظام الهی و تناسب آن با عدالت الهی دلالت دارد. واژه شدید نیز ۴۱ بار در پیوند با عذاب آمده، از آن جمله در آیه $وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ$ در سوره بقره آیه ۱۹۶، که تقوای الهی را در پیوند با قاطعیت او در کیفر بیان می‌دارد؛ این تأکید نه بر انتقام‌جویی، بلکه بر قاطعیت اجرای عدالت دلالت می‌کند. واژه خالدون ۲۵ بار و خالدین ۴۴ بار در قرآن کریم به کار رفته، به تساوی برای بهشت و جهنم، چنان‌که در آیه $أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ$ در سوره بقره آیه ۳۹ در باب اهل آتش، و در آیه $أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ$ در سوره بقره آیه ۸۲ در باب اهل بهشت آمده است. این تساوی کاربردی، هرگونه تفسیر یک‌جانبه در باب موقت بودن جهنم را باطل می‌سازد، چه اگر جهنم موقت انگاشته شود، بهشت نیز باید موقت انگاشته شود، زیرا قرآن کریم هر دو را به زبانی واحد توصیف کرده است.

## تمایز کیفی عذاب ألیم و تبیین پویای آن

واژه ألیم ۵۸ بار در قرآن کریم به کار رفته، از آن جمله در آیه $لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ$ در سوره بقره آیه ۱۰، که عذاب دردناک را نتیجه کذب معرفی می‌کند. برخلاف خالدین که در وصف هر دو سرای بهشت و جهنم به کار رفته، ألیم منحصراً برای جهنم به کار رفته و بر شدت و تمایز کیفی عذاب جهنم از پاداش بهشتی دلالت دارد. این عذاب، فرآیندی پویا و متزاید است، چنان‌که در آیه $كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا$ در سوره نساء آیه ۵۶ آمده است که هرگاه پوست‌های ایشان پخته و فرسوده شود، پوست‌هایی دیگر جایگزین آن می‌گردد؛ این تجدد پیوسته، عذاب را به فرآیندی متناسب با ظرفیت ادراکی فرد بدل می‌سازد که هماره تناسب خود را با عمل او حفظ می‌کند.

## رد تفسیر محدودکننده خلود عذاب

تفسیری که خلود عذاب را با قید $مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ$ در سوره هود آیه ۱۰۷ محدود می‌داند، بر این پیش‌فرض استوار است که این قید ناظر به سماوات و ارض دنیوی است. اما این خوانش با آیه $يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ$ در سوره ابراهیم آیه ۴۸ ناسازگار می‌افتد، زیرا این قید به عالم آخرت و سماوات و ارض آن اشاره دارد، نه به عالم دنیوی. بر این اساس، هرگونه تلاش برای محدود کردن خلود عذاب بر پایه این آیه، با وحدت نظام قرآنی ناسازگار و مردود است.

## نقد دیدگاه عرفانی نافی خلود عذاب و جایگاه روایات

دیدگاهی که بر پایه تأکید بر لطف الهی، خلود عذاب را نفی کرده و آن را با رحمت بی‌کران خداوند ناسازگار دانسته، با آیات صریح قرآن کریم و روایات معصومین علیهم‌السلام در تعارض قرار می‌گیرد و از این‌رو مردود انگاشته می‌شود. روایات معصومین علیهم‌السلام، به‌ویژه سخنان امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه و دعای کمیل، خلود عذاب و مادیت قیامت را تأیید می‌کنند؛ در دعای کمیل آمده است که اگر خداوند قسم یاد نکرده بود سخنی دیگر گفته می‌شد، که این مضمون بر التزام به وحی دلالت دارد. این روایات نقشی بنیادین در رفع شبهات عرفانی و فلسفی ایفا می‌کنند. همچنین، ترحمی که صرفاً بر پایه دل‌رحمی و بدون التزام به نظام عدالت الهی، عذاب را نفی می‌کند، با آیه $هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ$ در سوره زمر آیه ۹ ناسازگار است، که برابری نبودن عالمان و جاهلان را بیان می‌دارد؛ این آیه بر ضرورت حفظ تعادل میان رحمت و عدالت الهی در تفسیر عذاب تأکید می‌ورزد و از احساسی‌گری در این باب پرهیز می‌دهد.

## نسبت مادیت و تجرد در عالم قیامت

قیامت هم‌زمان دارای وجهی از مادیت و وجهی از تجرد است، بی‌آنکه مستلزم وجود اشیاء مادی به معنای متعارف آن باشد. عالم قیامت عالمی است که در آن ما یناسب با اعمال انسان تجلی می‌یابد؛ این خوانش با نظریه حرکت جوهری هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که ظهور اعمال در نشئه اخروی، نه بازتولید صرف ماده دنیوی، بلکه تجلی متناسب با باطن عمل است.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)