جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی

زمان مطالعه: حدود 9 دقیقه

## جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی

بحث از جایگاه رسول و وارث در نسبت با امر الهی، مستلزم تفکیک دقیق میان دو مفهوم متمایز است که خلط میان آن‌ها موجب بروز اشکالات جدی در تبیین رابطه حق و خلق می‌گردد. رسول و وارث، خادمان امر الهی‌اند، اراده‌ای که به تعینِ خیر تعلق گرفته، نه خادمان وحدت قدسی در تمامیت اطلاقی آن که کثرت ظهوریه را در همه شؤونش، اعم از خیر و شر، دربرمی‌گیرد. این تمایز اساسی، مبنای تبیین نقش انبیا به‌عنوان کسانی است که در مسیر اصلاح و درمان نفوس انسانی گام برمی‌دارند و هدایت خلق را تنها در محدوده تعینات خیر و سلامت معنوی، نه در گستره کاملِ ظهورات، پی می‌گیرند. توصیف انبیا صرفاً با عنوان خادم، مرتبه‌ای نازل و ناکافی برای جایگاه ایشان است؛ آنان رسول، نبی و مرسل‌اند و صفات کمالِ اولیای الهی را در تعین وجودی خویش متجلی می‌سازند. غایت این جایگاه، اطاعت از مقام ربوبی است، اطاعتی که هم در نسبت با خود سالک و هم در نسبت با هدایت دیگران، صورت تحقق می‌یابد و انبیا و اولیا را در مسیر ایصال خلق به سعادت قرار می‌دهد.

## نقد جبرگرایی و تبیین اختیار انسانی

جبرگرایی به‌عنوان دیدگاهی ناسازگار با حکمت الهی مردود شمرده می‌شود، چرا که هرچند تمامی تعینات و ظهورات وجودی در نسبت با وحدت قدسی معنا می‌یابند، این تعلق به معنای سلب اختیار از انسان نیست؛ بلکه چنین تبیین می‌شود که خود اقتضای این نظام وجودی، تحقق آزادی انسانی را در بستر خویش می‌طلبد. اراده انسانی، ظهوری از همان اقتضای کلی است، اما این ظهور، جبر نیست بلکه تعینی است که آزادی را در متن خویش حمل می‌کند. اراده انسانی از اراده جبلی موجودات، نباتات و اجسام متمایز است؛ هر مرتبه از مراتب وجود، اقتضایی متناسب با تعین خویش دارد، و اراده انسانی با برخورداری از اختیار و آگاهی، از میل ذاتی مراتب دیگر هستی ممتاز می‌گردد. بر همین اساس، وظیفه انبیا هدایت به خیر و انقیاد به امر الهی است، در حالی که تحقق خیر و شر در عالم، فراتر از این وظیفه هدایتی و متعلق به نظام کلی‌تری از ظهورات است. اسناد خدمت انبیا به صرف اراده انسانی نیز خوانشی ناکافی است؛ خدمت ایشان به امر الهی تعلق دارد، هرچند این خدمت با اختیار انسانی سازگاری تام دارد. رسول و وارث تنها هنگامی خادم امر الهی‌اند که تعلق به مأموربه خیر محقق باشد، نه در نسبتی که شامل معاصی و مضار می‌گردد؛ چراکه انبیا تنها به نفع خلق عمل می‌کنند و از مساعدت با آنچه در نظام کلی هستی به ضرر خلق است، منزه‌اند. خیر و شری که در عالم ظهور می‌یابد، به اقتضای وحدت قدسی بازمی‌گردد، اما اراده انسانی در این میان، معلولِ جبر نیست. اگر رسول خادم اراده مطلق می‌بود، نهی از فعل قبیح بی‌معنا می‌شد، چراکه معاصی نیز در دایره همان اراده مطلق جای می‌گرفت؛ این ناسازگاری، خود دلیلی بر بطلان جبرگرایی است. همه موجودات، از انسان تا مراتب نازل‌تر هستی، اقتضایی متناسب با تعین خویش دارند و این تنوعِ اقتضاها، جبر را در عالم نفی می‌کند. این معنا در آیه‌ای از قرآن کریم نیز قابل استخراج است:

أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا

این آیه بر تسلیمِ همه ما فی السماوات و الارض در برابر مقام ربوبی دلالت دارد، تسلیمی که به دو نحوه طوعی و کرهی محقق می‌شود و همین دوگانگی، وجود مراتب اقتضا و اختیار را در نظام هستی تأیید می‌کند. جبر، خود صفتی است که از ضعف و ناتوانی نشئت می‌گیرد؛ حال آنکه مقام ربوبی، به‌عنوان قادر مطلق، از هرگونه نقص و ضعف منزه است و چنین صفتی بدو راه نمی‌یابد.

## عالم به‌مثابه معرکه‌ای عادلانه

عالم، معرکه‌ای جدی است که در آن، انبیا، شیطان و نفس اماره حضور دارند؛ نه معرکه‌ای جبری و نه نمایشی صوری، بلکه رقابتی عادلانه میان خیر و شر که هر تعینِ وجودی با اقتضای خویش در آن مشارکت می‌جوید. تعبیه نفس اماره، شیطان، وجدان و فطرت در نظام آفرینش، توازنی عادلانه پدید آورده که خیر و شر را در برابر یکدیگر قرار داده و هر تعینِ انسانی را با اراده خویش می‌آزماید. انبیا در این میدان، خلق را به سوی سعادت هدایت کرده و با معاصی مخالفت می‌ورزند؛ اما این هدایت به معنای تکیه صرف انسان بر عمل خویش نیست، چراکه بدون عنایت الهی، عمل به‌تنهایی کفایت هدایت را ندارد و توکل، در کنار عمل، شرط تحقق سعادت است. نصیحت انبیا به ترک معاصی، نه به معنای دعوت به ترک کلی و انفعال، بلکه هدایت به سوی خیر است. اگر تمامی حوادث عالم صرفاً به وحدت قدسی در معنای اطلاقی آن بازگردد بی‌آنکه مراتب اقتضا و اختیار لحاظ شود، نقش انبیا صوری و معرکه عالم بی‌معنا می‌گردد؛ چنین خوانشی با حکمت مندرج در نظام تعینات ناسازگار است و نقش هدایتی انبیا را در همان معرکه جدی هستی معتبر می‌سازد.

## نقد عقلانی برخی رویکردهای اعتقادی

ضعف در بهره‌گیری از منطق و برهان در تبیین برخی اعتقادات دینی، زمینه‌ساز رواج جبرگرایی و محدودیت فکری بوده است. کنار نهادن ابزار برهانی از عرصه تبیین معارف دینی، به عاميانه شدن اعتقادات انجامیده و مانع از رشد فکری جامعه دینی شده است؛ چنین اعتقاداتی، از ریشه حکمت الهی دور می‌افتند و ظرفیت تحلیلی خویش را از دست می‌دهند. رویکرد شیعی، با تکیه بر عقل و برهان، ظرفیت هموارسازی مسائل اعتقادی و عرضه آن به افق‌های فکری گسترده‌تر را داراست. عرفان بدون بنیه برهانی و علمی، به ظاهرگرایی منجر می‌شود؛ عرفان اصیل تنها در پیوند با حکمت و برهان است که شکوفا می‌گردد و از تقلیل به ظاهرگرایی مصون می‌ماند. کرامات بدون بنیه عقلانی نیز فایده‌ای برای جامعه دینی ندارد؛ عقل و برهان، نیاز اصیل امت اسلامی است که مسیر سعادت و پیشرفت را تضمین می‌کند. جبرگرایی، بیش از آنکه ریشه در حکمت یا فلسفه اصیل داشته باشد، در بسیاری از موارد ریشه در سیاست‌های قدرت‌طلبانه‌ای دارد که برای کنترل خلق ترویج شده و حقیقت اختیار انسانی را پنهان ساخته است.

## تبیین دقیق نسبت امر، اراده و معصیت

آزادی انسان، تعینی است که در بستر اقتضای وجودی نظام هستی محقق می‌شود. امر الهی از طریق رسول یا به‌واسطه مقام ربوبی تحقق می‌یابد، اما مراد از این تحقق، صرفاً تحقق مأموربه خیر است. در تحلیل نحوی عبارت «فوقع»، این عبارت متن اصلی و «بواسطة العبد المأمور» شرح آن است؛ بدین معنا که تحقق مأموربه به واسطه عبد مأمور صورت می‌گیرد. معصیت، مخالفت عبد با مأموربه است که از خودِ عبد سر می‌زند و به وحدت قدسی نسبت داده نمی‌شود؛ چراکه اگر مقام ربوبی به معصیت اراده کرده و در همان حال به خیر امر نموده باشد، تناقضی پدید می‌آید که با حکمت مندرج در نظام تعینات ناسازگار است. علم الهی نیز علت معصیت نیست، همچنان‌که مشاهده رویدادی از سوی ناظر، علت وقوع آن رویداد نمی‌شود؛ این تبیین، علم الهی را از هرگونه علیت نسبت به معصیت منزه می‌دارد. خودکشی نیز نتیجه محاسبات ذهنی و اختیار انسانی است، نه ظهوری مستقیم از وحدت قدسی. اعیان ثابته نیز مبدأ معصیت نیستند؛ انسان به دلیل برخورداری از اختیار، مسئول معصیت خویش است. انبیا در این میان، طبیبان نفوس‌اند که با انقیاد به امر الهی، سعادت اخروی مکلفان را در نظر دارند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)