علم اولیای الهی در فص یعقوبیه

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 2
بازگشت ⮌

علم اولیای الهی در فص یعقوبیه

زمان مطالعه: حدود 9 دقیقه

## علم اولیای الهی در فص یعقوبیه

فص یعقوبیه به تبیین مقام اولیای الهی و کیفیت علم ایشان می‌پردازد و پرسش بنیادین آن این است که اولیا چه نوع علمی دارند و تا چه حد از آن برخوردارند. این مسئله در دو ساحت قابل بررسی است؛ نخست حقیقت علم و انکشاف به مثابه بحثی معقول، و دوم مقدار علم اولیا به مثابه مسئله‌ای مبتنی بر نصوص دینی. کشف اولیای الهی به آگاهی ایشان از برخی امور خاص در ظرف وجودی‌شان اشاره دارد، نه علم به تمامی آنچه در علم الهی است. کشف، تجلی اسما و صفات الهی در ظرف وجودی اولیاست، اما این تجلی همان انکشافی است که به اقتضای نفس و نبود موانع وابسته است.

### حقیقت علم و انکشاف

علم در تعریف دقیق، انکشاف و رویت است که به اقتضای نفس و نبود موانع وابسته است. علم، حضور معلوم نزد عالم است، مشروط بر آنکه نفس صیقل‌یافته و عاری از موانع باشد. اقتضای نفس به قوت وجودی فرد اشاره دارد، و موانع عواملی چون معصیت، ضعف نفس یا حرمان‌اند که مانع رویت می‌شوند. همان‌گونه که چشم ظاهری در صورت نبود مانع و وجود اقتضای بینایی اشیا را می‌بیند، نفس انسانی نیز در صورت صافی و قوت به انکشاف باطنی دست می‌یابد. اقتضائات و موانع در موجودات مختلف متفاوت است؛ حواس حیوانات از نظر قوت و گستردگی متفاوت‌اند و در انسان‌ها نیز اقتضائات و موانع متنوع‌اند. مانعی چون دیوار یا هوای کدر دید ظاهری را محدود می‌کند، و در انکشاف باطنی نیز موانعی چون گناه یا ضعف نفس مانع رویت حقیقت می‌شوند. آگاهی انسان به حواس ظاهری محدود نیست؛ انسان می‌تواند در یک لحظه تصویر مکانی دور را در ذهن خود بازسازی کند یا در هنگام عبادت از برخی جزئیات آن غافل بماند، که این تنوع در انکشاف نشان‌دهنده ظرفیت نفس انسانی برای دستیابی به علم حضوری است.

### مقدار علم اولیا و نقد قول به محدودیت آن

قولی که علم اولیا را محدود به برخی امور در برخی مواقع می‌داند و با استناد به آیه $وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ$ (احقاف: ۹) نتیجه می‌گیرد که اولیا از علم جامع برخوردار نیستند، قولی ناقص است که با شواهد قرآنی و روایی سازگاری ندارد. این آیه که مضمون آن نبودِ آگاهی مستقل از تدبیر الهی نسبت به سرنوشت خویش و مخاطبان است، در سیاق پاسخ به کسانی است که برای پیامبر استقلال و الوهیت قائل بودند. این آیه علم مستقل را نفی می‌کند، نه علم ظهوری را؛ پیامبر با این کلام عبودیت خود را اعلام کرده و هرگونه استقلال در علم و فعل را رد می‌کند. تأکید ایشان بر تبعیت از وحی در ادامه همین آیه، $إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ$ که مضمون آن پیروی صرف از آنچه وحی می‌شود است، نشان می‌دهد علم ایشان ظهوری و وابسته به اراده الهی است، نه علمی مستقل از آن. محدود ساختن علم اولیا به این آیه، به معنای نادیده گرفتن تفاوت ذاتی میان علم مستقل و علم ظهوری است و از حقیقت مظهریت اولیا غفلت می‌کند.

آیه $لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ$ (اعراف: ۱۸۸) که مضمون آن فرضِ استکثار خیر و مصونیت از آسیب در صورت دانستنِ غیب به نحو استقلالی است، به‌صورت شرطی است، نه نفی مطلق علم غیب. این آیه نیز در سیاق نفی استقلال از پیامبر است و علم ایشان را در چارچوب ظهور الهی قرار می‌دهد. تفاوت سیاق این آیه با آیه احقاف در بستر ظهور آن‌هاست، اما منشأ واحدی در نفی استقلال دارند.

علم غیب برای انبیای کامل ضروری است، زیرا این علم ابزار تحقق رسالت ایشان در هدایت خلق است. آیه $أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ$ (آل‌عمران: ۴۹) که مضمون آن اِخبار از غیب مأکولات و ذخایر پنهان مردمان است، علم غیب حضرت عیسی علیه‌السلام را تأیید می‌کند. انبیا به «ما کان و ما یکون و ما هو کائن» عالم‌اند و این علم جامع، ایشان را مظهر کامل علم الهی می‌سازد.

### تمایز علم مستقل و علم ظهوری

خلط میان استقلال و ظهور، ریشه در نگرشی دارد که علم غیب اولیا را به دلیل شباهت ظاهری با علم الهی رد می‌کند. علم اولیا ظهور علم الهی است، نه استقلال از آن؛ خلط میان این دو به انکار مقام اولیا و تنزل جایگاه ایشان می‌انجامد. قول به سهو‌النبی نیز با علم جامع و عصمت انبیا سازگار نیست و پذیرفتنی نیست. همچنین نسبت‌دادن کرامات اولیا به ربوبیت، که مستلزم استقلال است، مردود است؛ کرامات اولیا ظهور اراده الهی است، نه نشانه استقلال، و این با اصل توحید افعالی سازگار است که هر فعلی را به حق باز می‌گرداند و اولیا را مظهر این افعال می‌داند.

اولیا مظهر اسما و صفات الهی‌اند، نه موجودات مستقل. تشبیه مقام اولیا به پرچمی بی‌جان که تنها با باد حرکت می‌کند، نادرست است، زیرا پرچم فاقد اختیار و اراده است، در حالی که اولیا ظهور حق‌اند با اراده و اختیار در چارچوب مظهریت. همچنین ادعای علم غیب از سوی غیراولیا با علم انبیا غیرقابل مقایسه است و اختصاص علم غیب حقیقی به انبیا و اولیای الهی را نافی نیست.

آیه $وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ$ (بقره: ۲۵۵) که مضمون آن عدم احاطه به علم الهی مگر به مشیت او است، نشان می‌دهد علم اولیا ظهوری و وابسته به مشیت الهی است. اولیا مظهر کامل اسما و صفات الهی‌اند که علم جامع به ما کان و ما یکون دارند.

### دین و جایگاه اولیا

دین دارای سه ضلع است: انقیاد بنده به قوانین حق از طریق انبیا. این تعریف، دین را به مثابه نظامی جامع معرفی می‌کند که انقیاد، قوانین الهی و واسطه‌گری انبیا را دربرمی‌گیرد. اولیا به عنوان مظهر این نظام، علم و کرامات ظهوری دارند که در خدمت هدایت خلق است. فص یعقوبیه به مثابه فص دین بر قوانین الهی و انقیاد بنده تأکید دارد، در حالی که فص یوسفی به تجلی محبت الهی می‌پردازد؛ این نسبت، حرکتی از تبیین قانون به تبیین عشق را نشان می‌دهد که هرکدام جلوه‌ای از حقیقت الهی را نمایان می‌سازند.

### نتیجه

حقیقت علم، انکشاف و رویت است که به اقتضای نفس و نبود موانع وابسته است. علم اولیا ظهوری و جامع است و با شواهد قرآنی و روایی متعدد تأیید می‌شود. قول به محدودیت علم اولیا، سهو‌النبی و نسبت ربوبیت به اولیا، همگی بر خلطی میان استقلال و ظهور مبتنی‌اند که با تمایز میان علم ذاتی و علم ظهوری قابل رفع است. آیات احقاف، اعراف و بقره علم اولیا را در چارچوب ظهور الهی قرار داده و هرگونه استقلال را نفی می‌کنند. تعریف دین به عنوان نظامی جامع با سه ضلع انقیاد، قوانین و واسطه‌گری، و نسبت آن با فص یوسفی، سیر تبیینی این مبحث را تکمیل می‌کند.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)