تبیین وجود، جوهر و عرض در نسبت میان تحلیل فلسفی و نظر عرفانی

فصوص الحکم و برگزیدگان الاهی جلد 3
بازگشت ⮌

تبیین وجود، جوهر و عرض در نسبت میان تحلیل فلسفی و نظر عرفانی

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه

## تبیین وجود، جوهر و عرض در نسبت میان تحلیل فلسفی و نظر عرفانی

### مبانی تقسیم وجود و نسبت آن با مقام تنزیه

تحلیل مفاهیم وجود، جوهر و عرض در چارچوب فصوص‌الحکم، نیازمند تفکیک دقیق مراتبی است که وجود فی‌نفسه بنفسه، یعنی وجودی که ذاتاً و بی‌نیاز از هر تعلقی قائم است، منحصر به مقام تنزیه حق تلقی می‌شود. در برابر این مرتبه، وجود فی‌نفسه لنفسه بغیره به آنچه در تعبیر فلسفی جوهر خوانده می‌شود اطلاق می‌گردد؛ یعنی آنچه ذاتاً و برای خود موجود است اما در تحقق خویش وابسته است، مانند جسم یا انسان. مرتبه سوم، وجود فی‌نفسه لغیره بغیره است که به عرض تعلق دارد و هم به موضوع و هم به مبدأ تحقق خود نیازمند است، مانند سفیدی که در دیوار ظهور می‌یابد. این تقسیم‌بندی سه‌گانه، در امتداد آن، به تفکیکی دیگر می‌انجامد که در آن وجود بشرط شیء به تعین فردی و مشخص، وجود لابشرط به مفهوم کلی و ذهنی، و وجود بشرط لا به تحقق خارجیِ نه‌فردی و نه‌کلی، اطلاق می‌شود. خلط این مراتب، به‌ویژه در تمییز میان جوهر و عرض، به سوء‌فهمی اساسی در تبیین ظهورات عالم منجر می‌گردد؛ چه آنکه جوهر، وجودی است که از موضوع بی‌نیاز است هرچند در تحقق خود به مبدئی وابسته می‌ماند، و عرض، وجودی است که هم به موضوع و هم به آن مبدأ نیازمند است.

### نقد خلط جوهر و عرض در تعریف اشیا

رویکردی که در تعریف اشیا صرفاً به ویژگی‌های عرضی بسنده می‌کند و از جوهر غفلت می‌ورزد، از جامعیت معرفتی محروم می‌ماند. نمونه بارز این خلط، در تلقی نطق به‌مثابه عرض است، حال آنکه نطق، به معنای ادراک ذاتی، حقیقتی جوهری است و باید از تکلم که عرضی است متمایز شود؛ خلط این دو، از عدم دقت در تمییز میان مشتقات لفظی و معانی ذاتی نشئت می‌گیرد. بر همین اساس، ادعایی که عالم را صرفاً عرض و فاقد جوهر می‌داند نیز با اشکالی بنیادین مواجه است، زیرا عرض بدون جوهر امکان تحقق ندارد و از سوی دیگر مقام الوهیت نمی‌تواند موضوعِ عرض واقع شود، چه موضوعیت با تنزیه ذات ناسازگار است. از این رو اشیایی مانند جسم و دیوار که فی‌نفسه موجودند و استقلال نسبی در تحقق خویش دارند، در عین وابستگی به مبدأ هستی، جوهر محسوب می‌شوند، و ادعای فقدان مطلق جوهر در عالم را نمی‌توان پذیرفت.

### عالم به‌مثابه ظهورات حق: تمایز وجود رابطی و وجود نفسی

وجود به دو ساحت رابطی، یعنی آنچه به غیر خود وابسته است، و نفسی، یعنی آنچه قائم به ذات خویش است، تقسیم می‌شود. مقام قدسی حق، وجود نفسی مطلق است و عالم، در ساحت وجود رابطی، تجلی و ظهورِ شؤون آن حقیقت به شمار می‌آید. بر این پایه، تلقی‌ای که عالم را در حکم اباطیل و اوهام می‌شمارد، قابل نقد است؛ چه آنکه عالم به‌مثابه ظهورات حق، از حقیقت تهی نیست بلکه بازتاب‌دهنده تعینات و شؤون همان مقام واحد قدسی است. کثرت ظهوریه‌ای که در تعینات عالم مشاهده می‌شود، از سرچشمه وحدت قدسی نشئت می‌گیرد و در عین کثرت ظهوری، حقیقتی منفصل از آن مبدأ به شمار نمی‌آید. در همین راستا، لازم است میان ساحت معرفت‌شناسی و ساحت وجودشناسی تفکیک صورت گیرد؛ در مقام وجودشناسی، تنها حق تحقق نفسی دارد و عالم، ظهورات اوست، در حالی که مباحث شناخت، به نحوه ادراک این ظهورات از سوی مدرِک بازمی‌گردد و نباید با اصل تحقق وجودی خلط شود.

### کاستی‌های روش‌شناختی در تبیین کلامی و عرفانی

ضعف در تحلیل منطقی و فلسفی، در برخی رویکردهای کلامی به خلط میان مفاهیم جوهر و عرض انجامیده و استحکام تحلیل‌های ارائه‌شده را مخدوش ساخته است. در سنت شیعی، به دلیل بنیه قوی منطقی و فلسفی که در آثار ابن‌سینا و ملاصدرا تبلور یافته، دقت مفهومی بیشتری مشهود است، هرچند در حوزه تدوین عرفان نظری، به دلیل تمرکز عمده بر روایات، کاستی‌هایی رخ نموده است. در مقابل، در برخی جریان‌های کلامی اهل سنت که به عرفان گرایش یافته‌اند، ضعف در مبانی منطقی و فلسفی موجب کاهش عمق تحلیلی شده است. تأکید صرف بر نقل بدون تحلیل عقلی، مانع از تدوین جامع متون عرفانی می‌گردد؛ از این رو ضرورت دارد که هر یک از علوم فقه، منطق، فلسفه و عرفان نظری، در جایگاه مختص خود مورد بحث قرار گیرد و از خلط مبادی و روش‌های آن‌ها اجتناب شود.

### محوریت اولیاء در تحقق عرفان اصیل

عرفان اصیل، حول محوریت پیامبران و در طلیعه آنان امام حسین علیه‌السلام شکل می‌گیرد و معرفت را با مقام محبت پیوند می‌زند. این عرفان، مبتنی بر مأثورات و قرآن کریم است و تمرکز موضوعی در تبیین مفاهیم آن، شرط لازم برای صیانت از اصالت این معرفت به شمار می‌آید. علوم اسلامی در طول تاریخ خود دستخوش پراکندگی و افزوده‌شدن پیرایه‌هایی گشته که بازنگری در آن‌ها را ضروری می‌سازد؛ تنها بخشی از این میراث از ارزش علمی و معنوی والا برخوردار است و تفکیک دقیق میان اصیل و زائد، پیش‌شرط بازسازی معرفتیِ منسجم است.

### جمع‌بندی

تبیین مفاهیم وجود، جوهر و عرض در چارچوب عرفان نظری و فلسفه اسلامی، مستلزم تفکیک دقیق مراتب وجودی و پرهیز از خلط میان جوهر و عرض است. نقد رویکردهایی که عالم را صرفاً عرض یا اباطیل می‌انگارند نشان می‌دهد که عالم، در مقام ظهورات حق، از حقیقت وجودی برخوردار است، هرچند این حقیقت در نسبت با مقام تنزیه، صرفاً وجودی رابطی و ظهوری است. تمایز میان ساحت معرفت‌شناسی و وجودشناسی، و نیز جداسازی روش‌شناختی علوم گوناگون اسلامی، شرط لازم برای دستیابی به تحلیلی متقن از وحدت قدسی و کثرت ظهوریه به شمار می‌آید.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)