مراتب وجودی انسان و ساحتهای انحجاب
## مراتب وجودی انسان و ساحتهای انحجاب
وجود انسانی در نظام هستی بر ترکیب سهگانهای استوار است که در آن بخار ذبابی اساس حیات جسمانی را تشکیل میدهد. این بخار لطیف که از طریق تنفس به جریان میافتد حرارت بدن را تأمین کرده و خون را از رکود میرهاند. این هیئت اجتماعی بخار که قوام حیات مادی است در سطحی پایینتر از نفس ناطقه قرار دارد و قوه حیوانی آن را به روح حیوانی مبدل میسازد. آنچه انسان را از سایر موجودات زنده متمایز میکند اثر روحانی است که به نفس ناطقه اشاره دارد. این اثر انسان را به تأمل در خویش و شناخت حقیقت هستی قادر میسازد و او را از مرتبه حیوانی به مرتبه انسانی ارتقا میدهد. نفس ناطقه که مرتبه متعالی نفس انسانی است از ترکیب بخار ذبابی و قوه حیوانی و اثر روحانی حاصل میشود و این ترکیب انسان را به موجودی یگانه تبدیل میکند که هم به عالم ماده متصل است و هم به عالم معنا. این نفس قابلیت انعکاس نور الهی را دارد و انسان را به سوی کمال رهنمون میسازد.
## غفلت و احتجاب از فطرت
غفلت مانع اصلی سلوک عرفانی است که انسان را از شناخت فطرت الهی و معارف غیبی خویش محروم میسازد. این احتجاب انسان را از اصل وجودیاش در عالم ذر که مرتبهای مثالین و غیرجسمانی است جدا میکند. انسان در عالم ذر به بلاء الهی پاسخ داده و فطرت خویش را شناخته اما در نشئه ناسوت این آگاهی تحت تأثیر غفلت محجوب میشود. نورانیت روح انسانی که جلوهای از نور الهی است نیز در اثر غفلت محجوب میگردد و این نور که در قلب انسان نهفته است به سبب کثرتها و موانع از ظهور بازمیماند. کثرتها که به پراکندگی در امور مادی اشاره دارند و تعویقات که موانع معنویاند انسان را از شناخت حقیقت خویش بازداشته و او را به سوی لذات حسی و امور زودگذر سوق میدهند و از وحدت باطنی محروم میسازند. غفلت شدید انسان را به جایی میرساند که حتی از نفس خویش آگاه نبوده و تنها به امور مادی توجه میکند و این حالت انسان را از هویت اصلیاش بیگانه میسازد و او را به موجودی فروکاسته به ماده تبدیل میکند.
## شمول غفلت بر حقایق سهگانه و انحراف اخلاقی
غفلت سه حقیقت اصلی انسان را دربرمیگیرد که عبارتند از سر الهی که به مرتبه ربوبی اشاره دارد و اثر روحانی که تجردی است و نفس ناطقه که به نطق و عقل انسان مرتبط است. این شمول تمامی ابعاد وجودی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد و کثرت با غلبه بر این حقایق سهگانه اخلاق و اوصاف انسانی را به افراط یا تفریط منحرف میکند. این انحراف انسان را از وحدت باطنی به پراکندگی سوق میدهد و غفلت اثر قلبی متعادل را که در باطن انسان به صورت تعادل باطنی وجود دارد مخفی میکند. این اثر تحت تأثیر غفلت از دسترس خارج شده و قلب را از نور معرفت محروم میسازد. برخی افراد در اثر شدت غفلت به استهلاک کامل رسیده و به ممسوخین یعنی کسانی که هویت انسانی خویش را از دست دادهاند تبدیل میشوند و این حالت انسان را به موجودی فاقد کمال بدل میسازد.
## دنیا در برابر حقیقت و ناپایداری امور مادی
جهان مادی در برابر حقیقت روحانی چون خوابی است که با بیداری یعنی مرگ ناپدید میشود. انسان در دنیا از واقعیتهای پایدار غافل میماند و با بیداری حقایق ثابت آشکار میشوند و خیالات زائل از میان میروند. یَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ که اشاره است به یگانگی حقیقت الهی در برابر پراکندگی امور مادی و دعوتی است به شناخت واحد قهار. اولیای الهی و انبیا و محبوبین به دلیل فقدان غفلت از تمامی مراحل وجودی خویش از نطفه و لقمه تا سیر نزول در عالم ناسوت آگاهاند و این آگاهی مرتبه بالای معرفتی آنان را نشان میدهد.
## خواب و اضطراب روانی
اکثر خوابها در عصر حاضر به دلیل کثرت و مشکلات روانی اضغاث احلام یعنی خوابهای پریشان و فاقد ارزش تعبیری هستند که از بیماریهای روحی و روانی انسان حکایت میکنند. این خوابها نیازمند تحلیل روانشناختی برای درمان هستند نه تعبیر عرفانی. تعبیر خواب قواعد و شرایط خاصی دارد و هر خوابی قابل تعبیر نیست و خواب تعبیری ویژگیهای مشخصی دارد که تنها با تخصص و بصیرت قابل تشخیص است. خواب اولیای الهی بصیرتی است که وقایع مهم را پیش از وقوع آشکار میسازد و این خوابها گاه تا سالها پیش از تحقق به اولیا نشان داده میشوند و نشانهای از مرتبه بالای معرفتی آناناند.
## بیماری به جای شرارت و نقش نطفه و لقمه
بسیاری از انحرافات انسانی ناشی از بیماریهای روانی و روحی است نه شرارت ذاتی و انسانها بیش از آنکه بد باشند گرفتار بیماریاند. این دیدگاه ضرورت درمان به جای مجازات را روشن میسازد. اعتیاد نوعی بیماری روانی و رفتاری است که نه تنها به مواد مخدر بلکه به افعال و ترک افعال یا خلقیات خاص نیز امتداد مییابد و این بیماری بخش عظیمی از مشکلات انسانی را تشکیل میدهد. نطفه و لقمه حلال لایههای غفلت را کاهش داده و زمینهساز فراست و آگاهی انسان بهویژه در کودکی میشوند. تأخیر در زبانگشودن کودکان نتیجه غفلت ناسوتی است که مانع بیان آگاهیهای فطری آنان میشود. کودکان به دلیل نزدیکی به عالم فطرت گاه از پیشینه وجودی خویش یا دیگران آگاهاند و این آگاهی در قلب آنان میدرخشد و نشانهای از فطرت پاکشان است.
## جذبه الهی و رهایی از احتجاب
برخی قلوب به دلیل استعداد باطنی و جذبه الهی به سر وجودی خویش متصل شده و از غفلت رهایی مییابند. این جذبه استعدادهای فطری انسان را بدون نیاز به آموزش ظاهری فعال میسازد و انسان را به مقامی میرساند که با ثقلین یعنی جهان هستی همتراز شده و به آگاهی کامل از ما کان و ما یکون دست مییابد. اولیای الهی که محبوبیناند بدون سعی و ریاضت به دلیل لطف الهی از ظلمات غفلت به نور هدایت راه مییابند. نور ایمانی ابتدا در باطن انسان ظاهر شده سپس به مشاهده عینی منجر میشود و در مظاهر روحانی و نفسانی تجلی مییابد. انسان در زندان احکام طبیعت محبوس است اما مظاهر روحانی و نفسانی او میتوانند از این محدودیت رهایی یابند و این رهایی نشانهای از غلبه روح بر ماده است.
## بیداری از غفلت و وظایف سالک
انسان باید از خواب غفلت بیدار شده و به حقیقت الهی و اسم جبار آن پاسخ دهد. این تنبه انسان را به سوی حق دعوت میکند. نفس انسانی با بیداری باطنی و بدیعترین عمق وجود خویش به حقیقت خود آگاه میشود و این تنبه آغاز سلوک عرفانی است. انسان با احساس کاستیها و حسرت بر غفلتهای گذشته به سوی توبه و سلوک هدایت میشود. يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ که اشاره است به حسرت بر کوتاهی در برابر حقیقت الهی. بیداری از غفلت سه وظیفه اساسی را بر سالک واجب میکند که عبارتند از اسلام و ایمان و احسان. محبین سالکانی هستند که با تلاش و سلوک به سوی حق حرکت میکنند اما محبوبین بدون سعی و به لطف الهی به مقصد میرسند. عرفان محبین مبتنی بر تلاش و سلوک است اما عرفان محبوبین شهودی و بیواسطه است. محبوبین به دلیل اتصال دائم به حق از غیر خدا رویگرداناند و تنها او را میبینند. محبین از طریق واسطه انبیا به خدا میرسند اما محبوبین مستقیماً از خدا به انبیا هدایت میشوند.
## مسئولیتهای اخلاقی و حضور در قیامت
عرفان نباید به مباحث نظری محدود شود بلکه باید به عمل و سلوک منجر گردد. قرآن کریم روز قیامت را روزی توصیف میکند که انسان از نزدیکان خویش میگریزد زیرا مسئولیتهای متقابل او را تحت فشار قرار میدهند. يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ که اشاره است به فرار انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندان. این آیه بر فرار مرد از همسر تأکید دارد زیرا مردان به دلیل قوامیت بیشتر در معرض ظلم به زناناند و این مسئولیت مرد را در قیامت پاسخگو میسازد. در روز قیامت همه انسانها و حتی زمین در یک مکان واحد یعنی سعید واحد برای محاسبه جمع میشوند و این مکان عدالت الهی را آشکار میسازد و هر عمل را به دقت محاسبه میکند. انسان باید در برابر زحمات همسر احساس شرمندگی کرده و قدردان او باشد و این شرمندگی روابط خانوادگی را تعالی میبخشد. ورود به خانه باید با آداب چون زنگ آرام و صبر و اجتناب از استفاده بیموقع از کلید همراه باشد و این آداب احترام به اهل خانه را حفظ میکند.
― متن به پایان رسید.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.