در حال بارگذاری ...
منوی دسته بندی
مصباح الانس و شهود الاهی 1📂 بازگشت

اصل تأثیر و تأثر و چالش الهیاتی آن

## اصل تأثیر و تأثر و چالش الهیاتی آن

بنیادی‌ترین مسئله‌ای که در این مبحث طرح می‌شود، تبیین اصل «لا یؤثر مؤثر حتى یتأثر» و نسبت آن با ذات حق است. این اصل، که در سنت فلسفه اسلامی ریشه دارد، بر آن است که هیچ فاعلی نمی‌تواند اثری بر غیر خود بگذارد مگر آنکه خود نیز از این فرآیند متأثر گردد. پرسش الهیاتی که از این اصل برمی‌خیزد آن است که آیا ذات احدیت، به‌منزله فاعل مطلق، در مقام تنزیه خود، تأثر را می‌پذیرد یا نه؛ و اگر نه، چگونه تأثیرگذاری از مبدأ غنی مطلق بدون هیچ‌گونه تأثر ذاتی قابل تبیین است. این مسئله در ساحت عرفان نظری از طریق تمایز میان وحدت قدسی و کثرت ظهوریه قابل طرح است: تأثر، نه به ذات باری بازمی‌گردد، بلکه از جهت اقتضای شؤون و تعینات است که در مقام ظهور، نه در مقام بطون، تحقق می‌یابد.

## قوای ادراکی انسان و جایگاه واهمه

تقسیم‌بندی قوای ادراکی انسان به سه مرتبه تصور، تصدیق و اراده، با پرسشی جدی روبه‌روست: چرا واهمه در این تقسیم‌بندی غایب است؟ پاسخ به این پرسش در فهم دقیق رابطه میان متخیله و واهمه نهفته است. در سنت فلسفه اسلامی، به‌ویژه نزد ابن‌سینا، خیال قوه باطنی‌ای است که صور جزئی دارای شکل و هیئت را ادراک می‌کند، در حالی که واهمه معانی جزئی فاقد صورت حسی را درمی‌یابد؛ معانی‌ای که جزئیت آن‌ها نه از صورت، بلکه از تعلق به محسوسات خارجی ناشی می‌شود. متخیله، به‌عنوان قوه‌ای جامع، هم صور و هم این دسته از معانی را در بر می‌گیرد و از این‌رو ذکر مستقل واهمه را غیرضروری می‌سازد. جندی نیز در رساله خود همین رویکرد را دنبال کرده و متخیله را در ابتدای مخچه، مفکره را در میانه، و حافظه را در انتهای آن قرار داده، بدون آنکه واهمه را به‌صورت مستقل وارد تقسیم‌بندی کند، چراکه آن را جزء متخیله می‌داند.

## بازتعریف علم به‌مثابه انکشاف نفسانی

تعریف ارسطویی-مشایی علم به «صورت حاصله من الشیء» با اشکال بنیادینی مواجه است. این تعریف مستلزم آن است که علم واجد صورت و شکل عینی باشد، اما این فرض با واقعیت ادراک سازگار نیست. آنچه در نفس حاصل می‌شود نه صورتی مادی، بلکه تعینی ظهوری است که از انکشاف نفس پدید می‌آید. علم، انکشاف نفسانی است؛ فرآیندی که در آن نفس، از تعلق به معلومات درونی یا خارجی، دچار گشودگی می‌شود و این گشودگی خود فرآیند ادراک را رقم می‌زند. این تبیین با نظر به تمایز میان قوای ادراکی نیز قابل تدقیق است: خیال صور دارای شکل را درمی‌یابد و مفکره معانی فاقد صورت حسی را، و در هر دو حال، آنچه در نفس حاصل می‌شود نه امری عینی و مادی، بلکه تعینی در ساحت ظهور نفسانی است.

## تجرد نسبی نفس

نفس آدمی در ابتدای وجودش کاملاً مجرد نیست؛ از مراتب پایین‌تر آغاز می‌کند و به‌تدریج، در سیر ادراک و رشد، به تجرد نسبی نزدیک می‌شود. این نسبیت در تجرد توضیح می‌دهد که چرا نفوسی که در مراتب پایین‌تر قرار دارند دچار نسیان می‌شوند؛ فراموشی نشانه‌ای است از ناتمام‌بودن تجرد. نفسی که به تجرد تام نزدیک شده باشد، معلومات را بدون استناد به وسائط مادی ادراک می‌کند و آن‌ها را از دست نمی‌دهد، زیرا معلوم در آن حال در ذات نفس حضور دارد، نه در حافظه‌ای مادی و زوال‌پذیر.

― متن به پایان رسید.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

نظرات بسته شده است.