تبیین چالش‌های روایات اسماء الحسنی

اسما و صفات الاهی جلد 1
بازگشت ⮌

تبیین چالش‌های روایات اسماء الحسنی

زمان مطالعه: حدود 21 دقیقه

اسما و صفات الهی: تبیین چالش‌های روایات اسماء الحسنی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه بیست‌ودوم)

دیباچه

بحث اسماء الحسنی، یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین مباحث در حوزه کلام و عرفان اسلامی است که در آیات نورانی قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام به‌گونه‌ای پرشکوه و رازآمیز طرح شده است. این اسما، نه‌تنها به‌عنوان تجلیات ذات بی‌کران الهی، بلکه به‌مثابه پلی برای سلوک عارفان و راهی به‌سوی معرفت حق تعالی، از جایگاهی بی‌بدیل برخوردارند. در این میان، روایات مرتبط با تعداد، چیدمان، و تفسیر اسماء الحسنی، چالش‌هایی نظری و عملی را فراروی پژوهشگران و سالکان قرار داده است که نیازمند تأملاتی ژرف و دقیق است.

این اثر، با بهره‌گیری از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره در جلسه بیست‌ودوم، به همراه تحلیل‌های تفصیلی، به تبیین علمی این چالش‌ها می‌پردازد.

بخش نخست: گستردگی اسماء الحسنی و چالش‌های روایی

جمع‌بندی تعداد اسماء در نقل‌های پیشین

در بررسی روایات پیشین، از جمله نقل‌های ابن فهد حلی، شهید اول، و فخرالدین محمد بن محاسن، با حذف اسامی مکرر، مجموعاً 138 اسم غیرتکراری استخراج شده است. این تعداد، نشان‌دهنده گستردگی اسماء الحسنی فراتر از فهرست سنتی 99 اسمی است که در برخی روایات و اذهان عمومی شهرت یافته است. با این حال، تعین دقیق این 99 اسم، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است، گویی گوهری گران‌بها در دل اقیانوسی بی‌کران نهان شده باشد.

این جمع‌بندی، تلاشی است برای رفع اختلافات ظاهری در فهرست‌های روایی و سامان‌دهی به گوناگونی نقل‌ها. تعداد 138 اسم، با آیه شریفه

﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا﴾

(اعراف: 180) همخوانی دارد که به جامعیت و بی‌کرانگی اسماء الهی اشاره می‌کند. این آیه، چونان چراغی فروزان، راه را بر دعا و سلوک به‌سوی حق تعالی می‌گشاید و بر گستردگی اسمایی دلالت دارد که در مراتب مختلف معرفتی تجلی یافته‌اند.

نکته کلیدی: استخراج 138 اسم غیرتکراری از نقل‌های پیشین، نشان‌دهنده جامعیت اسماء الحسنی و چالش تعین 99 اسم در روایات است. این گستردگی، با آیه ﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ﴾ همسو است.

تفاوت مقام دعا و احصاء اسماء

یکی از مباحث بنیادین در فهم اسماء الحسنی، تمایز میان مقام دعا (استجابت دعوت) و مقام احصاء (تخلق و سلوک) است. دعا با اسماء، که به استجابت دعوت منجر می‌شود، مقامی است شریف اما فروتر از احصاء، که به معنای تخلق به اسماء، تلبس به صفات الهی، و سلوک در مسیر کمال وجودی است. روایت «من احصاها دخل الجنة» به‌صراحت بر این حقیقت تأکید دارد که احصاء، نه‌تنها شمارش ظاهری اسماء، بلکه حضور باطنی در محضر این اسما و تجلی آن‌ها در وجود سالک است. این مقام، چونان صعود به قله‌ای رفیع، سالک را به بهشت قرب الهی رهنمون می‌سازد.

این تمایز، به تفاوت میان عمل ظاهری و تحول باطنی اشاره دارد. دعا، گویی نسیمی است که بر شاخسار وجود می‌وزد، اما احصاء، ریشه‌داری در خاک حاصلخیز معرفت الهی است. این دیدگاه، با مفهوم «تخلقوا بأخلاق الله» در عرفان اسلامی پیوندی عمیق دارد و بر ضرورت تحول وجودی در سلوک تأکید می‌ورزد.

نکته کلیدی: احصاء اسماء، مقامی برتر از دعا است که به تخلق و سلوک منجر شده و ضامن ورود به بهشت است، در حالی که دعا، عملی ظاهری با مرتبه‌ای فروتر است.

جمع‌بندی بخش نخست

بخش نخست، به تبیین گستردگی اسماء الحسنی و تمایز میان مقامات دعا و احصاء پرداخت. استخراج 138 اسم غیرتکراری از نقل‌های پیشین، نشان‌دهنده جامعیت اسماء و چالش تعین 99 اسم است. همچنین، تمایز میان دعا و احصاء، بر تفاوت میان عمل ظاهری و تحول باطنی تأکید دارد. این مباحث، بستری برای ورود به چالش‌های روایی در بخش بعدی فراهم می‌آورد.

بخش دوم: چالش‌های روایت 4000 اسم در عوالی اللئالی

تبیین روایت 4000 اسم

روایت نقل‌شده در «عوالی اللئالی» (جلد چهارم، صفحه 106)، یکی از پیچیده‌ترین روایات در باب اسماء الحسنی است که ادعا می‌کند خداوند متعال دارای 4000 اسم است: 1000 اسم مختص ذات اقدس الهی، 1000 اسم مشترک میان خدا و ملائکه، 1000 اسم مشترک میان خدا، ملائکه، و انبیا، و 1000 اسم مشترک میان خدا و مؤمنان. این 1000 اسم آخر، به‌گونه‌ای توزیع شده است که 300 اسم در تورات، 300 اسم در انجیل، 300 اسم در زبور، و 100 اسم در قرآن کریم قرار دارد.

این روایت، چونان دریایی ژرف، به گستردگی اسماء الهی و توزیع آن‌ها در مراتب مختلف معرفتی اشاره دارد. با این حال، چالش‌هایی نظیر تعارض ظاهری با آیات قرآن کریم و اطلاق مؤمن بر اهل کتاب، این روایت را در کانون تأملات کلامی قرار داده است. این اسما، گویی ستارگانی در آسمان معرفت‌اند که برخی در دسترس و برخی در غبار ابهام نهان شده‌اند.

تعارض ظاهری با آیه تعلیم اسماء به آدم

یکی از چالش‌های اصلی روایت 4000 اسم، تعارض ظاهری آن با آیه شریفه

﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا﴾

(بقره: 31) است که دلالت بر تعلیم تمامی اسماء به حضرت آدم علیه‌السلام و برتری معرفتی او بر ملائکه دارد. روایت مذکور، با قرار دادن ملائکه در مرتبه‌ای برتر از انبیا در شناخت اسماء، ظاهراً با این آیه ناسازگار می‌نماید.

برای رفع این تعارض، تأویلی دقیق ارائه شده است: مراد از ملائکه در این روایت، «ملائکه عالین» یا ملائکه مهیمین‌اند که خاتم النبیین صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در زمره آن‌هاست. این ملائکه عالین، که در آیه

﴿أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ﴾

(ص: 75) به آن‌ها اشاره شده، از سایر انبیا معرفت بیشتری به اسماء دارند. بدین ترتیب، این تأویل، تعارض را مرتفع ساخته و روایت را با قرآن کریم سازگار می‌کند.

نکته کلیدی: تأویل ملائکه به «ملائکه عالین» (شامل خاتم النبیین)، تعارض ظاهری روایت 4000 اسم با آیه تعلیم اسماء به آدم را رفع می‌کند.

حل مسئله اطلاق مؤمن بر اهل کتاب

چالش دیگر روایت، اطلاق عنوان «مؤمن» بر اهل کتاب (پیروان تورات، انجیل، و زبور) است، در حالی که در کلام اسلامی، اهل کتاب پس از نسخ ادیانشان مؤمن تلقی نمی‌شوند. این اشکال، با محدود کردن اطلاق مؤمن به ظرف زمانی فعلیت کتب آسمانی مرتفع می‌گردد. مؤمنان در زمان تورات، پیروان حضرت موسی علیه‌السلام، در زمان انجیل، پیروان حضرت عیسی علیه‌السلام، و در زمان زبور، پیروان حضرت داوود علیه‌السلام بودند. این دیدگاه، با آیه

﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾

(بقره: 285) سازگار است که ایمان را در ظرف تاریخی خود تعریف می‌کند.

این تأویل، گویی کلیدی است که قفل ابهام را می‌گشاید و نشان می‌دهد که روایت، به ایمان در زمان فعلیت کتب آسمانی اشاره دارد، نه به وضعیت کنونی اهل کتاب.

نکته کلیدی: اطلاق مؤمن بر اهل کتاب، به ظرف زمانی فعلیت کتب آسمانی (پیش از نسخ) محدود است و با کلام اسلامی سازگار می‌باشد.

چالش تعداد اسماء در کتب آسمانی

روایت 4000 اسم ادعا می‌کند که تورات، انجیل، و زبور هر یک 300 اسم و قرآن کریم 100 اسم دارند. این ادعا، با دو چالش مواجه است: نخست، تعداد اسماء در قرآن کریم بیش از 100 اسم (مانند 117 یا 127) است؛ دوم، استخراج 300 اسم از کتب دیگر، به دلیل تحریف آن‌ها، ممکن نیست. برای رفع این اشکال، تمایزی میان کمیت و کیفیت اسماء پیشنهاد شده است. 900 اسم در کتب دیگر، از نظر کمیت بیشترند، اما 100 اسم قرآنی، از نظر کیفیت و جامعیت، بر آن‌ها برتری دارند.

این دیدگاه، با آیه

﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ﴾

(فرقان: 1) همخوانی دارد که به برتری قرآن کریم به‌عنوان فرقان و معیار حق اشاره می‌کند. این 100 اسم، گویی گوهرهایی ناب‌اند که در صدف قرآن کریم جای گرفته و تأثیرشان بسی فراتر از کمیت است.

نکته کلیدی: 100 اسم قرآنی، از نظر کیفیت و جامعیت بر 900 اسم کتب دیگر برتری دارند، و این تمایز، چالش تعداد اسماء را مرتفع می‌سازد.

جمع‌بندی بخش دوم

بخش دوم، به بررسی چالش‌های روایت 4000 اسم در عوالی اللئالی پرداخت. این روایت، با تأویل ملائکه به ملائکه عالین، محدود کردن اطلاق مؤمن به ظرف زمانی کتب آسمانی، و تمایز میان کمیت و کیفیت اسماء، با قرآن کریم و کلام اسلامی سازگار می‌شود. این تبیین‌ها، راه را برای فهم عمیق‌تر اسماء الحسنی و رفع ابهامات روایی هموار می‌سازد.

بخش سوم: احصاء، واحد مکتوم، و عوارض زمان غیبت

تفسیر ضمیر «احصاها» در روایت

در روایت «من احصاها دخل الجنة»، ضمیر «ها» به 99 اسم ظاهری در قرآن کریم اشاره دارد، نه به واحد مکتوم، زیرا واحد مکتوم، به دلیل پنهان بودن آثار و هویتش، قابل احصاء نیست. این تفسیر، احصاء را به 99 اسم ظاهری محدود می‌کند و واحد مکتوم را به‌عنوان اسم اعظم یا صفتی خاص، خارج از دسترس معرفتی بشر در زمان غیبت قرار می‌دهد. این 99 اسم، گویی چراغ‌هایی‌اند که راه بهشت را روشن می‌کنند، اما واحد مکتوم، چونان ستاره‌ای پنهان، تنها برای اولیای کامل هویداست.

این دیدگاه، با آیه

﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ﴾

(اعراف: 180) سازگار است که به دعا و سلوک با اسماء الحسنی دعوت می‌کند.

نکته کلیدی: ضمیر «احصاها» به 99 اسم ظاهری قرآن اشاره دارد، و واحد مکتوم، به دلیل پنهانی آثارش، خارج از دایره احصاء است.

تعداد اسماء در قرآن کریم و عدم تعین 99 اسم

تعداد اسماء در قرآن کریم، بیش از 99 اسم است (مانند 117، 127، یا حتی بیشتر)، اما روایات، 99 اسم را برای احصاء و استجابت برجسته می‌کنند. این 99 اسم، به دلیل عوارض زمان غیبت، متعین نیستند. عدم تعین، به محدودیت‌های معرفتی در نبود معصوم علیه‌السلام بازمی‌گردد، گویی گنجی در دل قرآن کریم نهان است که کلید آن در دسترس نیست.

این مسئله، ضرورت حضور امام معصوم علیه‌السلام را برای تعین‌بخشی به اسماء نشان می‌دهد. در زمان غیبت، استخراج 99 اسم از میان 138 یا بیشتر، نیازمند تلاشی سلوکی و علمی است که تنها اولیای کامل از عهده آن برمی‌آیند. این دیدگاه، با آیه

﴿وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾

(اسراء: 85) همخوانی دارد که به محدودیت علم بشری اشاره می‌کند.

نکته کلیدی: عدم تعین 99 اسم در قرآن کریم، از عوارض زمان غیبت است و ضرورت حضور معصوم برای رفع ابهامات معرفتی را نشان می‌دهد.

واحد مکتوم و مسئله تحریف قرآن کریم

واحد مکتوم، اسمی است که آثار و هویتش پنهان است، نه لفظش. این تفسیر، از اتهام تحریف قرآن کریم (نقصان لفظی) جلوگیری می‌کند. واحد مکتوم، احتمالاً اسم اعظم است که معرفت به آن، نیازمند قرب ویژه به ذات الهی است. پنهانی آثارش، به محدودیت‌های معرفتی بشر در زمان غیبت اشاره دارد، گویی گوهری است که در صدف قرآن کریم نهان شده، اما نورش تنها برای اهلش آشکار است.

این دیدگاه، با آیه

﴿حَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ﴾

(توبه: 112) سازگار است که به حفظ قرآن کریم توسط خداوند متعال اشاره می‌کند. واحد مکتوم، نه از متن قرآن کریم ساقط شده، بلکه در آن موجود است، اما شناختش نیازمند بصیرتی الهی است.

نکته کلیدی: واحد مکتوم، اسمی است با آثار و هویت پنهان، نه لفظ مخفی، و این تفسیر، اتهام تحریف قرآن کریم را رد می‌کند.

جمع‌بندی بخش سوم

بخش سوم، به تبیین مسائل مرتبط با احصاء، واحد مکتوم، و عوارض زمان غیبت پرداخت. تفسیر ضمیر «احصاها» به 99 اسم ظاهری، عدم تعین این اسما در قرآن کریم، و پنهانی آثار واحد مکتوم، همگی بر محدودیت‌های معرفتی در زمان غیبت دلالت دارند. این مباحث، ضرورت سلوک علمی و عرفانی برای فهم اسماء الحسنی را برجسته می‌سازد.

بخش چهارم: مباحث تکمیلی در فهم اسماء الحسنی

1000 اسم مختص خدا و مفهوم غیب مکنون

روایت 4000 اسم، به 1000 اسمی اشاره دارد که تنها خداوند متعال به آن‌ها آگاه است. این اسما، به «سر المستتر» و «غیب مکنون» (مفاتیح الغیب) تعبیر شده‌اند که از دسترس مخلوقات، حتی ملائکه عالین و معصومان علیهم‌السلام، خارج‌اند. این اسما، گویی حجاب‌هایی از نوراند که ذات اقدس الهی را در پس خود نهان کرده‌اند.

حتی اولیای الهی، از جمله ملائکه مهیمین و خاتم النبیین صلی‌الله‌علیه‌وآله، به این اسما جز به‌صورت بالتبع (و نه بالاصاله) دسترسی ندارند. این دیدگاه، با آیه

﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا﴾

(جن: 26) همخوانی دارد که به انحصار علم غیب در خداوند متعال اشاره می‌کند.

نکته کلیدی: 1000 اسم مختص خدا، به غیب مکنون اشاره دارند که حتی اولیای الهی جز به‌صورت بالتبع به آن‌ها دسترسی ندارند.

تفاوت علم ملائکه و آدم به اسماء

علم ملائکه به اسماء، تکوینی و محدود به حوزه تدبیر آن‌هاست، گویی هر ملک، تنها به اسمی که متولی آن است آگاه است. در مقابل، علم حضرت آدم علیه‌السلام به اسماء، تعلیمی و سلوکی است و با سلوک او افزایش می‌یابد. این علم، چونان نهالی است که در خاک وجود انسانی کاشته شده و با آبیاری سلوک، به درختی تناور بدل می‌شود.

این تمایز، بر برتری مقام انسانی در کسب معرفت از طریق سلوک تأکید دارد. علم تعلیمی آدم علیه‌السلام، ظرفیت رشد و تعالی وجودی را فراهم می‌کند، در حالی که علم تکوینی ملائکه، ثابت و محدود است. این دیدگاه، با آیه

﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا﴾

(بقره: 31) سازگار است که به تعلیم الهی به آدم علیه‌السلام اشاره می‌کند.

نکته کلیدی: علم آدم به اسماء، تعلیمی و سلوکی است و با سلوک افزایش می‌یابد، در حالی که علم ملائکه، تکوینی و محدود است.

اعتبار روایت عوالی اللئالی

روایت 4000 اسم در «عوالی اللئالی»، گرچه مرفوعه است و ابن ابی‌جمهور احسائی به نقل روایات بدون سند شهرت دارد، اما از نظر محتوایی با قرآن کریم و عقل سازگار است. ابن ابی‌جمهور، با تسلط بر حکمت و معقول، روایاتی را نقل کرده که از عمق و غنای کلامی برخوردارند. اعتبار روایات در مباحث کلامی، بیش از سند، به انطباق با قرآن کریم و عقل بستگی دارد.

این دیدگاه، با روش‌شناسی کلامی شیعه همخوانی دارد که عقل و نقل را مکمل یکدیگر می‌داند. روایت عوالی اللئالی، گویی آینه‌ای است که بخشی از حقیقت اسماء الحسنی را بازمی‌تاباند، هرچند با محدودیت‌های سندی همراه باشد.

نکته کلیدی: اعتبار روایت عوالی اللئالی، به انطباق با قرآن کریم و عقل بستگی دارد، نه صرفاً سند، و محتوای آن قابل پذیرش است.

اجمال و تفصیل در تعداد اسماء

اعداد مختلف در روایات (70، 700، 7000، یا 70000) مکذب یکدیگر نیستند، بلکه بیانگر اجمال و تفصیل اسماء‌اند. هر عدد، به جنبه‌ای از گستردگی اسماء اشاره دارد، گویی هر یک، دریچه‌ای به سوی بی‌کرانگی ذات الهی می‌گشاید. این اعداد، به مراتب مختلف معرفتی و سلوکی دلالت دارند و نشان می‌دهند که اسماء الحسنی، چونان اقیانوسی بی‌انتها، در مراتب گوناگون تجلی یافته‌اند.

این دیدگاه، با آیه

﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ﴾

(اعراف: 180) سازگار است که به عدم محدودیت اسماء الهی اشاره می‌کند.

نکته کلیدی: اعداد مختلف در روایات، بیانگر اجمال و تفصیل اسماء‌اند و به مراتب گوناگون معرفتی اشاره دارند.

چینش غیرهمگون نقل‌ها و مصلحت اختفا

نقل‌های سه‌گانه (ابن فهد حلی، شهید اول، فخرالدین محمد بن محاسن) از چیدمانی همگون برخوردار نیستند و اسماء جمال و جلال در آن‌ها به‌گونه‌ای مخلوط شده است. این عدم همگونی، مصلحتی الهی برای حفظ قداست اسماء و جلوگیری از دسترسی نااهلان به آن‌هاست، گویی گنجی است که در لابه‌لای ابهام پنهان شده تا تنها اهلش به آن دست یابند.

این اختفا، مشابه پنهان‌سازی شب قدر یا اسم اعظم است که برای حفظ حرمت و جلوگیری از سوءاستفاده طراحی شده است. این دیدگاه، با آیه

﴿وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾

(اسراء: 85) همخوانی دارد که به محدودیت معرفت بشری اشاره می‌کند.

نکته کلیدی: چینش غیرهمگون نقل‌ها، مصلحتی برای حفظ قداست اسماء و جلوگیری از دسترسی نااهلان است، مشابه اختفای شب قدر.

جمع‌بندی بخش چهارم

بخش چهارم، به مباحث تکمیلی در فهم اسماء الحسنی پرداخت. مفهوم غیب مکنون، تفاوت علم ملائکه و آدم، اعتبار روایت عوالی اللئالی، اجمال و تفصیل در اعداد، و مصلحت اختفا، همگی بر پیچیدگی و قداست اسماء الحسنی تأکید دارند. این مباحث، ضرورت سلوک عمیق برای فهم این اسما را برجسته می‌سازد.

نتیجه‌گیری کلان

بحث اسماء الحسنی، یکی از سترگ‌ترین مباحث کلامی و عرفانی است که در قرآن کریم و روایات به‌گونه‌ای رازآمیز و ژرف ارائه شده است. این اسما، چونان آیینه‌هایی‌اند که تجلیات ذات بی‌کران الهی را بازمی‌تابانند و راهی به سوی معرفت و قرب حق تعالی می‌گشایند. چالش‌های روایی، از جمله روایت 4000 در عوالی اللئالی، با تأویل‌های دقیق و پیوند با آیات قرآن کریم، قابل حل‌اند و بر جامعیت و قداست این اسما تأکید دارند.
عدم تعین 99 اسم در قرآن کریم، پنهانی آثار واحد مکتوم، و چینش غیرهمگون نقل‌ها، همگی از علامت زمان غیبت و ضرورت حضور معصوم علیه‌السلام برای رفع ابهامات معرفتی هستند. این محدودیت‌ها، گویی حجابی است که تنها با سلوک عالمانه و عارفانه می‌توان آن را کنار زد. آیات قرآنی نظیر

﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا﴾

و

﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا﴾

، بر اهمیت سلوکی و معرفتی اسماء تأکید دارند و راه را برای دعا و تخلق به صفات الهی هموار می‌سازند.

این اثر، با بازنویسی درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، تلاشی است برای ارائه منبعی جامع و علمی که پژوهشگران و سالکان را در فهم عمیق‌تر اسماء الحسنی یاری رساند. امید است این نوشتار، گامی در راستای تعالی معرفت دینی و سلوک الهی باشد.

با نظارت صادق خادمی

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)