فلسفه 1686

متن تحقیق

اقتدار انسان در قرآن کریم: مراتب ایمان و سیر عروجی

اقتدار انسان در قرآن کریم: مراتب ایمان و سیر عروجی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۶۸۶)

دیباچه

انسان، به‌مثابه گوهر آفرینش، در قرآن کریم جایگاهی بس والا دارد که از اقتدار بی‌نظیر او در سیر به‌سوی کمال الهی حکایت می‌کند. این اقتدار، در مراتب گوناگون ایمان متجلی می‌شود که از ایمان صوری و ظاهری آغاز شده و تا قله‌های متعالی ایمان مصداقی ربوبی امتداد می‌یابد. درس‌گفتار حاضر، با محوریت آیات کریمه سوره‌های شوری و فصلت، به تبیین مراتب ایمان، از صوری و معنایی گرفته تا مصداقی ارضی، سماوی و ربوبی می‌پردازد. این نوشتار، با بهره‌گیری از تمثیلات، آیات قرآنی و تحلیل‌های عمیق، تلاش دارد تا ظرفیت‌های بی‌کران انسان در نیل به حقیقت را آشکار سازد. محور بحث، بر نقش قرآن کریم به‌عنوان نور، روح و کتاب در هدایت انسان استوار است که انسان را از ظلمات شک و مریه به روشنای یقین رهنمون می‌شود.

بخش نخست: مراتب ایمان و اقتدار انسانی

ایمان صوری: ظاهری فاقد عمق

ایمان صوری، به‌سان پوسته‌ای تهی، ایمانی است که در حد لقلقه لسان و ظواهر اعمال باقی می‌ماند. این ایمان، گرچه در ظاهر، شخص را در زمره مومنان قرار می‌دهد، اما به دلیل فقدان عمق و معنا، از اثرگذاری بر روح و روان انسان عاجز است. چنین ایمانی، مانند سایه‌ای است که در زیر آفتاب حقیقت رنگ می‌بازد و نمی‌تواند انسان را به سوی کمال رهنمون شود. این مرتبه، گرچه در ظاهر پاکی و طهارت را به ارمغان می‌آورد، اما به دلیل فقدان ریشه‌های عمیق، در برابر بادهای شک و تردید تاب مقاومت ندارد.

نکته کلیدی: ایمان صوری، به دلیل فقدان عمق معنوی، نمی‌تواند به تحول و رشد انسان منجر شود و صرفاً در حد ظواهر باقی می‌ماند.

ایمان معنایی: پایبندی به احکام بدون تجربه غیبی

ایمان معنایی، مرتبه‌ای است که در آن، انسان با پایبندی به احکام الهی و انجام عبادات، به معنای واقعی ایمان گام می‌نهد. این ایمان، اگرچه فاقد تجربه مستقیم حقایق غیبی است، اما مانند غذایی است که به بدن حیات می‌بخشد، هرچند مصرف‌کننده از سازوکار آن آگاه نباشد. استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، این مرتبه را به کودکی تشبیه می‌کنند که شیر می‌نوشد و از آثار آن بهره‌مند می‌شود، بی‌آنکه از فرآیند جذب و تأثیر آن آگاهی داشته باشد. این تمثیل، به زیبایی نشان می‌دهد که ایمان معنایی، گرچه در سطح آگاهی محدود است، اما آثار مثبت خود را در رشد معنوی انسان به جای می‌گذارد.

نکته کلیدی: ایمان معنایی، مانند غذایی است که بدون آگاهی کامل از مکانیزم‌های آن، به رشد و قوت انسان منجر می‌شود.

تمثیل کودک و آثار ایمان

برای تبیین دقیق‌تر، استاد فرزانه به تمثیلی از کودکی اشاره می‌کنند که با نوشیدن شیر، عرق می‌کند، اما از این اثر آگاه نیست. مادر کودک، که ناظر بر این فرآیند است، آثار ظاهری مانند عرق کردن را مشاهده می‌کند، در حالی که خود کودک از این تأثیرات بی‌خبر است. این تمثیل، به تفاوت میان آگاهی ظاهری و باطنی از آثار ایمان اشاره دارد. مومن در مرتبه معنایی، با انجام عباداتی نظیر نماز، روزه، غسل و تیمم، به احکام الهی پایبند است، اما تجربه‌ای از موجودات ملکی، جنی یا سماوی ندارد. این مرتبه، گرچه ارزشمند است، اما هنوز در ابتدای مسیر عروج معنوی قرار دارد.

نکته کلیدی: مومن معنایی، با وجود پایبندی به احکام، در مرتبه‌ای ابتدایی از ایمان قرار دارد که فاقد تجارب عمیق غیبی است.

علمای صدیق و اخلاص در ایمان

استاد فرزانه، با اشاره به عالمان صدیق، مانند مرحوم حاج شیخ حائری، بر این نکته تأکید می‌ورزند که این بزرگان، در مرتبه ایمان معنایی، با اخلاص و عمل صالح زندگی می‌کنند، اما ادعای کرامت یا تجربه غیبی ندارند. این تواضع و اخلاص، نشان‌دهنده عمق ایمان آن‌هاست که بدون نیاز به تجارب متعالی، به انجام وظایف دینی و عبادی پایبندند. در مقابل، ادعاهای غیرواقعی مبنی بر دیدن موجودات غیبی یا کرامات، ممکن است نشانه‌ای از خودفریبی یا انحراف باشد، مگر آنکه فرد در مرتبه‌ای فراتر از علمای صدیق قرار گیرد.

نکته کلیدی: علمای صدیق، با اخلاص و عمل صالح، در مرتبه ایمان معنایی قرار دارند و از ادعاهای غیرواقعی پرهیز می‌کنند.

نقد ادعاهای غیرواقعی

استاد فرزانه، با لحنی حکیمانه، به نقد ادعاهای غیرواقعی می‌پردازند و هشدار می‌دهند که ادعای دیدن موجودات ملکی یا جنی، بدون پشتوانه معنوی، ممکن است نشانه زندقه یا توهم باشد. این نقد، بر ضرورت صداقت و پرهیز از خودفریبی در مسیر ایمان تأکید دارد و نشان می‌دهد که ایمان حقیقی، در عمل صالح و اخلاص متجلی می‌شود، نه در ادعاهای بی‌اساس.

بخش دوم: ایمان مصداقی و مراتب آن

ایمان مصداقی: از ارضی تا ربوبی

ایمان مصداقی، مرتبه‌ای است که انسان در آن، آثار اعمال معنوی خود را به‌صورت ملموس تجربه می‌کند. این ایمان، به سه دسته ارضی، سماوی و ربوبی تقسیم می‌شود که هر یک، مرتبه‌ای از درک حقایق غیبی را به همراه دارد. ایمان مصداقی ارضی، شامل تجارب محدود و زمینی مانند رویاهای معنوی یا الهامات ساده است. این مرتبه، مانند بذری است که در خاک وجود انسان کاشته شده و هنوز به باروری کامل نرسیده است.

نکته کلیدی: ایمان مصداقی ارضی، به تجارب اولیه و محدود معنوی اشاره دارد که انسان را در ابتدای مسیر درک حقایق قرار می‌دهد.

تمثیل آثار جسمانی

برای تبیین این مرتبه، استاد فرزانه به تمثیلی از فردی اشاره می‌کنند که با نوشیدن آب زیاد، نیاز به دستشویی پیدا می‌کند و از این اثر آگاه می‌شود. این آگاهی، برخلاف کودکی که از خیس شدن خود بی‌خبر است، نشان‌دهنده رشد در مرتبه ایمان مصداقی است. مثال دیگر، بیماری قند است که فرد با تکرر ادرار، از وضعیت جسمانی خود آگاه می‌شود. این تمثیلات، به تفاوت میان آگاهی و ناآگاهی از آثار اعمال در مراتب ایمانی اشاره دارند.

نکته کلیدی: در ایمان مصداقی، انسان از آثار اعمال معنوی خود آگاه می‌شود، مانند فردی که تأثیرات جسمانی را درک می‌کند.

ایمان مصداقی سماوی

ایمان مصداقی سماوی، مرتبه‌ای متعالی‌تر است که در آن، انسان به درک موجودات ملکوتی، جنی یا روحانی نائل می‌شود. این مرتبه، مانند آسمانی است که ستارگان حقیقت در آن می‌درخشند و انسان را به سوی عالم غیب رهنمون می‌کنند. در این مرحله، مومن از تجارب زمینی فراتر رفته و به درک حقایق متعالی دست می‌یابد.

نکته کلیدی: ایمان مصداقی سماوی، انسان را به درک موجودات ملکوتی و ارتباط با مراتب بالاتر وجود رهنمون می‌سازد.

ایمان مصداقی ربوبی

ایمان مصداقی ربوبی، قله عروج معنوی است که در آن، انسان به درک اسماء و صفات الهی، کرامات و وحی نائل می‌شود. این مرتبه، مختص اولیا و مومنین عالی است که به قرب ربوبی دست یافته‌اند. مانند خورشیدی که در آسمان وجود می‌درخشد، این ایمان، انسان را به نور بی‌کران الهی متصل می‌کند.

نکته کلیدی: ایمان مصداقی ربوبی، عالی‌ترین مرتبه ایمان است که با درک اسماء و صفات الهی و قرب ربوبی همراه است.

محبّین و محبوبین

در مراتب مصداقی، مومنین به دو دسته محبّین و محبوبین تقسیم می‌شوند. محبّین، آیات الهی را در آفاق می‌بینند، در حالی که محبوبین، این آیات را در انفس خود درک می‌کنند و به وحی و کرامت می‌رسند. این تمایز، مانند تفاوت میان عاشقی است که معشوق را از دور می‌نگرد و معشوقی که در آغوش معشوق آرام گرفته است.

نکته کلیدی: محبّین، آیات را در آفاق می‌بینند، اما محبوبین، آن‌ها را در انفس خود درک کرده و به قرب الهی می‌رسند.

بخش سوم: قرآن کریم و هدایت الهی

نقش قرآن کریم در تبیین مراتب ایمان

قرآن کریم، به‌سان چراغی فروزان، مراتب ایمان را روشن ساخته و انسان را به سوی حقیقت هدایت می‌کند. آیات سوره‌های فصلت و شوری، به‌ویژه آیه قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (سوره فصلت، آیه ۵۲: بگو: به من خبر دهید اگر این [قرآن] از جانب خدا باشد و شما به آن کفر ورزیدید، کیست گمراه‌تر از آن که در شقاقی دور است؟) و آیه أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاءِ رَبِّهِمْ (سوره فصلت، آیه ۵۴: آگاه باشید که آنان در شک از لقای پروردگارشان هستند)، به تأثیر مخرب شک و مریه بر ایمان اشاره دارند. این آیات، مانند آیینه‌ای، انحراف ناشی از شک را نشان داده و انسان را به پرهیز از آن دعوت می‌کنند.

نکته کلیدی: آیات قرآن کریم، با تبیین تأثیر شک و مریه، انسان را به سوی یقین و لقای الهی هدایت می‌کنند.

آیه سنریهم و درک آیات الهی

آیه سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (سوره فصلت، آیه ۵۳: به‌زودی آیات خود را در آفاق و در نفوسشان به آن‌ها نشان می‌دهیم تا برایشان روشن شود که آن حق است) بر ظرفیت انسان برای درک آیات الهی در آفاق و انفس تأکید دارد. تقدم آفاق بر انفس در این آیه، مانند سفری است که از جهان بیرونی آغاز شده و به سوی باطن انسان امتداد می‌یابد. این سیر، نشان‌دهنده اقتدار انسان در درک حقایق متعالی است.

نکته کلیدی: تقدم آفاق بر انفس، به سیر طبیعی انسان از درک جهان بیرونی به سوی باطن خود اشاره دارد.

انسان: عالم کبیر کیفی

استاد فرزانه، انسان را عالم کبیر کیفی می‌دانند که هيكلش کوچک (صغیر کمی) و باطنش بزرگ (کبیر کیفی) است. این دیدگاه، مانند گوهری است که در صدف کوچک وجود انسان نهفته و درخشش آن، آسمان‌های معرفت را روشن می‌کند. این اقتدار، انسان را قادر می‌سازد تا از مراتب زمینی به سوی قله‌های ربوبی عروج کند.

نکته کلیدی: انسان، با باطن عظیم خود، قادر به عروج به مراتب متعالی و درک حقایق الهی است.

روح، کتاب و نور در هدایت الهی

آیه وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا (سوره شوری، آیه ۵۲: و این‌گونه از امر خود به تو روحی وحی کردیم. تو نمی‌دانستی کتاب چیست و ایمان چیست، ولی آن را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را که بخواهیم با آن هدایت می‌کنیم) به سه عنصر کلیدی روح، کتاب و نور اشاره دارد. روح، مانند همراهی وفادار، انسان را در مسیر کمال یاری می‌کند. کتاب، مانند نقشه‌ای الهی، مسیر هدایت را نشان می‌دهد و نور، مانند چراغی فروزان، حقایق را آشکار می‌سازد.

نکته کلیدی: روح، کتاب و نور، سه عنصر کلیدی در هدایت الهی هستند که هر یک نقش متفاوتی در سیر ایمانی انسان ایفا می‌کنند.

روح: نیروی الهی همراه اولیا

استاد فرزانه، روح را به راننده یا نگهبانی تشبیه می‌کنند که خداوند به اولیا و محبوبین خود عطا می‌کند تا آن‌ها را در مسیر کمال یاری دهد. این تمثیل، مانند ستاره‌ای است که در شب تاریک، راه را به گمگشته نشان می‌دهد. کلمه «كَذَٰلِكَ» در آیه، قاعده‌ای عام را نشان می‌دهد که خداوند به همه انبیا و اولیا روح عطا می‌کند. این روح، مانند نیرویی الهی، انسان را از خطرات معنوی محافظت کرده و به سوی مقصد رهنمون می‌شود.

نکته کلیدی: روح، مانند همراهی وفادار، اولیا و محبوبین را در مسیر کمال الهی یاری می‌دهد.

تفاوت روح و رَوح

استاد فرزانه، میان «رُوح» (به ضم راء) و «رَوح» (به فتح راء) تمایز قائل می‌شوند. «رُوح»، به‌سان گوهری بی‌همتا، عالی‌ترین عطای الهی است که تنها به برگزیدگان عطا می‌شود، در حالی که «رَوح»، مانند وصفی عام، به موجودات دیگر نیز داده می‌شود. این تمایز، مانند تفاوت میان خورشید و پرتوهای آن است که اولی منبع نور و دومی جلوه‌ای از آن است.

نکته کلیدی: «رُوح»، عالی‌ترین عطای الهی است که مختص اولیا و محبوبین بوده و فراتر از «رَوح» عام است.

آیه تنزل ملائکه و روح

آیه تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ (سوره قدر، آیه ۴: فرشتگان و روح در آن [شب قدر] به اذن پروردگارشان برای هر کاری فرو می‌آیند) به عطای روح به محبوبین اشاره دارد. این روح، مانند نسیمی الهی، در لحظات خاص، انسان را به سوی مراتب متعالی هدایت می‌کند.

محبوبین و عروج به عرش

محبوبین، با همراهی روح، به مراتبی چون عرش دست می‌یابند، در حالی که ملائکه، به دلیل محدودیت ذاتی، از این عروج بازمی‌مانند. آیه فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (سوره نجم، آیه ۹: تا آن که به فاصله دو کمان یا کمتر شد) به قرب بی‌نهایت پیامبر به خدا اشاره دارد. این قرب، مانند قله‌ای است که تنها انسان‌های برگزیده می‌توانند به آن صعود کنند.

نکته کلیدی: محبوبین، با همراهی روح، به مراتب عالی مانند عرش دست می‌یابند، در حالی که ملائکه محدودند.

عالین: موجودات فانتزی فراتر از خلقت

استاد فرزانه، عالین را موجوداتی فانتزی می‌دانند که از خلقت و انبیا آگاه نیستند و صرفاً در ارتباط با ذات الهی قرار دارند. این موجودات، مانند ستارگانی در آسمان بی‌کران الهی، از امور مادی و خلقت بی‌خبرند و تنها در وصل به خدا معنا می‌یابند.

نکته کلیدی: عالین، موجوداتی متعالی‌اند که فراتر از خلقت مادی، در ارتباط مستقیم با ذات الهی قرار دارند.

بخش چهارم: نقد علم دینی و ضرورت تحول

نقد محدودیت‌های علم دینی

استاد فرزانه، با نگاهی عمیق، به نقد محدودیت‌های برخی علوم دینی می‌پردازند و تأکید می‌کنند که علوم صرف، نحو و فقه، گرچه مبادی ارزشمندی هستند، اما نمی‌توانند نهایت معرفت دینی باشند. این علوم، مانند پایه‌های بنایی عظیم‌اند که باید با معارف قرآنی و عرفانی تکمیل شوند تا انسان را به مراتب عالی ایمان رهنمون سازند.

نکته کلیدی: علوم دینی، مانند صرف و نحو، مبادی هستند، اما برای نیل به کمال، باید با معارف قرآنی تکمیل شوند.

ورثه انبیا و مسئولیت هدایت

عالمان دینی، به‌عنوان ورثه انبیا، مسئولیت دارند که در مسیر انبیا گام بردارند و انسان‌ها را به مراتب مصداقی ایمان هدایت کنند. این مسئولیت، مانند مشعلی است که باید در تاریکی جهل بدرخشد و راه حقیقت را روشن سازد.

نکته کلیدی: عالمان دینی، به‌عنوان ورثه انبیا، باید انسان‌ها را به سوی مراتب عالی ایمان هدایت کنند.

شک: اسهال معنوی

استاد فرزانه، شک را به اسهال تشبیه می‌کنند که مانع از حفظ معرفت و علم می‌شود و انسان را به انحطاط می‌کشاند. این تمثیل، مانند هشداری است که انسان را از خطر شک و تردید در مسیر ایمان برحذر می‌دارد.

نکته کلیدی: شک، مانند اسهال معنوی، مانع از حفظ معرفت شده و انسان را به انحطاط می‌کشاند.

نقد استنباط‌های سطحی

استاد فرزانه، با اشاره به استنباط‌های سطحی در علم دینی، مانند بستن در توالت به دلیل افتادن شیء مقدس، بر ضرورت اجتهاد دقیق و منطبق با نیازهای مدرن تأکید می‌ورزند. این نقد، مانند نسیمی است که غبار از آیینه حقیقت می‌زداید و ضرورت بازنگری در روش‌های استنباط را نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: استنباط‌های سطحی در علم دینی، باید با اجتهاد دقیق و منطبق با نیازهای مدرن جایگزین شوند.

بخش پنجم: قرآن کریم به‌مثابه نور و سینما

قرآن کریم: کتاب و نور

قرآن کریم، مانند پرده‌ای است که با نور الهی روشن می‌شود و حقایق را به نمایش می‌گذارد. آیه وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (سوره شوری، آیه ۵۲: و تو به سوی صراط مستقیم هدایت می‌کنی) نشان‌دهنده نقش انبیا در هدایت به شرط مشیت الهی است. اما آیه إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ (سوره قصص، آیه ۵۶: تو کسی را که دوست داری نمی‌توانی هدایت کنی) بر محدودیت هدایت انبیا بدون مشیت الهی تأکید دارد. این آیات، مانند دو بال‌اند که انسان را به سوی حقیقت پرواز می‌دهند.

نکته کلیدی: قرآن کریم، با نور الهی، مانند پرده سینما، حقایق را آشکار می‌سازد، اما بدون نور، تنها کاغذ و مرکب است.

تمثیل سینما و بینما

استاد فرزانه، قرآن کریم را به پرده سینما تشبیه می‌کنند که با نور الهی روشن می‌شود و حقایق را نشان می‌دهد. بدون این نور، قرآن مانند بینمایی است که هیچ‌چیز را نشان نمی‌دهد. این تمثیل، مانند آینه‌ای است که تفاوت میان قرائت ظاهری و درک باطنی قرآن را نشان می‌دهد.

مثال شمر و ملجم

استاد فرزانه، با اشاره به افرادی مانند شمر و ملجم، نشان می‌دهند که قرائت قرآن بدون نور الهی، به انحراف منجر می‌شود. این افراد، گرچه قرآن را خوانده و استنباط کرده بودند، اما به دلیل فقدان نور، به گمراهی افتادند. این مثال، مانند هشداری است که بر ضرورت دریافت نور الهی در فهم قرآن تأکید دارد.

نکته کلیدی: قرائت قرآن بدون نور الهی، مانند شمر و ملجم، ممکن است به انحراف منجر شود.

مشیت الهی و من نشاء

مشیت الهی (من نشاء)، مانند نسیمی متغیر است که به شرایط افراد بستگی دارد. استاد فرزانه، با تمثیل پهلوان و شاعر، نشان می‌دهند که هدایت الهی، مانند شعری است که گاه می‌آید و گاه نمی‌آید، و به مشیت الهی وابسته است.

نکته کلیدی: مشیت الهی، مانند نسیمی متغیر، هدایت را به شرایط و ظرفیت افراد وابسته می‌سازد.

حرمت واقعی قرآن کریم

حرمت واقعی قرآن کریم، در استفاده از آن برای هدایت قلب است، نه در مسائل ظاهری مانند مکان نگهداری. این دیدگاه، مانند گوهری است که در عمق وجود انسان می‌درخشد و او را به سوی حقیقت هدایت می‌کند.

نکته کلیدی: حرمت قرآن کریم، در استفاده از آن برای هدایت قلب است، نه در ظواهر مادی.

جمع‌بندی

این نوشتار، با تکیه بر درس‌گفتارهای استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، مراتب ایمان را از صوری تا مصداقی ربوبی تبیین کرد. ایمان صوری، مانند پوسته‌ای تهی، فاقد عمق است، در حالی که ایمان معنایی، با پایبندی به احکام، انسان را به رشد معنوی رهنمون می‌شود. ایمان مصداقی، در مراتب ارضی، سماوی و ربوبی، انسان را به درک حقایق غیبی و قرب الهی می‌رساند. قرآن کریم، به‌سان نوری الهی، با عناصر روح، کتاب و نور، انسان را در این سیر هدایت می‌کند. نقد محدودیت‌های علم دینی و تأکید بر تحول آن، ضرورت حرکت به سوی معارف قرآنی و عرفانی را نشان می‌دهد. این درس‌گفتار، مانند مشعلی فروزان، اقتدار انسان در نیل به کمال را روشن ساخته و او را به پرهیز از شک و مریه دعوت می‌کند.

با نظارت صادق خادمی

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)