فقه علمی 414

متن تحقیق





فقه الصوت والقرائة: تحلیل فقهی غنا و موسیقی در قرائت قرآن کریم

فقه الصوت والقرائة: تحلیل فقهی غنا و موسیقی در قرائت قرآن کریم

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۴۱۴)

دیباچه

بحث غنا و موسیقی در قرائت قرآن کریم، از جمله موضوعات پیچیده و چندوجهی در فقه اسلامی است که از دیرباز مورد توجه عالمان دینی قرار گرفته است. این موضوع، به دلیل پیوند عمیق با آیات و روایات، تأثیرات عاطفی و روانی صوت، و نقش عرف در تعیین مصادیق، از اهمیت بسزایی برخوردار است. پژوهش حاضر، با رویکردی علمی و تحلیلی، به بررسی دیدگاه‌های فقهی در این حوزه می‌پردازد و با تکیه بر روایات و تحلیل‌های عالمانه، به ویژه دیدگاه‌های استاد فرزانه قدس‌سره، تلاش دارد تا ابعاد مختلف این موضوع را به شکلی جامع و منسجم کاوش نماید.

بخش نخست: قرائت حزین و جایگاه آن در روایات

توصیه به قرائت حزین قرآن کریم

یکی از محورهای بنیادین در بررسی قرائت قرآن کریم، توصیه به قرائت آن با حالتی حزین است که در روایات معتبر از اهل بیت علیهم‌السلام مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله این روایات، کلامی است منسوب به امام صادق علیه‌السلام که فرمودند: «إنّ القرآن نزل بالحزن فاقرأوه بالحزن» (همان، ص 17). این روایت، به نزول قرآن کریم با حالتی آمیخته با حزن اشاره دارد و قرائت آن را با این کیفیت توصیه می‌کند. این تأکید، نه تنها به تأثیر عاطفی و معنوی قرائت حزین بر نفس انسان دلالت دارد، بلکه نشان‌دهنده پیوند عمیق میان مضامین قرآنی و حالات عاطفی قاری است که می‌تواند به تعمیق ارتباط با کلام الهی منجر شود.

نکته کلیدی: قرائت حزین قرآن کریم، به دلیل هم‌خوانی با فرهنگ عزاداری شیعی و یادآوری مصائب اهل بیت علیهم‌السلام، از منظر فقهی مورد تأیید قرار گرفته و با آیه وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (اسراء/55؛ «و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و خاموش باشید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید») هم‌خوانی دارد.

این توصیه، ریشه در ماهیت آیات قرآن کریم دارد که با هدف بیداری قلب و تعالی روح نازل شده است. قرائت حزین، به مثابه کلیدی است که قفل‌های دل را می‌گشاید و انسان را به سوی تأمل در معانی بلند الهی رهنمون می‌سازد. عالمان دینی، این نوع قرائت را به عنوان مصداقی از صوت حسن تأیید کرده‌اند و آن را از غنای لهوی متمایز دانسته‌اند.

نقد دلالت روایت قرائت حزین بر جواز غنا

با وجود توصیه به قرائت حزین، عالمان دینی با دقت در دلالت این روایت، آن را به قرائت غمگنانه و بدون ترجیع و طرب تفسیر کرده‌اند. این دیدگاه، بر این اصل استوار است که قرائت حزین، لزوماً به معنای استفاده از غنا نیست، بلکه می‌تواند به حالتی عاطفی و معنوی اشاره داشته باشد که قاری را در هنگام تلاوت به سوی خشوع و تأمل سوق می‌دهد. این تفسیر، نشان‌دهنده احتیاط فقهی در پرهیز از تعمیم حکم غنا به همه انواع صوت حسن است و بر تمایز میان صوت حزین و غنای لهوی تأکید دارد.

این رویکرد، با آیه وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (لقمان/6؛ «و از مردم کسی است که سخن لهو را می‌خرد تا [مردم را] از راه خدا بدون علم گمراه کند و آن را به مسخره گیرد. برای آنان عذابی خوارکننده است») هم‌خوانی دارد که غنا را در صورت همراهی با لهو و فساد نکوهش می‌کند. بدین ترتیب، قرائت حزین به عنوان مصداقی از صوت غیرلهوی، از منظر فقهی جایز شمرده می‌شود.

وجود طرب در دستگاه‌های حزین و شاد

یکی از نکات برجسته در تحلیل فقهی غنا، وجود طرب در هر دو نوع دستگاه موسیقی، یعنی حزین و شاد، است. طرب، به عنوان حالتی نفسانی که از شنیدن صوت حسن ناشی می‌شود، نمی‌تواند به تنهایی معیار حرمت باشد. این دیدگاه، نشان‌دهنده توجه عمیق به ماهیت روان‌شناختی طرب و تأثیر آن بر نفس انسان است. طرب، گاه به مثابه نسیمی است که بر دریاچه دل می‌وزد و امواجی از حزن یا شادی را برمی‌انگیزد، اما این امواج به خودی خود نه حرام‌اند و نه حلال، بلکه به نیت و محتوای همراهشان وابسته‌اند.

نکته کلیدی: طرب، به دلیل ماهیت دوگانه‌اش در دستگاه‌های حزین و شاد، نمی‌تواند معیار مطلق حرمت باشد. این حالت نفسانی، در چارچوب‌های دینی مانند قرائت قرآن کریم و عزاداری، جایز و حتی پسندیده است.

بخش دوم: تحلیل روایات مرتبط با غنا در قرائت قرآن کریم

روایت «من لم یتغنّ بالقرآن فليس منّي» و ضعف سندی آن

یکی از روایات مورد بحث در این حوزه، روایتی است منسوب به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که فرمودند: «هر کس قرآن را به صورت غنایی نخواند، از من نیست» (همان، ص 19). این روایت، به دلیل نقل از منابع اهل سنت و وجود سعد بن ابی‌وقاص در سلسله سند، از منظر فقهی مورد نقد قرار گرفته است. سعد بن ابی‌وقاص، هرچند از اصحاب پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده و نزد اهل سنت از اعتبار برخوردار است، به دلیل عدم همراهی با امیرالمؤمنین علیه‌السلام، از منظر رجالی شیعه فاقد اعتبار ولایی دانسته شده است. این امر، روایت مذکور را از نظر سندی ضعیف می‌سازد و برای احتجاج فقهی مناسب نمی‌داند.

علاوه بر این، عالمان دینی با بررسی تفسیرهای مختلف این روایت، معتقدند که حمل آن بر معنای غنا (آوازخوانی) دور از ذهن است. برخی تفسیرها، «تغنی» را به معنای استغنا (بی‌نیازی) یا لذت بردن از تلاوت قرآن گرفته‌اند. این تحلیل، نشان‌دهنده دقت در بررسی دلالت‌های لفظی و پرهیز از تعمیم‌های غیرمستند است. به تعبیری، این روایت مانند چراغی است که نور آن در پرتو تحلیل دقیق، راه درست را نشان می‌دهد، اما در صورت تفسیر نادرست، ممکن است به بیراهه رهنمون شود.

نکته کلیدی: روایت «من لم یتغنّ بالقرآن فليس منّي»، به دلیل ضعف سندی و تفسیرهای متعدد، نمی‌تواند مبنای استدلال فقهی برای جواز غنا در قرائت قرآن کریم قرار گیرد.

تفسیر قرائت یهودیان و تأثیر آن بر روایت

یکی از نکات برجسته در تحلیل این روایت، اشاره به شیوه قرائت یهودیان است که تورات و زبور را با ریتمی خاص و به‌صورت زنبوری و جادوگرانه می‌خواندند و ادعا می‌کردند که با خدا ارتباط برقرار می‌کنند. روایت «من لم یتغنّ بالقرآن فليس منّي» به پرهیز از این سبک قرائت و تأکید بر قرائتی شکوفا، شفاف و صاف اشاره دارد. این تحلیل، مانند آیینه‌ای است که حقیقت قرائت قرآنی را از تحریفات و تقلیدهای غیراسلامی متمایز می‌سازد.

این دیدگاه، با آیه وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ ذِكْرًا لِتُبَيِّنُوا لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (حج/31؛ «و به‌سوی شما ذکر [قرآن] را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را به سویشان نازل شده بیان کنید و باشد که بیندیشند») هم‌خوانی دارد که بر تبیین صحیح قرآن کریم تأکید می‌کند.

اعتبار رجالی سعد بن ابی‌وقاص

سعد بن ابی‌وقاص، هرچند از اصحاب پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده و نزد اهل سنت از اعتبار برخوردار است، به دلیل عدم همراهی با امیرالمؤمنین علیه‌السلام، از منظر رجالی شیعه ساقط شده است. با این حال، کذاب بودن وی ثابت نشده و از نظر روایی معتبر است، اما این اعتبار برای احتجاج در موضوعات حساسی مانند غنا کافی نیست. این تمایز، مانند خط‌کشی است که میان اعتبار روایی و ولایی مرز می‌کشد و نشان‌دهنده دقت در تحلیل رجالی است.

دیدگاه شیخ انصاری در درایت روایات

یکی از عالمان برجسته دینی، با تأکید بر درایت روایت (تحلیل محتوایی و دلالی)، از تکیه صرف بر علم رجال پرهیز کرده و معتقد است که حجت شرعی نیازی به بیش از دلیل عقلی ندارد. این رویکرد، مانند کلیدی است که درهای استنباط فقهی را با عقل و تدبر می‌گشاید و از تقلید کورکورانه در احکام پرهیز می‌کند. این دیدگاه، با آیه هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ (آل‌عمران/7؛ «اوست که بر تو کتاب را نازل کرد که در آن آیات محکم، که اساس کتاب‌اند، و آیات متشابه وجود دارد») هم‌خوانی دارد که بر تحلیل عقلانی متون دینی تأکید می‌کند.

حجت عقلی خبر واحد

عقلا بر خبر واحد کسی که کذب او معلوم نشده باشد، اطمینان می‌کنند، همان‌گونه که خبرگزاری‌های رسمی امروزی به عنوان خبر واحد مورد اعتماد قرار می‌گیرند. این اصل، مانند ستونی است که بنای استنباط فقهی را استوار می‌سازد و امکان استناد به روایات معتبر را با وجود قراین اطمینان‌بخش فراهم می‌کند.

اقتضایی بودن حجت روایات

حجت روایات، اقتضایی است؛ بدین معنا که اگر روایتی اقتضای صحت داشته باشد، به آن عمل می‌شود و در غیر این صورت، کنار گذاشته می‌شود. این دیدگاه، مانند ترازویی است که روایات را با معیار عقل و قراین می‌سنجد و از پذیرش بی‌چون‌وچرا پرهیز می‌کند. این رویکرد، با آیه وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا (یونس/36؛ «و بیشترشان جز گمان را پیروی نمی‌کنند، در حالی که گمان چیزی را از حقیقت بی‌نیاز نمی‌کند») هم‌خوانی دارد.

بخش سوم: تحلیل معناشناسی غنا و مفاهیم مرتبط

انصراف روایات حرمت غنا به غنای لهوی

روایات حرمت غنا، به ذات غنا اشاره ندارند، بلکه به عوارض آن، مانند غنای لهوی در دوره‌های جاهلیت، امویان و عباسیان، انصراف دارند. این تحلیل، مانند نوری است که تاریکی‌های سوءتفاهم را می‌زداید و امکان استفاده مشروع از غنا در چارچوب‌های دینی را فراهم می‌کند. این دیدگاه، با آیه وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا (فرقان/25؛ «و چون به لغو رسیدند، کریمانه از آن درگذرند») هم‌خوانی دارد که بر پرهیز از امور باطل تأکید می‌کند.

نکته کلیدی: حرمت غنا در روایات، به مصادیق خاصی محدود است که با لهو و فساد همراه بوده‌اند و ذات غنا را شامل نمی‌شود.

نقد معنای غنا به استغنا

برخی عالمان دینی، غنا را به معنای استغنا (بی‌نیازی) تفسیر کرده‌اند، اما این تفسیر با معنای ظاهری و عرفی غنا سازگار نیست. غنا، به مثابه آوازی است که قلب را به سوی زیبایی و معنویت رهنمون می‌سازد، نه صرف بی‌نیازی مادی. این دیدگاه، با آیه وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا (اسراء/55) هم‌خوانی دارد که بر تأثیر عاطفی قرائت قرآن کریم تأکید می‌کند.

روایت «زینوا القرآن بأصواتکم» و نقد آن

روایت «زینوا القرآن بأصواتکم» (قرآن را با صداهای خود زینت دهید) از طرق اهل سنت نقل شده و به دلیل احتمال مقلوب بودن، برای احتجاج مناسب نیست. برخی عالمان، مانند خطابی، معتقدند که معنای صحیح آن «زینوا أصواتکم بالقرآن» (صداهای خود را با قرآن زینت دهید) است. این تفسیر، مانند جویباری است که به سوی حقیقت جاری می‌شود و بر اولویت قرآن کریم بر صوت تأکید دارد.

تفاوت معنایی میان این دو عبارت، هرچند اندک، اما در چارچوب رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عمیق است. عبارت «زینوا أصواتکم بالقرآن» با تأکید بر قرآن کریم به عنوان محور تلاوت، با آیه وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (مزمل/4؛ «و قرآن را با ترتیل بخوان») هم‌خوانی دارد که بر قرائت دقیق و معنوی تأکید می‌کند.

امانت‌داری شیعه در حفظ روایات

عالمان شیعه، در حفظ روایات اهل بیت علیهم‌السلام امانت‌دار بوده و از تحریف و تصحیف آن‌ها جلوگیری کرده‌اند، در حالی که اهل سنت، پس از یک قرن، به جمع‌آوری روایات پرداخته و دچار تحریفاتی شده‌اند. این امانت‌داری، مانند گنجی است که در خزانه معرفت شیعی حفظ شده و راه را برای استنباط صحیح احکام هموار ساخته است.

ضرورت شناخت موضوع غنا پیش از صدور حکم

شناخت دقیق موضوع غنا، پیش از صدور حکم، از اصول اساسی در فقه است. عالمان دینی، پیش از پرداختن به احکام غنا، باید چیستی آن را به روشنی تعریف کنند. این امر، مانند نقشه‌ای است که مسیر استنباط را روشن می‌سازد و از گمراهی در احکام جلوگیری می‌کند.

تعریف غنا در فقه شیعه

مشهور میان فقهای شیعه، غنا را به «مد الصوت المشتمل على الترجيع المطرب» (کشیدن صدا همراه با ترجیع و طرب) تعریف کرده‌اند. این تعریف، مانند چارچوبی است که مرزهای غنا را از صوت حسن متمایز می‌سازد و امکان استفاده مشروع از صوت در چارچوب‌های دینی را فراهم می‌کند.

نقد تعاریف لغوی غنا

تعاریف ارائه‌شده توسط لغویان، مانند جوهری و ابن فارس، به دلیل خلط معانی و عدم دقت، مورد نقد قرار گرفته‌اند. برای شناخت دقیق غنا، لازم است به کارشناسان موسیقی مراجعه شود تا تعریف عرفی و علمی آن روشن گردد. این دیدگاه، مانند پلی است که فقه را به علوم دیگر متصل می‌کند و از تعاریف غیرصائب پرهیز می‌نماید.

دیدگاه شیخ علی در شرح قواعد

یکی از عالمان برجسته، در شرح قواعد، معتقد است که کشیدن صدا به طور مطلق حرام نیست، مگر در صورتی که با ترجیع و طرب همراه باشد. این دیدگاه، مانند نسیمی است که پرده‌های ابهام را کنار می‌زند و امکان استفاده از صوت حسن را در چارچوب‌های دینی تأیید می‌کند.

تعریف طرب و ترجیع در منابع لغوی

طرب، به عنوان حالتی نفسانی که از حزن یا شادی ناشی می‌شود، از ترجیع (چرخاندن و تکرار صوت در گلو) متمایز است. جوهری، ترجیع را به چرخاندن صدا در گلو، مانند قرائت با الحان یا اذان، تعریف کرده است. این تمایز، مانند خطی است که میان دو مفهوم مرز می‌کشد و امکان تحلیل دقیق‌تر را فراهم می‌سازد.

تفسیر تغنی به تغرید

برخی از اهل سنت، تغنی را به تغرید و تطريب (زیبا نمودن صوت) معنا کرده‌اند. این تفسیر، مانند گلی است که در باغ معرفت می‌روید و امکان استفاده از صوت حسن در قرائت قرآن کریم را تأیید می‌کند.

تاریخچه قرائت با الحان

نخستین کسی که با الحان قرائت کرد، عبیدالله بن ابی‌بکره بود که این سبک به عبیدالله بن عمر منتقل شد و به قرائت عمری معروف گردید. این تاریخچه، مانند صفحه‌ای از کتاب تاریخ است که تأثیر فرهنگ‌های مختلف بر قرائت قرآن کریم را نشان می‌دهد.

تقارب معنایی واژگان مرتبط با غنا

واژگانی چون تغنی، تطريب، ترجيع، لحن، تغريد و ترنم، به دلیل نزدیکی معنایی، گاه در تفسیر یکدیگر به کار می‌روند. این تقارب، مانند رشته‌هایی است که در تار و پود معنا به هم تنیده شده‌اند و برای تفهیم بهتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نکته کلیدی: واژگان مرتبط با غنا، مانند تغنی، تطريب و ترجيع، به دلیل تقارب معنایی، برای تفهیم بهتر در عرف به کار می‌روند، اما هر واژه باید در جایگاه خود بررسی شود.

نقد مترادف دانستن واژگان

هیچ دو واژه‌ای کاملاً مترادف نیستند و هر واژه باید در جایگاه خود بررسی شود. این نقد، مانند ترازویی است که معانی واژگان را با دقت می‌سنجد و از خلط معانی جلوگیری می‌کند.

نقد استفاده از «وظنی» در تحلیل

استفاده از عبارت «وظنی» به جای «التحقیق»، نشان‌دهنده احتیاط در تحلیل موضوع غنا است. این احتیاط، مانند سپری است که از شتابزدگی در قضاوت‌های فقهی محافظت می‌کند، اما ممکن است به دلیل فضای متشنج فقهی دوره صفوی باشد.

خلط معانی توسط لغویان

لغویان، معانی واژگان مرتبط با غنا را خلط کرده‌اند و میان ترجیع (چرخاندن صوت) و ترنیم (زمزمه) تفاوت وجود دارد. این نقد، مانند آیینه‌ای است که حقیقت معانی را از ابهامات می‌رهاند.

ارجاع غنا به عرف

برخی فقها، مانند شهید ثانی، غنا را به عرف ارجاع داده‌اند و هرچه عرف آن را غنا بداند، حرام دانسته‌اند، حتی اگر طرب نداشته باشد. این دیدگاه، مانند جریانی است که با عرف جامعه همگام می‌شود و امکان تطبیق احکام با شرایط اجتماعی را فراهم می‌کند.

اتحاد صوت و محتوا

صوت با محتوا و ماده خود اتحاد دارد و ویژگی‌هایی مانند زمان، مکان و حالت خواندن، در خوشایندی آن نقش دارند. این اتحاد، مانند تابلویی است که رنگ‌های صوت و معنا در آن به هم آمیخته‌اند و زیبایی آن به نیت و شرایط وابسته است.

تمایز طرب و ترجیع

طرب از ترجیع متمایز است؛ ترجیع ضرب صوت است و طرب اثر آن. این تمایز، مانند جداسازی ریشه و میوه است که هر یک جایگاه خود را دارند.

اقتضایی بودن طرب

طرب، اقتضایی است و به نیت و شرایط بستگی دارد؛ مانند چاقویی که بسته به نیت کاربر می‌تواند حلال یا حرام باشد. این دیدگاه، مانند پلی است که میان حلال و حرام فاصله می‌اندازد و امکان استفاده مشروع از طرب را تأیید می‌کند.

نکته کلیدی: طرب، به دلیل اقتضایی بودن، ذاتاً حرام نیست و تنها در صورت همراهی با معاصی حرام می‌شود.

تأثیر صوت حسن بر روان

صوت حسن، به دلیل تأثیر مثبت بر روان، ذاتاً حرام نیست و می‌تواند یادآور بهشت باشد. این تأثیر، مانند نسیمی است که روح را به سوی آرامش و تعالی می‌برد.

نقد اجماع و شهرت در حرمت غنا

اجماع یا شهرت در موضوع غنا، به دلیل وجود مدارک متعدد و عدم بررسی دقیق، معتبر نیست. این نقد، مانند چراغی است که تاریکی‌های تقلید را روشن می‌کند و بر ضرورت تحلیل دقیق تأکید دارد.

احتجاج اهل سنت بر اباحه غنا

اهل سنت، با استناد به قصص عایشه و قیاس‌هایی مانند صوت طیب و موزون، غنا را جایز می‌دانند. این دلایل، مانند شاخه‌های نازکی هستند که نمی‌توانند وزن استدلال فقهی را تحمل کنند، اما اصل اباحه به عنوان اصل اولی مورد تأیید است.

نقد دلایل غیرمعتبر اهل سنت

دلایل اهل سنت، مانند منامات و حکایات غیرمعتبر، برای اثبات اباحه غنا مناسب نیستند. این نقد، مانند غربال است که حقیقت را از باطل جدا می‌کند.

نقد تهمت به غزالی

نسبت دادن دلایل اهل سنت به ترويج در ميان عوام، شایسته نیست و ممکن است به دلیل فضای متشنج فقهی دوره صفوی باشد. این دیدگاه، مانند هشداری است که از بدبینی و تهمت در بحث‌های علمی برحذر می‌دارد.

جمع‌بندی

بررسی فقهی غنا و موسیقی در قرائت قرآن کریم، نشان‌دهنده عمق و پویایی فقه شیعه در مواجهه با مسائل پیچیده است. تحلیل‌های ارائه‌شده، با تکیه بر روایات و آیات قرآن کریم، تلاش دارند تا از قضاوت‌های کلی و غیرمستند پرهیز کنند. تمایز میان غنای لهوی و صوت حسن، حرمت را به مصادیقی محدود می‌کند که با فساد و لهو همراه باشند. تأکید بر نقش عرف، نیت و شرایط اجتماعی، امکان استفاده مشروع از صوت حسن در قرائت قرآن کریم و مراسم دینی را فراهم می‌سازد. نقد اجماع و شهرت، و همچنین بررسی دقیق سند و دلالت روایات، نشان‌دهنده شجاعت فکری و تعهد به اصول علمی است. این تحلیل‌ها، راه را برای تطبیق احکام با نیازهای زمانه باز می‌کنند و بر پویایی فقه شیعه تأکید دارند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)