فقه علمی 417

متن تحقیق




بررسی فقهی غنا و موسیقی در آرای شیخ حر عاملی و محقق سبزواری

بررسی فقهی غنا و موسیقی در آرای شیخ حر عاملی و محقق سبزواری

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۴۱۷)

دیباچه

موضوع غنا و موسیقی، به سان رودی پرتلاطم در گستره فقه اسلامی، از دیرباز ذهن فقها و عالمان دینی را به خود مشغول داشته است. این مبحث، که در مرز میان سرور و نشاط انسانی و احکام شرعی جای گرفته، به دلیل پیچیدگی‌های تاریخی، عرفی و فقهی، از جمله مسائل چالش‌برانگیز در فقه شیعی و سنی به شمار می‌رود. دو عالم برجسته، شیخ حر عاملی و محقق سبزواری، با دو رویکرد متمایز، این موضوع را مورد کاوش قرار داده‌اند. شیخ حر عاملی، با نگاهی اخبارگرایانه و محتاطانه، به رد شبهه جواز غنا پرداخته و آن را به‌طور مطلق حرام دانسته است، در حالی که محقق سبزواری، با دیدگاهی فلسفی و عرفانی، در پاره‌ای موارد به جواز غنا قائل شده است.

بخش یکم: شبهه جواز غنا در قرائت قرآن کریم

روایت علی بن ابی‌حمزه و دیدگاه شیخ حر عاملی

شیخ حر عاملی در رساله «فی الغناء» شبهه جواز غنا در قرائت قرآن کریم را مطرح کرده و آن را برآمده از روایتی منسوب به علی بن ابی‌حمزه می‌داند. در این روایت، ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسیده است: «چون قرآن می‌خوانم و صوتم را بالا می‌برم، شیطان مرا وسوسه می‌کند که با این کار میان خانواده و مردم ریا می‌نمایی». حضرت در پاسخ فرموده‌اند: «ای ابومحمد، قرائتی بدون افراط و زیاده‌روی داشته باش؛ به‌گونه‌ای که خانواده‌ات بشنوند، و در خواندن قرآن به صدایت ترجیع بیفزا، چرا که خداوند متعال صدای نیکویی که با نوعی ترجیع همراه باشد را دوست دارد». شیخ حر این روایت را به دلیل تعارض با آیات قرآن کریم، سنت معصومان، و اجماع شیعه، ضعیف دانسته و استدلال به آن را نادرست می‌شمارد.

این دیدگاه، به سان آیینه‌ای که حقیقت را بازمی‌تاباند، بر تمایز میان قرائت معنوی قرآن کریم و غنای عرفی تأکید دارد. قرآن کریم، به مثابه کلام الهی، نیازمند تلاوتی است که روح و جان را به سوی معانی بلند آن سوق دهد. آیه ۷۳ سوره زمر، که می‌فرماید: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا («و قرآن را با ترتیل بخوان»)، بر قرائت آرام و معنوی تأکید دارد که از غنای عرفی، که گاه با لهو و سرگرمی همراه است، متمایز است. شیخ حر با استناد به این آیه، ترجیع در قرائت را به معنای آهنگ معنوی و نه غنای عرفی تفسیر می‌کند.

نکته کلیدی: شبهه جواز غنا در قرائت قرآن کریم، از روایتی منسوب به علی بن ابی‌حمزه سرچشمه گرفته است، اما شیخ حر عاملی این روایت را به دلیل تعارض با آیات قرآن کریم و سنت معصومان ضعیف می‌داند.

تحلیل و نقد شبهه

تحلیل این روایت از منظر فقهی نشان می‌دهد که شیخ حر عاملی با رویکردی اخبارگرایانه، هرگونه شباهت میان قرائت قرآن کریم و غنا را رد می‌کند. این دیدگاه، با اصل فقهی «معرفة الموضوع مقدمة على الحکم» هم‌خوانی دارد، که بر ضرورت شناخت دقیق موضوع حکم پیش از صدور آن تأکید می‌ورزد. قرائت قرآن کریم، به سان چشمه‌ای زلال، باید از هرگونه آلودگی به لهو و سرگرمی مصون بماند. آیه ۵۸ سوره زمر، که می‌فرماید: وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا اسْتَمَعَ لَهَا وَأَنْصَتَ («و چون آیات ما بر او خوانده شود، به آن گوش فرا می‌دهد و خاموش می‌ماند»)، بر تأثیر معنوی و روحانی قرائت تأکید دارد. این آیه، قرائت قرآن کریم را به مثابه پلی به سوی تقرب الهی معرفی می‌کند، که با غنای عرفی، که گاه به سوی لهو سوق می‌یابد، تفاوت بنیادین دارد.

با این حال، استدلال شیخ حر در رد این روایت، به دلیل عدم ارائه تعریف دقیق از غنا، گاه دچار ابهام است. فقدان تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی، به سان غباری بر آیینه استدلال، از شفافیت آن می‌کاهد. این نکته، در ادامه با بررسی دیدگاه محقق سبزواری، که رویکردی عقلانی‌تر به این موضوع دارد، روشن‌تر خواهد شد.

جمع‌بندی بخش یکم

بررسی شبهه جواز غنا در قرائت قرآن کریم نشان می‌دهد که شیخ حر عاملی، با تکیه بر آیات قرآن کریم و روایات معتبر، هرگونه شباهت میان قرائت قرآن و غنای عرفی را رد کرده و بر حفظ اصالت معنوی تلاوت تأکید ورزیده است. این دیدگاه، گرچه از منظر اخبارگرایانه استوار است، اما به دلیل عدم تمایز دقیق میان غنای لهوی و غیرلهوی، نیازمند بازنگری است. آیه ۷۳ سوره زمر، به سان چراغی هدایتگر، بر ضرورت قرائت معنوی و ترتیل قرآن کریم تأکید دارد، که از هرگونه آلایش به لهو و سرگرمی به دور است.

بخش دوم: دوازده وجه نقد شیخ حر عاملی بر روایت جواز غنا

تبیین وجوه دوازده‌گانه

شیخ حر عاملی، در رساله «فی الغناء»، برای رد شبهه جواز غنا، دوازده وجه را برشمرده است که هر یک به مثابه ستونی در بنای استدلال او عمل می‌کند. این وجوه، که از تعارض با قرآن کریم تا ضعف سند روایت را در بر می‌گیرد، نشان‌دهنده تلاش وی برای ارائه استدلالی جامع و فراگیر است. در ادامه، این وجوه به تفصیل بررسی می‌شوند:

  1. تعارض با قرآن کریم: شیخ حر معتقد است که روایت جواز غنا با آیه ۶ سوره لقمان، که می‌فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ («و از مردم کسی است که سخن لهو را می‌خرد تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند»)، معارض است. این آیه، به سان خاری در چشم، لهو و سرگرمی را نکوهش می‌کند.
  2. تعارض با سنت معصومان: روایت با احادیث صحیحه و متواتره، مانند «لا يشهدون الزور» که به غنا تفسیر شده، ناسازگار است.
  3. ضعف سند: حضور علی بن ابی‌حمزه، که به کذب متهم است، سند روایت را سست می‌کند.
  4. تعارض با اجماع: روایت با اجماع شیعه و ائمه (ع) در حرمت غنا ناسازگار است.
  5. موافقت با اهل سنت: هم‌سویی روایت با دیدگاه اهل سنت، به دلیل احتمال تقیه، آن را ضعیف می‌سازد.
  6. احتمال تأویل: روایت به دلیل امکان تأویل، نمی‌تواند مبنای حکم قرار گیرد.
  7. تعارض با احتیاط: قرائت قرآن کریم با ترجیع، به دلیل مخالفت با احتیاط، ناپذیرفتنی است.
  8. تعارض با اصل حرمت: غنا به‌طور کلی حرام است و تخصیص‌پذیر نیست.
  9. تعارض با قاعده حمل بر حقیقت: لفظ غنا باید بر معنای حقیقی حمل شود، نه مجازی.
  10. تعارض با ضرورت مذهب: حرمت غنا از ضروریات مذهب شیعه است.
  11. تعارض با دلیل خاص: روایات صریح در حرمت غنا، روایت جواز را باطل می‌کند.
  12. جمع وجوه تعارض: مجموع این وجوه، روایت را از اعتبار ساقط می‌کند.

نکته کلیدی: شیخ حر عاملی با ارائه دوازده وجه، از جمله تعارض با قرآن کریم و سنت معصومان، روایت جواز غنا را ضعیف دانسته و بر حرمت مطلق غنا تأکید ورزیده است.

نقد و تحلیل وجوه دوازده‌گانه

وجوه ارائه‌شده از سوی شیخ حر عاملی، به سان رشته‌ای از گوهرهای استدلال، در نگاه نخست استوار به نظر می‌رسند، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که برخی از این وجوه به دلیل فقدان دقت علمی یا تعمیم غیرمنطقی، از قوت لازم برخوردار نیستند. برای نمونه، استناد به آیه ۶ سوره لقمان، که بر نکوهش لهو الحدیث تأکید دارد، به دلیل عدم تمایز میان لهو و غنا، دچار خلط است. این آیه، لهو را به مثابه بادی گمراه‌کننده معرفی می‌کند که انسان را از مسیر حق دور می‌سازد، اما دلالتی بر حرمت ذاتی غنا ندارد. همچنین، ادعای اجماع بر حرمت غنا، به دلیل اختلاف فقهایی چون محقق سبزواری و شیخ انصاری، محل تأمل است. اصل فقهی «الإجماع إذا لم يکن مدرکياً لا يعتبر» از شیخ انصاری، این ادعا را تضعیف می‌کند.

از سوی دیگر، استدلال به ضعف سند به دلیل حضور علی بن ابی‌حمزه، بدون ارائه شواهد کافی، با آیه ۶ سوره حجرات، که می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا («ای مؤمنان، اگر فاسقی برای شما خبری آورد، تحقیق کنید»)، ناسازگار است. این آیه، به سان مشعلی روشنگر، بر ضرورت تحقیق در اتهامات تأکید دارد. همچنین، استدلال به احتیاط، به دلیل فقدان دلیل معتبر، نمی‌تواند مبنای حکم شرعی قرار گیرد، چنان‌که اصل فقهی «الاحتياط لا يُعَوَّلُ عليه في مقام الشک في الحکم» بر این امر تأکید می‌ورزد.

جمع‌بندی بخش دوم

دوازده وجه شیخ حر عاملی، گرچه نشان‌دهنده تلاش وی برای ارائه استدلالی جامع است، اما به دلیل ضعف در برخی استدلال‌ها، از جمله عدم تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی و ادعای اجماع غیرمستند، از مشی علمی فاصله گرفته است. آیات قرآن کریم، مانند آیه ۶ سوره لقمان و آیه ۷۲ سوره فرقان، بر پرهیز از لهو و زور تأکید دارند، اما حرمت ذاتی غنا را اثبات نمی‌کنند. این بررسی، ضرورت بازنگری در استدلال‌های فقهی با تکیه بر اصول علمی و عرفی را آشکار می‌سازد.

بخش سوم: دیدگاه محقق سبزواری و فیض کاشانی

رویکرد فلسفی و عرفانی به غنا

محقق سبزواری و فیض کاشانی، به سان دو ستاره در آسمان فقه و عرفان، با نگاهی عقلانی و فلسفی به موضوع غنا نگریسته و در مواردی که غنا با لهو و فساد همراه نباشد، آن را جایز شمرده‌اند. این دیدگاه، که ریشه در اصل فقهی «الأصل في الأشياء الإباحة» دارد، غنا را به مثابه ابزاری می‌بیند که اگر در خدمت معانی والا و تقرب به خداوند باشد، نه تنها حرام نیست، بلکه می‌تواند مستحب نیز باشد. آیه ۳۵ سوره فاطر، که می‌فرماید: يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ («در آفرینش آنچه بخواهد می‌افزاید»)، بر جواز بهره‌مندی از نعمت‌های الهی، از جمله صوت زیبا، دلالت دارد.

محقق سبزواری، در رساله تحریمیه خود، با استناد به روایاتی که قرائت قرآن کریم با صوت حسن را توصیه کرده‌اند، مانند «اقرؤوا القرآن بصوت حسن» («قرآن را با صدای زیبا بخوانید»)، غنا را در صورتی که با مفاسد همراه نباشد، جایز می‌داند. این دیدگاه، به سان نسیمی روح‌نواز، بر نقش عرف در تعیین مصادیق غنا تأکید دارد و از تعمیم حرمت به تمامی اشکال آن پرهیز می‌کند.

نکته کلیدی: محقق سبزواری و فیض کاشانی، با نگاهی عقلانی و فلسفی، غنا را در صورتی که با لهو و فساد همراه نباشد، جایز دانسته و بر نقش عرف در تعیین مصادیق آن تأکید ورزیده‌اند.

نقد و بررسی دیدگاه سبزواری

دیدگاه محقق سبزواری، در مقایسه با رویکرد شیخ حر عاملی، از دقت و انعطاف بیشتری برخوردار است. وی با تکیه بر اصل جواز، که ریشه در آیه ۳۵ سوره فاطر دارد، و با توجه به روایاتی که صوت حسن را در قرائت قرآن کریم ستوده‌اند، به تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی پرداخته است. این رویکرد، به سان پلی میان عقل و شرع، امکان تطبیق احکام با نیازهای زمانه را فراهم می‌کند. با این حال، منتقدان سبزواری، مانند شیخ حر، این دیدگاه را به دلیل احتمال سوءاستفاده و خلط با غنای لهوی، مورد نکوهش قرار داده‌اند.

روایت «اقرؤوا القرآن بألحان العرب» («قرآن را با آهنگ‌های عربی بخوانید»)، که سبزواری به آن استناد کرده، بر جواز قرائت با لحن عربی تأکید دارد و این لحن را از غنای عرفی متمایز می‌سازد. این تمایز، به سان خطی روشن میان نور و ظلمت، از خلط مفاهیم جلوگیری می‌کند.

جمع‌بندی بخش سوم

دیدگاه محقق سبزواری و فیض کاشانی، با تکیه بر عقل و عرف، راهی نو در فقه غنا گشوده است. این دیدگاه، که غنا را در صورت فقدان مفاسد جایز می‌داند، با آیات قرآن کریم، مانند آیه ۳۵ سوره فاطر، و روایات معتبر، مانند «اقرؤوا القرآن بصوت حسن»، هم‌خوانی دارد. این رویکرد، به سان چشمه‌ای زلال، امکان بهره‌مندی از نعمت‌های الهی را در چارچوب شرع فراهم می‌سازد.

بخش چهارم: رساله اعلام الاحباب میرلوحی

ساختار و محتوای رساله

رساله «اعلام الاحباب فی حرمة الغناء فی القرآن والدعاء» اثر سیدهادی میرلوحی، به سان گوهری در صدف فقه شیعی، به زبان فارسی نگاشته شده و با رویکردی مؤدبانه به نقد دیدگاه جواز غنا پرداخته است. این رساله، که با استناد به آیات قرآن کریم و روایات، غنا را به‌طور مطلق حرام می‌داند، از صمیمیتی برخاسته از محبت به اهل بیت (ع) برخوردار است. میرلوحی، با بهره‌گیری از آیاتی مانند آیه ۵۹ سوره نجم، که می‌فرماید: أَفَمِنْ هَٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ («آیا از این سخن تعجب می‌کنید»)، و آیه ۳۰ سوره حج، که می‌فرماید: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ («از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل اجتناب کنید»)، بر حرمت غنا تأکید ورزیده است.

وی، به سان باغبانی که از گلستان دین پاسداری می‌کند، جواز غنا را بدعت دانسته و بر ضرورت دفع آن تأکید دارد. این دیدگاه، با استناد به حدیث «إذا ظهرت البدع في أمتي، فليظهر العالم علمه» («هرگاه بدعت‌ها در امتم ظاهر شود، عالم باید علم خود را آشکار سازد»)، بر وظیفه عالمان در پاسداری از دین تأکید می‌ورزد.

نکته کلیدی: رساله اعلام الاحباب میرلوحی، با نگارش به زبان فارسی و استناد به آیات قرآن کریم و روایات، غنا را به‌طور مطلق حرام دانسته و جواز آن را بدعت می‌شمارد.

اهمیت زبان فارسی در نگارش فقهی

نگارش رساله میرلوحی به زبان فارسی، به سان پلی میان حوزه و مردم، امکان انتقال مفاهیم فقهی به عامه را فراهم ساخته است. این ویژگی، که از صفا و سادگی عالمان گذشته سرچشمه می‌گیرد، نشان‌دهنده ضرورت تبیین احکام به زبانی قابل فهم است. آیه ۱۲۵ سوره نحل، که می‌فرماید: ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ («با حکمت به راه پروردگارت دعوت کن»)، بر اهمیت بیان حکیمانه و قابل فهم احکام تأکید دارد. با این حال، کمبود توجه به ادبیات فارسی در حوزه‌های علمیه، به سان سایه‌ای بر این گوهر، از تأثیرگذاری آن کاسته است.

جمع‌بندی بخش چهارم

رساله اعلام الاحباب میرلوحی، با نگارش به زبان فارسی و رویکردی مؤدبانه، به رد شبهه جواز غنا پرداخته و با استناد به آیات قرآن کریم و روایات، بر حرمت مطلق آن تأکید ورزیده است. این رساله، گرچه از نظر محتوایی از رساله شیخ حر عاملی فراتر نرفته، اما به دلیل نگارش به زبان فارسی، گامی در جهت تبیین احکام برای عامه برداشته است.

بخش پنجم: دفاع محمد بن محمد دارابی از دیدگاه سبزواری

رویکرد محافظه‌کارانه دارابی

محمد بن محمد دارابی، در کتاب «مقامات السالکین»، به سان نگهبانی که از گنجینه‌ای ارزشمند پاسداری می‌کند، از دیدگاه محقق سبزواری در جواز غنا دفاع کرده است. وی، با تکیه بر عرف و اصل جواز، غنای همراه با مفاسد را حرام و صوت حسن را جایز شمرده است. دارابی، در تعریف غنا، به اجمال و ابهام موجود در لغت و شرع اشاره کرده و رجوع به عرف را راه‌حل این مسئله دانسته است. این دیدگاه، با اصل فقهی «الرجوع إلى العرف في مقام الإبهام» هم‌خوانی دارد و به سان مشعلی، مسیر فهم احکام را روشن می‌سازد.

دارابی، با استناد به روایاتی مانند «اقرؤوا القرآن بألحان العرب» («قرآن را با آهنگ‌های عربی بخوانید»)، غنای حلال را از غنای حرام متمایز ساخته و بر جواز صوت حسن در قرائت قرآن کریم تأکید ورزیده است. آیه ۳۵ سوره فاطر، که بر جواز بهره‌مندی از نعمت‌های الهی دلالت دارد، پشتوانه این دیدگاه است.

نکته کلیدی: محمد بن محمد دارابی، در مقامات السالکین، با تکیه بر عرف و اصل جواز، غنای همراه با مفاسد را حرام و صوت حسن را جایز دانسته و از دیدگاه سبزواری دفاع کرده است.

اجمال در تعریف غنا و نقش عرف

دارابی، به سان کاوشگری که در جست‌وجوی حقیقت است، به اجمال و ابهام در تعریف غنا اشاره کرده و معتقد است که فقدان حقیقت شرعی و متشرعه، رجوع به عرف را ناگزیر می‌سازد. وی، با نقل از کلام افلاطون که «کسی که عاشق صوت زیبا نشود، مشکل مزاجی دارد و نیازمند درمان است»، بر ارزش زیبایی صوت تأکید ورزیده و آن را در صورتی که به سوی خدا سوق دهد، جایز شمرده است. این دیدگاه، به سان نسیمی که گلستان معرفت را عطرآگین می‌کند، بر نقش عرف در تعیین مصادیق غنا تأکید دارد.

جمع‌بندی بخش پنجم

محمد بن محمد دارابی، با رویکردی محافظه‌کارانه و عقلانی، از دیدگاه محقق سبزواری دفاع کرده و با تکیه بر عرف و روایات معتبر، غنای غیرلهوی را جایز شمرده است. این دیدگاه، که با آیات قرآن کریم و اصول فقهی هم‌خوانی دارد، راهی نو در فقه غنا گشوده و بر ضرورت بازنگری در احکام با توجه به شرایط زمانه تأکید ورزیده است.

نتیجه‌گیری کلی

بررسی آرای فقهی شیخ حر عاملی، محقق سبزواری، میرلوحی و دارابی در موضوع غنا و موسیقی، به سان سفری در اقیانوس معرفت فقهی، تنوع و پیچیدگی این حوزه را آشکار می‌سازد. شیخ حر عاملی، با رویکردی اخبارگرایانه، غنا را به‌طور مطلق حرام دانسته و با دوازده وجه استدلالی، شبهه جواز آن را رد کرده است. این دیدگاه، گرچه از غیرت دینی سرچشمه گرفته، اما به دلیل عدم تمایز میان غنای لهوی و غیرلهوی و ادعاهای غیرمستند، از دقت علمی فاصله دارد. در مقابل، محقق سبزواری و فیض کاشانی، با نگاهی عقلانی و فلسفی، غنا را در صورتی که با مفاسد همراه نباشد، جایز شمرده و بر نقش عرف تأکید ورزیده‌اند. رساله میرلوحی، با نگارش به زبان فارسی، گامی در جهت تبیین احکام برای عامه برداشته، اما از نظر محتوایی از شیخ حر فراتر نرفته است. دارابی، با دفاع از سبزواری، راه میانه‌ای را برگزیده و با تکیه بر عرف، صوت حسن را از غنای حرام متمایز ساخته است.

این بررسی، به سان آیینه‌ای که حقیقت را بازمی‌تاباند، نشان می‌دهد که فقه شیعه، با تکیه بر اصول عقلانی و عرفی، توانایی تطبیق احکام با نیازهای زمانه را دارد. آیات قرآن کریم، مانند آیه ۳۵ سوره فاطر و آیه ۷۳ سوره زمر، بر جواز بهره‌مندی از نعمت‌های الهی و قرائت معنوی قرآن کریم تأکید دارند. این دیدگاه، راه را برای بازنگری علمی و دقیق در احکام غنا و موسیقی هموار می‌سازد و بر ضرورت گفت‌وگوی علمی و حکیمانه میان عالمان دینی تأکید می‌ورزد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)