متن تحقیق
فقه علمی صفا، نشاط و سرگرمی: تأملاتی در نظام احسن، خیر، شر، عشق و صفا
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۴۹۵)
دیباچه: درآمدی بر نظام احسن و صفا در عالم هستی
نظام احسن، چون آیینهای زلال، حکمت و عدالت الهی را در آفرینش بازمیتاباند و عالم را به مثابه باغی پرطراوت، با خیر و شر، عشق و صفا، به تعادل و پویایی میرساند. این نوشتار، با تأمل در درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، به کاوش در مفاهیم بنیادین نظام احسن، خیر و شر، عشق و نقش آن در ایجاد صفا و نشاط معنوی میپردازد. با بهرهگیری از آیات قرآن کریم و تمثیلات فاخر، این اثر میکوشد تا این مفاهیم را با نگاهی علمی و دانشگاهی، در قالبی روشن و منسجم ارائه دهد. هدف، تبیین این حقیقت است که عالم، چونان کتابی گشوده، سرشار از نشانههای حکمت الهی است که صفا و نشاط را به ارمغان میآورد.
بخش یکم: نظام احسن و تعادل وجودی
ویژگیهای نظام احسن
نظام احسن، نظامی است نو، تازه، جدی و معتدل که در آن، اصطکاکات و استهلاکات، در ظرفی از حکمت و عدالت، وصف احسن مییابند. این نظام، چونان جویباری زلال، به تعادل عالم کمک میکند و پویایی و نشاط را در هستی جاری میسازد. اصطکاکات و استهلاکات، به مثابه امواجی در این جویبار، بخشی از حکمت الهیاند که به حفظ صفا و تعادل منجر میشوند.
نکته کلیدی: نظام احسن، با جدیت و نوگرایی، اصطکاکات و استهلاکات را در ظرف حکمت و عدالت جای داده و صفا و تعادل را در عالم تضمین میکند.
آیه شریفه «هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا» (سوره ملک، آیه ۱۵) بر این حقیقت دلالت دارد: «اوست که زمین را برای شما رام کرد.» این آیه، حکمت الهی در نظام احسن را نشان میدهد که زمین را برای انسان مسخر ساخته تا صفا و نشاط در آن جریان یابد.
کاستیها و تدارک الهی
کاستیهای ناشی از اعمال انسان، که در قرآن کریم به «بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيهِمْ» (سوره شوری، آیه ۳۰) اشاره شده، در دنیا و آخرت تدارک میشوند: «به سبب آنچه دستهایشان فراهم آورده است.» این کاستیها، چون سایههایی بر آینه وجود، از غفلتها و اعمال نادرست سرچشمه میگیرند، اما حکمت الهی، با تدارک آنها، صفا و تعادل را به عالم بازمیگرداند. این تدارک، چونان بارانی بهاری، کاستیها را شستوشو داده و نشاط را به هستی بازمیگرداند.
نکته کلیدی: کاستیهای ناشی از اعمال انسان، در نظام احسن، با تدارک الهی در دنیا و آخرت جبران شده و صفا و نشاط به عالم بازمیگردد.
امکان استعدادی و وجودات خارجی
در نظام احسن، چیزی به نام امکان استعدادی وجود ندارد؛ آنچه هست، استعداد و ظهورات وجودات خارجی در ظرف خارج است. این دیدگاه، چونان مشعلی فروزان، بر وحدت وجودی عالم نور میافکند و نشان میدهد که همه پدیدهها، در بستر وجود، واقعی و بالفعلاند. این حقیقت، صفا و پویایی عالم را تضمین میکند، چنانکه آیه «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (سوره حشر، آیه ۱) میفرماید: «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح میگویند.»
نکته کلیدی: در نظام احسن، همه ظهورات وجودیاند و امکان استعدادی وجود ندارد؛ این وحدت وجودی، صفا و پویایی عالم را تضمین میکند.
بخش دوم: خیر و شر در نظام احسن
خیر بالذات و بالعرض
خیر، چون گوهری درخشان، در نظام احسن به دو صورت بالذات و بالعرض ظهور مییابد. خیر بالقوه نیز، مانند آب جوش که خستگی را برطرف میکند، در این نظام جای دارد. این خیر، چونان نسیمی خنک، نشاط و صفا را به انسان هدیه میدهد. آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا» (سوره بقره، آیه ۱۶۸) بر این حقیقت تأکید دارد: «از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید.»
نکته کلیدی: خیر، در نظام احسن، به صورت بالذات و بالعرض ظهور مییابد و چون آب جوش، با خیر بالقوه، نشاط و صفا را به ارمغان میآورد.
شر و نسبت آن به عدم
شر، چون سایهای بر نور وجود، به عدم ذات یا عدم کمال ذات، مانند مرگ یا سوختگی، نسبت داده میشود، نه به وجود بالذات. این دیدگاه، شر را در چارچوب حکمت الهی جای داده و نشان میدهد که شر، به معنای فقدان، در نظام احسن جایگاهی ندارد. آیه «وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» (سوره اعراف، آیه ۵۶) بر پرهیز از فساد تأکید دارد: «و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید.»
برای نمونه، آب جوش، که خیر است، اگر بر پای انسان ریخته شود، سوختگی ایجاد میکند. این سوختگی، شر مفعولی است، نه شر ذاتی آب جوش. شر، در اینجا، به عدم کمال پای سوخته نسبت داده میشود، نه به وجود آب جوش که خیر محض است.
نکته کلیدی: شر، به عدم ذات یا کمال نسبت داده میشود و در نظام احسن، وجودی نیست؛ این دیدگاه، حکمت الهی را در تعادل عالم نشان میدهد.
شر فاعلی و مفعولی
شر، گاه به فاعل (مانند ظالم) و گاه به مفعول (مانند مظلوم) نسبت داده میشود. چاقو، چون شمشیری دو لبه، هم میتواند خیر تولید کند، مانند جراحی که جان میبخشد، و هم شر، مانند قتلی که جان میستاند. این دوگانگی، به پویایی نظام احسن کمک میکند، چنانکه آیه «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» (سوره بقره، آیه ۱۹۰) میفرماید: «و تجاوز نکنید که خدا تجاوزکنندگان را دوست ندارد.»
نکته کلیدی: شر فاعلی و مفعولی، در نظام احسن، به تعادل و پویایی عالم کمک میکند و حکمت الهی را در دوگانگی وجودات نشان میدهد.
اقتضای خیر و شر در وجودات
برخی وجودات، تنها خیر دارند، مانند نور محض، و برخی، چون چاقو یا آب جوش، هم خیر و هم شر تولید میکنند. این دوگانگی، چونان رقص نور و سایه، به تعادل و صفا در عالم کمک میکند. آیه «سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا» (سوره جاثیه، آیه ۱۳) بر تسخیر عالم برای انسان تأکید دارد: «و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، همه را برای شما مسخر کرد.»
نکته کلیدی: وجودات، با اقتضای خیر و شر، به پویایی و صفا در نظام احسن کمک میکنند و تعادل عالم را تضمین مینمایند.
شر حقیقی و غیرحقیقی
شر حقیقی، به قضای الهی تعلق نمیگیرد، اما شر غیرحقیقی، بالعرض و به ضرورت خیر حقیقی مقضی است. این شر، چون تلخی دارو، برای تحقق خیر ضروری است و به صفا و تعادل عالم کمک میکند. آیه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» (سوره شرح، آیه ۵) بر این حقیقت تأکید دارد: «پس همانا با سختی، آسانی است.»
نکته کلیدی: شر غیرحقیقی، به ضرورت خیر، در نظام احسن جای دارد و به تعادل و صفا در عالم کمک میکند.
بخش سوم: وحدت وجود و صفا در عالم
وجود و فقدان شر
همه چیز در عالم، وجودی است و شر، به معنای عدم، وجود ندارد. وجودات اضافی در عالم ناسوت، هم خیر و هم شر دارند، اما در نهایت، همه چیز وجود است. این وحدت وجودی، چونان دریایی بیکران، صفا و نشاط را به عالم هدیه میدهد. آیه «وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (سوره جاثیه، آیه ۴) بر این حقیقت دلالت دارد: «و در آفرینش شما و آنچه از جنبندگان پراکنده میکند، نشانههایی است برای قومی که یقین دارند.»
نکته کلیدی: عالم، سرشار از وجود است و شر عدمی وجود ندارد؛ این وحدت وجودی، صفا و نشاط را در نظام احسن تضمین میکند.
عالم و صفای آن
عالم، چون باغی پر از گلهای عنایت، رضا و عشق، دارای صفا است و جاذب فرشتگان و ملایکه است. این صفا، چون عطری آسمانی، موجودات ملکوتی را به سوی خود میکشاند. آیه «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (سوره حشر، آیه ۱) بر تسبیح همه موجودات دلالت دارد: «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح میگویند.»
نکته کلیدی: صفا، چون عطری آسمانی، عالم را جاذب موجودات ملکوتی میسازد و نشاط معنوی را به ارمغان میآورد.
جن و محدودیتهای آن
جن، در مقایسه با ملایکه، قلت و محدودیتهایی در قدرت و صفا دارد، اما دل صاف، چون مغناطیسی نیرومند، جاذب آنهاست. این محدودیتها، به مرتبه وجودی جن بازمیگردد، اما صفا، راه را برای ارتباط با موجودات غیرمادی هموار میکند. آیه «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا» (سوره هود، آیه ۶) بر رزق همه موجودات تأکید دارد: «و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر عهده خداست.»
نکته کلیدی: دل صاف، جاذب موجودات غیرمادی است و صفا، به رغم محدودیتهای جن، نشاط معنوی را تقویت میکند.
عجب و محدودیت ادراک
انسان، به دلیل محدودیت ادراک، از عظمت عالم تعجب میکند. تنظیم سعه وجودی با کثرت ملایکه، چون هماهنگی نغمههای آسمانی، به صفا و نشاط منجر میشود. آیه «وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (سوره ذاریات، آیه ۲۱) بر تأمل در خود تأکید دارد: «و در خودتان، آیا نمیبینید؟»
نکته کلیدی: عجب، از محدودیت ادراک سرچشمه میگیرد، اما تنظیم وجودی انسان با ملایکه، صفا و نشاط را به عالم میافزاید.
بخش چهارم: خلقت انسان و نقش صفا
خلقت انسان توسط بشر
بشر، در آیندهای نه چندان دور، قادر به خلق انسان خواهد بود. افزودن صفا یا قساوت، چون چاشنیهایی در طعام وجود، انسانهایی با ویژگیهای متفاوت میآفریند. این امکان، چون شاخهای نو بر درخت خلقت، به پویایی و صفا در نظام احسن کمک میکند. آیه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» (سوره تین، آیه ۴) بر خلقت احسن انسان تأکید دارد: «ما انسان را در نیکوترین صورت آفریدیم.»
نکته کلیدی: خلقت انسان توسط بشر، با افزودن صفا یا قساوت، به پویایی نظام احسن و نشاط معنوی کمک میکند.
جهان و عظمت آن
عالم، در برابر افلاک مینا، چون خشخاشی بر اقیانوس است. این عظمت، انسان را به تواضع و صفا دعوت میکند، چنانکه آیه «وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» (سوره ذاریات، آیه ۴۷) میفرماید: «و آسمان را با قدرت خود بنا کردیم و ما گسترشدهندهایم.» این عظمت، چون آیینهای، انسان را به تأمل و صفا فرا میخواند.
نکته کلیدی: عظمت عالم، انسان را به تواضع و صفا دعوت میکند و نشاط معنوی را در نظام احسن تقویت مینماید.
طینت و صفا
عالم، چونان مثال حق تعالی، آیینهای از صفای الهی است. طینتهای علین، با سجین متفاوتاند و این تفاوت، به تنوع صفا در عالم منجر میشود. آیه «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ» (سوره ص، آیه ۷۱) بر خلقت از طین تأکید دارد: «و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گل میآفرینم.»
نکته کلیدی: طینتهای متفاوت، به تنوع صفا در عالم کمک میکنند و نشاط معنوی را در نظام احسن تقویت مینمایند.
بخش پنجم: عشق و نقش آن در صفا
عشق ظرفا و لذت
عشق به زیباییها، اگر از ربیه (انحراف) مبرا باشد، چون گلی معطر، محمود است و به صفا و نشاط منجر میشود. آیه «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» (سوره مؤمنون، آیه ۱۴) بر زیبایی خلقت تأکید دارد: «پس تبارک الله، نیکوترین آفرینندگان.» این عشق، چون نسیمی بهاری، دل را از غبار غم میزداید.
برای نمونه، هنگامی که انسان به زیبایی یک گل یا چهرهای پاک مینگرد و میگوید: «چه زیبا آفریده است»، این لذت، اگر به ربیه نیانجامد، جایز و محمود است.
نکته کلیدی: عشق به زیبایی، اگر از انحراف مبرا باشد، فضیلتی است که صفا و نشاط را به عالم میافزاید.
تمایز لذت و ربیه
لذت از زیبایی، چون شرابی زلال، اگر به ربیه (معصیت) منجر نشود، جایز است، اما ربیه، چون لکهای بر آیینه، فساد میآورد. آیه «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ» (سوره اعراف، آیه ۳۲) بر جواز زینت تأکید دارد: «بگو: چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش پدید آورده، حرام کرده است؟»
نکته کلیدی: لذت از زیبایی، در نظام احسن، جایز است، اما ربیه، به دلیل انحراف، صفا را مخدوش میکند.
عشق و تربیت
عشق ظرفا، چون مشعلی فروزان، به تربیت و تعلیم کودکان کمک میکند. زیبایی آنها، داعی تربیت است و به صفا و نشاط در عالم میانجامد. آیه «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا» (سوره نحل، آیه ۷۸) بر نیاز به تعلیم تأکید دارد: «و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید.»
برای نمونه، زیبایی یک کودک، معلم را به آموزش و تربیت او ترغیب میکند، چنانکه معلم در محیطی با کودکان شایسته، با شوق بیشتری درس میدهد.
نکته کلیدی: زیبایی کودکان، داعی تربیت است و عشق ظرفا، به تعلیم و صفا در نظام احسن کمک میکند.
عشق و فضیلت
عشق نفسانی، اگر از شهوت حیوانی مبرا باشد، چون گوهری درخشان، از فضایل است و به تلطیف نفس و تنویر قلب میانجامد. آیه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (سوره نحل، آیه ۹۰) بر احسان تأکید دارد: «خداوند به عدالت و احسان فرمان میدهد.»
نکته کلیدی: عشق نفسانی، اگر از شهوت مبرا باشد، فضیلتی است که قلب را نورانی و نفس را صاف میکند.
عشق و رفع غم
عشق، چون چشمهای زلال، نفس را از هموم دنیوی فارغ میکند و به صفا و نشاط میرساند. آیه «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد، آیه ۲۸) بر آرامش قلب تأکید دارد: «آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد.»
عشق، چون آتشی که آهن را نرم میکند، دل را از غلظت میرهاند و به آن حرارت و صفا میبخشد.
نکته کلیدی: عشق، غمها را رفع کرده و با تلطیف نفس، صفا و نشاط را به عالم میافزاید.
بخش ششم: وحدت عشق و نقد تقسیمبندیها
تقسیمبندی عشق
عشق، چون جویباری واحد، به حقیقی (محبت به خدا) و مجاز (نفسانی و حیوانی) تقسیم شده، اما این تقسیمبندی نادرست است. عشق، یک حقیقت واحد با مراتب متفاوت است. شدت الحب، چون نوری که در مراتب مختلف میدرخشد، در همه وجودات جریان دارد. آیه «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي» (سوره آلعمران، آیه ۳۱) بر وحدت عشق تأکید دارد: «بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید.»
نکته کلیدی: عشق، یک حقیقت واحد با مراتب متفاوت است و تقسیم آن به حقیقی و مجاز، با وحدت وجودی ناسازگار است.
معصیت و انحراف در عشق
معصیت، چون لکهای بر آب زلال، انحراف در طریق عشق است، نه خود عشق. شدت الحب، هیچگاه حرام نیست، بلکه طریق نادرست، آن را آلوده میکند. آیه «وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ» (سوره بقره، آیه ۲۰۸) بر پرهیز از انحراف تأکید دارد: «و از گامهای شیطان پیروی نکنید.»
برای نمونه، لذت از غیبت، ناشی از کمبود شخصیت است، نه عشق. عشق، به بدن یا زیبایی است، اما طریق نادرست، آن را به معصیت میکشاند.
نکته کلیدی: معصیت، انحراف در طریق عشق است و عشق، به دلیل شدت الحب، همواره محمود و صاف است.
وحدت وجود و فقدان مجاز
در عالم، چیزی به نام مجاز وجود ندارد؛ همه چیز ما وضع له است و معصیت، انحراف در طریق است. این دیدگاه، چون آیینهای صاف، وحدت وجودی عالم را نشان میدهد. آیه «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» (سوره قصص، آیه ۸۸) بر این حقیقت تأکید دارد: «هر چیزی جز وجه او نابودشدنی است.»
برای نمونه، پول، چون آبی زلال، اگر در طریق درست مصرف شود، حلال است و اگر دزدیده شود، حرام. این تفاوت، در طریق است، نه در ذات پول.
نکته کلیدی: همه پدیدهها ما وضع لهاند و معصیت، انحراف در طریق است؛ این وحدت وجودی، صفا را در عالم تضمین میکند.
بخش هفتم: نقد کلیشههای قومی و صفا در اقوام
نقد کلیشههای قومی
نسبت دادن قساوت یا فقدان عشق به اقوام خاص، چونان لکهای بر آیینه صفا، نادرست است و به تفرقه میانجامد. آیه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ» (سوره حجرات، آیه ۱۳) بر تنوع اقوام تأکید دارد: «ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را به شعوب و قبایل تقسیم کردیم.»
نکته کلیدی: کلیشههای قومی، به تفرقه و کاهش صفا منجر میشوند و با حکمت الهی در نظام احسن ناسازگارند.
محیط و تأثیر آن بر عشق
محیط، فقر و غنا، چون خاکی که گیاه در آن میروید، بر ظرافت و عشق تأثیر دارند، اما نمیتوان اقوام را به فقدان عشق متهم کرد. آیه «وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ» (سوره رعد، آیه ۴) بر تنوع زمین تأکید دارد: «و در زمین قطعاتی کنار هم قرار دارند.»
نکته کلیدی: محیط، بر ظرافت و عشق تأثیر میگذارد، اما فقدان ذاتی عشق در هیچ قومی وجود ندارد و صفا در همه اقوام جاری است.
نقد تحقیر ملتها
تحقیر ملتها و اقوام، چون خاری در باغ صفا، معصیت است و به کاهش نشاط معنوی میانجامد. آیه «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ» (سوره حجرات، آیه ۱۱) بر پرهیز از القاب زشت تأکید دارد: «و یکدیگر را با القاب زشت خطاب نکنید.»
نکته کلیدی: تحقیر اقوام، معصیت است و به تفرقه و کاهش صفا در نظام احسن منجر میشود.
تنوع و صفا در اقوام
همه اقوام، دارای دل و صفا هستند و تفاوتها، به غلبه ظرافت یا غلظت مربوط است، نه فقدان عشق. آیه «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ» (سوره روم، آیه ۲۲) بر تنوع خلقت تأکید دارد: «و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانها و رنگهای شماست.»
برای نمونه، هر قوم، چون گلی در باغ خلقت، صفای خاص خود را دارد و غلبه ظرافت یا غلظت، به شرایط محیطی و تاریخی بستگی دارد.
نکته کلیدی: تنوع اقوام، به غنای وجودی عالم کمک میکند و صفا را در مراتب مختلف ظهور میدهد.
فرجامسخن: جمعبندی و تأملات پایانی
نظام احسن، چون آیینهای از حکمت الهی، خیر و شر، عشق و صفا را در خود جای داده و به تعادل و پویایی عالم کمک میکند. خیر، چون گوهری درخشان، و شر، چون سایهای عدمی، در این نظام، به حفظ صفا و نشاط میانجامند. عشق، به عنوان حقیقتی واحد با مراتب متفاوت، دل را از غم میرهاند و صفا را به عالم هدیه میدهد. معصیت، انحراف در طریق عشق است و با تصحیح مسیر، میتوان صفا را بازیافت. نقد کلیشههای قومی و تحقیر اقوام، به حفظ وحدت و صفا کمک میکند. این تأملات، چون مشعلی فروزان، راه را برای درک حکمت الهی در خلقت روشن میسازند و انسان را به سوی صفا و نشاط معنوی رهنمون میکنند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!