فقه علمی 510

متن تحقیق





فقه علمی: تأملاتی در نشاط، صفا و اقتدار انسانی در پرتو عرفان و شریعت

فقه علمی: تأملاتی در نشاط، صفا و اقتدار انسانی در پرتو عرفان و شریعت

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۵۱۰)

مقدمه: نشاط و صفا، دروازه‌ای به سوی کمال انسانی

نشاط و صفا، چونان نسیمی روح‌افزا، جان آدمی را به سوی کمال رهنمون می‌سازد. این دو گوهر گران‌بها، در هم‌تنیدگی با شریعت و عرفان، راهی به سوی اقتدار معنوی و باطنی انسان می‌گشایند. در این اثر، با تکیه بر آیات قرآن کریم و تأملات عرفانی، به بررسی نقش نشاط، صفا و سرگرمی در سلوک معنوی و دستیابی به مقامات والای انسانی پرداخته می‌شود. این نوشتار، با الهام از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، به تبیین چگونگی رهایی از بندهای نفسانی چون حرص و طمع و حرکت به سوی عوالم متعالی می‌پردازد. هدف آن است که با زبانی روشن و متین، راه‌های وصول به اقتدار معنوی در چارچوب شریعت و عرفان اسلامی برای مخاطبان آکادمیک روشن گردد.

بخش یکم: نقد آموزش بدون تمرین و ضرورت سلوک عملی

آموزش، غرور و نیاز به تمرین

یکی از موانع اصلی در مسیر کمال انسانی، بسنده کردن به تعلیم و آموزش بدون تمرین عملی است. آموزش، اگرچه گامی آغازین در مسیر معرفت است، اما بدون همراهی با عمل، به جای هدایت به سوی حقیقت، به غرور و تکبر می‌انجامد. انسانِ متکبرِ مغرورِ دانا، موجودی است که دانش را در سطح ظاهر نگه داشته و از تجربه عملی محروم مانده است. این نقص، چونان بذری است که در خاک نامناسب کاشته شود؛ رشد نمی‌کند و به بار نمی‌نشیند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ (فاطر: ۲۹)

کسانی که کتاب خدا را تلاوت می‌کنند و نماز برپا می‌دارند و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، امید به تجارتی دارند که هرگز زیان نبیند.

این آیه بر پیوند ناگسستنی علم و عمل تأکید دارد. تلاوت کتاب خدا، تنها هنگامی به تجارت بی‌زیان منجر می‌شود که با عمل صالح همراه گردد. آموزش بدون تمرین، چونان چراغی است که در تاریکی می‌سوزد اما راه را روشن نمی‌کند. در عرفان اسلامی، تمرین عملی و ریاضت، نفس را از بندهای ظاهری آزاد ساخته و به سوی مراتب متعالی هدایت می‌کند. نظام‌های آموزشی دینی باید به این نکته توجه کنند که تربیت عملی، ضرورتی است که بدون آن، دانش به غرور می‌انجامد.

نکته کلیدی: بسنده کردن به آموزش بدون تمرین عملی، انسان را در دام غرور و تکبر گرفتار می‌سازد و مانع از وصول به حقیقت می‌شود. عمل و ریاضت، پل‌های ارتباطی میان دانش و کمال‌اند.

ساختار چندلایه وجود انسانی و مسیر ایصال

انسان، موجودی چندلایه است که از مراتب نفس، قلب، عقل، روح، سر، خفا و اخفی تشکیل شده است. حرکت از نفس به سوی مراتب بالاتر، فرآیندی است که در عرفان اسلامی به ایصال تعبیر می‌شود. این حرکت، نیازمند گذر از لایه‌های ظاهری به سوی باطن وجود است. مراتب سر، خفا و اخفی، که در قلمرو مقامات لدنی قرار دارند، از طریق تمرین و ریاضت عملی دست‌یافتنی می‌شوند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ (حجر: ۲۹)

پس چون او را پرداختم و از روح خود در او دمیدم، برایش سجده کنید.

این آیه، به وجود روح الهی در انسان اشاره دارد که لایه‌ای متعالی از وجود اوست. مراتب لدنی، که فراتر از تعلیم‌اند، تنها از طریق تمرین و اتصال به حقیقت الهی دست‌یافتنی می‌شوند. این فرآیند، چونان سفری است که سالک را از کوچه‌های تنگ نفس به سوی دشت‌های وسیع روح رهنمون می‌سازد. نظام‌های آموزشی دینی باید به این نکته توجه کنند که بدون تمرین عملی، دسترسی به این مراتب ممکن نیست.

نکته کلیدی: انسان، موجودی چندلایه است که از طریق تمرین و ریاضت می‌تواند از نفس به سوی قلب، عقل، روح و مراتب لدنی حرکت کند. این ایصال، نیازمند گذر از آموزش صوری به سوی سلوک عملی است.

بخش دوم: عرفان عملی و مقامات سلوک

منازل السائرین و تمرین عرفانی

مفهوم «منازل السائرین» به مراحل سلوک عملی اشاره دارد که سالک با تمرین و ریاضت از آن‌ها عبور می‌کند. در عرفان عملی گذشته، تمرکز بر تمرین و آماده‌سازی سالک برای عبور از منازل مختلف بوده است. منزل، به معنای توقفگاه موقت در مسیر سلوک، و مقام، به معنای جایگاه ثابت و پایدار است. این مفهوم، چونان ایستگاه‌هایی در مسیر سفری دور و دراز است که سالک را به سوی مقصد نهایی هدایت می‌کند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ (نور: ۳۵)

خدا نور آسمان‌ها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد.

این آیه، نور معرفت الهی را به چراغی تشبیه می‌کند که در قلب سالک روشن می‌شود. عبور از منازل سلوک، نیازمند تمرین مستمر و پایداری است تا این نور در قلب سالک پایدار گردد. در گذشته، عرفان عملی بر تمرین و ریاضت متمرکز بود، اما امروزه این جنبه در نظام‌های آموزشی دینی کم‌رنگ شده است. این نقص، چونان غباری است که بر آینه قلب نشسته و مانع از درخشش نور معرفت می‌شود.

نکته کلیدی: منازل السائرین، مراحل موقت سلوک عملی‌اند که سالک با تمرین و ریاضت از آن‌ها عبور می‌کند. احیای عرفان عملی، ضرورتی برای دستیابی به مقامات پایدار است.

تمایز منازل و مقامات در عرفان

تمایز میان منازل و مقامات، یکی از مفاهیم کلیدی عرفان اسلامی است. منازل، مراحل گذرای سلوک‌اند که سالک با تلاش و تمرین از آن‌ها عبور می‌کند، در حالی که مقامات، جایگاه‌های ثابت و پایداری‌اند که نتیجه استقامت در مسیر سلوک‌اند. خواجه عبدالله انصاری بر منازل تمرکز دارد، در حالی که ابن سینا، با نگاهی کلی‌تر، به مقامات عارفان پرداخته است.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ ۚ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (هود: ۱۱۲)

پس همان‌گونه که مأمور شده‌ای استقامت کن و هر که با تو توبه کرده [نیز]، و طغیان نکنید که او به آنچه می‌کنید بیناست.

استقامت در مسیر سلوک، سالک را به مقامات پایدار می‌رساند. ابن سینا، که در اواخر عمر به عرفان روی آورد، مقامات را به عنوان کلیات سلوک تبیین کرد، در حالی که خواجه عبدالله انصاری، مراحل عملی و جزئی سلوک را در قالب منازل تشریح نمود. این دو رویکرد، چونان دو بال‌اند که سالک را به سوی مقصد نهایی پرواز می‌دهند.

نکته کلیدی: منازل، مراحل گذرای سلوک‌اند که با تمرین طی می‌شوند، در حالی که مقامات، جایگاه‌های پایدار نتیجه استقامت‌اند. این دو مفهوم، مکمل یکدیگر در مسیر کمال‌اند.

بخش سوم: سلطه معنوی و اقتدار انسانی

سلطه معنوی: محبت، علم و کمال

سلطه معنوی، برخلاف سلطه مادی که بر زور و قدرت ظاهری استوار است، از صفات الهی چون محبت، علم، کمال، توسعه، رونق، زیبایی، سلامت و دوستی سرچشمه می‌گیرد. این سلطه، از طریق اتصال به انبیا و اولیای الهی به انسان عطا می‌شود و او را به اقتدار باطنی می‌رساند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (نساء: ۵۴)

ولی خدا رسولانش را بر هر که بخواهد مسلط می‌کند و خدا بر هر چیزی تواناست.

این آیه بر اقتدار معنوی انبیا و اولیا تأکید دارد که از طریق صفات الهی به دست می‌آید. سلطه معنوی، چونان جریانی است که از سرچشمه حقیقت الهی جاری شده و قلب سالک را سیراب می‌کند. این اقتدار، انسان را قادر می‌سازد تا در عوالم معنوی تصرف کند و به مراتب متعالی دست یابد.

نکته کلیدی: سلطه معنوی، از طریق محبت، علم و کمال به دست می‌آید و انسان را به اقتدار باطنی می‌رساند که فراتر از قدرت‌های مادی است.

نقد سلطه ظاهری و امور پوچ

برخی امور، فاقد سلطه معنوی‌اند و به دلیل سستی و پوچی، نمی‌توانند انسان را به اقتدار واقعی برسانند. این امور، چونان سرابی‌اند که در بیابان تشنگی، راه به سوی آب نمی‌برند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا نَزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ (شوری: ۴۲)

آیا با من درباره نام‌هایی که شما و پدرانتان نهاده‌اید و خدا برای آن‌ها هیچ سلطانی نازل نکرده، مجادله می‌کنید؟

این آیه بر پوچی اموری که فاقد پشتوانه الهی‌اند تأکید دارد. انسان باید از تعلق به این امور پرهیز کند و به دنبال سلطه‌ای باشد که از حقیقت الهی سرچشمه می‌گیرد. این امور، چونان پوسته‌ای توخالی‌اند که درونشان جز باد نیست.

نکته کلیدی: امور فاقد سلطه معنوی، پوچ و سست‌اند و نمی‌توانند انسان را به اقتدار واقعی برسانند. سلطه حقیقی، از اتصال به حقیقت الهی حاصل می‌شود.

اقتدار موسی (ع) در برابر فرعون

حضرت موسی (ع)، با سلطان مبین الهی، به قلب فرعون نفوذ کرد و رابطه‌ای عاشقانه میان آن‌ها ایجاد نمود. این اقتدار، نه از زور ظاهری، بلکه از قدرت معنوی سرچشمه می‌گرفت که موسی (ع) را قادر به تأثیرگذاری بر فرعون ساخت.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ (طه: ۱۵)

و به راستی موسی را با آیات خود و سلطانی آشکار فرستادیم.

سلطان مبین، چونان کلیدی است که درهای بسته قلب را می‌گشاید. این قدرت معنوی، موسی (ع) را قادر ساخت تا در برابر اقتدار ظاهری فرعون، که خود را «رب اعلی» می‌خواند، ایستادگی کند و تأثیر عمیقی بر او بگذارد. این رابطه، چونان رقصی عاشقانه میان حقیقت و باطل است که در نهایت، حقیقت را پیروز می‌گرداند.

نکته کلیدی: اقتدار موسی (ع) با سلطان مبین، نمونه‌ای از سلطه معنوی است که قلب‌ها را تسخیر می‌کند و بر قدرت‌های ظاهری غلبه می‌یابد.

بخش چهارم: ارتباط با عوالم متعالی و موانع آن

امکان وصول به عوالم معنوی

انسان، به دلیل ساختار وجودی متعالی خود، قادر است با عوالم دیگر، از جمله بهشت، قیامت، ملائکه و ارواح، ارتباط برقرار کند. این ارتباط، مشروط به تصفیه نفس و دوری از حرص و طمع است. انسانِ آزاد از این بندها، چونان پرنده‌ای است که بال‌هایش را گشوده و به سوی آسمان‌های بی‌کران پرواز می‌کند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (سجده: ۱۷)

هیچ کس نمی‌داند چه چیزی از شادی و روشنی چشم برایشان نهفته شده، به پاداش آنچه انجام می‌دادند.

این آیه بر امکان دسترسی به عوالم معنوی از طریق اعمال صالح تأکید دارد. انسان با دوری از مقایسه‌گری و حرص، می‌تواند به برزخ، قیامت و بهشت راه یابد. این ارتباط، چونان پلی است که از این ساحل دنیا به سوی ساحل آخرت کشیده شده است.

نکته کلیدی: انسان با تصفیه نفس و دوری از حرص و طمع، قادر به ارتباط با عوالم معنوی چون بهشت و قیامت است. این وصول، نیازمند تمرین و ریاضت است.

حرص و طمع: مانع اصلی اقتدار انسانی

حرص و طمع، چونان زنجیرهایی‌اند که بال‌های پرواز انسان را به زمین میخکوب می‌کنند. این صفات نفسانی، قدرت متعالی انسان را خنثی ساخته و او را از وصول به عوالم بالاتر بازمی‌دارند. انسانِ گرفتار حرص، چونان اسبی است که بار سنگین بر پشتش نهاده‌اند و نمی‌تواند گام از گام بردارد.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ (حدید: ۲۰)

بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و زینت و فخرفروشی میان شما و افزون‌طلبی در اموال و اولاد است.

این آیه، حرص و طمع به دنیا را مانع کمال معرفی می‌کند. انسان باید این صفات را از قلب خود بزداید تا به پرواز معنوی دست یابد. ترک حرص و طمع، چونان رهایی از قفسی است که روح را در بند نگه داشته است.

نکته کلیدی: حرص و طمع، ریشه مفاسد و مانع اصلی اقتدار انسانی‌اند. ترک این صفات، انسان را به پرواز معنوی و وصول به عوالم متعالی می‌رساند.

نقش سلام در تصفیه نفس

سلام، چونان کلیدی است که درهای غیب را می‌گشاید و خشونت نفسانی را از میان می‌برد. تکرار سلام به موجودات، انبیا و خدا، قلب را صاف و آماده برای وصول به عوالم معنوی می‌کند. این عمل، چونان نسیمی است که غبار کینه و خشونت را از آینه قلب می‌زداید.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ (حشر: ۲۳)

اوست خدا که هیچ معبودی جز او نیست، پادشاه، مقدس، سلام، مؤمن، مهیمن.

سلام، به عنوان صفتی الهی، انسان را به سوی صفا و سلامت قلب هدایت می‌کند. تکرار این ذکر، خشونت را از میان برده و درهای عوالم غیبی را به روی سالک می‌گشاید. این عمل، چونان آبی زلال است که زنگار نفس را می‌شوید و قلب را برای دیدار با حقیقت آماده می‌سازد.

نکته کلیدی: سلام، کلید خیر و راه وصول به غیب است که خشونت را از میان می‌برد و قلب را برای ارتباط با عوالم معنوی آماده می‌کند.

بخش پنجم: تواضع، خودشناسی و نقد خودشیفتگی

تواضع و فروتنی: دروازه اقتدار

تواضع و فروتنی، چونان خاک حاصلخیزی‌اند که بذر کمال انسانی در آن رشد می‌کند. این صفات، برخلاف غرور و تکبر، انسان را به اقتدار معنوی می‌رسانند و قلب او را برای وصول به حقیقت آماده می‌سازند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (فرقان: ۶۳)

و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که بر زمین به نرمی راه می‌روند و چون نادانان ایشان را خطاب کنند، سلام می‌گویند.

این آیه، تواضع و سلام را به عنوان ویژگی‌های بندگان صالح معرفی می‌کند. انسان متواضع، چونان درختی است که شاخه‌هایش از بار میوه خم شده‌اند و با فروتنی، به سوی کمال گام برمی‌دارد.

نکته کلیدی: تواضع و فروتنی، انسان را از غرور رهایی بخشیده و به اقتدار معنوی می‌رسانند. این صفات، قلب را برای وصول به حقیقت آماده می‌کنند.

نقد خودشیفتگی و ضرورت خودشناسی

خودشیفتگی و خودراضی بودن، چونان پرده‌ای ضخیم‌اند که حقیقت را از دید انسان پنهان می‌کنند. انسان باید عیوب خود را بشناسد و از آن‌ها فاصله بگیرد تا به کمال دست یابد. خودشناسی، چونان آینه‌ای است که عیوب و محاسن انسان را به او نشان می‌دهد.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَحَسِبُوا أَنَّهُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ ۚ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ (کهف: ۱۸)

و پنداشتند که بر چیزی‌اند، آگاه باشید که آن‌ها خود دروغگویان‌اند.

این آیه، بر خطر خودفریبی و خودراضی بودن هشدار می‌دهد. انسان باید با محاسبه نفس، عیوب خود را شناسایی کند و از خودشیفتگی پرهیز نماید. این خودشناسی، چونان تراشیدن سنگ است که گوهر درون آن را آشکار می‌سازد.

نکته کلیدی: خودشیفتگی، مانع اصلی کمال است. خودشناسی و پذیرش عیوب، انسان را به سوی حقیقت و اقتدار معنوی هدایت می‌کند.

بخش ششم: نقد تصورات نادرست و ضرورت به‌روز بودن

نقد تصور نجاست میت مؤمن

تصور نجاست میت مؤمن، یکی از باورهای نادرستی است که در برخی احکام فقهی دیده می‌شود. غسل میت، نه برای رفع نجاست، بلکه برای تکریم و تزکیه است. این باور نادرست، چونان غباری است که بر کرامت انسانی سایه می‌افکند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً (روم: ۲۱)

و از نشانه‌های او این است که از جنس خودتان همسرانی برایتان آفرید تا به آن‌ها آرام گیرید و میانتان مودت و رحمت قرار داد.

این آیه، بر کرامت انسانی تأکید دارد که حتی پس از مرگ نیز حفظ می‌شود. غسل میت، عملی است برای تکریم و تزکیه، نه رفع نجاست. این نقد، ضرورت بازنگری در برخی احکام فقهی و پرهیز از پیرایه‌های دینی را برجسته می‌کند.

نکته کلیدی: غسل میت، برای تکریم و تزکیه است، نه رفع نجاست. این باور نادرست، نیازمند بازنگری در چارچوب شریعت است.

ضرورت به‌روز بودن در علم دینی

علم دینی باید با بهره‌گیری از ابزارهای مدرن، به‌روز و کارآمد باشد. استفاده از فناوری‌هایی چون کامپیوتر، می‌تواند به ارتقای سطح علمی و عملی طلاب کمک کند و آن‌ها را در خدمت‌رسانی به جامعه مؤثرتر سازد.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ۚ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا (زخرف: ۳۲)

آیا آن‌ها رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما معیشتشان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردیم.

این آیه، بر بهره‌مندی از امکانات دنیا برای رشد و کمال تأکید دارد. علم دینی باید با استفاده از ابزارهای مدرن، به‌روز شود تا پاسخگوی نیازهای روزگار باشد. این ضرورت، چونان جریانی است که علم را از ایستایی به سوی پویایی می‌برد.

نکته کلیدی: علم دینی باید با بهره‌گیری از ابزارهای مدرن، به‌روز و کارآمد شود تا پاسخگوی نیازهای جامعه باشد.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

نشاط، صفا و اقتدار انسانی، در پرتو شریعت و عرفان، راهی به سوی کمال می‌گشایند. این نوشتار، با تکیه بر آیات قرآن کریم و تأملات عرفانی، نشان داد که ترک حرص و طمع، تواضع، فروتنی و تکرار ذکر سلام، انسان را به سوی عوالم متعالی هدایت می‌کند. نقد آموزش بدون تمرین، خودشیفتگی و باورهای نادرست، ضرورت بازنگری در نظام‌های آموزشی و تربیتی دینی را برجسته می‌سازد. انسان، چونان پرنده‌ای است که با رهایی از بندهای نفسانی، به سوی آسمان‌های بی‌کران حقیقت پرواز می‌کند. علم دینی نیز باید با بهره‌گیری از ابزارهای مدرن، پویا و کارآمد شود تا پاسخگوی نیازهای روزگار باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)