متن تحقیق
تحلیل فقهی احکام زنا با اهل ذمه در فقه شیعه
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۷۴۹)
مقدمه: درآمدی بر احکام زنا با اهل ذمه
بحث احکام زنا با اهل ذمه، بهسان دریایی ژرف و پرتلاطم، یکی از مسائل پیچیده و تخصصی فقه شیعه است که در تقاطع اجرای حدود شرعی و تعامل با غیرمسلمانان در جامعه اسلامی قرار دارد. این موضوع، که در درسگفتار شماره ۷۴۹ بهدقت کاویده شده، نهتنها به تحلیل شقوق مختلف زنا با اهل ذمه میپردازد، بلکه پرسشهای بنیادینی را درباره نقش حاکم اسلامی در اجرای عدالت و حدود شرعی در جامعهای با حضور غیرمسلمانان مطرح میسازد. پرسش محوری این است که آیا حاکم اسلامی باید بر اساس احکام اسلام حکم کند، یا بر پایه احکام اهل ذمه، یا اینکه اختیاری در انتخاب میان این دو دارد؟
بخش اول: تبیین شقوق زنا با اهل ذمه و جایگاه آن در فقه شیعه
شقوق مختلف زنا با اهل ذمه
زنا با اهل ذمه، بهسان شاخههای درختی تنومند، دارای شقوق متعددی است که هر یک احکام ویژهای را در فقه شیعه به دنبال دارد. این شقوق شامل زنا بین دو ذمی، زنا بین ذمی و غیرذمی، و زنا بین مسلمان و ذمی یا کافر است. این تنوع، به دلیل تفاوت در وضعیت ایمانی و حقوقی طرفین، پیچیدگیهای فقهی را به همراه دارد. برای نمونه، زنا بین دو ذمی، که هر دو خارج از دایره ایمان اسلامیاند، پرسشهایی درباره صلاحیت حاکم اسلامی در قضاوت و اجرای حدود مطرح میسازد. همچنین، زنا بین یک مسلمان و یک ذمی، به دلیل دخالت حرمت اسلام، حساسیتهای بیشتری را برمیانگیزد. این شقوق، مانند قطعات یک معمای پیچیده، نیازمند تحلیل دقیق و استناد به ادله شرعی معتبر است تا جایگاه هر یک در نظام حقوقی فقه شیعه روشن گردد.
تمایز اهل ذمه از اهل sénت و کافران
در این بحث، منظور از غیرمسلمان، اهل ذمه (مانند یهودیان و نصاری) یا کافران است، نه اهل سنت که در حکم مسلماناناند. این تمایز، بهسان خطی روشن میان دو سرزمین، از اهمیت بسزایی برخوردار است، زیرا اهل سنت، به دلیل اشتراک در ایمان به اسلام، مشمول احکام اسلامیاند، حال آنکه اهل ذمه و کافران، به دلیل تفاوت دینی، ممکن است تحت احکام خاص خود یا احکام اسلامی قرار گیرند. این تفاوت، مانند دو مسیر متفاوت در یک جنگل انبوه، بر نحوه اجرای حدود و قضاوت تأثیر میگذارد.
پرسش محوری: نقش حاکم اسلامی در اجرای احکام
پرسش بنیادین این است که آیا حاکم اسلامی باید بر اساس احکام اسلام حکم کند، یا بر پایه احکام اهل ذمه، یا اینکه خود اهل ذمه باید قضاوت کنند، یا اختیار (تخییر) در انتخاب میان این گزینهها وجود دارد؟ این پرسش، بهسان چراغی در تاریکی، به نقش حاکم اسلامی در اجرای عدالت و حدود شرعی در جامعهای با حضور غیرمسلمانان نور میافکند. پاسخ به این سؤال، نیازمند کاوش در آیات قرآن کریم، روایات معتبر و آرای فقهی است تا روشن شود که حاکم اسلامی در چه شرایطی و با چه رویکردی باید عمل کند.
| نکته کلیدی: شقوق زنا با اهل ذمه، به دلیل تفاوت در وضعیت ایمانی و حقوقی طرفین، نیازمند تحلیل دقیق فقهی است. تمایز میان اهل ذمه و اهل سنت، و پرسش از نقش حاکم اسلامی در اجرای احکام، از محورهای اصلی این بحث است که انعطاف فقه شیعه را در تعامل با غیرمسلمانان نشان میدهد. |
جمعبندی بخش اول
این بخش، بهسان پیشدرآمدی بر یک سمفونی پیچیده، به تبیین شقوق زنا با اهل ذمه، تمایز میان غیرمسلمانان و اهل سنت، و پرسش محوری درباره نقش حاکم اسلامی پرداخت. این مباحث، مانند پایههای بنایی استوار، زمینه را برای تحلیل عمیقتر ادله شرعی و آرای فقهی در بخشهای بعدی فراهم میآورد. انعطاف فقه شیعه در مواجهه با این مسائل، بهسان پلی است که میان عدالت اسلامی و احکام ادیان دیگر پیوند برقرار میکند.
بخش دوم: ادله قرآنی و تحلیل فقهی احکام زنا با اهل ذمه
دیدگاه مرحوم محقق در شرایع الإسلام
مرحوم محقق در کتاب شریف شرایع الإسلام میفرماید: اگر ذمی با ذمیه زنا کند، امام مسلمین میتواند آنها را به اهل نَحلهشان (پیروان دینشان) ارجاع دهد تا بر اساس اعتقادات خودشان حد را اجرا کنند، یا اینکه خود بر اساس شرع اسلام حکم کند. این دیدگاه، بهسان دو راهی در مسیر قضاوت، نشاندهنده تخییر حاکم اسلامی در انتخاب میان اجرای احکام اسلامی یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه است. این تخییر، مانند کلیدی است که درهای انعطاف فقهی را میگشاید و به حاکم اسلامی اجازه میدهد تا با توجه به مصالح جامعه، بهترین مسیر را برگزیند.
تخییر حاکم اسلامی در اجرای حکم
در صورتی که هر دو طرف زنا ذمی باشند، حاکم اسلامی مخیر است که یا خود بر اساس احکام اسلام حکم کند یا قضاوت را به اهل نَحلهشان واگذار نماید. این تخییر، مانند بالی است که به حاکم اسلامی امکان پرواز در آسمان عدالت را میدهد، بهگونهای که بتواند با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی، عادلانهترین تصمیم را اتخاذ کند. این انعطاف، نشاندهنده حکمت فقه شیعه در تعامل با غیرمسلمانان است.
استناد به آیات سوره مائده
یکی از ادله اصلی این بحث، آیات سوره مائده در قرآن کریم است. در آیه ۴۲ این سوره آمده است:
فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ۖ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا ۖ وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ۖ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
ترجمه: پس اگر نزد تو آمدند، یا میانشان داوری کن یا از آنان روی برتاب، و اگر از آنان روی برتابی، به تو هیچ زیانی نمیرسانند، و اگر داوری کردی، میانشان به عدالت داوری کن، که خدا عادلان را دوست دارد.
این آیه، بهسان مشعلی فروزان، تخییر حاکم اسلامی را در انتخاب میان قضاوت یا اعراض از آن روشن میسازد. تأکید بر قسط (عدالت) نشان میدهد که هر حکمی، چه بر اساس اسلام و چه بر اساس احکام اهل ذمه، باید عادلانه باشد.
اجرای عدالت (قسط) در قضاوت
آیه مذکور تأکید دارد که اگر حاکم اسلامی حکم کند، باید با قسط باشد، چه بر اساس احکام اسلام و چه بر اساس احکام اهل ذمه. قسط، مانند ترازویی است که عدالت را در هر دو سوی خود میسنجد، و این عدالت میتواند با اجرای احکام اسلامی یا احکام دینی معتبر اهل ذمه (مانند تورات یا انجیل) محقق شود. این امر، مانند جویباری است که از سرچشمههای گوناگون، به سوی مقصد واحد عدالت جاری میشود.
عدم ضرر در اعراض از قضاوت
آیه ۴۲ سوره مائده تأکید میکند: «وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا». این عبارت، مانند نسیمی آرامبخش، نشان میدهد که واگذاری قضاوت به اهل ذمه نهتنها مجاز است، بلکه میتواند از درگیریهای غیرضروری جلوگیری کند و به نفع جامعه اسلامی باشد.
استناد به آیه ۴۳ سوره مائده
آیه ۴۳ سوره مائده میفرماید:
وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ
ترجمه: و چگونه تو را داور قرار میدهند، در حالی که تورات نزدشان است که در آن حکم خدا است؟
این آیه، مانند آیینهای صاف، نشاندهنده این است که اهل ذمه خود دارای احکام دینی معتبر (تورات) هستند که میتوانند بر اساس آن قضاوت کنند. این امر، واگذاری قضاوت به اهل ذمه را منطقی و مشروع جلوه میدهد.
حکم انبیا به تورات
آیه ۴۴ سوره مائده میفرماید:
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا
ترجمه: ما تورات را که در آن هدایت و نور بود فرو فرستادیم، و پیامبرانی که تسلیم [خدا] بودند، برای یهودیان به آن حکم میکردند.
این آیه، مانند ستونی استوار، تأیید میکند که حاکم اسلامی میتواند برای اهل ذمه بر اساس تورات حکم کند، و این امر با اجرای عدالت سازگار است.
تخییر در اجرای احکام تورات یا اسلام
آیات سوره مائده نشان میدهند که حاکم اسلامی میتواند یا بر اساس احکام اسلام یا بر اساس احکام تورات برای اهل ذمه حکم کند، یا قضاوت را به خودشان واگذار نماید. این تخییر، مانند باغی است که در آن مسیرهای متعددی به سوی مقصد عدالت منتهی میشود.
| نکته کلیدی: آیات سوره مائده (۴۲ تا ۴۴) تخییر حاکم اسلامی را در اجرای حکم یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه تأیید میکنند. تأکید بر قسط (عدالت) نشان میدهد که چه احکام اسلامی و چه احکام تورات، به شرط رعایت عدالت، مشروعاند. |
جمعبندی بخش دوم
این بخش، مانند نقشهای دقیق، ادله قرآنی و تحلیلهای فقهی مرتبط با احکام زنا با اهل ذمه را کاوید. آیات سوره مائده، بهویژه آیات ۴۲ تا ۴۴، تخییر حاکم اسلامی را در انتخاب میان اجرای حکم یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه روشن ساختند. تأکید بر قسط، مانند مشعلی است که مسیر عدالت را در هر دو رویکرد روشن میکند. این انعطاف، نشاندهنده حکمت فقه شیعه در تعامل با غیرمسلمانان است.
بخش سوم: تحلیل روایات و نقد آرای فقهی
روایت محمد بن ابیبکر از امیرالمؤمنین علیهالسلام
در روایتی از باب هشتم ابواب زنا، محمد بن ابیبکر از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسیده است که در مورد مردی که با زن یهودیه یا نصرانیه زنا کند، چه باید کرد. حضرت فرمودند: اگر محصن باشد، رجم شود؛ اگر بکر باشد، شلاق و تبعید شود. اما زن یهودیه یا نصرانیه را به اهل ملت خودشان ارجاع دهید تا طبق احکام خودشان قضاوت کنند. این روایت، مانند گوهر درخشانی، نشاندهنده تخییر در قضاوت برای ذمی و اجرای احکام اسلامی برای مسلمان است.
تخییر در روایت و مصلحت اجتماعی
روایت مذکور نشاندهنده تخییر است، اما توصیه به واگذاری قضاوت زن ذمیه به اهل دین او، به دلیل مصلحت اجتماعی و سیاسی است. این توصیه، مانند نسیمی است که از تنشهای احتمالی در جامعه میکاهد و به حفظ نظم کمک میکند.
نقد دیدگاه صاحب جواهر
صاحب جواهر معتقد است که اگر ذمی با مسلمه زنا کند، حاکم اسلامی باید او را بکشد، زیرا هتک حرمت اسلام کرده و از ذمه خارج شده است. این دیدگاه، مانند درختی که شاخههایش مورد پرسش قرار گرفته، نقد شده است. نخست، هتک حرمت اسلام با اجرای حد (چه بر اساس اسلام یا تورات) برطرف میشود و نیازی به قتل نیست. دوم، گناه (مانند زنا) ذمی را از ذمه خارج نمیکند، مگر اینکه طغیان علیه نظام اسلامی کند. خروج از ذمه، مانند پیمانی است که تنها با نقض آشکار معاهده شکسته میشود، نه با گناه فردی.
عدم خروج ذمی از ذمه با گناه
ذمی با ارتکاب گناه، مانند زنا، از ذمه خارج نمیشود، مگر اینکه علیه نظام اسلامی طغیان کند. این امر، مانند قانونی است که میان گناه فردی و طغیان جمعی تمایز قائل میشود. همانگونه که گناه یک مسلمان او را از اسلام خارج نمیکند، گناه ذمی نیز او را از ذمه خارج نمیسازد.
نقد دیدگاه نسخ در آیات
برخی از اهل سنت معتقدند که آیه «فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ» با آیه «فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ» نسخ شده است. اما فقه شیعه این نسخ را نمیپذیرد، زیرا این آیات منافاتی با یکدیگر ندارند. آیه اول تخییر را بیان میکند و آیه دوم بر اجرای عدالت تأکید دارد. این دیدگاه، مانند جریانی است که شبهات را از مسیر حقیقت کنار میزند.
نقد استناد به شأن نزول و روایات ضعیف
اهل سنت به شأن نزول و روایات ضعیف استناد میکنند، اما فقه شیعه این روایات را به دلیل ضعف سندی و آلودگی به اسرائیلیات معتبر نمیداند. این نقد، مانند فیلتری است که حقیقت را از ناخالصیها پالایش میکند و بر استناد به روایات معتبر و عقل در کنار قرآن کریم تأکید دارد.
| نکته کلیدی: روایت محمد بن ابیبکر تخییر حاکم اسلامی را در واگذاری قضاوت به اهل ذمه تأیید میکند، اما نقد دیدگاه صاحب جواهر نشان میدهد که گناه ذمی او را از ذمه خارج نمیکند و هتک حرمت اسلام با اجرای حد برطرف میشود. |
جمعبندی بخش سوم
این بخش، مانند کتابی گشوده، روایات و نقدهای فقهی مرتبط با احکام زنا با اهل ذمه را بررسی کرد. روایت محمد بن ابیبکر، تخییر حاکم اسلامی را تأیید کرد، در حالی که نقد دیدگاه صاحب جواهر، بر عدم خروج ذمی از ذمه با گناه تأکید داشت. این تحلیلها، مانند ستارگانی در آسمان فقه، مسیر عدالت را روشن میسازند.
بخش چهارم: تحلیل آیات تکمیلی و تخییر در احکام
تأکید بر اجرای عدالت در آیه ۴۷ سوره مائده
آیه ۴۷ سوره مائده میفرماید:
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
ترجمه: و باید اهل انجیل به آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند، و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، آنان نافرماناناند.
این آیه، مانند حکمی الهی، نشان میدهد که حکم به تورات یا انجیل، حکم به «ما أنزل الله» است و با عدالت سازگار است.
تخییر در آیه ۴۸ سوره مائده
آیه ۴۸ سوره مائده میفرماید:
وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ
ترجمه: و ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که تصدیقکننده کتابهای پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان به آنچه خدا نازل کرده داوری کن، و از هواهای آنان در آنچه از حق به سوی تو آمده پیروی نکن.
این آیه، مانند مشعلی در تاریکی، بر اجرای حکم بر اساس «ما أنزل الله» تأکید دارد، اما قرینه «وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ» نشان میدهد که اگر احکام تورات تحریف شده باشد، باید به قرآن عمل کرد.
شرع و منهاج برای هر قوم
آیه ۴۸ ادامه میدهد:
لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا
ترجمه: برای هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنی قرار دادیم.
این آیه، مانند نقشهای الهی، تأیید میکند که هر قوم دارای شرع و منهاج خاص خود است، و احکام ادیان پیشین (مانند تورات و انجیل) معتبرند، به شرطی که تحریف نشده باشند.
هدف از شرایع مختلف
آیه ۴۸ ادامه میدهد:
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ
ترجمه: و اگر خدا میخواست، شما را امت یگانهای قرار میداد، ولی [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید.
این آیه، مانند حکمت الهی، نشاندهنده تنوع شرایع برای آزمایش امتهاست، اما حاکم اسلامی باید با رعایت عدالت عمل کند.
اجتناب از اتباع اهواء
آیه ۴۹ سوره مائده میفرماید:
وَأَنْ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ
ترجمه: و میان آنان به آنچه خدا نازل کرده داوری کن، و از هواهای آنان پیروی نکن، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بعضی آنچه خدا بر تو نازل کرده فریب دهند.
این آیه، مانند هشداری الهی، حاکم اسلامی را از تأثیرپذیری از تحریفات اهل ذمه برحذر میدارد و بر اجرای حکم بر اساس «ما أنزل الله» تأکید دارد.
| نکته کلیدی: آیات ۴۷ تا ۴۹ سوره مائده بر اجرای عدالت با «ما أنزل الله» (قرآن یا تورات غیرمحرف) تأکید دارند. تخییر حاکم اسلامی در انتخاب میان احکام اسلام یا تورات، به شرط اجتناب از اتباع اهواء، نشاندهنده انعطاف فقه شیعه است. |
جمعبندی بخش چهارم
این بخش، مانند دری گشوده به سوی حقیقت، آیات تکمیلی سوره مائده را بررسی کرد و تخییر حاکم اسلامی در اجرای احکام یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه را تأیید نمود. تأکید بر اجتناب از اتباع اهواء، مانند سپری است که حاکم اسلامی را از انحراف محافظت میکند. این آیات، حکمت الهی در تنوع شرایع و ضرورت اجرای عدالت را روشن میسازند.
بخش پنجم: نقش مصالح و شرایط در اجرای احکام
تخییر و مصلحت اجتماعی
تخییر حاکم اسلامی در اجرای احکام یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه، به شرایط اجتماعی و سیاسی و میزان اجرای عدالت توسط اهل ذمه بستگی دارد. اگر اهل ذمه عدالت را اجرا نکنند، حاکم اسلامی باید خود اقدام کند. این امر، مانند ترازویی است که مصالح جامعه را در یک کفه و اجرای عدالت را در کفه دیگر میسنجد.
ملاحظه شرایط در قضاوت
انتخاب میان اجرای حکم توسط حاکم اسلامی یا واگذاری به اهل ذمه، به روابط با اهل ذمه و میزان پایبندی آنها به اجرای عدالت وابسته است. اگر روابط حسنه باشد و اهل ذمه عدالت را اجرا کنند، واگذاری قضاوت به آنها میتواند از تنشها بکاهد. این رویکرد، مانند جریانی است که مسیر صلح و عدالت را هموار میکند.
نقش قرآن کریم در هدایت قضاوت
قرآن کریم، مانند نوری هدایتگر، در آیات متعدد بر اجرای عدالت تأکید دارد. این کتاب الهی، نهتنها بهعنوان مرجع احکام اسلامی، بلکه بهعنوان مهیمن بر کتب پیشین، حاکم اسلامی را در انتخاب مسیر درست یاری میرساند. تأکید بر اجتناب از اتباع اهواء، مانند هشداری است که از انحراف در قضاوت جلوگیری میکند.
| نکته کلیدی: تخییر حاکم اسلامی در اجرای احکام یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه، به شرایط اجتماعی و سیاسی و اجرای عدالت توسط اهل ذمه بستگی دارد. قرآن کریم، بهسان مشعلی هدایتگر، مسیر عدالت را روشن میسازد. |
جمعبندی بخش پنجم
این بخش، مانند پلی میان تئوری و عمل، نقش مصالح و شرایط را در اجرای احکام بررسی کرد. تخییر حاکم اسلامی، با توجه به روابط با اهل ذمه و میزان اجرای عدالت توسط آنها، نشاندهنده انعطاف فقه شیعه در حفظ نظم و عدالت است. قرآن کریم، بهسان ستارهای درخشان، مسیر قضاوت عادلانه را هدایت میکند.
نتیجهگیری و جمعبندی
بحث احکام زنا با اهل ذمه، مانند کتابی پر از حکمت، ابعاد مختلف فقه شیعه را در تعامل با غیرمسلمانان روشن میسازد. آیات سوره مائده، بهویژه آیات ۴۲ تا ۴۹، تخییر حاکم اسلامی را در اجرای حکم یا واگذاری قضاوت به اهل ذمه تأیید میکنند، به شرطی که عدالت (قسط) رعایت شود. روایت محمد بن ابیبکر، مانند گوهر درخشانی، این تخییر را تقویت میکند، اما توصیه به واگذاری قضاوت به اهل ذمه را به دلیل مصلحت اجتماعی مطرح میسازد. نقد دیدگاه صاحب جواهر، مانند جریانی زلال، نشان میدهد که گناه ذمی او را از ذمه خارج نمیکند و هتک حرمت اسلام با اجرای حد برطرف میشود. این تحلیل، مانند باغی پربار، انعطاف فقه شیعه را در اجرای عدالت و تعامل با غیرمسلمانان نشان میدهد. این نوشتار، با تأمل در ادله شرعی و تحلیلهای فقهی، تلاش کرد تا این موضوع پیچیده را با دقتی علمی و زبانی متین برای مخاطبان متخصص روشن سازد.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!