فقه علمی 1116

متن تحقیق





تحلیل فقهی قسامه در نظام قضایی اسلامی

تحلیل فقهی قسامه در نظام قضایی اسلامی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۱۱۱۶)

دیباچه

نظام قضایی اسلامی، چونان دریایی ژرف و پرگهر، احکامی را در خود جای داده که هر یک به مثابه نگینی بر تارک عدالت می‌درخشد. قسامه، یکی از این احکام است که با هدف پاسداشت حرمت حیات انسانی و جلوگیری از هرج‌ومرج در جامعه اسلامی وضع شده است. این حکم، با تخصیص قاعده کلی «البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر»، جایگاهی ویژه در فقه جزایی دارد و از اهمیتی بسزا برخوردار است. در این نوشتار، که برگرفته از درس‌گفتار شماره ۱۱۱۶ است، به بررسی دقیق و موشکافانه مسئله شمول یا عدم شمول قسامه بر اعضا و جوارح پرداخته می‌شود. این بررسی، با تکیه بر تمایز میان حکمت و علت احکام شرعی، نقد قیاس در استنباط فقهی، و تأکید بر پایبندی به نصوص شرعی، به دنبال ارائه تحلیلی جامع و علمی برای مخاطبان متخصص در حوزه فقه و حقوق اسلامی است. هدف این نوشتار، نه تنها تبیین دقیق محتوای درس‌گفتار، بلکه پرورش و گسترش آن با توضیحات تکمیلی و تمثیلات ادبی است تا مفاهیم به شکلی روشن و جذاب در دسترس پژوهشگران قرار گیرد.

این نوشتار، با حفظ تمامی جزییات درس‌گفتار و تحلیل‌های ارائه‌شده، به گونه‌ای ساختارمند و با زبانی متین و دانشگاهی تنظیم شده است. تمامی نکات کلیدی، با بهره‌گیری از نصوص شرعی، روایات، و استدلال‌های عقلایی بررسی شده و در قالب عناوین و زیرعناوین تخصصی ارائه می‌گردد. در این راستا، از تمثیلات و استعارات فاخر فارسی برای غنای محتوا استفاده شده تا ضمن حفظ روح علمی، متنی دلنشین و تأثیرگذار خلق شود. آیات قرآن کریم، با ترجمه‌ای دقیق و با فونت Traditional Arabic ارائه شده و روایات با ترجمه‌ای روان و روشن نقل گردیده‌اند. در پایان هر بخش، جمع‌بندی‌هایی تفصیلی ارائه شده تا خواننده را در فهم عمیق‌تر مطالب یاری دهد.

بخش نخست: چیستی قسامه و جایگاه آن در نظام قضایی اسلامی

اهمیت قسامه در پاسداشت حیات انسانی

قسامه، چونان سپری استوار در برابر هدر رفتن خون انسان، در نظام قضایی اسلامی جایگاهی والا دارد. این حکم، با هدف تأکید بر ارزش حیات انسانی و جلوگیری از بی‌توجهی به قتل‌ها وضع شده است. همان‌گونه که خورشید، با نور خود تاریکی را می‌زداید، قسامه نیز با ایجاد نظامی عادلانه، هرج‌ومرج را از جامعه دور می‌سازد. این حکم، نه تنها به حفظ نظم اجتماعی کمک می‌کند، بلکه با ایجاد بازدارندگی، مانع از تعدی به جان انسان‌ها می‌شود.

نکته کلیدی: قسامه، به مثابه چراغی فروزان در نظام قضایی اسلامی، با تأکید بر ارزش حیات انسانی، از هدر رفتن خون جلوگیری کرده و نظم و امنیت را در جامعه تضمین می‌کند.

تمایز میان حکمت و علت در قسامه

حکمت قسامه، چونان جریانی زلال، در جلوگیری از هدر رفتن خون و حفظ امنیت اجتماعی نهفته است، اما علت آن، جعل مستقیم شارع مقدس در نصوص شرعی است. حکمت، درکی عقلایی است که فقها و اندیشمندان با تأمل در فلسفه احکام به آن دست می‌یابند، حال آنکه علت، ریشه در فرمان الهی دارد. این تمایز، چونان خطی روشن میان عقل و شرع، از سوءاستفاده از حکمت به جای علت جلوگیری می‌کند. به بیان دیگر، حکمت، مانند آیینه‌ای است که زیبایی حکم را نشان می‌دهد، اما این آیینه، خود نمی‌تواند حکم را خلق کند.

نکته کلیدی: حکمت قسامه، در حفظ حیات و نظم اجتماعی است، اما علت آن، جعل شرعی است که تنها از نصوص معتبر استخراج می‌شود.

نقش شارع در جعل قسامه

قسامه، چونان حکمی الهی، از سوی شارع مقدس جعل شده و فقها، به عنوان متشرع، موظف به تبعیت از آن هستند، نه جعل احکام جدید. همان‌گونه که باغبان، نمی‌تواند درختی را بی‌ریشه برویاند، فقیه نیز نمی‌تواند حکمی را بدون استناد به نصوص شرعی خلق کند. این اصل، بر محدودیت نقش فقها در استنباط احکام تأکید دارد و آنان را به پایبندی به منابع معتبر شرعی ملزم می‌سازد.

نکته کلیدی: فقها، به عنوان متشرع، تنها می‌توانند احکام را از نصوص شرعی استخراج کنند و جعل حکم، در صلاحیت شارع است.

تخصیص قاعده کلی در قسامه

قسامه، با تخصیص قاعده «البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر»، نظامی استثنایی در فقه جزایی ایجاد کرده است. در این حکم، بینه بر عهده مدعی‌علیه و یمین بر عهده مدعی قرار می‌گیرد. این تخصیص، چونان کلیدی است که قفلی خاص را می‌گشاید، و نشان‌دهنده اهتمام ویژه شرع به حفظ حیات انسانی است. این تغییر، برای جلوگیری از هرج‌ومرج و پاسداشت ارزش جان انسان طراحی شده است.

نکته کلیدی: قسامه، با تخصیص قاعده کلی «البینة علی المدعی»، نظامی استثنایی برای حفظ حیات انسانی ایجاد کرده است.

عقلایی بودن حکمت قسامه

حکمت قسامه، به دلیل عقلایی بودن، از سوی عقل درک می‌شود، اما این درک، هرگز جایگزین نصوص شرعی نمی‌گردد. عقل، مانند چراغی است که مسیر را روشن می‌کند، اما نمی‌تواند خود، مقصد را تعیین کند. حکمت قسامه، در جلوگیری از هرج‌ومرج و حفظ حیات نهفته است، اما این حکمت، تنها در چارچوب نصوص شرعی معتبر است.

نکته کلیدی: حکمت عقلایی قسامه، در حفظ نظم و حیات است، اما بدون نصوص شرعی، نمی‌تواند مبنای جعل حکم قرار گیرد.

تفاوت تعبد و تعقل در فقه

در فقه، دو رویکرد متعبد و متعقل وجود دارد. رویکرد متعبد، چونان سربازی وفادار، به اجرای صرف احکام بسنده می‌کند، در حالی که رویکرد متعقل، مانند کاوشگری کنجکاو، به دنبال درک حکمت احکام است. با این حال، هر دو رویکرد، باید در چارچوب نصوص شرعی عمل کنند، چرا که بدون این چارچوب، مانند کشتی بی‌لنگر، در دریای استنباط گمراه می‌شوند.

نکته کلیدی: تعبد و تعقل، دو رویکرد فقهی هستند که هر دو باید به نصوص شرعی پایبند باشند.

جمع‌بندی بخش نخست

قسامه، به عنوان حکمی الهی در نظام قضایی اسلامی، با هدف پاسداشت حیات انسانی و جلوگیری از هرج‌ومرج وضع شده است. تمایز میان حکمت و علت، نقش شارع در جعل احکام، و تخصیص قاعده کلی «البینة علی المدعی»، از ویژگی‌های برجسته این حکم است. حکمت عقلایی قسامه، هرچند در حفظ نظم و حیات مؤثر است، اما بدون نصوص شرعی، نمی‌تواند مبنای استنباط قرار گیرد. فقها، به عنوان متشرع، موظف به تبعیت از نصوص هستند و نمی‌توانند احکام جدیدی جعل کنند. این اصول، پایه‌های استواری برای فهم قسامه در نظام قضایی اسلامی فراهم می‌آورد.

بخش دوم: مسئله شمول قسامه بر اعضا و جوارح

پرسش بنیادین: آیا قسامه به اعضا و جوارح تسری می‌یابد؟

یکی از پرسش‌های کلیدی در فقه جزایی، شمول یا عدم شمول قسامه بر اعضا و جوارح است. آیا حکمی که برای نفوس وضع شده، می‌تواند به آسیب‌های وارده به اعضا، مانند قطع دست یا کور شدن چشم، تسری یابد؟ این پرسش، چونان گرهی در طناب فقه، نیازمند گشایش با ابزار نصوص شرعی است. پاسخ به این پرسش، به وجود یا فقدان نصوص معتبر بستگی دارد، و هرگونه استنباط بدون پشتوانه شرعی، مانند ساختن بنایی بر شن‌های روان است.

نکته کلیدی: شمول قسامه بر اعضا و جوارح، به وجود نصوص شرعی معتبر وابسته است و بدون آن، استنباط فقهی ممکن نیست.

دیدگاه صاحب جواهر در شمول قسامه

صاحب جواهر، در جلد ۴۲، صفحه ۲۵۳، با استناد به اشتراک حکمت مشروعیت میان نفوس و اعضا، معتقد است که قسامه در اعضا، مانند نفوس، ثابت است. وی استدلال می‌کند که همان‌گونه که حیات انسانی از اهمیت برخوردار است، اعضا و جوارح نیز ارزشی والا دارند و از این‌رو، قسامه در آنها جاری است. این دیدگاه، مانند نسیمی است که می‌خواهد شاخه‌های درخت نفوس را به اعضا برساند، اما بدون ریشه‌های محکم نصوص، نمی‌تواند استوار بماند.

نکته کلیدی: صاحب جواهر، با استناد به اشتراک حکمت، قسامه را به اعضا تسری داده، اما این استدلال، به دلیل فقدان نصوص، مورد نقد است.

نقد استدلال اشتراک حکمت

استدلال به اشتراک حکمت میان نفوس و اعضا، مانند پلی است که بدون ستون‌های محکم نصوص، فرو می‌ریزد. حکمت، هرچند عقلایی است، نمی‌تواند جایگزین علت شرعی شود. اهمیت اعضا، گرچه از منظر عقل قابل درک است، اما بدون نصوص صریح، نمی‌توان حکمی مانند قسامه را به آنها تسری داد. این نقد، مانند چراغی است که مسیر استنباط صحیح را روشن می‌کند و از انحراف در فقه جلوگیری می‌نماید.

نکته کلیدی: اشتراک حکمت، بدون نصوص شرعی، نمی‌تواند مبنای تسری قسامه به اعضا و جوارح قرار گیرد.

ممنوعیت قیاس در فقه شیعه

قیاس، در فقه شیعه، مانند درختی ممنوعه است که میوه‌های آن به انحراف در استنباط می‌انجامد. استدلال به اینکه اعضا و جوارح، مانند نفوس، از اهمیت برخوردارند و از این‌رو قسامه در آنها جاری است، نوعی قیاس است که با اصول فقهی شیعه ناسازگار است. نصوص شرعی، مانند ستارگان راهنما، مسیر استنباط را مشخص می‌کنند و قیاس، مانند سرابی است که فقیه را از مسیر حق دور می‌سازد.

نکته کلیدی: قیاس در فقه شیعه ممنوع است و تسری قسامه به اعضا بر اساس اهمیت عقلایی، نوعی قیاس محسوب می‌شود.

اهمیت نصوص شرعی در جعل احکام

احکام شرعی، مانند قسامه، تنها با استناد به نصوص معتبر شرعی جعل می‌شوند. نصوص، مانند چشمه‌هایی زلال، منبع احکام هستند و بدون آنها، استنباط فقهی، مانند تلاش برای نوشیدن آب از سرابی بی‌حاصل است. فقدان نصوص صریح در مورد قسامه در اعضا، مانع از تسری این حکم به حوزه‌های جدید می‌شود.

نکته کلیدی: احکام شرعی، تنها با استناد به نصوص معتبر جعل می‌شوند و بدون نصوص، تسری قسامه به اعضا ممکن نیست.

روایات قسامه در نفوس

روایات متعدد در باب نهم وسائل‌الشیعه، مانند گنجینه‌ای گرانبها، بر وجود قسامه در قتل نفوس دلالت دارند. این روایات، با صراحت و تعدد، حکمی محکم و استوار را برای قسامه در نفوس ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که می‌فرماید: «قسامه در قتل عمد پنجاه نفر و در قتل خطا بیست و پنج نفر است که بر آنها لازم است به خدا سوگند یاد کنند.» این روایات، مانند ستون‌هایی استوار، پایه‌های قسامه در نفوس را تقویت می‌کنند.

نکته کلیدی: روایات متعدد و صریح در باب نهم وسائل‌الشیعه، قسامه را در قتل نفوس تأیید می‌کنند.

فقدان نصوص در قسامه اعضا

در منابع فقهی، مانند وسائل‌الشیعه، نصوص صریحی برای شمول قسامه بر اعضا و جوارح یافت نمی‌شود. این فقدان، مانند خلأیی در آسمان فقه، مانع از تسری قسامه به اعضا می‌گردد. بدون نصوص، مانند سفری بدون نقشه، استنباط فقهی به بیراهه می‌رود و نمی‌توان حکمی را به حوزه‌ای جدید تسری داد.

نکته کلیدی: فقدان نصوص صریح در منابع فقهی، مانع از تسری قسامه به اعضا و جوارح می‌شود.

روایت منسوب به امام صادق (ع)

روایتی منسوب به امام صادق (ع) نقل شده که قسامه را در اعضا و جوارح تأیید می‌کند. این روایت، از ابن فضال، از محمد بن عیسی، از یونس، از امام رضا (ع) و جمعی از اصحاب نقل شده و بیان می‌دارد: «امیرالمؤمنین (ع) در دیات بدن، آن را به شش بخش تقسیم کرد: نفس، بصر، سمع، نقص صوت، و غیره، و برای هر یک از اینها قسامه قرار داد.» با این حال، این روایت، به دلیل ضعف سند و اجمال در بیان، مانند درختی است که ریشه‌هایش استوار نیست و نمی‌تواند مبنای استنباط قرار گیرد.

نکته کلیدی: روایت منسوب به امام صادق (ع) درباره قسامه در اعضا، به دلیل ضعف سند و اجمال، قابل استناد نیست.

جمع‌بندی بخش دوم

مسئله شمول قسامه بر اعضا و جوارح، یکی از پرسش‌های کلیدی فقه جزایی است که پاسخ آن به وجود نصوص شرعی وابسته است. دیدگاه صاحب جواهر، که با استناد به اشتراک حکمت، قسامه را به اعضا تسری داده، به دلیل فقدان نصوص صریح و ممنوعیت قیاس در فقه شیعه، مورد نقد قرار می‌گیرد. روایات متعدد در باب قسامه نفوس، حکمی محکم را تأیید می‌کنند، اما فقدان نصوص صریح در مورد اعضا، مانع از تسری این حکم می‌شود. روایت منسوب به امام صادق (ع)، به دلیل ضعف سند و اجمال، نمی‌تواند مبنای استنباط قرار گیرد. این بخش، بر ضرورت پایبندی به نصوص و پرهیز از قیاس تأکید دارد.

بخش سوم: نقد استدلال‌های فقهی در شمول قسامه بر اعضا

نقد استناد به شهرت فقهی

برخی فقها، با استناد به شهرت فقهی، قسامه را به اعضا و جوارح تسری داده‌اند. با این حال، شهرت، مانند نسیمی گذرا، بدون پشتوانه نصوص معتبر، نمی‌تواند مبنای استنباط قرار گیرد. شهرت، تنها زمانی معتبر است که با نصوص شرعی تأیید شود، وگرنه مانند سایه‌ای است که در غیاب نور، هیچ اثری ندارد.

نکته کلیدی: شهرت فقهی، بدون پشتوانه نصوص، نمی‌تواند مبنای تسری قسامه به اعضا قرار گیرد.

نقد استناد به احتیاط

برخی فقها، مانند صاحب جواهر، با استناد به احتیاط، تعداد قسم‌ها در قسامه اعضا را پنجاه یمین تعیین کرده‌اند. با این حال، احتیاط، مانند پلی شکننده، بدون نصوص معتبر، نمی‌تواند بار استنباط فقهی را تحمل کند. احتیاط، تنها در مواردی معتبر است که نصوص صریح وجود نداشته باشد و احتمال خطا در استنباط وجود داشته باشد.

نکته کلیدی: احتیاط، بدون نصوص معتبر، نمی‌تواند مبنای تعیین تعداد قسم‌ها در قسامه اعضا باشد.

اختلاف در تعداد قسم‌ها

فقها در تعداد قسم‌ها در قسامه اعضا اختلاف دارند؛ برخی پنجاه یمین و برخی شش یمین را مطرح کرده‌اند. این اختلاف، مانند شاخه‌های پراکنده یک درخت، ناشی از فقدان نصوص صریح است. بدون نصوص، تعیین تعداد قسم‌ها، مانند نقاشی در تاریکی، به حدس و گمان وابسته است و در فقه معتبر نیست.

نکته کلیدی: اختلاف در تعداد قسم‌ها، ناشی از فقدان نصوص صریح است و تعیین تعداد قسم‌ها بدون نصوص، معتبر نیست.

نقد دیدگاه شیخ طوسی

شیخ طوسی در «المبسوط»، قسامه را در اعضا نپذیرفته و معتقد است که این حکم مختص نفوس است. این دیدگاه، مانند صخره‌ای استوار، به قاعده «البینة علی المدعی» پایبند است و از قیاس پرهیز می‌کند. این رویکرد، با اصول فقهی شیعه سازگارتر است و از استنباط‌های بدون پشتوانه نصوص دوری می‌جوید.

نکته کلیدی: دیدگاه شیخ طوسی، با پایبندی به قاعده «البینة علی المدعی»، از قیاس پرهیز کرده و با اصول فقهی سازگار است.

نقد استناد به اجماع

ادعای اجماع در شمول قسامه بر اعضا، مانند بنایی بدون بنیاد، قابل نقد است. اجماع، تنها زمانی معتبر است که بر نصوص شرعی استوار باشد. ادعای اجماع بدون پشتوانه، مانند نوشتن بر آب، بی‌اثر است و نمی‌تواند مبنای استنباط فقهی قرار گیرد.

نکته کلیدی: اجماع، بدون پشتوانه نصوص، نمی‌تواند مبنای تسری قسامه به اعضا قرار گیرد.

نقد استناد به خالف العامه

برخی فقها، با استناد به اصل «خالف العامه»، قسامه را در اعضا پذیرفته‌اند، اما این اصل، مانند کلیدی است که تنها قفل‌های خاص را می‌گشاید. «خالف العامه»، تنها در مواردی معتبر است که دو دسته روایت متعارض وجود داشته باشد و یکی با دیدگاه اهل سنت سازگار باشد. در فقدان نصوص، این اصل، مانند چراغی خاموش، کاربردی ندارد.

نکته کلیدی: اصل «خالف العامه»، تنها در تعارض روایات کاربرد دارد و در فقدان نصوص، نمی‌تواند مبنای استنباط باشد.

جمع‌بندی بخش سوم

نقد استدلال‌های فقهی در شمول قسامه بر اعضا، بر ضرورت پایبندی به نصوص شرعی و پرهیز از استنباط‌های بدون پشتوانه تأکید دارد. استناد به شهرت، احتیاط، اجماع، و اصل «خالف العامه»، بدون نصوص معتبر، با اصول فقهی شیعه ناسازگار است. دیدگاه شیخ طوسی، که قسامه را مختص نفوس می‌داند، به دلیل پایبندی به قاعده «البینة علی المدعی»، استوارتر است. این نقدها، مانند آیینه‌ای، ضعف‌های استدلال‌های مبتنی بر حکمت و شهرت را نشان می‌دهند و بر اهمیت نصوص در استنباط فقهی تأکید می‌کنند.

بخش چهارم: نقد فرهنگ فقهی و ضرورت بازسازی آن

نقد استنباط‌های بدون سند

فرهنگ فقهی که به استنباط‌های بدون سند استناد می‌کند، مانند بنایی است که بر شالوده‌ای سست بنا شده است. این رویکرد، با اصول علمی و عقلایی فقه ناسازگار است و به انحراف در استنباط می‌انجامد. نصوص شرعی، مانند ستون‌های یک بنای استوار، تنها مبنای معتبر برای جعل احکام هستند.

نکته کلیدی: استنباط‌های بدون سند، با اصول علمی فقه ناسازگار بوده و به انحراف در استنباط منجر می‌شوند.

نقد تسری قسامه به خسارات مالی

تسری قسامه به حوزه‌هایی مانند سرقت یا خسارات مالی، مانند کاشتن بذری در خاک نامناسب است. قسامه، حکمی خاص برای قتل نفوس است و نمی‌توان آن را به حوزه‌های دیگر، بدون نصوص صریح، تسری داد. استدلال به اهمیت عقلایی خسارات مالی، نوعی قیاس است که در فقه شیعه جایگاهی ندارد.

نکته کلیدی: تسری قسامه به خسارات مالی، به دلیل فقدان نصوص، نوعی قیاس است و معتبر نیست.

ضرورت بازسازی نظام فقهی

نظام فقهی، مانند درختی کهنسال، نیازمند هرس و بازسازی است تا شاخه‌های زائد آن زدوده شده و میوه‌هایش در مجامع جهانی درخشان گردد. بازسازی این نظام، با پایبندی به نصوص معتبر و پرهیز از استنباط‌های بدون سند، فقه شیعه را به عنوان نظامی عقلایی و عادلانه در گفت‌وگوهای بین‌المللی معرفی می‌کند.

نکته کلیدی: بازسازی نظام فقهی بر اساس نصوص معتبر، فقه شیعه را به عنوان نظامی پویا و قابل دفاع در سطح جهانی معرفی می‌کند.

جمع‌بندی بخش چهارم

نقد فرهنگ فقهی مبتنی بر استنباط‌های بدون سند، بر ضرورت بازسازی نظام فقهی تأکید دارد. تسری قسامه به حوزه‌های غیرشرعی، مانند خسارات مالی، به دلیل فقدان نصوص، نوعی انحراف در استنباط است. بازسازی نظام فقهی، با پایبندی به نصوص معتبر و پرهیز از قیاس و استنباط‌های شخصی، فقه شیعه را به عنوان نظامی عقلایی و قابل دفاع در مجامع جهانی معرفی می‌کند.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی نهایی

قسامه، به عنوان حکمی استثنایی در نظام قضایی اسلامی، با هدف پاسداشت حیات انسانی و جلوگیری از هرج‌ومرج وضع شده است. این حکم، با تخصیص قاعده «البینة علی المدعی»، بر ارزش والای جان انسان تأکید دارد. با این حال، تسری این حکم به اعضا و جوارح، به دلیل فقدان نصوص صریح، با اصول فقهی شیعه ناسازگار است. دیدگاه‌هایی مانند دیدگاه صاحب جواهر، که به اشتراک حکمت استناد کرده‌اند، به دلیل فقدان نصوص و ممنوعیت قیاس، قابل نقد هستند. روایات متعدد در باب قسامه نفوس، حکمی محکم را تأیید می‌کنند، اما فقدان نصوص در مورد اعضا، مانع از تسری این حکم می‌شود. نقد استدلال‌های مبتنی بر شهرت، احتیاط، اجماع، و اصل «خالف العامه»، بر ضرورت پایبندی به نصوص معتبر تأکید دارد. بازسازی نظام فقهی، با تکیه بر نصوص و پرهیز از استنباط‌های بدون سند، فقه شیعه را به عنوان نظامی پویا و عادلانه در گفت‌وگوهای جهانی معرفی می‌کند. این نوشتار، مانند آیینه‌ای صاف، تمامی جزییات درس‌گفتار شماره ۱۱۱۶ را منعکس کرده و با توضیحات تکمیلی و تمثیلات ادبی، مفاهیم را به شکلی روشن و جذاب ارائه داده است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)