فقه علمی 1248

متن تحقیق

 

فقه علمی در فقه دیات: کاوش در مفهوم عاقله و مسئولیت جمعی در جنایات خطایی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۲۴۸)

دیباچه

فقه دیات، چونان دریایی ژرف که گنج‌های حکمت و عدالت را در خود نهان دارد، عرصه‌ای است که در آن عقل و شرع، دست در دست یکدیگر، به جست‌وجوی احکام عادلانه برای جبران خسارت‌های ناشی از جنایات می‌پردازند. مفهوم عاقله، به‌عنوان یکی از ستون‌های این نظام حقوقی، تجلی‌گاه اصل همبستگی اجتماعی در فقه اسلامی است که مسئولیت جمعی خویشاوندان را در قبال جنایات خطایی فرد خاطی به تصویر می‌کشد. این مفهوم، مانند پلی استوار که گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد، نه‌تنها ریشه در سنت‌های فقهی دارد، بلکه با چالش‌های اجرای احکام در دنیای معاصر نیز روبه‌روست. این نوشتار، با تکیه بر درس‌گفتار استاد فرزانه قدس‌سره، به کاوش در مفهوم عاقله، عصبه، و احکام مرتبط با آن می‌پردازد و با نگاهی نقادانه، ضرورت بازنگری در اجرای این احکام را در پرتو مقتضیات زمان و اصول عقلایی بررسی می‌کند. ساختار این متن، با عناوین و زیرعناوین منظم، توضیحات تفصیلی، و جمع‌بندی‌های دقیق، به‌گونه‌ای طراحی شده که مفاهیم را به‌صورت منسجم و روشن برای پژوهشگران فقه و حقوق اسلامی ارائه دهد. نکات کلیدی، چون ستارگانی در آسمان متن، در کادرهای فیروزه‌ای برجسته شده‌اند تا راهنمایی برای فهم عمیق‌تر باشند. هدف این اثر، پیوند دادن حکمت فقهی با نیازهای حقوقی معاصر است، تا چون مشعلی فروزان، مسیر عدالت را در جامعه اسلامی روشن سازد.

بخش یکم: مبانی نظری مفهوم عاقله و چارچوب فقهی

تعریف عاقله و جایگاه آن در فقه دیات

عاقله، در فقه اسلامی، به گروهی از خویشاوندان پدری (عصبه) اطلاق می‌شود که در جنایات خطایی، مسئولیت پرداخت دیه یا جبران خسارت را بر عهده می‌گیرند تا از مجازات یا آسیب به فرد خاطی جلوگیری کنند. این مفهوم، مانند سپری استوار که از فرد در برابر طوفان‌های قضایی محافظت می‌کند، ریشه در اصل همبستگی اجتماعی دارد. در منابع فقهی، مانند «لمعه دمشقیه» و «جواهر الکلام»، عاقله به‌عنوان بخشی از نظام دیات، نقشی کلیدی در حفظ عدالت و تعادل اجتماعی ایفا می‌کند. این نهاد، با ایجاد مسئولیت جمعی، از فرد خاطی حمایت کرده و مانع از اجرای قصاص یا مجازات‌های سنگین در قبال جنایات غیرعمد می‌شود.

نکته کلیدی: عاقله، گروهی از خویشاوندان پدری‌اند که در جنایات خطایی، با پرداخت دیه، مانع از مجازات یا آسیب به فرد خاطی می‌شوند و تجلی اصل همبستگی اجتماعی در فقه اسلامی‌اند.

ریشه‌شناسی واژه عاقله

واژه عاقله از ریشه «عقل» به معنای بستن یا مانع شدن گرفته شده است، همان‌گونه که عقال شتر مانع حرکت آن می‌شود. در فقه، عاقله به گروهی اشاره دارد که با پرداخت دیه، مانند طنابی استوار، مانع از اجرای قصاص یا آسیب به فرد خاطی می‌گردند. این ریشه‌شناسی، که در منابع لغوی مانند «مقاییس اللغه» نیز تأیید شده، نشان‌دهنده ارتباط معنایی عاقله با مفهوم حمایت و جلوگیری است. این مفهوم، مانند نوری که تاریکی‌های مجازات را می‌زداید، بر نقش عاقله در حفظ حیات و کرامت فرد تأکید دارد.

نکته کلیدی: عاقله، از ریشه «عقل» به معنای مانع، به گروهی از خویشاوندان اطلاق می‌شود که با پرداخت دیه، مانع از مجازات یا آسیب به فرد خاطی می‌گردند.

تمایز عاقله و عصبه

عصبه، به خویشاوندان پدری فرد اطلاق می‌شود که به‌عنوان پشتوانه خانوادگی، نقش گسترده‌ای در حمایت از او دارند. در مقابل، عاقله به بخشی از این خویشاوندان محدود است که مسئولیت مالی پرداخت دیه در جنایات خطایی را بر عهده می‌گیرند. این تمایز، مانند خطوطی که نقش یک نگاره را از هم جدا می‌کنند، در منابع فقهی مانند «شریع الإسلام» به‌وضوح بیان شده است. عصبه، چون درختی تناور با شاخه‌های گسترده، پشتوانه‌ای کلی برای فرد است، در حالی که عاقله، مانند شاخه‌ای خاص از این درخت، تنها در حوزه دیات فعال است.

نکته کلیدی: عصبه، خویشاوندان پدری با نقش پشتوانه کلی‌اند، در حالی که عاقله به بخشی از آن‌ها محدود است که مسئولیت پرداخت دیه در جنایات خطایی را بر عهده دارند.

شرایط پرداخت دیه توسط عاقله

پرداخت دیه توسط عاقله، تنها در جنایات خطایی غیرقابل پیش‌بینی که از طریق دادگاه اثبات شود، واجب است و در مواردی که فرد خاطی به جنایت اقرار کند، عاقله مسئولیتی ندارد. این شرط، مانند فیلتری که ناخالصی‌ها را از جریان عدالت جدا می‌کند، از سوءاستفاده و تبانی جلوگیری می‌کند. اثبات جنایت خطایی از طریق دادگاه، با قاعده شرعی «البینة علی المدعی» همخوانی دارد و مانع از ادعاهای غیرواقعی می‌شود. این اصل، چون ترازویی دقیق، عدالت را در تعیین مسئولیت‌ها تضمین می‌کند.

نکته کلیدی: عاقله تنها در جنایات خطایی غیرقابل پیش‌بینی که از طریق دادگاه اثبات شود، مسئول پرداخت دیه است و در موارد اقرار فرد خاطی، مسئولیتی ندارد.

عدم ارتباط عاقله با توان مالی فرد خاطی

مسئولیت عاقله در پرداخت دیه، به توان مالی فرد خاطی وابسته نیست، بلکه هدف آن حمایت جمعی از اوست، حتی اگر از نظر مالی توانمند باشد. این اصل، مانند چشمه‌ای که بی‌وقفه جاری است، نشان‌دهنده اولویت همبستگی اجتماعی بر وضعیت مالی فرد است. این دیدگاه، با قاعده عقلایی حمایت جمعی همخوانی دارد و امکان جبران خسارت را حتی در صورت فقر فرد خاطی فراهم می‌کند، تا عدالت چون خورشیدی درخشان، بر همه یکسان بتابد.

نکته کلیدی: مسئولیت عاقله در پرداخت دیه، به توان مالی فرد خاطی وابسته نیست و هدف آن حمایت جمعی است.

محدودیت عاقله به خویشاوندان پدری

عاقله، تنها شامل مردان خویشاوند پدری با توانایی مالی است که دیه را به‌صورت اقساطی در مدت سه سال پرداخت می‌کنند. زنان و خویشاوندان مادری از این مسئولیت معاف‌اند. این محدودیت، مانند خطوطی که مرزهای یک نقش را مشخص می‌کنند، در منابع فقهی مانند «جواهر الکلام» تأیید شده و با ساختار سنتی مسئولیت مالی در جامعه اسلامی همخوانی دارد. این اصل، چون بنیانی استوار، بر نقش اقتصادی مردان در نظام سنتی تأکید دارد.

نکته کلیدی: عاقله شامل مردان خویشاوند پدری با توانایی مالی است که دیه را به‌صورت اقساطی در سه سال پرداخت می‌کنند، و زنان و خویشاوندان مادری معاف‌اند.

جمع‌بندی بخش یکم

بخش نخست، مبانی نظری مفهوم عاقله را در فقه دیات کاوش کرد. عاقله، به‌عنوان گروهی از خویشاوندان پدری، با پرداخت دیه در جنایات خطایی، مانع از مجازات فرد خاطی می‌شوند. این مفهوم، ریشه در اصل همبستگی اجتماعی دارد و با تمایز از عصبه، که پشتوانه کلی خانوادگی است، به مسئولیت مالی در دیات محدود می‌شود. شرایط پرداخت دیه، مانند اثبات قضایی و عدم وابستگی به توان مالی فرد، عدالت را تضمین می‌کند. این مبانی، مانند ستون‌هایی استوار، زمینه‌ای برای تحلیل‌های بعدی فراهم می‌آورند.

بخش دوم: اصل همبستگی در اسلام و نقش عاقله

همبستگی اجتماعی در قرآن کریم

اصل همبستگی اجتماعی، یکی از ارکان بنیادین اسلام است که در قرآن کریم با آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (سوره حجرات، آیه ۱۰: «جز این نیست که مؤمنان با یکدیگر برادرند») تجلی یافته است. این آیه، مانند مشعلی که تاریکی‌های جدایی را می‌زداید، بر ضرورت تعاون و حمایت متقابل در جامعه اسلامی تأکید دارد. عاقله، به‌عنوان یکی از مصادیق این اصل، نشان‌دهنده تعهد جامعه به حمایت از فرد خاطی در برابر خسارت‌های غیرعمد است. این دیدگاه، با قاعده «التعاون علی البر و التقوی» همخوانی دارد و عاقله را چون شاخه‌ای از درخت تناور همبستگی اسلامی معرفی می‌کند.

نکته کلیدی: عاقله، مصداقی از اصل همبستگی اسلامی است که در آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تجلی یافته و بر حمایت متقابل در جامعه تأکید دارد.

نقش امام در فقدان عصبه

در نبود عصبه، امام یا حاکم اسلامی، مانند چشمه‌ای که در بیابان خشکی جاری می‌شود، مسئولیت پرداخت دیه را بر عهده می‌گیرد. این اصل، با قاعده «الإمام وارث من لا وارث له» (امام وارث کسی است که وارثی ندارد) همخوانی دارد و نشان‌دهنده نقش والی در حمایت از افراد بی‌پشتوانه است. این حکم، مانند نوری که مسیر عدالت را روشن می‌کند، بر تعهد نظام اسلامی به حمایت از همه افراد، حتی در نبود خویشاوندان، تأکید دارد.

نکته کلیدی: در فقدان عصبه، امام یا حاکم اسلامی مسئول پرداخت دیه است، که با قاعده «الإمام وارث من لا وارث له» همخوانی دارد.

نرمش و محبت در تعاملات اجتماعی

نرمش و محبت در تعاملات خانوادگی و اجتماعی، مانند نسیمی که شاخه‌های خشک را به رقص می‌آورد، مؤثرتر از خشونت و سخت‌گیری است. این اصل، با آیه وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (سوره بقره، آیه ۸۳: «و با مردم به نیکی سخن گویید») همخوانی دارد و بر ضرورت رفتار نرم و محبت‌آمیز تأکید می‌کند. در فقه، این دیدگاه به عاقله نیز تعمیم می‌یابد، که با حمایت جمعی، به‌جای مجازات سخت، عدالت را با لطافت برقرار می‌کند.

نکته کلیدی: نرمش و محبت در تعاملات، مؤثرتر از خشونت است و با آیه وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا همخوانی دارد.

نقد نظام کنونی اخذ وجوهات در علم دینی

نظام کنونی اخذ وجوهات در علم دینی، بدون ارائه حمایت متقابل، مانند درختی است که تنها میوه می‌گیرد و شاخه‌ای برای حمایت نمی‌گستراند. این عدم تعادل، با اصل عدالت اسلامی ناسازگار است و نیازمند بازنگری است. علم دینی باید با ایجاد ساختارهای حمایتی، مانند چشمه‌ای که نیازمندان را سیراب می‌کند، به تعادل بین اخذ و اعطا دست یابد. این نقد، بر ضرورت ایجاد نظام‌های حمایتی برای افراد بی‌پشتوانه تأکید دارد.

نکته کلیدی: نظام اخذ وجوهات در علم دینی، بدون ارائه حمایت متقابل، ناقص است و با اصل عدالت اسلامی ناسازگار است.

حمایت از طلاب و نیازمندان

طلاب و افراد بی‌پشتوانه، مانند پرندگان بی‌آشیانه‌ای که در طوفان سرگردان‌اند، نیازمند حمایت جمعی از سوی اساتید و نهادهای دینی‌اند. این حمایت، مانند سرپناهی استوار، می‌تواند آن‌ها را از مشکلات مالی و اجتماعی مصون دارد. ایجاد ساختارهای حمایتی، مانند شبکه‌ای که افراد را به هم پیوند می‌دهد، با اصل تعاون اسلامی همخوانی دارد و امکان رشد و پیشرفت طلاب را فراهم می‌کند.

نکته کلیدی: طلاب و نیازمندان، نیازمند حمایت جمعی از سوی نهادهای دینی‌اند تا از مشکلات مالی و اجتماعی مصون بمانند.

جمع‌بندی بخش دوم

بخش دوم، اصل همبستگی اجتماعی در اسلام را با تمرکز بر مفهوم عاقله کاوش کرد. این اصل، با آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ همخوانی دارد و عاقله را به‌عنوان مصداقی از حمایت جمعی معرفی می‌کند. نقش امام در فقدان عصبه، نرمش در تعاملات، و نقد نظام اخذ وجوهات، مانند ستون‌هایی استوار، بر ضرورت تعادل و حمایت در نظام اسلامی تأکید دارند. این تحلیل، زمینه‌ای برای بازنگری در اجرای احکام فراهم می‌آورد.

بخش سوم: چالش‌های اثباتی و نقد اجرای احکام عاقله

تعارض ظاهری عاقله با آیه قرآن کریم

آیه لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى (سوره انعام، آیه ۱۶۴: «هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد») ظاهراً با مسئولیت عاقله در تضاد است، زیرا عاقله بار مالی جنایت فرد دیگری را متحمل می‌شود. این تعارض ظاهری، مانند سایه‌ای که بر نور حقیقت می‌افتد، چالش‌های اثباتی در احکام عاقله را برجسته می‌کند. با این حال، این مسئولیت، با استدلال عقلایی توجیه می‌شود، زیرا عاقله به‌عنوان بخشی از همبستگی اجتماعی، بار گناه را بر دوش نمی‌کشد، بلکه خسارت را جبران می‌کند.

نکته کلیدی: آیه لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ظاهراً با مسئولیت عاقله در تضاد است، اما با استدلال عقلایی همبستگی اجتماعی توجیه می‌شود.

چالش‌های اثباتی احکام عاقله

احکام عاقله با مشکلات سندی و تعارض روایات مواجه است، مانند جویبارهایی که در مسیر خود به سنگلاخ‌ها برخورد می‌کنند. روایات مرتبط، به دلیل ضعف سندی و تناقضات، پذیرش این احکام را دشوار می‌سازند. این چالش‌ها، که در منابع فقهی مانند «جواهر الکلام» نیز مطرح شده‌اند، بر ضرورت استناد به دلایل محکم تأکید دارند. اصل «البرائة» (برائت) در اینجا ملاک است و هر حکمی که خلاف اصل باشد، نیازمند دلیل قاطع است.

نکته کلیدی: احکام عاقله با مشکلات سندی و تعارض روایات مواجه است و نیازمند دلایل محکم برای اثبات است.

اصل «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُّهُ»

اصل «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُّهُ» (آنچه به‌طور کامل به دست نیاید، به‌طور کامل ترک نشود)، مانند مشعلی که مسیر عمل را روشن می‌کند، بر انعطاف فقه در مواجهه با مقتضیات زمان تأکید دارد. این اصل، که در آرای برخی عالمان دینی مطرح شده، امکان اجرای بخشی از احکام را در شرایطی که اجرای کامل آن‌ها ممکن نیست، فراهم می‌کند. این دیدگاه، با قاعده «التکلیف منوط بالقدرة» (تکلیف وابسته به توان است) همخوانی دارد و فقه را به‌سوی پویایی هدایت می‌کند.

نکته کلیدی: اصل «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُّهُ» بر اجرای بخشی از احکام در شرایط محدودیت توان تأکید دارد.

نقد اجرای احکام غیرعقلایی در علم دینی

اجرای احکام غیرعقلایی یا غیرقابل اجرا، مانند جزیه یا سنگسار در شرایط مدرن، مانند باری سنگین بر شانه‌های دین است که ممکن است به دوری جامعه از آن منجر شود. این نقد، مانند آیینه‌ای که حقیقت را بازمی‌تاباند، بر ضرورت بازنگری در اجرای احکام با توجه به مقتضیات زمان تأکید دارد. علم دینی باید با انعطاف و پویایی، احکام را با شرایط اجتماعی تطبیق دهد تا مانند چشمه‌ای زلال، پذیرفتنی و کارآمد باقی بماند.

نکته کلیدی: اجرای احکام غیرعقلایی یا غیرقابل اجرا، مانند جزیه و سنگسار، نیازمند بازنگری با توجه به مقتضیات زمان است.

نیاز به کارشناسی در اجرای دین

اجرای دین، مانند نقشه‌ای که نیاز به راهنمای دقیق دارد، نیازمند کارشناسان فقهی است که احکام را سال‌به‌سال با توجه به شرایط اجتماعی تنظیم کنند. این دیدگاه، مانند نوری که مسیر پویایی فقه را روشن می‌کند، بر ضرورت اجتهاد پویا تأکید دارد. کارشناسی دقیق، مانند ترازویی که تعادل را برقرار می‌کند، امکان تطبیق احکام با نیازهای روز را فراهم می‌سازد.

نکته کلیدی: اجرای دین نیازمند کارشناسان فقهی است که احکام را با توجه به شرایط اجتماعی تنظیم کنند.

جمع‌بندی بخش سوم

بخش سوم، چالش‌های اثباتی و نقدهای مرتبط با اجرای احکام عاقله را بررسی کرد. تعارض ظاهری با آیه لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى، مشکلات سندی روایات، و ضرورت بازنگری در اجرای احکام غیرعقلایی، مانند جویبارهایی که به سوی حقیقت جاری‌اند، بر نیاز به انعطاف و پویایی در فقه تأکید دارند. اصل «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُّهُ» و نیاز به کارشناسی، زمینه‌ای برای تطبیق احکام با شرایط مدرن فراهم می‌آورند.

بخش چهارم: تطبیق احکام عاقله با نیازهای معاصر

ضرورت تطبیق احکام با مقتضیات زمان

احکام عاقله، مانند آیینه‌ای که گذشته را در حال بازمی‌تاباند، در تحلیل مسائل معاصر، مانند حوادث کاری یا تصادفات، کاربرد دارند. شناسایی عوامل خسارت، مانند نقص تجهیزات یا قصور انسانی، نیازمند بررسی دقیق و کارشناسی است. این تطبیق، مانند شاخه‌ای که از درخت کهن فقه روییده، قابلیت علم دینی را در پاسخگویی به نیازهای روز نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: احکام عاقله در مسائل معاصر، مانند حوادث کاری، کاربرد دارند و نیازمند بررسی دقیق و کارشناسی‌اند.

نقد انفعال در علم دینی

تمسک به روایات غیرمعتبر یا اجرای احکام بدون توجه به عقل و شرایط اجتماعی، مانند غباری است که بر آیینه حقیقت می‌نشیند. این انفعال، علم دینی را از پویایی بازمی‌دارد و نیازمند بازنگری است. این نقد، مانند آبی زلال، بر ضرورت استناد به اصول عقلایی و بازنگری در روش‌شناسی فقهی تأکید دارد.

نکته کلیدی: تمسک به روایات غیرمعتبر و اجرای احکام بدون توجه به عقل، نشانه انفعال در علم دینی است که نیازمند بازنگری است.

نقد اصرار بر اجرای کامل احکام

اصرار بر اجرای کامل احکام بدون توجه به مقتضیات زمان، مانند باری سنگین بر شانه‌های دین است که ممکن است به دوری جامعه از آن منجر شود. این دیدگاه، مانند نسیمی که شاخه‌های خشک را می‌لرزاند، بر ضرورت اجرای تدریجی و عقلانی احکام تأکید دارد. علم دینی باید با انعطاف، مانند جویباری که مسیر خود را می‌یابد، با شرایط اجتماعی هماهنگ شود.

نکته کلیدی: اصرار بر اجرای کامل احکام بدون توجه به مقتضیات زمان، به علم دینی آسیب می‌زند و نیازمند اجرای تدریجی و عقلانی است.

جمع‌بندی بخش چهارم

بخش چهارم، با تأکید بر تطبیق احکام عاقله با نیازهای معاصر، نشان داد که علم دینی می‌تواند به چالش‌های حقوقی روز پاسخ دهد. نقد انفعال و اصرار بر اجرای کامل احکام، مانند ستون‌هایی استوار، بر ضرورت پویایی و انعطاف در فقه تأکید دارند. این تحلیل، زمینه‌ای برای طراحی نظام حقوقی عادلانه‌تر فراهم می‌آورد.

نتیجه‌گیری

این نوشتار، مانند جویباری زلال که از سرچشمه فقه دیات جاری است، به کاوش در مفهوم عاقله و مسئولیت جمعی در جنایات خطایی پرداخت. عاقله، به‌عنوان گروهی از خویشاوندان پدری، با پرداخت دیه، مانع از مجازات فرد خاطی می‌شود و تجلی اصل همبستگی اسلامی است که در آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ متبلور شده است. تمایز عاقله از عصبه، شرایط پرداخت دیه، و نقش امام در فقدان عصبه، مانند خطوطی که نقشه عدالت را ترسیم می‌کنند، بر اهمیت حمایت جمعی تأکید دارند. با این حال، چالش‌های اثباتی، مانند تعارض ظاهری با آیه لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى و ضعف سندی روایات، مانند سایه‌هایی بر نور حقیقت، نیازمند تحلیل دقیق‌ترند. اصل «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُّهُ» و نقد اجرای احکام غیرعقلایی، مانند مشعل‌هایی فروزان، بر ضرورت انعطاف و پویایی در علم دینی تأکید دارند. تطبیق احکام با مسائل معاصر، مانند حوادث کاری، قابلیت فقه شیعه را در پاسخگویی به نیازهای روز نشان می‌دهد. این تحلیل، مانند آیینه‌ای که حقیقت را بازمی‌تاباند، زمینه‌ای غنی برای پژوهشگران فقه و حقوق اسلامی فراهم می‌آورد تا با تکیه بر عقل و شرع، نظام حقوقی عادلانه‌تری طراحی کنند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)