فقه علمی 1304

متن تحقیق

 

فقه علمی: تأملاتی در فقه اجتماعی و مدیریت منابع دینی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۱۳۰۴)

دیباچه

مدیریت منابع دینی و عمومی، چونان چشمه‌ای زلال، حیات جامعه اسلامی را سیراب می‌سازد. این نوشتار، با تأمل در درس‌گفتار شماره ۱۳۰۴، به بررسی عمیق مسائل فقهی مرتبط با بیت‌المال، انفال، خمس و زکات می‌پردازد. در این اثر، با نگاهی آکادمیک و متین، بر ضرورت روزآمدی فقه، شفافیت در مدیریت اموال عمومی و رعایت شئونات شرعی تأکید شده است. همانند باغبانی که نهال‌های معرفت را با دقت می‌پروراند، این نوشتار می‌کوشد تا مفاهیم فقهی را با شرح و تفصیل، به‌گونه‌ای روشن و منسجم ارائه دهد. محورهای اصلی این بحث، شامل ماهیت منصبی بیت‌المال، شرایط متصدیان آن، مدیریت انفال و احکام خمس است که همگی در راستای تحقق عدالت اجتماعی و دینی تحلیل شده‌اند.

بخش یکم: بیت‌المال دینی و ماهیت منصبی آن

ضرورت روزآمدی فقه در پاسخ به نیازهای جامعه

فقه اسلامی، چونان چراغی روشنگر، باید راهنمای مسائل روز جامعه باشد. طرح مباحث فقهی که با نیازهای واقعی مردم پیوند خورده، از وظایف اساسی عالمان دینی است. این رویکرد، از انتقاداتی که علم دینی را غیرکاربردی می‌پندارند، جلوگیری می‌کند. فقه پویا، مانند رودی جاری، باید با نیازهای زمانه همگام شود و پاسخگوی چالش‌های اجتماعی باشد.

نکته کلیدی: فقه اسلامی باید به مسائل روزآمد و ضروری جامعه بپردازد تا پاسخگوی نیازهای واقعی مردم باشد و از انتقادات مبنی بر غیرکاربردی بودن مباحث حوزوی جلوگیری کند.

ماهیت منصبی بیت‌المال

بیت‌المال دینی و بودجه عمومی کشور، چونان امانتی الهی، متعلق به اشخاص نیست، بلکه به منصب واگذار شده است. این اموال، نه ملک وزیر است و نه رئیس دولت؛ بلکه در اختیار متصدیانی قرار دارد که به نیابت از جامعه، مدیریت آن را بر عهده دارند. این اصل، مانند کلیدی است که قفل امانتداری را می‌گشاید و بر ضرورت مدیریت مسئولانه تأکید دارد.

نکته کلیدی: بیت‌المال و بودجه کشور، ملک شخصی مقامات نیست، بلکه متعلق به منصب آنهاست و باید توسط متصدیان عادل و متخصص مدیریت شود.

شرایط اعتبار متصدیان بیت‌المال

متصدیان بیت‌المال، مانند نگهبانان گنجینه‌ای گران‌بها، باید از عدالت و تخصص برخوردار باشند. اگر متصدی فاقد عدالت یا آگاهی باشد، تصرفات او غیرشرعی و همانند غصب خواهد بود. این اصل، چونان آیینه‌ای است که صلاحیت متصدی را می‌سنجد و بر لزوم پایبندی به شروط شرعی تأکید دارد.

نکته کلیدی: متصدیان بیت‌المال باید عادل و متخصص باشند؛ در غیر این صورت، تصرفات آنها غیرشرعی و مشابه غصب خواهد بود.

سلب اعتبار در صورت فسق

حتی اگر متصدی با رأی اکثریت برگزیده شود، در صورت ارتکاب گناه و خروج از عدالت، صلاحیت خود را از دست می‌دهد. این سلب اعتبار، مانند فرو افتادن برگ از شاخه، در لحظه وقوع فسق رخ می‌دهد و تصرفات متصدی را غیرشرعی می‌سازد.

نکته کلیدی: حتی اگر متصدی با رأی اکثریت انتخاب شود، در صورت ارتکاب گناه و خروج از عدالت، از اعتبار ساقط شده و تصرفاتش غیرشرعی است.

شروط انتخاب متصدیان

مردم، چونان باغبانانی که نهال صالح را برمی‌گزینند، نمی‌توانند فردی کافر یا فاسد را برای مدیریت بیت‌المال انتخاب کنند. انتخاب باید از میان افراد عادل و صالح صورت گیرد تا مدیریت منابع عمومی در مسیر شرع قرار گیرد.

نکته کلیدی: انتخاب متصدیان باید از میان افراد صالح و عادل انجام شود و انتخاب افراد فاسد یا کافر جایز نیست.

سلب صلاحیت متصدی فاسق

اگر متصدی پس از انتخاب، به دلیل گناه از عدالت خارج شود، مانند ستاره‌ای که از آسمان فرو می‌افتد، صلاحیت خود را از دست می‌دهد. او موظف است خود کناره‌گیری کند وگرنه تصرفاتش غیرشرعی خواهد بود.

نکته کلیدی: اگر متصدی پس از انتخاب، به دلیل گناه فاسق شود، صلاحیت خود را از دست می‌دهد و باید از سمت خود کناره‌گیری کند.

تمایز اموال منصبی و شخصی

اموال در اختیار متصدیان، مانند جامه‌ای است که به تن منصب دوخته شده و متعلق به آن است. این اموال باید پس از پایان تصدی، به متصدی بعدی منتقل شود. این اصل، چونان پلکان شفافیت، از سوءاستفاده جلوگیری می‌کند.

نکته کلیدی: اموال در اختیار متصدیان، متعلق به منصب است و باید پس از پایان تصدی، به متصدی بعدی منتقل شود.

جمع‌بندی بخش یکم

بیت‌المال دینی، چونان گنجینه‌ای الهی، متعلق به منصب است و مدیریت آن نیازمند عدالت و تخصص است. فقه پویا باید پاسخگوی نیازهای روز جامعه باشد و از انتخاب افراد فاسد یا ناتوان جلوگیری کند. این اصول، مانند ستون‌های استواری هستند که نظام مدیریت منابع عمومی را پایدار می‌سازند.

بخش دوم: انفال و مالکیت منصبی

مالکیت امام بر انفال

در روایات اسلامی آمده است: «الأرضُ للإمامِ، الانفالُ للإمامِ». این مالکیت، نه شخصی، بلکه منصبی است، مانند امانتی که به نیابت از جامعه در اختیار امام قرار دارد. انفال، چونان دریایی ژرف، شامل منابع طبیعی، معادن و دیگر ثروت‌های عمومی است که باید در راستای منافع جامعه مدیریت شود.

نکته کلیدی: انفال و زمین متعلق به امام است، اما این مالکیت، منصبی است، نه شخصی، و باید در راستای منافع عمومی مدیریت شود.

مالکیت الهی زمین

مالکیت زمین، به‌صورت تکوینی، متعلق به خداوند است، چنان‌که در قرآن کریم آمده: «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (البقرة: ۲۸۴)؛ «آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست». این مالکیت تکوینی، در شرع به منصب واگذار می‌شود تا در خدمت جامعه قرار گیرد.

نکته کلیدی: مالکیت زمین به‌صورت تکوینی متعلق به خداست، اما در شرع، این مالکیت در قالب منصب به متصدیان واگذار می‌شود.

مدیریت انفال و ضرورت توزیع عادلانه

انفال، مانند گنجینه‌ای سرگردان، در بسیاری از جوامع اسلامی به دلیل نبود مدیریت متمرکز، بدون بهره‌وری باقی مانده است. این منابع، از دریاها و معادن تا زمین‌های وسیع، باید به دست مستحقان، یعنی فقرا و محرومان، برسد تا عدالت اجتماعی محقق شود.

نکته کلیدی: انفال باید به مستحقین، یعنی فقرا و محرومان، توزیع شود تا از هدررفت منابع و محرومیت اجتماعی جلوگیری شود.

گستردگی منابع انفال

منابع انفال، چونان جنگلی پهناور، شامل زمین‌های وسیع، معادن، دریاها و نفت است. این ثروت عظیم، که از موهبت‌های الهی است، باید با برنامه‌ریزی دقیق به خدمت جامعه درآید تا فقر و محرومیت ریشه‌کن شود.

نکته کلیدی: منابع انفال، از جمله زمین‌ها، معادن و دریاها، بسیار گسترده‌اند و باید برای رفع نیازهای جامعه استفاده شوند.

ناکارآمدی در مدیریت انفال

انفال، مانند گوهری نهان در دل خاک، به دلیل نبود متصدیان آگاه و نظام‌های مدیریتی کارآمد، اغلب بدون استفاده باقی مانده است. این ناکارآمدی، چونان سدی در برابر عدالت، مانع از توزیع عادلانه منابع می‌شود.

نکته کلیدی: انفال به دلیل نبود مدیریت متمرکز و متصدی مشخص، به‌صورت غیرکارآمد و سرگردان باقی مانده است.

جمع‌بندی بخش دوم

انفال، به‌عنوان ثروت عمومی، امانتی الهی است که باید با مدیریت عادلانه و کارآمد به خدمت جامعه درآید. مالکیت منصبی آن، بر ضرورت نظارت شرعی و توزیع عادلانه تأکید دارد. این بخش، مانند نقشه‌ای راهنما، مسیر مدیریت صحیح انفال را ترسیم می‌کند.

بخش سوم: خمس و احکام مرتبط

اباحه خمس در شرایط خاص

روایاتی که خمس را برای شیعیان مباح کرده‌اند، مانند نسیمی در زمان تقیه، برای رفع عسر و حرج در مقاطع خاص تاریخی بوده‌اند. این اباحه، به معنای تعطیلی خمس نیست، بلکه مجوزی موقت برای مصرف توسط شیعیان در شرایط خاص است.

نکته کلیدی: اباحه خمس در شرایط تقیه و عسر و حرج برای شیعیان بوده و نمی‌توان آن را به کل تاریخ تعمیم داد.

ضرورت خمس در نظام اقتصادی اسلامی

خمس، مانند ستونی استوار در بنای اقتصاد اسلامی، برای رفع نیازهای دائمی جامعه، مانند فقر و محرومیت، وضع شده است. تعطیلی آن، مانند فرو ریختن این ستون، نظام اقتصادی جامعه را تضعیف می‌کند.

نکته کلیدی: خمس به‌عنوان واجب شرعی، برای رفع نیازهای دائمی جامعه مانند فقر و محرومیت ضروری است و نمی‌توان آن را تعطیل کرد.

خطر سوءاستفاده از روایات اباحه

استناد نادرست برخی گروه‌ها به روایات اباحه، مانند سوءاستفاده از کلیدی گران‌بها، منجر به عدم پرداخت خمس و تضعیف نظام مالی اسلامی شده است. این برداشت‌های ناصواب، باید با تبیین دقیق روایات اصلاح شوند.

نکته کلیدی: استناد نادرست به روایات اباحه، منجر به عدم پرداخت خمس و تضعیف نظام اقتصادی اسلامی شده است.

ضرورت محاسبه خمس توسط اهل علم

اهل علم، مانند دیگر مؤمنان، موظف‌اند خمس درآمدهای خود را سالانه محاسبه و پرداخت کنند. این وظیفه، چونان آیینه‌ای است که شفافیت مالی را در میان خدمتگزاران دین تضمین می‌کند.

نکته کلیدی: اهل علم، مانند سایر مؤمنان، موظف به محاسبه و پرداخت خمس درآمدهای خود هستند.

نقد دیدگاه فقرای اهل علم

دیدگاه برخی عالمان دینی مبنی بر عدم وجوب خمس بر اهل علم به دلیل فقر، مانند درختی بی‌ریشه، نادرست است. اهل علم، به دلیل خدمت فی سبیل الله، مالک سهمی از بیت‌المال می‌شوند و باید خمس آن را پرداخت کنند.

نکته کلیدی: دیدگاه برخی فقها مبنی بر عدم وجوب خمس بر اهل علم به دلیل فقر، نادرست است، زیرا اهل علم از باب فی سبیل الله مالک می‌شوند.

فی سبیل الله بودن اهل علم

اهل علم، چونان سربازان جبهه معرفت، به دلیل خدمت به دین، از بیت‌المال سهمی دریافت می‌کنند. این خدمت، مانند جویباری زلال، در راستای فی سبیل الله است و آنها را مالک این سهم می‌سازد.

نکته کلیدی: اهل علم به دلیل خدمت به دین (فی سبیل الله)، مالک سهمی از بیت‌المال می‌شوند و باید خمس آن را پرداخت کنند.

محاسبه معونه توسط اهل علم

اهل علم باید معونه خود را محاسبه کرده و خمس مازاد بر آن را پرداخت کنند. این شفافیت، مانند نوری است که تاریکی ابهام مالی را می‌زداید.

نکته کلیدی: اهل علم باید معونه خود را محاسبه کرده و خمس مازاد بر آن را پرداخت کنند.

رفع انگ فقر از اهل علم

اهل علم، نه گدایان، بلکه خدمتگزاران دین‌اند. دریافت سهم از بیت‌المال، نه از باب فقر، بلکه از باب فی سبیل الله است. این دیدگاه، مانند نسیمی که گرد و غبار را می‌زداید، انگ فقر را از اهل علم برمی‌دارد.

نکته کلیدی: اهل علم نباید به‌عنوان فقرا تلقی شوند، بلکه به‌عنوان خدمتگزاران دین (فی سبیل الله) از بیت‌المال استفاده می‌کنند.

گستردگی مفهوم فی سبیل الله

فی سبیل الله، مانند آسمانی وسیع، هر شغلی را که در راستای خدمت به دین انجام شود، در بر می‌گیرد. از عالم دینی تا پزشک و کاسب، هر که برای خدا کار کند، در این دایره قرار دارد.

نکته کلیدی: فی سبیل الله شامل هر شغلی است که در راستای خدمت به دین انجام شود، از جمله کارهای علمی، دینی یا حتی مشاغل عادی با نیت دینی.

خدمت پاره‌وقت به دین

سهم امام، مانند چشمه‌ای جوشان، می‌تواند از افراد پاره‌وقت که به تبلیغ دین می‌پردازند، حمایت کند. این افراد، حتی اگر طلبه نباشند، در خدمت دین‌اند و شایسته حمایت‌اند.

نکته کلیدی: از سهم امام می‌توان برای حمایت از افراد پاره‌وقت که به تبلیغ دین می‌پردازند، حتی اگر طلبه نباشند، استفاده کرد.

ملاک فی سبیل الله

ملاک دریافت سهم امام، مانند قطب‌نمایی دقیق، فی سبیل الله بودن است. هر که از این مسیر منحرف شود، مانند مسافری گمراه، نمی‌تواند از این سهم بهره‌مند شود.

نکته کلیدی: ملاک دریافت سهم امام، انجام کار فی سبیل الله است و هرگونه انحراف از این هدف، مصرف سهم را غیرجایز می‌کند.

جمع‌بندی بخش سوم

خمس، چونان رکنی استوار در اقتصاد اسلامی، برای رفع نیازهای جامعه ضروری است. اباحه آن در شرایط خاص، نباید به تعطیلی این واجب منجر شود. اهل علم، به‌عنوان خدمتگزاران دین، موظف به محاسبه و پرداخت خمس‌اند و مفهوم فی سبیل الله، مانند دریایی وسیع، هر خدمت دینی را در بر می‌گیرد.

بخش چهارم: مدیریت منابع دینی و نقش عالمان

محدودیت‌های مصرف اموال شخصی و بیت‌المال

حتی در مصرف اموال شخصی، اسراف جایز نیست و معصیت محسوب می‌شود. بیت‌المال، مانند گنجینه‌ای مقدس، تنها در چارچوب شئونات جامعه اسلامی قابل مصرف است و هرگونه تخطی، غیرشرعی است.

نکته کلیدی: مصرف بیت‌المال، حتی بدون اسراف، باید در چارچوب شأن جامعه و نظام اسلامی باشد و هرگونه تخطی، غیرشرعی است.

اولویت پیامبر در قرآن کریم

در قرآن کریم آمده: «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (الأحزاب: ٦)؛ «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است». این اولویت، تکوینی است و به معنای تصرف شخصی در اموال یا حقوق دیگران نیست.

نکته کلیدی: اولویت پیامبر بر مؤمنان، اولویتی تکوینی است، نه تشریعی، و به معنای تصرف شخصی در اموال یا حقوق دیگران نیست.

ماهیت منصبی در عرف جهانی

ماهیت منصبی اموال عمومی، مانند قانونی عقلایی، در همه نظام‌ها پذیرفته شده است. متصدیان، مانند امانتدارانی موقت، موظف‌اند اموال را پس از پایان تصدی تحویل دهند.

نکته کلیدی: ماهیت منصبی اموال عمومی، امری عقلایی و جهانی است و در همه نظام‌ها، متصدیان موظف به تحویل اموال پس از پایان تصدی هستند.

مسئولیت متصدی در قبال سوءاستفاده

سوءاستفاده از بیت‌المال برای منافع شخصی، مانند خیانت در امانت، متصدی را از اعتبار ساقط کرده و او را در برابر خدا مدیون می‌سازد.

نکته کلیدی: سوءاستفاده از بیت‌المال برای منافع شخصی، منجر به سلب اعتبار شرعی و مدیونیت متصدی در برابر خدا می‌شود.

مصرف بیت‌المال توسط متصدی فقیر

متصدی فقیر، مانند مسافری تشنه در بیابان، می‌تواند در حد استحقاق از بیت‌المال استفاده کند، اما این مصرف باید محدود به نیازهای ضروری باشد.

نکته کلیدی: متصدی فقیر می‌تواند در حد استحقاق از بیت‌المال استفاده کند، اما این مصرف باید محدود به نیازهای ضروری باشد.

نقش آگاهی اجتماعی در مدیریت بیت‌المال

ادعای اعرف بودن عالم دینی به موارد مصرف، بدون آگاهی اجتماعی، مانند ادعای باغبانی است که از خاک و آب بی‌خبر است. مدیریت بیت‌المال نیازمند شناخت دقیق نیازهای جامعه است.

نکته کلیدی: ادعای اعرف بودن مجتهد به موارد مصرف، بدون آگاهی اجتماعی و شناخت دقیق از جامعه، نادرست است.

نقد ناکارآمدی عالمان ناآگاه

عالمی که از وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه بی‌اطلاع است، مانند ناخدایی است که بدون قطب‌نما در دریا سرگردان شده است. چنین فردی نمی‌تواند بیت‌المال را به‌درستی مدیریت کند.

نکته کلیدی: عالمی که از وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه بی‌اطلاع است، نمی‌تواند به‌درستی بیت‌المال را مدیریت کند.

نقش افراد آگاه غیرعالم

افراد آگاه به مسائل اجتماعی، مانند دیده‌بانانی تیزبین، حتی اگر عالم دینی نباشند، می‌توانند در تشخیص نیازهای جامعه از عالمان ناآگاه کارآمدتر باشند.

نکته کلیدی: افراد آگاه به مسائل اجتماعی، حتی اگر عالم دینی نباشند، ممکن است در تشخیص نیازهای جامعه از عالمان ناآگاه کارآمدتر باشند.

شرایط توانمندی عالمان دینی

رهبری و مرجعیت دینی، مانند هدایت کاروانی در بیابان، نیازمند توانمندی جسمی و ذهنی است. عالمان دینی باید در سنی باشند که نه ناپختگی جوانی داشته باشند و نه ناتوانی فرتوتگی.

نکته کلیدی: مرجعیت و رهبری نیازمند سن و توانمندی مناسب است تا بتواند به‌طور مؤثر در امور جامعه دخالت کند.

نقد ناتوانی در مرجعیت

انتخاب عالمان ناتوان و فرتوت، مانند سپردن سکان کشتی به دستان لرزان، به مشکلات فقهی و اجتماعی دامن زده است. علم دینی باید با توانمندی و آگاهی همراه باشد.

نکته کلیدی: انتخاب عالمان فرتوت و ناتوان، به دلیل ناتوانی در مدیریت مؤثر، به مشکلات فقهی و اجتماعی دامن زده است.

ضرورت نظام‌مندی در مدیریت

مدیریت بیت‌المال، مانند بنایی عظیم، نیازمند نظام‌های سالم و کارآمد است که بتواند منابع را به‌صورت عادلانه توزیع کند. این نظام‌مندی، مانند پلی است که عدالت را به جامعه متصل می‌کند.

نکته کلیدی: مدیریت بیت‌المال نیازمند نظام‌های سالم و کارآمد است که بتواند منابع را به‌صورت عادلانه توزیع کند.

سه شعبه فقه

فقه، مانند درختی با سه شاخه، شامل تشخیص موضوع، ملاک و حکم است. هر یک از این شاخه‌ها، نیازمند آگاهی و تخصص است تا احکام فقهی به‌درستی صادر شوند.

نکته کلیدی: فقه شامل سه بخش اصلی است: تشخیص موضوع، ملاک، و حکم، که هر یک نیازمند آگاهی و تخصص است.

تشخیص موضوع توسط عالمان

عالمان دینی، مانند مهندسانی که نقشه‌ای دقیق ترسیم می‌کنند، باید موضوعات را خود تشخیص دهند، اما در اجرای احکام می‌توانند از معاونان آگاه بهره گیرند.

نکته کلیدی: عالمان باید خودشان موضوعات را تشخیص دهند، اما در اجرای احکام، می‌توانند از معاونان آگاه کمک بگیرند.

سختی کار فی سبیل الله

فعالیت‌های دینی، مانند اقامه نماز جماعت، مانند صخره‌ای سخت است که نیازمند استقامت و حمایت مالی است. این سختی، ارزش خدمت فی سبیل الله را دوچندان می‌کند.

نکته کلیدی: فعالیت‌های دینی مانند اقامه نماز جماعت، از سخت‌ترین مشاغل فی سبیل الله است و نیازمند حمایت مالی است.

بهره‌گیری از ظرفیت‌های اجتماعی

به‌جای محدود کردن عالمان به کارهای سنتی، باید از ظرفیت‌های اجتماعی، مانند کاسبان و پزشکان، برای تبلیغ دین بهره گرفت. این رویکرد، مانند باز کردن پنجره‌ای به سوی نور، دین را در جامعه گسترش می‌دهد.

نکته کلیدی: به‌جای محدود کردن عالمان به کارهای سنتی، باید از ظرفیت‌های اجتماعی برای تبلیغ دین استفاده کرد.

مثال عملی از فی سبیل الله

حتی در مشاغل عملی مانند ذبح شرعی، می‌توان از افراد غیرعالم برای انجام کارهای فی سبیل الله بهره گرفت. این امر، مانند استفاده از ابزارهای ساده برای هدفی والا، کارایی دین را افزایش می‌دهد.

نکته کلیدی: حتی در مشاغل عملی مانند ذبح شرعی، می‌توان از افراد غیرعالم برای انجام کارهای فی سبیل الله استفاده کرد.

جمع‌بندی بخش چهارم

مدیریت منابع دینی، نیازمند آگاهی اجتماعی، توانمندی و نظام‌مندی است. عالمان دینی باید با شناخت دقیق از جامعه، بیت‌المال را مدیریت کنند و از ظرفیت‌های اجتماعی برای تبلیغ دین بهره گیرند. این بخش، مانند نقشه‌ای جامع، راهکارهای مدیریت مؤثر منابع دینی را ارائه می‌دهد.

نتیجه‌گیری کل

این اثر، مانند چراغی در مسیر معرفت، به بررسی مدیریت بیت‌المال، انفال و خمس پرداخته است. با تأکید بر ماهیت منصبی اموال عمومی، ضرورت عدالت و تخصص در متصدیان، و اهمیت روزآمدی فقه، راهکارهایی برای تحقق عدالت اجتماعی ارائه شده است. مفهوم فی سبیل الله، مانند دریایی ژرف، هر خدمت دینی را در بر می‌گیرد و از عالمان و غیرعالمان دعوت می‌کند تا در این مسیر گام نهند. این نوشتار، با تبیین دقیق احکام و نقد ناکارآمدی‌های موجود، به سوی نظامی عادلانه و کارآمد هدایت می‌کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)