فقه علمی 1482

متن تحقیق

 

فقه علمی: بازاندیشی در اقتصاد اسلامی برای تحقق نظام‌مندی اجتماعی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۴۸۲)

دیباچه: ضرورت تدوین نظام اقتصادی اسلامی در جامعه نظام‌مند

اقتصاد اسلامی، چونان رودی زلال که حیات اجتماعی را سیراب می‌سازد، در بستر دین الهی جاری است و برای هدایت جامعه به سوی عدالت و کمال، نقشی بنیادین ایفا می‌کند. در جهان معاصر، که جوامع با شتابی بی‌سابقه به سوی نظام‌مندی و ساختارهای کلان اقتصادی گام برمی‌دارند، فقدان چارچوبی نظام‌مند در علم دینی برای پاسخ‌گویی به نیازهای اقتصادی، چونان سدی در برابر جریان پویای فقه اسلامی رخ می‌نماید. این نوشتار، با تأمل در درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، به بررسی چالش‌های پیش‌روی علم دینی در تدوین نظام اقتصادی اسلامی می‌پردازد و راهکارهایی برای بازسازی این نظام ارائه می‌دهد. محورهای اصلی این بررسی، نقد فقدان دانش اقتصادی در نظام آموزشی علم دینی، تأثیر فرهنگ استعماری بر تضعیف اقتصاد اسلامی، و ضرورت انطباق فقه با جامعه نظام‌مند است. هدف، ترسیم راهی است که علم دینی را از حاشیه‌نشینی رهایی بخشیده و به‌عنوان پشتوانه‌ای استوار برای نظام اجتماعی اسلامی احیا کند.

قرآن کریم، چونان مشعلی فروزان، بر ضرورت عدالت در معاملات و مدیریت منابع تأکید دارد. این نوشتار، با استناد به آیات کریمه و روایات معصومان علیهم‌السلام، در پی شناسایی موانع تحقق اقتصاد اسلامی پویا و ارائه راهکارهایی برای بازسازی نظام اقتصادی است. این مسیر، چونان پلی است که گذشته پرافتخار فقه اسلامی را به آینده‌ای روشن و کارآمد متصل می‌سازد.

بخش نخست: مبانی نظری اقتصاد اسلامی و چالش‌های علم دینی

اقتصاد اسلامی: پیوند تفقه و تقدیر معیشه

اقتصاد اسلامی، در نگاه دین الهی، نه‌تنها ابزاری برای تأمین معاش، بلکه بخشی از کمال انسانی است. روایتی از معصوم علیه‌السلام می‌فرماید: «کمال، همه کمال در فهم دین و مدیریت معیشت است.» این کلام نورانی، چونان چراغی هدایتگر، بر دو رکن اساسی دین تأکید دارد: تفقه در دین، که دانش و آگاهی دینی را در بر می‌گیرد، و تقدیر معیشه، که مدیریت اقتصادی و تأمین نیازهای مادی و معنوی جامعه را شامل می‌شود. این دو رکن، چونان دو بال پرنده‌ای هستند که جامعه اسلامی را به سوی تعالی رهنمون می‌سازند.

نکته کلیدی: اقتصاد اسلامی، با پیوند تفقه در دین و تقدیر معیشه، کمال انسانی را در بستر عدالت اجتماعی محقق می‌سازد.

با این حال، نظام آموزشی علم دینی، به دلیل فقدان توجه به دانش اقتصادی، از این اصل بنیادین فاصله گرفته است. این نقیصه، نه‌تنها به تضعیف جایگاه علم دینی در حل مسائل معیشتی منجر شده، بلکه اعتماد عمومی به کارآمدی فقه اسلامی را نیز کاهش داده است. قرآن کریم، با تأکید بر امانت‌داری و عدالت در مدیریت منابع، این اصل را تأیید می‌کند:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ

خدا به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازدهید و چون میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید.

فقدان چارچوب اقتصادی در نظام آموزشی علم دینی

نظام آموزشی علم دینی، به دلیل تمرکز بر متون سنتی و غفلت از دانش اقتصادی، از ارائه چارچوبی نظام‌مند برای مدیریت معیشت جامعه بازمانده است. این نقیصه، چونان خاری در پای علم دینی، مانع از پویایی آن در پاسخ‌گویی به نیازهای روز شده است. در حالی که دین الهی بر جامعیت تأکید دارد، علم دینی از آموزش اقتصاد اسلامی و تدوین نظام‌های مالیاتی و تدارکاتی غفلت ورزیده و به مباحث منسوخ و غیرکاربردی بسنده کرده است.

این فقدان، نه‌تنها به انزوای علم دینی در مسائل اقتصادی منجر شده، بلکه طلاب را از تعامل مؤثر با جامعه مدرن بازداشته است. برای نمونه، تدریس متونی چون مکاسب، که بر محرمات تمرکز دارد و با نیازهای جامعه نظام‌مند هم‌خوانی ندارد، به جای تربیت فقهایی کارآمد، به اتلاف وقت و کاهش انگیزه علمی منجر می‌شود.

نکته کلیدی: فقدان دانش اقتصادی در نظام آموزشی علم دینی، مانع از پاسخ‌گویی به نیازهای معیشتی جامعه و تربیت فقهای کارآمد شده است.

تأثیر فرهنگ استعماری بر اقتصاد اسلامی

استعمار، با ترویج فرهنگ «همه چیز هیچ است»، چونان سمی مهلک، اقتصاد اسلامی را تضعیف کرده و جوامع اسلامی را به سوی فقر و بدبختی سوق داده است. این فرهنگ، که با بهره‌گیری از شاعران و برخی عالمان دینی القا شده، اقتصاد و معیشت را بی‌ارزش جلوه داده و مانع از بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی در جوامع اسلامی شده است. شعارهایی چون «هیچ بر هیچ مپیچ»، که ریشه در فرهنگ استعماری دارند، سرمایه‌های مادی و معنوی مسلمانان را به حاشیه رانده و به رکود اقتصادی دامن زده‌اند.

این تأثیر، نه‌تنها به انحطاط اقتصادی منجر شده، بلکه اعتماد عمومی به علم دینی را نیز تضعیف کرده است. قرآن کریم، با هشدار به کسانی که از اجرای احکام الهی سر باز می‌زنند، بر ضرورت مدیریت عادلانه منابع تأکید دارد:

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ

و هر کس به آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، آنان خود کافرانند.

جمع‌بندی بخش نخست

بخش نخست این نوشتار، با بررسی مبانی نظری اقتصاد اسلامی، بر ضرورت پیوند تفقه و تقدیر معیشه تأکید کرد. فقدان چارچوب اقتصادی در نظام آموزشی علم دینی و تأثیر فرهنگ استعماری بر تضعیف اقتصاد اسلامی، از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی علم دینی است. این چالش‌ها، با استناد به آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، راه را برای بازسازی نظام اقتصادی اسلامی هموار می‌سازند.

بخش دوم: نقد متون فقهی سنتی و ناسازگاری با جامعه نظام‌مند

ناکارآمدی متون سنتی در اقتصاد

متون فقهی سنتی، مانند مکاسب، لمعه و شرایع، که از برجسته‌ترین آثار فقهی گذشته‌اند، به دلیل تمرکز بر مباحث منسوخ و ناسازگاری با نیازهای جامعه نظام‌مند، از کارآمدی لازم برخوردار نیستند. برای نمونه، کتاب مکاسب، که بیشتر بر محرمات اقتصادی تمرکز دارد، به جای ارائه راهکارهای حلال و کاربردی، به حرمت‌هایی می‌پردازد که با شرایط کنونی جامعه هم‌خوانی ندارند. این تمرکز، چونان باری سنگین بر دوش علم دینی، مانع از پاسخ‌گویی به مسائل معیشتی شده است.

نکته کلیدی: تمرکز متون فقهی سنتی بر محرمات، به جای حلال‌های اقتصادی، علم دینی را از پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه نظام‌مند بازداشته است.

این ناکارآمدی، به‌ویژه در مبحث جوایز السلطان در مکاسب (صفحات ۶۷ تا پایان)، مشهود است. این مبحث، که به بررسی احکام جوایز اعطایی حاکمان در جوامع بدوی می‌پردازد، با جامعه نظام‌مند کنونی، که بر ساختارهای مالیاتی و تدارکاتی استوار است، هیچ سنخیتی ندارد. این مباحث، که برای جوامعی تدوین شده‌اند که فاقد نظام‌مندی بودند، امروز به مثابه لباسی کهنه‌اند که بر قامت جامعه مدرن نمی‌نشینند.

منسوخ شدن مباحث فقهی سنتی

بسیاری از مباحث فقهی سنتی، مانند احکام خرید و فروش مصحف یا معامله نجاسات، به دلیل تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، از موضوعیت افتاده‌اند. برای نمونه، خرید و فروش مصحف، که در برخی دیدگاه‌های سنتی حرام شمرده شده، امروز به دلیل منفعت مشروع و نیازهای فرهنگی جامعه، جائز است. این تحول، چونان نسیمی که شاخسار درختان را به حرکت درمی‌آورد، نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری فقه در برابر تغییر شرایط است.

با این حال، اصرار بر تدریس این مباحث منسوخ، به اتلاف وقت طلاب و کاهش انگیزه علمی آنان منجر شده است. این اصرار، چونان کاشتن بذری در خاک نامناسب، به جای باروری علمی، به دلسردی و انحطاط می‌انجامد.

نکته کلیدی: مباحث منسوخ فقهی، مانند احکام جوایز السلطان، با جامعه نظام‌مند هم‌خوانی ندارند و باید کنار گذاشته شوند.

نقد جامعه بدوی و تفاوت با جامعه نظام‌مند

متون فقهی سنتی، مانند مکاسب، برای جوامع بدوی تدوین شده‌اند که فاقد ساختارهای نظام‌مند بودند. در این جوامع، حاکمان به‌صورت دلبخواهی جوایز توزیع می‌کردند و نظام مالیاتی و تدارکاتی وجود نداشت. این شرایط، چونان صحرایی بی‌آب و علف، با جامعه نظام‌مند کنونی، که بر قوانین مدون و ساختارهای کلان استوار است، تفاوت اساسی دارد.

در جامعه نظام‌مند، دولت‌ها موظف‌اند تدارکات عمومی، مانند آب، برق، آموزش و بهداشت، را فراهم کنند و در ازای آن، مالیات شهروندی دریافت کنند. این تفاوت، ضرورت بازنگری در فقه سنتی و تدوین احکام متناسب با جامعه نظام‌مند را آشکار می‌سازد.

جمع‌بندی بخش دوم

بخش دوم این نوشتار، با نقد متون فقهی سنتی، بر ناکارآمدی و ناسازگاری آنها با جامعه نظام‌مند تأکید کرد. تمرکز بر محرمات، منسوخ شدن برخی مباحث، و تفاوت ساختاری جوامع بدوی و نظام‌مند، از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی علم دینی است. این چالش‌ها، راه را برای تدوین متون فقهی جدید و متناسب با نیازهای روز هموار می‌سازند.

بخش سوم: نظام مالیاتی و تدارکاتی در اقتصاد اسلامی

مالیات دینی و شهروندی: تمایز و ضرورت

در اقتصاد اسلامی، مالیات به دو نوع دینی و شهروندی تقسیم می‌شود. مالیات دینی، مانند خمس و زکات، برای رفع نیازهای معنوی و مادی جامعه، به‌ویژه فقرا و نیازمندان، وضع شده است. این مالیات، که در زمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز دریافت می‌شد، ریشه در حکمت الهی دارد و برای تحقق عدالت اجتماعی طراحی شده است.

مالیات شهروندی، که در جوامع نظام‌مند برای تأمین تدارکات عمومی، مانند آب، برق، آموزش و بهداشت، دریافت می‌شود، در جامعه بدوی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وجود نداشت، زیرا تدارکات عمومی در آن زمان فراهم نمی‌شد. این تمایز، چونان دو شاخه از یک درخت، نشان‌دهنده تفاوت کارکردهای مالیات دینی و شهروندی است.

نکته کلیدی: مالیات دینی برای رفع نیازهای معنوی و مادی و مالیات شهروندی برای تأمین تدارکات عمومی در جامعه نظام‌مند ضروری است.

قرآن کریم، با تأکید بر عدالت در معاملات، این اصل را تأیید می‌کند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای خدا به دادگری بر خیزید و گواهان عدالت باشید.

نقد توزیع نادرست مالیات دینی

توزیع نادرست مالیات دینی، مانند خمس و زکات، به استثمار و گدایی منجر شده و از اهداف عدالت‌محور اسلام فاصله گرفته است. برای نمونه، توزیع نقدی مبالغ ناچیز به نیازمندان، به جای توانمندسازی آنان، چونان دادن ماهی به جای تور، به وابستگی و تحقیر اجتماعی دامن می‌زند. این روش، که در برخی نظام‌های سنتی رایج است، نه‌تنها فقر را ریشه‌کن نمی‌کند، بلکه به استمرار آن کمک می‌کند.

این نقیصه، چونان زخمی بر پیکر اقتصاد اسلامی، اعتماد عمومی به نظام مالیاتی دینی را تضعیف کرده و به انحطاط اجتماعی منجر شده است. راهکار، توانمندسازی نیازمندان از طریق آموزش و فراهم‌سازی ابزارهای خودکفایی است.

نکته کلیدی: توزیع نادرست مالیات دینی، به جای توانمندسازی، به گدایی و استثمار منجر شده و نیازمند اصلاح است.

نقد نظام‌های مالیاتی بدوی

در نظام‌های بدوی، مانند دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس، حاکمان بدون ارائه تدارکات عمومی، خراج و مالیات دریافت می‌کردند و به‌صورت دلبخواهی جوایز توزیع می‌کردند. این روش، که فاقد نظام‌مندی بود، چونان بادی که خاکستر را پراکنده می‌سازد، به بی‌عدالتی و تحقیر اجتماعی منجر می‌شد. این نظام‌ها، که در متون فقهی سنتی مانند مکاسب بازتاب یافته‌اند، با جامعه نظام‌مند کنونی هیچ سنخیتی ندارند.

برای نمونه، توزیع جوایز توسط حاکمان بدوی، که به‌صورت مجانی و بدون برنامه انجام می‌شد، با نظام مالیاتی مدرن، که بر شفافیت و فرمول‌های مدون استوار است، تفاوت اساسی دارد. این تفاوت، ضرورت بازنگری در احکام فقهی و تدوین نظام‌های مالیاتی متناسب با جامعه نظام‌مند را آشکار می‌سازد.

جمع‌بندی بخش سوم

بخش سوم این نوشتار، با بررسی نظام مالیاتی و تدارکاتی در اقتصاد اسلامی، بر تمایز مالیات دینی و شهروندی، نقد توزیع نادرست مالیات دینی، و ناکارآمدی نظام‌های مالیاتی بدوی تأکید کرد. این بررسی، با استناد به آیات قرآن کریم، راه را برای تدوین نظام مالیاتی عادلانه و نظام‌مند هموار می‌سازد.

بخش چهارم: چالش‌های فرهنگی و زبانی در اقتصاد اسلامی

تجاوز فرهنگی اعراب و تأثیر بر هویت ایرانی

تجاوز فرهنگی اعراب به ایران، با تحمیل زبان و واژگان عربی، مانند «خراج» و «سلطان»، هویت زبانی و فرهنگی ایرانی را تضعیف کرد. این تحمیل، چونان یوغی بر گردن فرهنگ ایرانی، زبان مادری را به حاشیه راند و واژگان پارسی را با معادل‌های عربی جایگزین کرد. برای نمونه، واژه «قبله» به جای «جهت» و «خراج» به جای «باج» در زبان ایرانیان رواج یافت.

این تجاوز، نه‌تنها به تضعیف هویت ملی منجر شد، بلکه به کاهش اعتماد به فرهنگ بومی دامن زد. با این حال، ایرانیان به دلیل کمال و عدالت ائمه اطهار علیهم‌السلام، ایشان را پذیرفتند و با ایشان هیچ مشکلی نداشتند. این پذیرش، نشان‌دهنده تمایز میان دین الهی و تجاوز فرهنگی است.

نکته کلیدی: تجاوز فرهنگی اعراب، با تحمیل زبان عربی، هویت زبانی ایرانی را تضعیف کرد، اما ایرانیان به دلیل عدالت ائمه اطهار علیهم‌السلام، دین الهی را پذیرفتند.

ایران: کشور اقوام و ضرورت حفظ تنوع زبانی

ایران، چونان باغی پرگل، کشوری از اقوام گوناگون، مانند ترک، کرد، لر، عرب و بلوچ، است که همگی به هویت ایرانی خود افتخار می‌کنند. این تنوع، چونان گوهری گران‌بها، سرمایه‌ای برای وحدت ملی است. با این حال، تحمیل زبان فارسی به اقوام، مانند ترک‌ها و لرها، مشابه تجاوز فرهنگی اعراب است و به کاهش تنوع زبانی و قومی منجر شده است.

برای نمونه، در برخی شهرهای آذری، نام‌های ترکی از دیوارها حذف شده و معادل‌های فارسی جایگزین آنها شده‌اند. این تحمیل، چونان سایه‌ای بر آفتاب تنوع قومی، به نارضایتی و تضعیف هویت محلی دامن زده است. راهکار، احترام به تنوع زبانی و قومی و حفظ زبان مادری هر قوم در کنار زبان فارسی است.

نکته کلیدی: ایران، کشوری از اقوام گوناگون است که تنوع زبانی و قومی آن باید حفظ شود و تحمیل زبان فارسی به اقوام نادرست است.

زبان مادری و پدری: پیوند فارسی و عربی

فارسی، زبان مادری ایرانیان، و عربی، زبان پدری به دلیل پیوند با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، هر دو عزیز و ارزشمندند. این دو زبان، چونان مادر و همسر در خانواده، هر یک جایگاه ویژه‌ای دارند و نباید یکی بر دیگری ترجیح داده شود. روایتی از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نقل شده که فرمود: «پیامبر لذيذ و علی علیه‌السلام عزیز است.» این کلام، نشان‌دهنده ارزش برابر و متفاوت نقش‌های دینی و عاطفی است.

حفظ زبان مادری، به‌ویژه در نگارش متون علمی، چونان گوهری است که هویت ملی را پاس می‌دارد. برای نمونه، ابن‌سینا با نگارش دانش‌نامه به فارسی، نشان داد که زبان پارسی توانایی بیان مفاهیم علمی را دارد و محدودیت نگارش علمی به عربی نادرست است.

نکته کلیدی: فارسی و عربی، به‌عنوان زبان‌های مادری و پدری، هر دو ارزشمندند و حفظ زبان مادری در نگارش علمی ضروری است.

جمع‌بندی بخش چهارم

بخش چهارم این نوشتار، با بررسی چالش‌های فرهنگی و زبانی در اقتصاد اسلامی، بر تأثیر تجاوز فرهنگی اعراب، ضرورت حفظ تنوع زبانی و قومی، و ارزش زبان‌های مادری و پدری تأکید کرد. این بررسی، راه را برای احیای هویت ملی و تقویت پیوندهای فرهنگی در اقتصاد اسلامی هموار می‌سازد.

بخش پنجم: راهکارهای احیای اقتصاد اسلامی

تدوین نظام اقتصادی اسلامی

احیای اقتصاد اسلامی، چونان بازسازی عمارتی کهن، نیازمند تدوین نظام اقتصادی متناسب با جامعه نظام‌مند است. این نظام، باید بر فرمول‌های مدون، شفافیت و عدالت استوار باشد و از توزیع دلبخواهی منابع پرهیز کند. برای نمونه، سفرهای استانی و توزیع نقدی پول، که فاقد برنامه‌ریزی است، به جای حل مشکلات، به بی‌نظمی و استثمار منجر می‌شود.

این نظام، باید مالیات دینی و شهروندی را با تدارکات عمومی هماهنگ کند و به جای توزیع ماهی، تور خودکفایی به مردم دهد. این رویکرد، چونان بذری در خاک حاصلخیز، به باروری اقتصادی و عدالت اجتماعی منجر می‌شود.

نکته کلیدی: تدوین نظام اقتصادی اسلامی، با فرمول‌های مدون و شفاف، برای تحقق عدالت و خودکفایی اجتماعی ضروری است.

اصلاح نظام آموزشی علم دینی

نظام آموزشی علم دینی، برای پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه، باید به‌سرعت اصلاح شود. این اصلاح، شامل حذف مباحث منسوخ، ترمیم مباحث ناقص، و افزودن موضوعات جدید، مانند اقتصاد اسلامی و مسائل مستحدثه، است. این تحول، چونان جویباری که خاک تشنه را سیراب می‌کند، انگیزه طلاب را احیا کرده و جایگاه علم دینی را تقویت می‌کند.

جهانی‌سازی اقتصاد اسلامی

اقتصاد اسلامی، برای حفظ جایگاه خود در گفت‌وگوی جهانی، باید به سوی موضوعات کلان و کاربردی، مانند مسائل زیست‌محیطی، فناوری و اقتصاد جهانی، حرکت کند. این جهانی‌سازی، چونان دریچه‌ای به سوی جهان، اقتصاد اسلامی را از انزوا رهایی بخشیده و به گفت‌وگو با علوم مدرن دعوت می‌کند.

جمع‌بندی بخش پنجم

بخش پنجم این نوشتار، با ارائه راهکارهایی برای احیای اقتصاد اسلامی، بر تدوین نظام اقتصادی نظام‌مند، اصلاح نظام آموزشی علم دینی، و جهانی‌سازی اقتصاد اسلامی تأکید کرد. این راهکارها، راه را برای تحقق اقتصادی پویا و عادلانه هموار می‌سازند.

جمع‌بندی نهایی

این نوشتار، با تأمل در درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، به بررسی چالش‌ها و راهکارهای احیای اقتصاد اسلامی پرداخت. فقدان چارچوب اقتصادی در نظام آموزشی علم دینی، تأثیر فرهنگ استعماری بر تضعیف اقتصاد اسلامی، ناکارآمدی متون فقهی سنتی، و چالش‌های فرهنگی و زبانی، از مهم‌ترین موانع پیش‌روی علم دینی است. در مقابل، تدوین نظام اقتصادی نظام‌مند، اصلاح نظام آموزشی، و جهانی‌سازی اقتصاد اسلامی، چونان ستارگانی در آسمان علم دینی، مسیر احیای جایگاه اقتصاد اسلامی را روشن می‌کنند. قرآن کریم، با تأکید بر عدالت و امانت‌داری، این تحول را هدایت می‌کند و علم دینی را به سوی آینده‌ای روشن رهنمون می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)