متن تحقیق
تحلیل فقهی و فلسفی خیر و شر در جامعه اسلامی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۵۲۵)
مقدمه: چیستی خیر و شر در منظومه فقهی و فلسفی اسلام
خیر و شر، دو مفهوم بنیادین در اندیشه اسلامی، از دیرباز محور تأملات فقهی، فلسفی و کلامی بودهاند. این مفاهیم نهتنها در آیات قرآن کریم و روایات اسلامی جایگاه ویژهای دارند، بلکه در شکلگیری ساختار اجتماعی و اخلاقی جامعه اسلامی نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. درسگفتار حاضر، با محوریت تبیین خیر و شر و نسبت آنها با افعال انسانی، به بررسی عمیق این موضوع از منظر فقهی و فلسفی میپردازد. استاد فرزانه قدسسره در این گفتار، با استناد به آیات قرآن کریم و تحلیلهای عمیق، بر این نکته تأکید دارند که خیر و شر نه در ذات مخلوقات، بلکه در افعال و کردارهای آنها ریشه دارد. این نوشتار، با بازنویسی دقیق و جامع محتوای درسگفتار، در قالبی علمی و دانشگاهی، به تبیین این مفاهیم پرداخته و با بهرهگیری از تمثیلات و استعارات فاخر، تلاش میکند تا پیام اصلی را بهگونهای روشن و مؤثر منتقل نماید.
جامعه اسلامی، بهسان باغی پربار، باید بر اساس یسر و سهولت در خیر بنا شود، نه بر تکاثر و افزونطلبی که چون خاری در پای عدالت فرو میرود. این نوشتار، با ساختاری منظم و علمی، به بررسی چیستی خیر و شر، نقش افعال انسانی در تحقق آنها، و تأثیر اقتضائات محیطی و تاریخی بر رفتارها میپردازد. آیات قرآن کریم، چون چراغی روشنگر، راهنمای این تأملاتاند و تحلیلهای ارائهشده، پلی میان فقه و فلسفه برای فهم عمیقتر این مفاهیم میسازند.
بخش نخست: یسر و خیر، بنیاد جامعه اسلامی
یسر بهمثابه جوهره جامعه اسلامی
جامعه اسلامی، بهسان رودی زلال که به سوی خیر جاری است، باید بر پایه یسر و سهولت در تحقق خیر شکل گیرد. یسر، به معنای آسانی در نیکی و پرهیز از پیچیدگیهای شرورانه، جوهرهای است که حیات اجتماعی را از تکاثر و افزونطلبی دور میسازد. تکاثر، چون سایهای سنگین، مانع شکوفایی خیر است و جامعه را به سوی شر سوق میدهد. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که معیشت و زندگی در جامعه اسلامی باید بر خیر متمرکز باشد، نه بر انباشت ثروت یا قدرت که چون بادی سوزان، ریشههای عدالت را میخشکاند.
غلبه خیر بر شر: معیار جامعه اسلامی
یکی از ویژگیهای بنیادین جامعه اسلامی، غلبه خیر بر شر است. استاد فرزانه قدسسره با تمثیلی زیبا، این غلبه را به نسبتهایی چون پنج خیر به دو شر یا شش خیر به یک شر تشبیه میکنند. اگر شر بر خیر غالب شود، جامعه از حالت اسلامی به جامعهای صرفاً مسلماننشین فرو میکاهد. این تمایز، چون خطی روشن میان نور و ظلمت، نشاندهنده اهمیت حفظ تعادل خیر در برابر شر است. جامعهای که شر در آن فزونی یابد، دیگر نمیتواند مدعی تحقق آرمانهای اسلامی باشد، بلکه تنها مجموعهای از افراد مسلمان است که در سایه افعال ناپسند گرفتار شدهاند.
بخش دوم: خیر و شر در منظر الهی و انسانی
خداوند و خلقت شر
در اندیشه اسلامی، خداوند، چون آفتابی بیغروب، خالق خیر محض است و شر بهصورت مستقیم از او ناشی نمیشود. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که خداوند شر نیافریده، بلکه مخلوقاتی با اختیار و اقتضا آفریده که شر از افعال آنها برمیخیزد. این دیدگاه، چون کلیدی زرین، راز توحید در خلقت را میگشاید. شر، نه ذاتی مخلوقات، بلکه نتیجه اقتضائات نفسانی و کردارهای آنهاست که با بهرهگیری از قدرت الهی ظاهر میشود.
نقش قدرت الهی در ظهور شر
شر، چون سایهای که از جسم در برابر نور پدید میآید، از اقتضای نفوس مخلوقات و با استفاده از قدرتی که خداوند به آنها عطا کرده، ظهور مییابد. این قدرت، چون ابزاری در دستان انسان، میتواند به خیر یا شر منجر شود. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که شر، نتیجه انتخابهای انسانی است که در بستر اقتضائات نفسانی شکل میگیرد. این دیدگاه، مسئولیت انسان را در برابر کردارهایش برجسته میسازد و او را چون باغبانی مسئول در برابر ثمره اعمالش میداند.
افعال انسانی و خیر و شر در قرآن کریم
قرآن کریم، چون چراغی هدایتگر، خیر و شر را به افعال عباد نسبت میدهد، نه به ذات آنها. استاد فرزانه قدسسره با استناد به آیات متعدد، تأکید دارند که هیچ خیر یا شری در قرآن کریم به ذات انسانها نسبت داده نشده، بلکه همه به کردارها و اعمال بازمیگردد. این دیدگاه، چون نسیمی خنک، جبرگرایی را از ذهن میزداید و انسان را مسئول انتخابهایش معرفی میکند.
بررسی آیات مرتبط با شر
آیات قرآن کریم، چون گوهرهایی درخشان، شر را بهعنوان فعل و حرکت انسانی معرفی میکنند. برای نمونه:
وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ
و چون شر به او رسد، دعایی گسترده دارد (سوره فصلت: ۵۱).
در این آیه، شر بهسان حرکتی در انسان توصیف شده که نتیجه افعال و واکنشهای اوست. همچنین:
إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا
بهراستی انسان حریص آفریده شده است * چون شر به او رسد، بیتاب است (سوره معارج: ۱۹-۲۰).
این آیه، شر را به واکنشهای انسانی مانند جزع و بیتابی نسبت میدهد که نتیجه اقتضائات نفسانی است.
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ الْيَوْمِ
پس خداوند آنها را از شر آن روز حفظ کرد (سوره انسان: ۱۱).
در این آیه، شر به ظرف زمانی (یوم) و افعال مرتبط با آن نسبت داده شده است.
أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ
آنان بدترین مخلوقاتاند (سوره بینة: ۶).
شر البریه در این آیه به کردار و اعمال (کفر و ایمان) نسبت داده شده، نه به ذات مخلوقات.
بخش سوم: شر در موجودات غیرانسانی و اقتضائات طبیعی
افعال حیوانات و شر
شر در موجودات غیرانسانی، مانند نیش مار یا عقرب، نتیجه اقتضای طبیعی افعال آنهاست، نه ذاتشان. استاد فرزانه قدسسره با تمثیلی زیبا، این نکته را روشن میسازند که مارها در ابتدا زهر نداشتند و پس از میلیونها سال، به دلیل اقتضائات طبیعی، زهر در آنها پدید آمد. اگر روزی دندانشان از میان برود، زهرشان بیاثر خواهد شد. این مثال، چون آینهای، نشاندهنده نقش اقتضائات محیطی و تاریخی در تولید شر است.
نقد ایام نحس و امور ظاهری
استاد فرزانه قدسسره با نقدی عالمانه، مفاهیمی چون ایام نحس، قمر در عقرب، یا کسوف و خسوف را به چالش میکشند و تأثیر آنها را ناچیز میشمارند. این امور، چون سرابی در بیابان، نباید محور توجه قرار گیرند. به جای آن، باید بر عوامل واقعی خیر و شر، مانند ظلم و عدالت، تمرکز کرد. همچنین، اموری چون انگشتر عقیق، در برابر ظلم چون قطرهای در برابر دریاست و نمیتوانند شر را خنثی کنند.
نحوست واقعی و ظلم
نحوست واقعی، نه در ایام خاص، بلکه در ظلم، جنگ و شرارت ریشه دارد. جهان معاصر، به دلیل خشونت و کشتار، چون زمینی سوخته، گرفتار نحوست است. این نحوست، نتیجه افعال انسانی است که چون بادی سمی، حیات اجتماعی را تهدید میکند.
بخش چهارم: خیر و شر در آیات قرآن کریم
آیات سوره فلق و ناس
آیات سوره فلق و ناس، چون ستارگانی در آسمان هدایت، شر را به افعال مخلوقات نسبت میدهند:
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ
بگو: پناه میبرم به پروردگار سپیدهدم * از شر آنچه آفریده است (سوره فلق: ۱-۲).
این آیه، شر را به افعال مخلوقات نسبت میدهد، نه به ذات خلقت الهی. همچنین:
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ
و از شر تاریکی چون فرو شود * و از شر افسونگران که در گرهها میدمند * و از شر حسود چون حسد ورزد (سوره فلق: ۳-۵).
این آیات، شر را به افعال خاص مانند تاریکی، سحر و حسد نسبت میدهند. در سوره ناس نیز:
مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ
از شر وسوسهگر نهانشونده (سوره ناس: ۴).
شر به فعل وسوسهگری شیطان نسبت داده شده، نه به ذات او.
خیر و شر البریه
خیر البریه و شر البریه، چون دو سوی یک سکه، به افعال انسانی (ایمان و کفر) نسبت داده میشوند، نه به ذات مخلوقات. این دیدگاه، انسان را مسئول کردارهایش میداند و او را از جبرگرایی رها میسازد.
بخش پنجم: تبدیل و تبدل در موجودات
انعطافپذیری موجودات
تمام موجودات، اعم از انسان، حیوان و نبات، چون خاکی حاصلخیز، قابل تبدیل و تبدلاند. بدترین جوامع میتوانند به بهترینها تبدیل شوند و بالعکس، به شرط تغییر در افعال. استاد فرزانه قدسسره با اشاره به مردم کوفه و کربلا، نشان میدهند که چگونه افعال و شرایط تاریخی میتوانند خیر را به شر یا شر را به خیر تبدیل کنند.
نقد احادیث سعید و شقی
روایاتی مانند «خوشبخت در شکم مادر خوشبخت است و بدبخت در شکم مادر بدبخت است» از نظر سند و محتوا معتبر نیستند. این روایات تنها به اقتضائات محیطی و خانوادگی اشاره دارند، نه علّیت جبری. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که این اقتضائات، مانند خاکی که بذر در آن کاشته میشود، تنها زمینهساز رفتارند و تعیینکننده نهایی نیستند.
نقش اقتضائات محیطی و ژنتیکی
اقتضائات محیطی، خانوادگی و ژنتیکی، چون ریشههایی در خاک تاریخ، در خیر و شر انسانها نقش دارند، اما علّیت ندارند. استاد فرزانه قدسسره با اشاره به آیهای از قرآن کریم:
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
زنده را از مرده بیرون میآورد و مرده را از زنده بیرون میآورد (سوره آل عمران: ۲۷).
این آیه، انعطافپذیری خلقت و امکان تبدیل خیر و شر را نشان میدهد.
بخش ششم: نقد فلسفههای کهن و فرهنگ ذاتمحور
نقد فلسفه ارسطویی
استاد فرزانه قدسسره با نقدی عالمانه، نظریه ارسطویی ماهیت غیرقابل تبدل را نادرست میدانند. خیر و شر در افعال قابل تغییرند، نه در ذات ثابت و لایتغیر. این دیدگاه، چون نسیمی تازه، اندیشههای کهن را به چالش میکشد و بر انعطافپذیری انسان تأکید دارد.
مثال ولد الزنا
استاد فرزانه قدسسره با مثالی فقهی، نشان میدهند که حتی ولد الزنا میتواند به مقام اجتهاد برسد، اما به دلیل اقتضائات، تقلید از او جایز نیست. این مثال، چون آینهای، امکان تغییر و نقش اقتضا در احکام فقهی را نشان میدهد.
نقد تمرکز بر ذات در ازدواج
تمرکز بر ذات، مانند شغل یا سواد والدین در ازدواج، چون پردهای بر حقیقت، نادرست است. باید به افعال و کردار افراد توجه کرد، نه به پیشینه ذاتی آنها. این دیدگاه، پیشداوریهای ناصواب را چون خاشاکی از مسیر حقیقت میزداید.
بخش هفتم: امید، تربیت و اصلاح جامعه
نقد یأس و بدبینی
یأس از خود یا دیگران، چون تاریکی در دل روشنایی، نتیجه جهالت و نادانی است. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که جامعه باید به خود امیدوار باشد و با خودباوری، خیر را احیا کند. این امید، چون بذری در خاک، میتواند جامعه را به سوی نیکی سوق دهد.
نقد ناکارآمدی علم دینی در تربیت
ناکارآمدی علم دینی در هدایت جامعه به سوی خیر، چون مانعی در مسیر رودخانه، مشکلات اجتماعی را تشدید کرده است. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که علم دینی باید با تربیت صحیح، جامعه را به سوی خیر هدایت کند، نه اینکه به دلیل ضعف در روشها، به مشکلات دامن زند.
مثال شهدا
شهدا، چون ستارگانی در آسمان انقلاب، از همین مردم بودند و با تربیت صحیح به خیر رسیدند. این مثال، نشاندهنده تأثیر تربیت در تبدیل افراد به سوی خیر است و بر مسئولیت علم دینی در این مسیر تأکید دارد.
توصیه عالمان دینی: توجه به حال
یکی از عالمان دینی، در ابتدای انقلاب، توصیه کردند که به حال افراد نگاه شود، نه به هول و پیشداوری. این دیدگاه، چون چراغی در مسیر، بر قضاوت بر اساس رفتار کنونی و پرهیز از پیشداوری تأکید دارد.
بخش هشتم: خیر و شر در آیات قرآنی و مسئولیت انسانی
آیات خیر و نسبت آن به افعال
قرآن کریم، خیر را نیز به افعال نسبت میدهد:
وَالْعَمَىٰ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ
و کنیز مؤمنه بهتر از زن مشرکه است (سوره بقره: ۲۲۱).
خیر در این آیه به ایمان نسبت داده شده، نه به ذات انسان.
لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ
بنده مؤمن بهتر از مشرک است (سوره بقره: ۲۲۱).
خیر به ایمان عبد نسبت داده شده است.
وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى
و سخنی پسندیده و آمرزش بهتر از صدقهای است که آزاری به دنبال داشته باشد (سوره بقره: ۲۶۳).
خیر به گفتار نیک و بخشش نسبت داده شده است.
مَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ
هر خیری که انفاق کنید، به شما بازگردانده میشود (سوره بقره: ۲۷۲).
خیر به فعل انفاق نسبت داده شده است.
بِيَدِكَ الْخَيْرُ
خیر به دست توست (سوره آل عمران: ۲۶).
خیر به فعل الهی نسبت داده شده است.
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ
شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدید آمدهاید (سوره آل عمران: ۱۱۰).
خیر به رفتار و نقش اجتماعی امت نسبت داده شده است.
خیر مستقیم و شر غیرمستقیم
خیر، چون نوری از پروردگار، مستقیماً از خدا ناشی میشود، اما شر با واسطه انسانها و اقتضائات آنها ظاهر میگردد. استاد فرزانه قدسسره با استناد به آیه:
وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
و پروردگار تو به بندگان ستمکار نیست (سوره فصلت: ۴۶).
تأکید دارند که خداوند ظلم نمیکند، بلکه انسانها با افعالشان ظلم تولید میکنند. این دیدگاه، مسئولیت انسان را در برابر شر چون بار سنگینی بر دوش او قرار میدهد.
بخش نهم: نقد فرهنگ تکاثر و شایعات ذاتی
نقد فرهنگ تکاثر
جامعهای که بر تکاثر و افزونطلبی متمرکز است، چون درختی بیریشه، نمیتواند اسلامی باشد. شر در چنین جامعهای، چون سیلی خروشان، غالب میشود و خیر را در خود فرو میبرد. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که جامعه اسلامی باید بر خیر و یسر استوار باشد.
نقد شایعات ذاتی و داستانسرایی
شایعاتی مانند یهودی بودن مادر برخی افراد یا داستانهایی درباره دزدی طلاب، چون گرد و غباری بر حقیقت، بیاساساند. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که باید به افعال افراد توجه کرد، نه به شایعات و پیشداوریهای ذاتی.
تأثیر نسلهای پیشین
تأثیرات ژنتیکی و تاریخی، چون ریشههایی عمیق در خاک نسلها، ممکن است بر رفتار افراد اثر بگذارند، اما اینها اقتضاست، نه علّیت. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که این تأثیرات، تعیینکننده نهایی نیستند و انسان با افعالش میتواند بر آنها غلبه کند.
بخش دهم: افعال، محور اصلاح و تغییر
شرارت و استعداد
بسیاری از شرارتها، چون آتشی نهفته، نتیجه استعدادهای زیاد و تخلیهنشده است. استاد فرزانه قدسسره با مثالی از کودکان پرجنبوجوش، نشان میدهند که اگر انرژی این استعدادها به سوی خیر هدایت شود، میتواند به جای شر، نیکی تولید کند.
افعال و ختم قلوب
حتی ختم قلوب، چون مهری بر دل، نتیجه افعال انسانهاست:
خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ
خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است (سوره بقره: ۷).
این مهر، نتیجه کردار انسانهاست و با اصلاح رفتار، قابل تغییر است.
امکان تغییر حتی در بدترین افراد
استاد فرزانه قدسسره با اشاره به شمر، تأکید دارند که حتی بدترین افراد، اگر زنده بمانند، میتوانند تغییر کنند و به خیر روی آورند. این دیدگاه، چون دریچهای به امید، بر انعطافپذیری انسان تأکید دارد.
مثال ورزش و تأثیر لحظهای افعال
در ورزش، چون گلی در لحظه آخر، یک فعل میتواند نتیجه را تغییر دهد. این مثال، تأثیر افعال لحظهای را در تغییر سرنوشت نشان میدهد.
نقد جبرگرایی در شعر
اشعاری که قلم صنع را علّی میدانند، چون زنجیری بر پای اختیار، نادرستاند. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که اقتضائات، نه علّیت، در رفتار انسان نقش دارند.
نتیجهگیری
خیر و شر، چون دو بال پرندهای در آسمان خلقت، در افعال انسانی ریشه دارند، نه در ذات مخلوقات. قرآن کریم، با آیاتی چون «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» و «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا»، بر محوریت افعال در تحقق خیر و شر تأکید دارد. جامعه اسلامی باید بر یسر و غلبه خیر استوار باشد، و شر، نتیجه اقتضائات نفسانی و کردارهای انسانی است. خداوند، چون خالقی حکیم، شر نیافریده، بلکه مخلوقاتی با اختیار آفریده که میتوانند خیر یا شر تولید کنند. تمرکز بر ذات و پیشداوریهای ارسطویی، چون خاری در مسیر حقیقت، نادرست است و باید به افعال و تربیت توجه کرد. علم دینی، با ترویج امید، خودباوری و تربیت صحیح، میتواند خیر را در جامعه احیا کند و از یأس و بدبینی دور سازد. این تحلیل، چون رودی زلال، تلاش دارد تا با تبیین دقیق و جامع مفاهیم خیر و شر، راهی به سوی فهم عمیقتر و اصلاح جامعه اسلامی بگشاید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!