متن تحقیق
تحلیل فقهی و کلامی زیرساختهای اقتصاد اسلامی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۶۶۱)
دیباچه
اقتصاد اسلامی، چون گوهری درخشان در سپهر اندیشه دینی، نهتنها نظامی برای مدیریت منابع مادی، بلکه چارچوبی برای تحقق عدالت، کرامت انسانی و انسجام اجتماعی است. این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، به کاوش در زیرساختهای فقهی و کلامی اقتصاد اسلامی میپردازد و با نگاهی نقادانه، وضعیت کنونی جوامع اسلامی را در پرتو اصول قرآنی و فقهی تحلیل میکند. هدف این اثر، تبیین ضرورت اصلاح ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، با تأکید بر دو رکن بنیادین محتوا (عدالت و تخصص) و سیستم (نظامهای بهروز و کارآمد)، است. این پژوهش، مانند مشعلی که تاریکیهای ناکارآمدی را روشن میسازد، درصدد است تا با تحلیل دقیق و علمی، راهکارهایی برای تحقق اقتصاد اسلامی ارائه دهد. متن حاضر، با ساختاری دانشگاهی و زبانی فصیح، تمامی جزئیات درسگفتار را بهگونهای منسجم و جامع ارائه میکند تا برای مخاطبان متخصص، از جمله پژوهشگران فقه، کلام و اقتصاد اسلامی، راهگشا باشد.
بخش نخست: ضرورت زیرساختهای معتبر در اقتصاد اسلامی
نقد صوریگری در اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلامی، بدون زیرساختهای معتبر و اجرایی، چون بنایی است که بر شالودهای سست بنا شده و فروپاشی آن حتمی است. صرف نامگذاری یک نظام اقتصادی بهعنوان اسلامی، بدون تحقق اصول و زیرساختهای آن، مانند نقاشی زیبایی است که بر دیواری فرسوده کشیده شده و دوامی ندارد. این دیدگاه، بر لزوم طراحی دقیق و علمی زیرساختهای اقتصادی مبتنی بر اصول اسلامی تأکید دارد و از رویکردهای صوری و سطحی انتقاد میکند. زیرساختهای معتبر، مانند ریشههای درختی تنومند، باید توانایی تحمل بار مسئولیتهای اقتصادی و اجتماعی را داشته باشند.
وضعیت کنونی کشورهای اسلامی
بررسی وضعیت کنونی کشورهای اسلامی نشان میدهد که هیچیک از این جوامع، که بیش از پنجاه کشور را شامل میشوند، از اقتصاد اسلامی واقعی برخوردار نیستند. این کشورها، به دلیل فقدان زیرساختهای مستقل، ناچار به تبعیت از نظامهای اقتصادی جهانی هستند که اغلب با اصول اسلامی ناسازگارند. این وابستگی، مانند زنجیری که آزادی عمل را سلب میکند، مانع از تحقق خودکفایی اقتصادی و اجرای احکام شرعی در حوزه اقتصاد میشود.
جمعبندی بخش نخست
اقتصاد اسلامی، بدون زیرساختهای معتبر، تنها نامی ظاهری است که فاقد روح و حقیقت است. کشورهای اسلامی، به دلیل وابستگی به نظامهای اقتصادی جهانی، از تحقق این آرمان دور ماندهاند. طراحی زیرساختهای مستقل و مبتنی بر اصول اسلامی، مانند نقشهای برای ساختن بنایی استوار، ضرورتی بنیادین برای تحقق اقتصاد اسلامی است.
|
نکته کلیدی: اقتصاد اسلامی، بدون زیرساختهای معتبر، چون بنایی سست است که نامگذاری ظاهری آن را استوار نمیسازد. |
بخش دوم: محتوا بهعنوان شالوده اقتصاد اسلامی
عدالت و تخصص: ارکان محتوا
محتوا، بهعنوان شاسی اقتصاد اسلامی، شامل دو رکن بنیادین عدالت و تخصص است. همانگونه که یک مجتهد باید عادل و متخصص باشد، هر مدیر، وزیر یا مسئول در نظام اسلامی نیز باید این دو ویژگی را دارا باشد. عدالت، مانند نوری که مسیر حق را روشن میکند، و تخصص، چون ابزاری که کارآمدی را تضمین میکند، برای مشروعیت تصدی مناصب کلان ضروریاند. فقدان هر یک از این دو، تصرفات مسئول را شرعاً نامشروع میسازد، مانند غاصبی که اموال عمومی را به ناحق تصرف کرده است.
مشروعیت تصرفات در اموال عمومی
اگر مدیر یا مسئول فاقد تخصص یا عدالت باشد، تصرفاتش در اموال عمومی، مانند غصب اموال دیگران، شرعاً نامشروع است. این اصل فقهی، چون خطکشی دقیق، مرزهای مشروعیت را مشخص میکند. حتی اگر فردی به اجبار منصبی را بپذیرد، بدون برخورداری از این دو ویژگی، تصرفاتش عدوانی شمرده میشود. این دیدگاه، مانند آیینهای که حقیقت را بازمیتاباند، بر ضرورت شایستگی در مدیریت تأکید دارد.
عدالت در امامت جماعت
در فقه اسلامی، برای امام جماعت، علم مردم به عدالت او شرط است، نه خوداظهاری او. این اصل، مانند کلیدی که در اعتماد عمومی را میگشاید، بر نقش ادراک جامعه در مشروعیت مناصب دینی تأکید دارد. اگر مردم به عدالت امام جماعت علم داشته باشند، حتی اگر بعداً مشخص شود که او عادل نبوده، نمازشان صحیح است. این حکم، مانند پلی که میان فقه و جامعهشناسی پیوند میزند، بر اهمیت اعتماد عمومی در احکام دینی دلالت دارد.
وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ
ترجمه: و چون میان مردم داوری کنید، به عدالت داوری کنید. (سوره نساء، آیه ۵۸)
تشابه عدالت و تخصص در مناصب کلان
در مناصب کلان، مانند وزارت یا مدیریت، جامعه باید فرد را متخصص و عادل بداند، نه خود او. این اصل، مانند گواهینامهای که صلاحیت راننده را تأیید میکند، بر ضرورت تأیید اجتماعی برای تصدی مناصب تأکید دارد. خوداظهاری، مانند سایهای که حقیقت را پنهان میکند، نمیتواند معیار مشروعیت باشد.
نیاز به انسانهای وارسته
جامعه اسلامی، مانند باغی که به درختان تنومند نیاز دارد، نیازمند انسانهای وارسته با آگاهی علمی و طهارت عملی است. این انسانها، چون ستونهای بنای اقتصاد اسلامی، شایستگی لازم برای تحقق عدالت و کارآمدی را فراهم میکنند. فقدان این ویژگیها، مانند خلأیی که بنای جامعه را سست میکند، مانع از تحقق آرمانهای اسلامی میشود.
مراتب عدالت در مدیریت
عدالت در مدیریت، مانند پلکانی که هر پلهاش متناسب با وزن مسئولیت است، با سطح منصب متفاوت میشود. هرچه منصب بالاتر باشد، عدالت بیشتری لازم است، مانند کشتیای که برای تحمل بار سنگینتر، به بدنهای محکمتر نیاز دارد. این تناسب، مانند ترازویی که شایستگی را میسنجد، از اجحاف در مدیریت جلوگیری میکند.
جمعبندی بخش دوم
محتوا، بهعنوان شالوده اقتصاد اسلامی، بر دو رکن عدالت و تخصص استوار است. این دو ویژگی، مانند دو بال پرندهای که به سوی آسمان عدالت پرواز میکند، برای مشروعیت مناصب کلان ضروریاند. اعتماد عمومی، مراتب عدالت و پرورش انسانهای وارسته، مانند ریشههایی هستند که اقتصاد اسلامی را تغذیه میکنند.
|
نکته کلیدی: عدالت و تخصص، چون دو ستون استوار، شالوده محتوایی اقتصاد اسلامی را تشکیل میدهند و بدون آنها، تصرفات در اموال عمومی نامشروع است. |
بخش سوم: سیستم بهعنوان محور نظامسازی اسلامی
قرآن کریم: سیستم اصلی جامعه اسلامی
قرآن کریم، مانند نقشهای جامع که مسیر جامعه اسلامی را هدایت میکند، سیستم اصلی نظامسازی است. معصومین علیهمالسلام، بهعنوان مجریان این سیستم، موظف به تبعیت از آن هستند. اگر روایتی با قرآن کریم تعارض داشته باشد، مانند شاخهای که از درخت جدا شده، فاقد اعتبار است. این اصل، مانند نوری که حقیقت را از باطل جدا میکند، بر برتری قرآن کریم بهعنوان ثقل اکبر تأکید دارد.
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
ترجمه: ما قرآن را نازل کردیم و خود نگهبان آنیم. (سوره حجر، آیه ۹)
تمایز محتوا و سیستم
محتوا، که شامل عدالت و تخصص است، از سیستم، که روشها و الگوهای اجرایی را در بر میگیرد، متمایز است. این دو، مانند روح و جسم یک موجود زنده، برای تحقق اقتصاد اسلامی ضروریاند. سیستم، مانند راهی که مقصد را هموار میکند، باید بهروز و کارآمد باشد تا از اجحافات جلوگیری کند.
نیاز به سیستمهای بهروز در جامعه مدرن
جامعه مدرن، مانند رودخانهای که به بستری محکم نیاز دارد، بدون سیستمهای بهروز به ناکارآمدی و اجحاف منجر میشود. سیستمهای معیوب، مانند چرخهایی که از مسیر خارج شدهاند، جامعه را به سوی فقر و فساد سوق میدهند. اصلاح این سیستمها، مانند بازسازی پلی شکسته، برای تحقق عدالت اقتصادی ضروری است.
جمعبندی بخش سوم
قرآن کریم، بهعنوان سیستم اصلی جامعه اسلامی، محور نظامسازی است و معصومین علیهمالسلام مجریان آن هستند. تمایز محتوا و سیستم، مانند دو بال برای پرواز به سوی اقتصاد اسلامی، ضرورت تلفیق انسانهای شایسته و نظامهای کارآمد را نشان میدهد. سیستمهای بهروز، مانند چشمهای که حیات را جاری میسازد، برای جامعه مدرن ضروریاند.
|
نکته کلیدی: قرآن کریم، چون نقشهای جامع، سیستم اصلی جامعه اسلامی است و سیستمهای بهروز، مانند بستری محکم، از ناکارآمدی و اجحاف جلوگیری میکنند. |
بخش چهارم: عدالت و تخصص در فقه شیعه
تفاوت شیعه و اهل سنت در مدیریت
فقه شیعه، مانند درختی که ریشه در عصمت و عدالت دارد، این دو ویژگی را برای مدیریت شرط میداند، برخلاف اهل سنت که عدالت را شرط نمیدانند. این تفاوت، مانند دو مسیر متمایز در یک جنگل، ریشههای جامعهشناختی تفاوتهای شیعه و سنی را نشان میدهد. در فقه اهل سنت، پذیرش حاکمیت با شمشیر، مانند نسیمی که شاخههای سست را میلرزاند، به فسق و فجور در خلفا منجر شده است.
عدالت در زمان حضور و غیبت
عدالت، مانند نوری که در همه اعصار میدرخشد، هم در زمان حضور معصومین علیهمالسلام و هم در زمان غیبت شرط است. این اصل، مانند ستونی که بنای جامعه را استوار نگه میدارد، بر تداوم ضرورت عدالت در مدیریت تأکید دارد.
اجتهاد در زمان حضور معصومین
حدیث «در مسجد بنشین و برای مردم فتوا بده»، مانند مشعلی که مسیر اجتهاد را روشن میکند، بر ضرورت اجتهاد حتی در زمان حضور معصومین علیهمالسلام دلالت دارد. این حدیث، نشاندهنده استقلال مجتهدان در فتوا و عدم انحصار آن در معصومین است. ارجاع زکریا بن آدم به قم برای فتوا و مسائل مالی، مانند پلی که مسئولیت را به علما واگذار میکند، این استقلال را تأیید میکند.
نقد انحصارطلبی در فتوا
معصومین علیهمالسلام، مانند باغبانانی که به همه درختان فرصت رشد میدهند، انحصار فتوا نداشتند و به علما ارجاع میدادند. این دیدگاه، مانند جریانی که دانش را در جامعه پراکنده میسازد، بر توزیع مسئولیت فقهی تأکید دارد.
جمعبندی بخش چهارم
فقه شیعه، با تأکید بر عدالت و عصمت، از فقه اهل سنت متمایز است و این تفاوت، مانند دو مسیر متمایز، بر مدیریت جامعه اثر میگذارد. اجتهاد و عدالت، مانند دو بال برای پرواز به سوی حقیقت، در همه اعصار ضروریاند و انحصارطلبی در فتوا، مانند سدی که جریان دانش را متوقف میکند، مردود است.
|
نکته کلیدی: عدالت و اجتهاد، چون دو ستون استوار، در فقه شیعه برای مدیریت و فتوا ضروریاند و انحصارطلبی، مانند سدی در برابر دانش، مردود است. |
بخش پنجم: چالشهای ریا و فسق در جوامع اسلامی
ریا در شیعه به دلیل شرط عدالت
شرط عدالت در فقه شیعه، مانند آیینهای که ظاهر را پررنگ میکند، به ظهور ریا و سالوس منجر شده است. سختگیریهای ظاهری، مانند قفسی که روح را محبوس میکند، افراد را به ظاهرسازی سوق داده و از باطن غافل کرده است. این پدیده، مانند سایهای که بر حقیقت میافتد، سلامت اخلاقی جامعه را تهدید میکند.
فسق و فجور در اهل سنت
فقدان شرط عدالت در فقه اهل سنت، مانند بستری که علفهای هرز در آن میروید، به فسق و فجور در خلفا منجر شده است. این تفاوت، مانند دو سوی یک میزان، نشاندهنده تأثیر ساختارهای فقهی بر رفتار اجتماعی است.
نیاز به انسانهای شایسته
اسلام، مانند باغی که به درختان سالم نیاز دارد، دینی مبتنی بر محتواست و نیازمند انسانهای شایسته با باطن و ظاهر سالم است. این شایستگی، مانند چشمهای که حیات را جاری میسازد، به تحقق اقتصاد اسلامی یاری میرساند.
خودانعزالی در مدیریت
در اسلام، مدیر فاقد صلاحیت، مانند شاخهای که خودبهخود از درخت جدا میشود، خودبهخود منعزل است و نیازی به عزل رسمی ندارد. این اصل، مانند ترازویی که شایستگی را میسنجد، بر خودکار بودن مشروعیت در مدیریت تأکید دارد.
جمعبندی بخش پنجم
ریا در شیعه و فسق در اهل سنت، مانند دو آفت که سلامت جامعه را تهدید میکنند، ریشه در تفاوتهای فقهی دارند. پرورش انسانهای شایسته و خودانعزالی مدیران فاقد صلاحیت، مانند دو راهکار برای اصلاح جامعه، ضرورت دارند.
|
نکته کلیدی: ریا و فسق، چون دو آفت اجتماعی، ریشه در ساختارهای فقهی دارند و انسانهای شایسته، مانند چشمهای زلال، سلامت جامعه را تضمین میکنند. |
بخش ششم: نقد نظامهای آموزشی و مدیریتی
نقد نظام امتحانات در علم دینی
نظام امتحانات کنونی در علم دینی، مانند ترازویی که تنها وزن سبکترها را میسنجد، به تمرکز بر طلاب ضعیف و نادیده گرفتن اساتید منجر شده است. این نظام، مانند سدی که جریان دانش را متوقف میکند، ظالمانه است و به اصلاح نیاز دارد. امتحان از اساتید، مانند آزمونی که شایستگی را تضمین میکند، باید مقدم بر امتحان طلاب باشد.
نقد نظام انتخاب مدیران
در نظام کنونی، مناصب بالا بدون نیاز به مدرک انتخاب میشوند، اما مناصب پایین نیازمند مدرکاند. این ناهنجاری، مانند بنایی که شالودهاش برعکس بنا شده، به ناکارآمدی و فساد منجر میشود. انتخاب مدیران، مانند گزینش گوهر از سنگ، باید مبتنی بر شایستگی و تخصص باشد.
جمعبندی بخش ششم
نظامهای آموزشی و مدیریتی کنونی، مانند چرخهای شکستهای که حرکت جامعه را مختل میکنند، نیازمند اصلاح هستند. امتحانات عادلانه و انتخاب مدیران شایسته، مانند دو کلید برای گشودن درهای کارآمدی، ضرورت دارند.
|
نکته کلیدی: نظامهای آموزشی و مدیریتی معیوب، چون سدی در برابر پیشرفت، به اصلاحات عادلانه و شایستهسالار نیاز دارند. |
بخش هفتم: نقد مشاغل و زیرساختهای اقتصادی
بیکاری: آفت اجتماعی
بیکاری، مانند زهری که ریشههای جامعه را میخشکاند، ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی است. نبود سیستمهای کارآمد، مانند خلأیی که این آفت را تشدید میکند، به گسترش فقر و فساد منجر میشود. اشتغالزایی، مانند چشمهای که حیات را به جامعه بازمیگرداند، ضرورتی بنیادین است.
نقد مشاغل سنتی
مشاغل سنتی، مانند قالیبافی دستی، مانند درختی که میوهای پرزحمت و کمبازده میدهد، به فقر و بیماری منجر میشوند. فرشهای ماشینی، مانند گلی که با فناوری شکوفا شده، مفید، مختصر و ارزانترند و کیفیت زندگی را بهبود میبخشند.
نقد نظام کشاورزی
کشاورزی سنتی، مانند رودی که بیهوده به سوی هدررفت جاری است، با مصرف بیش از حد آب و ناکارآمدی، به زیان فقرا منجر میشود. صنعتیسازی کشاورزی، مانند پلی که منابع را حفظ میکند، برای تحقق عدالت اقتصادی ضروری است.
نقد نظام آبرسانی
نظام آبرسانی کنونی، مانند چشمهای که گلآلود شده، به دلیل رسوبات و ناکارآمدی، غیرقابل مصرف است. اصلاح این نظام، مانند تصفیه آبی که حیات را تضمین میکند، برای سلامت جامعه ضروری است.
خطرات مشاغل معدنی
مشاغل معدنی، مانند غاری که کارگران را در خود فرو میبرد، به دلیل نبود سیستم ایمن، به مرگ و فقر منجر میشوند. ایمنی و نظاممندی، مانند سپری که جان کارگران را حفظ میکند، در این مشاغل ضروری است.
نقد مشاغل کاذب
بسیاری از مشاغل کنونی، مانند تبلیغ در مساجد کوچک، مانند شاخههایی بیثمر، کاذب و ناکارآمدند. ایجاد مشاغل معنادار و گسترده، مانند درختی که میوهای فراوان میدهد، برای اقتصاد اسلامی ضروری است.
نقد ادغام وزارتخانهها
ادغام وزارتخانههایی مانند صنعت، معدن و تجارت، مانند درهمآمیختن آب و روغن، به دلیل ناکارآمدی، به فساد منجر میشود. تفکیک وظایف، مانند جداسازی مسیرهای یک رودخانه، برای کارآمدی ضروری است.
نقد انتصابات غیرتخصصی
انتصاب افراد غیرمتخصص در مناصب کلان، مانند سپردن کشتی به ناخدایی نابلد، به ناکارآمدی منجر میشود. تخصص، مانند قطبنمایی که مسیر را نشان میدهد، در مدیریت کلان ضروری است.
نقد مهندسی غیرعلمی
مهندسی غیرعلمی، مانند تعطیلی زمینهای کشاورزی به بهانههای غیرمنطقی، مانند بستن چشمهای پرآب، به زیان جامعه است. مهندسی مبتنی بر علم و فقه، مانند نوری که مسیر توسعه را روشن میکند، ضرورت دارد.
جمعبندی بخش هفتم
مشاغل سنتی، نظامهای کشاورزی، آبرسانی و معدنی معیوب، مانند زنجیرهایی که پیشرفت را متوقف میکنند، به اصلاح نیاز دارند. اشتغالزایی معنادار، صنعتیسازی و انتصابات تخصصی، مانند کلیدهایی برای گشودن درهای اقتصاد اسلامی، ضروریاند.
|
نکته کلیدی: نظامهای معیوب و مشاغل کاذب، چون موانعی در مسیر پیشرفت، به اصلاحات علمی و عادلانه نیاز دارند. |
بخش هشتم: نقد نظام حملونقل و تأثیرات اجتماعی
نقد نظام حملونقل جادهای
نبود سیستم ریلی، مانند خلأیی که جانها را به خطر میاندازد، به تصادفات و مرگومیر در جادهها منجر میشود. حملونقل جادهای، مانند رودی که بینظم جاری است، نمیتواند بار سنگین اقتصاد را به دوش کشد.
نقد قوانین رانندگی
قوانین رانندگی یکسان برای خودروهای متفاوت، مانند ترازویی که وزنهای نابرابر را یکسان میسنجد، ظالمانه است. این قوانین، مانند قفسی که حرکت را محدود میکند، به ناکارآمدی و خطر منجر میشوند.
فشارهای اقتصادی و اعتیاد
فشارهای اقتصادی و نبود سیستم مناسب، مانند بستری که علفهای هرز در آن میروید، رانندگان را به اعتیاد سوق میدهد. این پدیده، مانند زخمی که عفونت میکند، سلامت اجتماعی را تهدید میکند.
نقد حمل بارهای سنگین
حمل بارهای سنگین با وسایل غیرمناسب، مانند سپردن بار گران به شانهای ناتوان، جرم است و به تصادفات منجر میشود. سیستم ریلی، مانند پلی محکم، برای حمل بارهای سنگین ضروری است.
جمعبندی بخش هشتم
نظام حملونقل معیوب، مانند راهی پرخطر که به پرتگاه میرسد، به اصلاحات اساسی نیاز دارد. سیستم ریلی، قوانین عادلانه و کاهش فشارهای اقتصادی، مانند کلیدهایی برای ایمنی و کارآمدی، ضرورت دارند.
|
نکته کلیدی: نظام حملونقل معیوب، چون راهی پرخطر، به سیستم ریلی و قوانین عادلانه نیاز دارد تا از تصادفات و مفاسد جلوگیری کند. |
بخش نهم: نتیجهگیری
اقتصاد اسلامی، مانند باغی که به آبیاری عدالت و تخصص نیاز دارد، بدون زیرساختهای معتبر و نظامهای کارآمد، به ثمر نمینشیند. این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، نشان داد که محتوای اقتصاد اسلامی، متشکل از عدالت و تخصص، و سیستم آن، مبتنی بر قرآن کریم و الگوهای بهروز، دو رکن بنیادین برای تحقق این آرماناند. نقد وضعیت کنونی کشورهای اسلامی، مانند آیینهای که حقیقت را بازمیتاباند، وابستگی به نظامهای جهانی و ناکارآمدی زیرساختها را آشکار ساخت. فقه شیعه، با تأکید بر عدالت و اجتهاد، مانند مشعلی که مسیر را روشن میکند، از فقه اهل سنت متمایز است، اما ریا و سالوس، مانند سایههایی که بر این مسیر میافتند، چالشهایی جدی ایجاد کردهاند. اصلاح نظامهای آموزشی، مدیریتی، کشاورزی، آبرسانی، معدنی و حملونقل، مانند بازسازی بنایی که در حال فروپاشی است، برای تحقق اقتصاد اسلامی ضروری است. پرورش انسانهای شایسته، ایجاد مشاغل معنادار و صنعتیسازی، مانند چشمههایی که حیات را به جامعه بازمیگردانند، راهکارهایی برای برونرفت از این چالشها هستند. این اثر، مانند نقشهای که مسیر اصلاح را نشان میدهد، بر ضرورت تلفیق محتوا و سیستم برای ساختن جامعهای عادلانه و کارآمد تأکید دارد.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!