متن تحقیق
فقه اقتصاد اسلامی: موضوعشناسی کسب و کار
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۷۲۳)
مقدمه: بازاندیشی در فقه اقتصاد اسلامی
فقه اقتصاد اسلامی، به مثابه دریایی ژرف از دانش و معرفت، راهنمایی است که نه تنها مسیر سعادت اخروی را روشن میسازد، بلکه در تنظیم امور معیشتی و اقتصادی جامعه نیز نقشی بیبدیل دارد. استاد فرزانه قدسسره، در این درسگفتار، با تکیه بر روایات معصومین علیهمالسلام و آیات نورانی قرآن کریم، به موضوعشناسی کسب و کار پرداخته و اصول بنیادین اقتصاد اسلامی را در پرتو فقه پویا تبیین کردهاند. این نوشتار، با نگاهی عمیق به جایگاه کار، کسب، کشاورزی و دامداری در صدر اسلام و جوامع نوین، به نقد ناکارآمدیهای اقتصادی مانند کشاورزی سنتی و اقتصاد تکمحصولی پرداخته و راهکارهایی برای تحقق اقتصاد مولد و پایدار ارائه میدهد. هدف این اثر، ارائه متنی علمی و منسجم است که ضمن حفظ امانت در انتقال محتوای اصلی، با زبانی متین و فاخر، راهگشای پژوهشگران و اندیشمندان حوزه فقه و اقتصاد باشد.
بخش نخست: جایگاه فعالیتهای اقتصادی در فقه اسلامی
تداوم اهمیت کار، کسب، کشاورزی و دامداری
در صدر اسلام، چهار رکن اساسی کار، کسب، کشاورزی و دامداری از جایگاه اجتماعی والایی برخوردار بودند. این فعالیتها، به مثابه ستونهای استوار اقتصاد جامعه اسلامی، نه تنها نیازهای مادی جامعه را تأمین میکردند، بلکه به مثابه پلی میان معنویت و معیشت، به تقویت بنیانهای اجتماعی یاری رساندند. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که این چهار رکن، هرچند در جوامع نوین دچار تحولاتی در شکل و روش شدهاند، همچنان از اهمیت و قوت برخوردارند. این تداوم، نشاندهنده انعطافپذیری فقه اسلامی در پاسخگویی به نیازهای متغیر زمانه است.
کار، به عنوان تلاشی هدفمند برای خلق ارزش، در گذشته به شکل فعالیتهای دستی و ساده نمود مییافت، اما امروز در قالب حرفههای تخصصی و صنعتی جلوهگر شده است. کسب نیز، که در صدر اسلام به تجارتهای سنتی محدود بود، اکنون در قالب دستهجات متنوعی از فعالیتهای تجاری و خدماتی گسترش یافته است. کشاورزی و دامداری نیز، که روزگاری با ابزارهای ابتدایی انجام میشدند، نیازمند تحول به سوی روشهای علمی و صنعتی هستند تا پاسخگوی نیازهای فزاینده جامعه باشند.
| نکته کلیدی: کار، کسب، کشاورزی و دامداری، به مثابه شریانهای حیاتی اقتصاد اسلامی، از صدر اسلام تا امروز جایگاه خود را حفظ کردهاند، اما تحول در روشهای اجرای آنها ضرورتی اجتنابناپذیر است. |
نقد کشاورزی سنتی: خودکشی اجتماعی
استاد فرزانه قدسسره، با تشبیهی بدیع، کشاورزی سنتی را به خودکشی اجتماعی تشبیه کردهاند. برخلاف خودکشی فردی که در لحظهای رخ میدهد، کشاورزی سنتی به تدریج و در بازهای پنجاهساله، جامعه را به سوی قهقرا، خشکسالی، فقر و بیآبی سوق میدهد. این تشبیه، به مثابه هشداری است که پیامدهای مخرب روشهای سنتی را بر منابع طبیعی و اقتصاد جامعه گوشزد میکند. کشاورزی سنتی، که با ابزارهای ابتدایی و بدون بهرهگیری از دانش روز انجام میشود، نه تنها بهرهوری پایینی دارد، بلکه به هدررفت منابع آب و خاک منجر شده و پایداری اقتصادی را به مخاطره میاندازد.
این نقد، ریشه در ضرورت تحول در روشهای کشاورزی دارد. استاد تأکید دارند که کشاورزی مدرن، با بهرهگیری از فناوریهای نوین و روشهای علمی، میتواند از این خودکشی اجتماعی جلوگیری کند. صنعتیسازی کشاورزی، به مثابه نوشدارویی برای اقتصاد بیمار، نه تنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه به حفظ منابع طبیعی و تأمین نیازهای فزاینده جامعه یاری میرساند.
تحول در دامداری: از سنت به صنعت
دامداری نیز، به مانند کشاورزی، نیازمند گذار از روشهای سنتی به صنعتی است. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که دامداری باید به شکلی بهداشتی، علمی و شرکتی انجام شود. دامداری سنتی، که در آن فردی چند دام را به شیوهای ابتدایی نگهداری میکند، نه تنها بهرهوری پایینی دارد، بلکه نمیتواند پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. در مقابل، دامداری صنعتی، با بهرهگیری از دانش روز و مدیریت شرکتی، میتواند به تولید انبوه، بهداشتی و پایدار منجر شود.
این تحول، به مثابه گذار از تاریکی به روشنایی، نه تنها به افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات دامی میانجامد، بلکه به سلامت عمومی جامعه و رشد اقتصادی یاری میرساند. استاد با این دیدگاه، بر ضرورت بازنگری در روشهای سنتی و حرکت به سوی اقتصاد مولد تأکید دارند.
جمعبندی بخش نخست
بخش نخست این نوشتار، با تبیین جایگاه کار، کسب، کشاورزی و دامداری در فقه اقتصاد اسلامی، بر تداوم اهمیت این فعالیتها و ضرورت تحول در روشهای اجرای آنها تأکید کرد. نقد کشاورزی سنتی به مثابه خودکشی اجتماعی و توصیه به صنعتیسازی دامداری، نشاندهنده عمق نگاه فقهی به مسائل اقتصادی است. این اصول، به مثابه چراغی راهنما، مسیر حرکت به سوی اقتصادی پویا و پایدار را روشن میسازند.
بخش دوم: اصول اقتصاد اسلامی در پرتو روایات معصومین
پرهیز از انباشت مال: نقدی بر مال صامت
یکی از اصول بنیادین اقتصاد اسلامی، پرهیز از انباشت مال و نگهداری غیرمولد آن است. استاد فرزانه قدسسره، با استناد به روایتی از امام صادق علیهالسلام، به این اصل کلیدی اشاره دارند:
مَا يُخَلِّفُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ شَيْئًا أَسْتَدَّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَالِ الصَّامِتِ
ترجمه: انسان پس از خود چیزی زیانبارتر از مال صامت به جا نمیگذارد.
مال صامت، به مثابه گنجی مدفون در خاک، مالی است که از چرخه اقتصادی خارج شده و در تعامل و گردش نباشد. این مال، به دلیل بیحاصلی و عدم تولید منفعت، نه تنها به صاحبش سودی نمیرساند، بلکه به زیان جامعه منجر میشود. استاد تأکید دارند که انباشت پول، مانند حبس آب در برکهای راکد، به تباهی آن میانجامد. در پاسخ به پرسش راوی که «با این مال چه کنم؟»، امام صادق علیهالسلام راهکارهایی عملی ارائه میدهند: خرید خانه، باغ یا زمین که منفعتآفرین باشند.
این توصیه، به مثابه نسیمی که راکد بودن آب را به جریان میاندازد، بر ضرورت سرمایهگذاری مولد تأکید دارد. خرید داراییهایی که منفعت مستمر ایجاد کنند، مانند اجاره دادن خانه به مؤمنی نیازمند، نه تنها به رشد اقتصادی فرد یاری میرساند، بلکه به عدالت اجتماعی و حمایت از دیگران کمک میکند.
| نکته کلیدی: مال صامت، گویی روحی محبوس در کالبدی بیجان است که از چرخه حیات اقتصادی خارج شده و به زیان فرد و جامعه میانجامد. سرمایهگذاری در داراییهای مولد، راه رهایی از این تباهی است. |
توصیه به سرمایهگذاری کلان و پرهیز از خردهفروشی
استاد فرزانه قدسسره، با استناد به روایات معصومین علیهمالسلام، بر اهمیت سرمایهگذاریهای کلان و توسعهمحور تأکید دارند. معصومین، با بصیرتی بیمانند، از درگیری در خرید و فروشهای خردهریز نهی کرده و به فعالیتهای بزرگ و مولد، مانند خرید کارخانه یا ذوبآهن، توصیه کردهاند. این اصل، به مثابه دعوتی است برای پرواز به سوی قلههای بلند اقتصاد، به جای درجا زدن در دامنههای کمارزش.
استاد با مثالی طنزآمیز، خرید خر به جای کارخانه را نقد کرده و بر ضرورت مقیاسپذیری فعالیتهای اقتصادی تأکید دارند. حتی در دامداری، توصیه به خرید هزاران دام به جای چند دام، نشاندهنده اهمیت مقیاس و سودآوری در اقتصاد است. این دیدگاه، با تأکید بر مشارکت و ابزارهای مالی برای تأمین سرمایه، راهکارهایی عملی برای افرادی ارائه میدهد که از سرمایه کافی برخوردار نیستند.
نقد انباشت و تكاثر در قرآن کریم
قرآن کریم، با بیانی بلیغ و هشداردهنده، انباشت مال را مورد نکوهش قرار داده است:
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ
ترجمه: تکاثر شما را سرگرم کرد، تا آنگاه که به گورستانها درآیید.
این آیه، به مثابه آیینهای که حقیقت ناپایدار دنیا را نشان میدهد، انسان را از غرق شدن در انباشت مال و غفلت از اهداف معنوی برحذر میدارد. همچنین، در آیهای دیگر، انباشت طلا و نقره بدون انفاق در راه خدا مورد سرزنش قرار گرفته است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، بسیاری از احبار و رهبان اموال مردم را به باطل میخورند و از راه خدا بازمیدارند. و کسانی که طلا و نقره را گنجینه میکنند و آن را در راه خدا انفاق نمیکنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
این آیات، به مثابه هشداری الهی، انباشت غیرمولد مال را حرام دانسته و آن را مانند قطع عضوی از پیکر جامعه توصیف میکنند. استاد تأکید دارند که انباشت مال، مانند حبس حیات در قفسی بیحاصل، به رکود اقتصادی و زیان اجتماعی منجر میشود.
جمعبندی بخش دوم
این بخش، با تکیه بر روایات و آیات قرآن کریم، اصول اقتصاد اسلامی را در پرهیز از انباشت مال، سرمایهگذاری مولد و پرهیز از فعالیتهای خردهریز تبیین کرد. مال صامت، به مثابه باری سنگین بر دوش صاحبش، نه تنها سودی ندارد، بلکه به زیان جامعه میانجامد. توصیه به سرمایهگذاری کلان و نقد تکاثر، راهنمایی است برای حرکت به سوی اقتصادی پویا و عادلانه که در آن، مال در خدمت رشد جامعه و عدالت اجتماعی قرار میگیرد.
بخش سوم: تنوعبخشی به داراییها و نقد اقتصاد تکمحصولی
روایت تنوعبخشی به داراییها
استاد فرزانه قدسسره، با استناد به روایتی از امام صادق علیهالسلام، به اهمیت تنوعبخشی به داراییها اشاره دارند. در این روایت، شخصی به نام جعفران به امام توصیه میکند که اموالش را متمرکز کند:
وَلَوْ كَانَتْ فِي مَوْضِعٍ كَانَ أَكْثَرَ لِمَعُونَتِهَا بِأَعْظَمَ لِمَنْفَعَتِهَا
ترجمه: اگر اموال در یک مکان بود، کمک و سود بیشتری داشت.
امام در پاسخ، با بصیرتی ژرف، میفرمایند:
أَتَّخَذْتُهَا مُتَفَرِّقَةً فَإِنْ أَصَابَ هَذَا الْمَالَ شَيْءٌ سَلِمَ هَذَا
ترجمه: آنها را متفرق کردهام، اگر به یکی آسیبی رسید، دیگری سالم میماند.
این پاسخ، به مثابه نقشهای برای عبور از طوفانهای اقتصادی، بر اهمیت تنوعبخشی به داراییها تأکید دارد. تمرکز اموال در یک مکان، مانند قرار دادن تمام تخممرغها در یک سبد، ریسک بالایی دارد و در صورت بروز مشکل، کل سرمایه از دست میرود. اما تنوعبخشی، به مثابه سپری در برابر ناملایمات، امنیت اقتصادی را تضمین میکند.
| نکته کلیدی: تنوعبخشی به داراییها، گویی کاشت بذرهای گوناگون در زمینهای متفاوت است که در صورت خشکسالی یک زمین، زمین دیگر بارور میماند. |
نقد اقتصاد تکمحصولی
استاد فرزانه قدسسره، اقتصاد تکمحصولی را به مثابه راهرویی تنگ و پرخطر توصیف کرده و آن را نقد میکنند. در مناطقی مانند تربت که وابسته به زعفران یا کرمان که وابسته به پسته است، بروز مشکل در یک محصول، کل اقتصاد منطقه را فلج میکند. این آسیبپذیری، به مثابه ایستادن بر لبه پرتگاه، جامعه را در معرض خطر فقر و بیثباتی قرار میدهد.
ایران، به دلیل تمرکز بر نفت، به دام اقتصاد تکمحصولی افتاده است. این وابستگی، مانند تکیه بر عصایی شکننده، اقتصاد کشور را در برابر تحریمها و نوسانات بازار جهانی آسیبپذیر کرده است. استاد تأکید دارند که ایران، با ظرفیتهای عظیم خود در زمینههایی مانند فرش، پسته، زعفران و حتی گردشگری مذهبی، میتواند اقتصادی متنوع و پویا داشته باشد، اما غفلت از این ظرفیتها، مانند دفن گنجی عظیم در خاک، به هدررفت فرصتها منجر شده است.
مقایسه ایران و ترکیه
استاد، با مقایسهای تاریخی، به تفاوت مسیر ایران و ترکیه پرداختهاند. ترکیه، بدون بهرهمندی از منابع نفتی، با تلاش در زمینههایی مانند گردشگری و تجارت، خود را به دروازههای اروپا رسانده است. این تلاش، به مثابه بالهایی است که ترکیه را به سوی پیشرفت پرواز داده است. اما ایران، با وجود منابع عظیم نفتی، به دلیل وابستگی به این منبع، مانند پرندهای که بالهایش را بستهاند، در دام سلطه و سرکوب گرفتار شده است.
این مقایسه، نشاندهنده تأثیر منابع طبیعی بر ساختار سیاسی و اقتصادی است. ترکیه، با فقدان نفت، به سوی جمهوری و آزادی حرکت کرد، در حالی که ایران، به دلیل نفت، به سلطنت و تمرکز قدرت گرایید. این تحلیل، به مثابه آیینهای است که ضرورت تنوعبخشی و تلاش برای پیشرفت را نشان میدهد.
ظرفیتهای عظیم ایران
ایران، به مثابه قارهای غنی از تمدن، خاک، آب و دانش، ظرفیتهایی بینظیر برای تبدیل شدن به قدرتی اقتصادی دارد. استاد تأکید دارند که دانشمندان ایرانی تا قرن هجدهم با دانشمندان جهان برابری میکردند و حتی کتب سته اهل سنت، که مهمترین منابع فقهی آنهاست، توسط ایرانیان نگاشته شده است. این برتری علمی، مانند گنجی است که باید از خاک غفلت بیرون کشیده شود تا بار دیگر ایران را به قلههای دانش و اقتصاد برساند.
رود کارون، به تنهایی، میتواند نیازهای اروپا را تأمین کند، اما سوءمدیریت، مانند سدی در برابر این رود خروشان، مانع بهرهبرداری از آن شده است. استاد با این مثال، بر ضرورت مدیریت علمی منابع و تنوعبخشی به اقتصاد تأکید دارند.
جمعبندی بخش سوم
این بخش، با تکیه بر روایت تنوعبخشی به داراییها و نقد اقتصاد تکمحصولی، راهکارهایی برای رهایی از آسیبپذیری اقتصادی ارائه داد. ایران، با ظرفیتهای عظیم خود، میتواند به جای وابستگی به نفت، مانند درختی تنومند با شاخههای متنوع، به اقتصادی پویا و پایدار دست یابد. این اصول، به مثابه نقشهای برای آینده، مسیر حرکت به سوی پیشرفت را روشن میسازند.
بخش چهارم: مسئولیت اجتماعی و معیشت عالمان دینی
تأمین آینده خانواده
استاد فرزانه قدسسره، با استناد به روایتی از امام صادق علیهالسلام، بر مسئولیت مرد در تأمین آینده خانواده تأکید دارند:
لِمُصَادِفٍ مَوْلًى اتَّخَذْ عَقَدَةً أَوْ ضَيْعَةً فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا مَثَّلَتْ بِهِ النَّازِلَةُ أَوِ الْمُصِيبَةُ فَذَكَرَ أَنَّ وَرَاءَ ظَهْرِهِ مَا يُقِيمُ عَيَالَهُ كَانَ أَثْقَلَ لِنَفْسِهِ
ترجمه: به مصادف گفت: ملکی یا زمینی بگیر، زیرا اگر مصیبت یا حادثهای برای مرد پیش آید و بداند که برای خانوادهاش چیزی باقی گذاشته، آرامش بیشتری دارد.
این روایت، به مثابه چراغی در تاریکی مصیبت، بر اهمیت برنامهریزی اقتصادی برای تأمین آینده خانواده تأکید دارد. مردی که با خرید باغ، مغازه یا کشاورزی، آینده عیالش را تضمین کند، مانند معماری است که بنای زندگی را چنان استوار میسازد که در برابر طوفانها فرو نریزد.
| نکته کلیدی: تأمین آینده خانواده، گویی کاشت بذری است که در روزگار سختی، سایهساری برای عیال فراهم میآورد و آرامش روانی مرد را تضمین میکند. |
نقد وضعیت معیشتی عالمان دینی
استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی نقادانه، به وضعیت معیشتی عالمان دینی پرداخته و تأکید دارند که شهريه کنونی، مانند قطرهای در برابر دریای نیازها، برای خرید باغ یا مغازه کافی نیست. این کمبود، عالمان را به سوی درآمدهای غیرمشروع، مانند نماز استیجاری یا سوءاستفاده از بیتالمال، سوق میدهد. این وضعیت، به مثابه بیماریای است که پیکر علم دینی را رنجور کرده و نیازمند درمان فوری است.
استاد با تشبیهی تکاندهنده، عالمان را به دو دسته تقسیم میکنند: یا به دزدی میافتند یا فلج میشوند. این تشبیه، مانند زنگ خطری است که از بحران معیشتی عالمان و تأثیر آن بر کرامت و جایگاه اجتماعی آنها خبر میدهد. بدهکاری یک عالم پس از فوت، مانند لکهای بر دامان علم دینی، نشانه فقدان برنامهریزی اقتصادی است.
پیشنهاد خودکفایی و آموزش مهارت
استاد، با تجربهای شخصی، بر اهمیت خودکفایی و تنوع مهارتها تأکید دارند. ایشان با تسلط بر دهها حرفه، از نیاز به شهريه یا درآمدهای غیرمشروع بینیاز شدهاند. این تجربه، مانند مشعلی است که مسیر خودکفایی را برای عالمان دینی روشن میکند. استاد پیشنهاد میدهند که مهارتهای اقتصادی به عالمان آموزش داده شود، اما این آموزش باید نظاممند و قانونی باشد تا از هرجومرج جلوگیری کند.
این پیشنهاد، به مثابه پلی است که عالمان را از وابستگی به شهريه به سوی استقلال اقتصادی میرساند. استاد تأکید دارند که علم دینی باید قدرتمند و دانشمحور باشد تا بتواند جامعه را هدایت کند. این دیدگاه، مانند دعوتی است برای بازسازی بنیانهای علم دینی در راستای پاسخگویی به نیازهای زمانه.
نقد ناکارآمدی علم دینی در مسائل اجتماعی
استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی نقادانه، به ناکارآمدی علم دینی در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، مانند مسائل جن و جادو یا اختلالات روانی، اشاره دارند. این ناکارآمدی، مانند سایهای است که بر جایگاه علم دینی افتاده و نیازمند اصلاح است. استاد پیشنهاد میدهند که علم دینی با ایجاد ساختارهای رسمی و آموزش نخبگان، به این نیازها پاسخ دهد.
این پیشنهاد، به مثابه نقشهای برای بازسازی علم دینی است که باید از محافظهکاری و ترس از بزرگی فاصله گرفته و به سوی تأثیرگذاری اجتماعی حرکت کند. استاد با مثالی از تأثیر دانش یک طلبه در فلسفه موسیقی بر فردی غیرمذهبی، نشان میدهند که علم دینی، اگر با قدرت و جامعیت ارائه شود، میتواند جامعه را به سوی دین و ارزشها هدایت کند.
جمعبندی بخش چهارم
این بخش، با تأکید بر مسئولیت اجتماعی عالمان دینی در تأمین آینده خانواده و نقد وضعیت معیشتی آنها، راهکارهایی برای خودکفایی و اصلاح علم دینی ارائه داد. عالمان، مانند ستارگان هدایتگر، باید با دانش و مهارت، جامعه را به سوی سعادت رهنمون شوند. این اصول، مانند بذرهایی هستند که در زمین علم دینی کاشته شده و با مراقبت، به درختی تنومند بدل خواهند شد.
نتیجهگیری و جمعبندی
این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، به تبیین اصول فقه اقتصاد اسلامی در موضوعشناسی کسب و کار پرداخت. جایگاه کار، کسب، کشاورزی و دامداری، به مثابه ستونهای اقتصاد اسلامی، از صدر اسلام تا امروز حفظ شده، اما نیازمند تحول به سوی روشهای علمی و صنعتی است. نقد کشاورزی سنتی و اقتصاد تکمحصولی، مانند هشداری است که ضرورت بازنگری در روشهای اقتصادی را گوشزد میکند. روایات معصومین علیهمالسلام، مانند چراغهایی در مسیر تاریک، بر پرهیز از انباشت مال، سرمایهگذاری مولد و تنوعبخشی به داراییها تأکید دارند. همچنین، نقد وضعیت معیشتی عالمان دینی و پیشنهاد خودکفایی و آموزش مهارت، مانند دعوتی است برای بازسازی علم دینی در راستای هدایت جامعه.
این اثر، مانند کتابی گشوده از حکمت اسلامی، راهنمایی است برای پژوهشگران، سیاستگذاران و عالمان دینی که در پی تحقق اقتصادی پویا، عادلانه و مبتنی بر فقه اسلامی هستند. امید است که این اصول، مانند بذرهایی در زمین حاصلخیز اندیشه، به بار نشسته و جامعه اسلامی را به سوی سعادت و پیشرفت رهنمون سازد.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!