متن تحقیق
فقه پویا: بازاندیشی در نقش خواص و مردم در نظم و انحطاط اجتماعی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۷۶۱)
مقدمه: فقه و بازسازی نظم اجتماعی
فقه، بهمثابه دانشی پویا و عملی، نهتنها وظیفه هدایت اعمال فردی مکلفان را بر عهده دارد، بلکه بهعنوان نظامی حکمی و راهبردی، توانایی بازسازی ساختارهای اجتماعی را داراست. این دانش، با تکیه بر تحلیل دقیق نقشهای اجتماعی، بهویژه تمایز میان خواص و مردم، میکوشد تا ریشههای فساد و انحطاط را شناسایی کرده و راهکارهایی برای اصلاح ارائه دهد. استاد فرزانه قدسسره در این درسگفتار، با نگاهی عمیق و قرآنی، بر نقش مخرب خواص ناصالح در ایجاد ناامنی و فساد اجتماعی تأکید ورزیده و جایگاه مردم را بهعنوان ولینعمت جامعه برجسته میسازد. این نوشتار، با بهرهگیری از استعارههایی چون باغبان و باغ، فقه را بهمثابه نظامی تربیتی و اصلاحی ترسیم میکند که میتواند جامعه را به سوی انسجام و عدالت هدایت نماید. هدف این اثر، ارائه تحلیلی جامع و علمی از نقش خواص و مردم در نظم و انحطاط اجتماعی است که ضمن حفظ اصالت منابع دینی، پاسخگوی پیچیدگیهای زندگی معاصر باشد.
بخش یکم: تمایز نقش خواص و مردم در نظم اجتماعی
مردم: ولینعمت جامعه
مردم، بهعنوان پایه و ستون اصلی جامعه، نقشی بیبدیل در حفظ نظم و حیات اجتماعی ایفا میکنند. این گروه، که عمدتاً در پی آرامش، رفاه و آسایشاند، به دنبال استکثار و زیادهخواهی نیستند. برخلاف تصور برخی، مردم عادی عامل مشکلات کلان و گسترده اجتماعی نیستند، بلکه با تلاش و زحمت، چرخه حیات جامعه را به گردش درمیآورند. استاد فرزانه با تأکید بر این نکته، مردم را به نهالهایی در باغ جامعه تشبیه میکند که با مراقبت و احترام، میتوانند به باروری و شکوفایی برسند. این دیدگاه، بر ضرورت تکریم مردم بهعنوان ولینعمت جامعه تأکید دارد و هرگونه تحقیر یا بیتوجهی به آنان را نفی میکند.
نکته کلیدی: مردم، بهمثابه ولینعمت جامعه، با تلاش و زحمت، پایه نظم اجتماعی را تشکیل میدهند و شایسته احترام و تکریماند.
خواص ناصالح: عامل انحطاط اجتماعی
در مقابل، خواص ناصالح، که از قدرت، امکانات و نفوذ برخوردارند، عامل اصلی فساد و ناامنی در جامعهاند. این گروه، با حرص و طمع بیحد، به دنبال استکثار و تصرف منابع نامحدودند و حتی اگر تمامی جهان را به چنگ آورند، باز به دنبال اهداف بیشتری هستند. استاد فرزانه با نقد این بلندپروازیهای مخرب، بر این نکته تأکید دارد که خواص ناصالح، با سوءاستفاده از قدرت، جامعه را به ورطه تخریب و نابودی میکشانند. این گروه، مانند طوفانی ویرانگر، آرامش باغ جامعه را برهم میزنند و با ایجاد نزاع و فساد، مانع شکوفایی آن میشوند.
نقش کارگران در نظم اجتماعی
کارگران، بهعنوان بخشی از مردم، با خدمات خود در پاکسازی و خدمت به جامعه، نقشی کلیدی در حفظ نظم و پاکیزگی اجتماعی ایفا میکنند. استاد فرزانه با تأکید بر جایگاه این گروه، بر ضرورت احترام و محبت به آنان تأکید دارد. کارگر، مانند باغبانی است که با زحمت، خاک جامعه را از آلودگیها پاک میکند و زمینهساز رشد و بالندگی آن میشود. تکریم این گروه، نهتنها وظیفهای اخلاقی، بلکه ضرورتی دینی است که به تقویت انسجام اجتماعی کمک میکند.
نکته کلیدی: کارگران، با خدمات خود، به نظم و پاکیزگی جامعه کمک میکنند و شایسته احترام و محبتاند.
جمعبندی بخش یکم
این بخش، با تبیین نقش مردم و خواص در نظم اجتماعی، بر تفاوت بنیادین میان این دو گروه تأکید دارد. مردم، بهعنوان ولینعمت جامعه، با تلاش و زحمت، پایه نظم اجتماعی را تشکیل میدهند، در حالی که خواص ناصالح، با سوءاستفاده از قدرت، به تخریب و انحطاط جامعه میپردازند. تکریم مردم، بهویژه کارگران، و نقد رفتارهای مخرب خواص، راهکاری برای حفظ انسجام و عدالت اجتماعی ارائه میدهد.
بخش دوم: استنادات قرآنی به مسئولیت خواص
آیه «الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ»
قرآن کریم در آیه الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ (الأنعام: ۹۳) (امروز به عذاب خوارکننده جزا داده میشوید) به عذابی اشاره دارد که مختص خواص ناصالحی است که با اقدامات کلان، مانند جنگافروزی یا فساد مالی عظیم، جامعه را به نابودی کشاندهاند. استاد فرزانه با تفسیر این آیه، بر این نکته تأکید دارد که عذاب هون، نتیجه سوءاستفاده از قدرت و ایجاد فسادهای گسترده است که امکان جبران یا کمک به مرتکبان آن وجود ندارد. این عذاب، مانند تاریکی عمیقی است که بر سر کسانی فرو میریزد که با ظلم و فساد، نور عدالت را در جامعه خاموش کردهاند.
نکته کلیدی: عذاب هون، مختص خواص ناصالحی است که با فسادهای کلان، جامعه را به نابودی میکشانند و امکان جبران یا کمک به آنان وجود ندارد.
آیه «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»
آیه وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ (الأنعام: ۱۵۱) (و نفسی را که خدا حرام کرده جز به حق نکشید) به خواصی خطاب دارد که قدرت اجرای مجازات و کشتار دارند. استاد فرزانه با تفسیر این آیه، بر این نکته تأکید دارد که مخاطب این آیه، حاکمان و قضاتاند که مسئولیت اجرای عدالت را بر عهده دارند. مردم عادی، فاقد چنین قدرتیاند و نمیتوانند بهصورت مشروع اقدام به کشتار کنند. این آیه، مانند ترازویی است که عدالت را در دستان حاکمان میسنجد و از آنان میخواهد که از ظلم و سوءاستفاده پرهیز کنند.
نکته کلیدی: آیه «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» مسئولیت سنگین خواص در اجرای عدالت را برجسته میکند و از سوءاستفاده از قدرت نهی میکند.
آیه «يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ»
قرآن کریم در آیه يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ (الأنفال: ۶) (با تو در حق مجادله میکنند پس از آنکه آشکار شد) به خواصی اشاره دارد که با وجود آگاهی از حق، به دلیل غرور و منافع شخصی، با پیامبر مجادله میکنند. استاد فرزانه با استناد به این آیه، بر خطر آگاهی بدون تعهد اخلاقی تأکید دارد. خواص ناصالح، مانند کسانیاند که با وجود دیدن نور حقیقت، به دلیل تاریکی غرور، آن را نادیده میگیرند و جامعه را به انحراف میکشانند.
نکته کلیدی: مجادله خواص ناصالح با حق، نتیجه غرور و منافع شخصی است که به انحراف و فساد اجتماعی منجر میشود.
آیه «إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ»
آیه إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ (الأنفال: ۳۲) (اگر این حق است از جانب تو، پس سنگهایی از آسمان بر ما فرو ریز) به استکبار خواص ناصالح اشاره دارد که حتی با آگاهی از حق، به دلیل تکبر، آن را رد میکنند. استاد فرزانه با تفسیر این آیه، این گروه را به کوههایی تشبیه میکند که با غرور، در برابر باد حقیقت مقاومت میکنند، اما سرانجام فرو میریزند و جامعه را با خود به نابودی میکشانند.
نکته کلیدی: استکبار خواص ناصالح در برابر حق، به دلیل غرور و تکبر، جامعه را به چالش میکشد و به نابودی میکشاند.
آیه «أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ»
قرآن کریم در آیه أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ (الأنبياء: ۵۵) (آیا به حق نزد ما آمدهای یا از بازیگرانی؟) به تکبر خواصی اشاره دارد که پیامبر را به تمسخر میگیرند. استاد فرزانه با استناد به این آیه، بر این نکته تأکید دارد که خواص ناصالح، با نادیده گرفتن حق به دلیل غرور، جامعه را از مسیر هدایت دور میکنند. این گروه، مانند بازیگرانیاند که صحنه جامعه را به تمسخر میگیرند و حقیقت را به بازیچه تبدیل میکنند.
نکته کلیدی: تمسخر حق توسط خواص ناصالح، نتیجه غرور و تکبر است که به انحراف جامعه از مسیر هدایت منجر میشود.
آیه «فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ»
آیه فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ (غافر: ۲۵) (چون حق از جانب ما به سویشان آمد، گفتند: فرزندان کسانی را که با او ایمان آوردهاند بکشید) به دستور کشتار توسط خواص ناصالح اشاره دارد. استاد فرزانه با تفسیر این آیه، بر این نکته تأکید دارد که این گروه، با سرکوب ایمان و حق، جامعه را به نابودی میکشانند. این دستورات، مانند تیغی است که بر ریشههای ایمان در جامعه فرود میآید و آن را از حیات معنوی محروم میکند.
نکته کلیدی: دستورات کشتار توسط خواص ناصالح، با هدف سرکوب ایمان و حق، جامعه را به ورطه نابودی میکشاند.
آیه «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ»
قرآن کریم در آیه الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ (الحج: ۴۰) (کسانی که به ناحق از خانههایشان بیرون رانده شدند، جز اینکه گفتند: پروردگار ما خداست) به ظلم خواص ناصالح در اخراج مؤمنان به دلیل ایمانشان اشاره دارد. استاد فرزانه با تفسیر این آیه، این اقدام را به طوفانی تشبیه میکند که خانههای امن ایمان را ویران میکند و مؤمنان را از جایگاه خود محروم میسازد.
نکته کلیدی: اخراج غیرعادلانه مؤمنان توسط خواص ناصالح، نمونهای از ظلم و سوءاستفاده از قدرت است که به ویرانی ایمان در جامعه منجر میشود.
آیه «وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ»
آیه وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ (النمل: ۳۴) (و او و لشکریانش در زمین به ناحق تکبر ورزیدند) به استکبار فرعون و لشکرش اشاره دارد که بدون حق، جامعه را ناامن کردند. استاد فرزانه با استناد به این آیه، بر این نکته تأکید دارد که استکبار خواص ناصالح، مانند آتشی است که جنگل جامعه را به خاکستر تبدیل میکند و نظم و امنیت را برهم میزند.
نکته کلیدی: استکبار خواص ناصالح، ریشه بسیاری از فسادهای اجتماعی است که با سوءاستفاده از قدرت، نظم و امنیت جامعه را برهم میزند.
جمعبندی بخش دوم
این بخش، با استناد به آیات قرآن کریم، مسئولیت سنگین خواص ناصالح در ایجاد فساد و ناامنی اجتماعی را تبیین میکند. آیاتی چون الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ و وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ نشاندهنده خطاب الهی به خواصی است که با سوءاستفاده از قدرت، به ظلم و فساد میپردازند. این آیات، مانند چراغهایی در مسیر فقه، راهنمای فقها برای شناسایی و اصلاح رفتارهای مخرب خواصاند.
بخش سوم: تفاوت خطاهای مردم و جرایم خواص
خطاهای مردم: قابل جبران و بخشش
خطاهای مردم، مانند دزدیهای کوچک یا قتلهای محدود، به دلیل ماهیت فردی و محدودشان، قابل بخشش و جبراناند. استاد فرزانه با تأکید بر این نکته، این خطاها را به خراشهایی بر سطح جامعه تشبیه میکند که با مرهم بخشش و اصلاح، قابل ترمیماند. این خطاها، هرچند ناپسند، به دلیل تأثیرات محدودشان، به نظم کلان جامعه آسیب جدی وارد نمیکنند.
جرایم خواص: غیرقابل جبران
در مقابل، جرایم خواص ناصالح، مانند فسادهای مالی کلان یا جنگافروزی، به دلیل تأثیرات گسترده و عمیقشان، غیرقابل جبراناند. استاد فرزانه این جرایم را به حفرههایی عمیق در پیکره جامعه تشبیه میکند که نهتنها قابل ترمیم نیستند، بلکه کل ساختار اجتماعی را به خطر میاندازند. این جرایم، به دلیل ماهیت مشاعی و تأثیر بر کل جامعه، امکان بخشش یا کمک به مرتکبان را از بین میبرند.
نکته کلیدی: خطاهای مردم، به دلیل محدود بودن، قابل جبران و بخششاند، اما جرایم خواص ناصالح، به دلیل تأثیرات گسترده، غیرقابل جبران و بخششاند.
نقد رفتار دوگانه با ظالمان و مظلومان
استاد فرزانه با نقد رفتار دوگانه برخی افراد در برابر ظالمان و مظلومان، بر این نکته تأکید دارد که شیعه باید در برابر ظالمان و زورگویان قاطع و در برابر مظلومان و ضعفا متواضع باشد. این رفتار، مانند دو کفه ترازوی عدالت است که در یک سو، ایستادگی در برابر ظلم را میطلبد و در سوی دیگر، محبت و احترام به مظلومان را. این دیدگاه، با سیره اهل بیت (ع) سازگار است و به تقویت عدالت اجتماعی کمک میکند.
نکته کلیدی: شیعه باید در برابر ظالمان قاطع و در برابر مظلومان متواضع باشد تا عدالت و انسجام اجتماعی حفظ شود.
جمعبندی بخش سوم
این بخش، با تمایز میان خطاهای مردم و جرایم خواص، بر تفاوت تأثیرات این دو گروه بر جامعه تأکید دارد. خطاهای مردم، به دلیل محدود بودن، قابل جبراناند، اما جرایم خواص، به دلیل تأثیرات گسترده، غیرقابل بخششاند. نقد رفتار دوگانه در برابر ظالمان و مظلومان، راهکاری برای تحقق عدالت اجتماعی ارائه میدهد که با ارزشهای اسلامی همخوانی دارد.
بخش چهارم: نقش خواص ناصالح در خشونت و ناامنی جهانی
ترویج خشونت توسط خواص
خواص ناصالح، با سوءاستفاده از مردم، خشونت و دیکتاتوری را در جهان ترویج میدهند. استاد فرزانه با نقد این رفتار، بر این نکته تأکید دارد که این گروه، با تحریک مردم علیه یکدیگر، نزاع و جنگ را گسترش میدهند و خود از تبعات آن در امان میمانند. این گروه، مانند عروسکگردانانیاند که با نخهای قدرت، مردم را به سوی خشونت هدایت میکنند، در حالی که خود در سایه امن قدرت پنهاناند.
نکته کلیدی: خواص ناصالح، با تحریک مردم علیه یکدیگر، خشونت و نزاع را ترویج میدهند و خود از تبعات آن در امان میمانند.
تغییر الگوی فرماندهی
در گذشته، فرماندهان خود در میدان جنگ حضور داشتند و خطر مرگ را میپذیرفتند، اما امروز، خواص ناصالح از مکانهای امن دستور میدهند و از آسیب مصون میمانند. استاد فرزانه با مقایسه این دو الگو، این تغییر را به پنهان شدن گرگ در لباس گوسفند تشبیه میکند که با سوءاستفاده از فناوری و قدرت، به تخریب جامعه میپردازد، در حالی که خود از گزند در امان است.
ریشههای خشونت جهانی
خشونت جهانی، مانند پیدایش گروههای تروریستی، نتیجه اقدامات خواص ناصالح است که با تربیت افراد برای خشونت، جهان را ناامن کردهاند. استاد فرزانه با نقد این گروهها، بر این نکته تأکید دارد که این گروهها، ابزار دست خواص ناصالح برای دستیابی به اهداف سیاسی و اقتصادیاند. این گروهها، مانند هیزمهاییاند که در آتش منافع خواص میسوزند و جهان را به خاکستر تبدیل میکنند.
نکته کلیدی: گروههای تروریستی، محصول تربیت و حمایت خواص ناصالحاند که با اهداف شوم، جهان را ناامن میکنند.
نقد زندانهای تخصصی
زندانهای تخصصی در برخی کشورها، به جای اصلاح، به تربیت افراد برای سرقت و خشونت میپردازند. استاد فرزانه با نقد این مراکز، بر این نکته تأکید دارد که این زندانها، محصول برنامهریزی خواص ناصالحاند که به جای اصلاح، به تخریب جامعه میپردازند. این مراکز، مانند کارگاههاییاند که به جای ساخت، ویرانی تولید میکنند.
نکته کلیدی: زندانهای تخصصی، به جای اصلاح، به تربیت افراد برای جرم و خشونت میپردازند و محصول برنامهریزی خواص ناصالحاند.
جمعبندی بخش چهارم
این بخش، با تبیین نقش خواص ناصالح در ترویج خشونت و ناامنی جهانی، بر مسئولیت این گروه در ایجاد بحرانهای کلان تأکید دارد. تغییر الگوی فرماندهی، ریشههای خشونت جهانی، و نقد زندانهای تخصصی، نشاندهنده پیچیدگی اقدامات خواص ناصالح است که با سوءاستفاده از قدرت، به تخریب جامعه میپردازند.
بخش پنجم: ساختار سهگانه جامعه اسلامی و نقش مسجد
ساختار سهگانه جامعه اسلامی
استاد فرزانه جامعه اسلامی را در سه فراز تعریف میکند: دین، بهمثابه زندگی عادی مردم که در آن، افراد با انس و محبت با یکدیگر زندگی میکنند؛ حق، بهمثابه موضوع ایمان که افراد را به سوی حقیقت هدایت میکند؛ و ایمان، بهمثابه نتیجه حقطلبی که افراد را به کمال میرساند. این ساختار، مانند نردبانی است که از زندگی روزمره به سوی ایمان و کمال صعود میکند.
نکته کلیدی: جامعه اسلامی، با ساختار سهگانه دین، حق و ایمان، از زندگی عادی به سوی کمال ایمانی هدایت میشود.
نقش مسجد در تربیت ایمانی
مسجد، بهمثابه باشگاهی برای تربیت خواص صالح، نقشی کلیدی در پرورش ایمان در جامعه دارد. استاد فرزانه با تشبیه مسجد به باشگاهی معنوی، بر این نکته تأکید دارد که این مکان، افراد را از میان مردم عادی به سوی ایمان و کمال هدایت میکند. مسجد، مانند باغی است که در آن، نهالهای ایمان کاشته شده و با مراقبت، به درختانی تنومند تبدیل میشوند.
نکته کلیدی: مسجد، بهمثابه باشگاهی معنوی، افراد را از میان مردم به سوی ایمان و کمال هدایت میکند.
تأثیر رفتار خواص بر تربیت اجتماعی
رفتار خشونتآمیز خواص، مانند دعوای والدین در برابر فرزندان، به تربیت نادرست و گسترش خشونت در جامعه منجر میشود. استاد فرزانه با تشبیه جامعه به خانواده، بر این نکته تأکید دارد که رفتار خواص، بهعنوان الگو، بر فرهنگ و اخلاق اجتماعی تأثیر عمیقی دارد. خواص صالح، مانند پدرانی مهربان، باید با رفتار اخلاقی، جامعه را به سوی انسجام هدایت کنند.
نکته کلیدی: رفتار خواص، بهعنوان الگو، بر تربیت و فرهنگ اجتماعی تأثیر عمیقی دارد و باید به سوی انسجام و اخلاق هدایت شود.
جمعبندی بخش پنجم
این بخش، با تبیین ساختار سهگانه جامعه اسلامی و نقش مسجد در تربیت ایمانی، بر اهمیت هدایت جامعه به سوی کمال تأکید دارد. رفتار خواص، بهعنوان الگو، نقشی کلیدی در تربیت اجتماعی ایفا میکند و باید به سوی انسجام و اخلاق هدایت شود.
نتیجهگیری و جمعبندی
این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، تحلیلی جامع از نقش خواص و مردم در نظم و انحطاط اجتماعی ارائه میدهد. فقه، بهمثابه دانشی پویا و عملی، توانایی اصلاح ساختارهای اجتماعی را دارد، به شرط آنکه با روشهای علمی و قرآنی به تحلیل نقشهای اجتماعی بپردازد. مردم، بهعنوان ولینعمت جامعه، شایسته احترام و تکریماند، در حالی که خواص ناصالح، با سوءاستفاده از قدرت، به تخریب و فساد میپردازند. آیات قرآن کریم، مانند الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ و وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، بر مسئولیت سنگین خواص تأکید دارند و راهنمای فقها برای اصلاح جامعهاند. نقش مسجد، بهعنوان باشگاهی معنوی، و رفتار اخلاقی خواص، بهعنوان الگو، به تقویت ایمان و انسجام اجتماعی کمک میکند. این اثر، مانند نقشهای است که مسیر اصلاح جامعه را با تکیه بر ارزشهای اسلامی ترسیم میکند و دعوتی است برای بازسازی نظام فقهی در راستای نیازهای معاصر.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!