فقه علمی 1838

متن تحقیق

 

روایات باب قمار: کاوشی فقهی در مصادیق و احکام

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 1838)

مقدمه: دریچه‌ای بر احکام قمار در پرتو روایات

در گستره دانش فقهی، باب قمار چونان دریایی ژرف، لایه‌های پنهان اخلاقی، اجتماعی و معنوی را در خود نهفته دارد. این نوشتار، با نگاهی تحلیلی به روایات رسیده از معصومان علیهم‌السلام، به بررسی مصادیق قمار، احکام آن و پیوندهایش با مفاهیم اشاعه فحشا و تشبه به اهل معاصی می‌پردازد. همچون درختی که ریشه در خاک شریعت دارد، این روایات بر حرمت آلات قمار، حتی بدون گروگذاری، تأکید ورزیده و جواز برخی شرط‌بندی‌ها در مسابقات مشروع را خاطرنشان می‌سازند. با الهام از آیات قرآن کریم و احادیث، این بررسی به دنبال تبیین رابطه قمار و میسر است، که نه ذاتی بلکه عرضی است، و همچون سایه‌ای که از جسم جدا نمی‌شود، در غالب موارد با یکدیگر همراهند. این کاوش، برای اندیشمندان حوزه فقه و اخلاق، دریچه‌ای می‌گشاید تا با دیدی عمیق‌تر، مصادیق مدرن قمار را شناسایی کنند.

بخش نخست: تقسیم‌بندی روایات قمار و مبانی حرمت

گروه‌بندی روایات: سه دیدگاه بر رابطه قمار و میسر

روایات رسیده در باب قمار، چونان شاخه‌های درختی تناور، به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند. گروه نخست، روایاتی است که بر بازی با آلات قمار تمرکز دارد، بدون اعتنا به گروگذاری. در این روایات، قمار بیش‌تر به عنوان محمول قرار گرفته و تصریح شده که حتی بازی بدون شرط‌بندی حرام است. این بازی، مصداق اشاعه فحشا دانسته شده، همچون کسی که در بطری شراب، آب بنوشد و ذهن را به سوی شراب سوق دهد. اشاعه فحشا، بر پایه آیه شریفه قرآن کریم حرام است:

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

کسانی که دوست دارند زشتکاری در میان کسانی که ایمان آورده‌اند شیوع یابد، عذابی دردناک برای آنان در دنیا و آخرت خواهد بود، و خداست که می‌داند و شما نمی‌دانید.

بازی با آلات قمار بدون برد و باخت، چونان بذری که فساد را پراکنده می‌سازد، حرام است. تشبه به اهل معاصی نیز عنوانی است که شریعت بر آن تأکید دارد و آن را از باب اشاعه فحشا حرام می‌شمارد. اسلام بر کاربرد عناوین اهتمام ورزیده، همچون در آیه:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [هنگام سخن گفتن با پیامبر] نگویید: «راعنا» [ما را مراعات کن]، بلکه بگویید: «انظرنا» [به ما بنگر].

خداوند می‌فرماید: «راعنا» اصطلاح خاص یهودیان است، خود را به آنان شبیه نسازید و از آن استفاده نکنید، بلکه واژه «انظرنا» را به کار گیرید. در بحث قمار با آلات قمار بدون رهان نیز چنین است و شباهت جستن به گروهی خاص از اهل معاصی و اوباش حرام می‌باشد. این افراد، چاقوکشان، گاه دزدان، حرام‌خواران، بی‌بندوباران و اهل بسیاری از بدی‌ها هستند که حتی اگر بتوانند، از کشتن یکدیگر با نامردی تمام دریغ نمی‌ورزند.

گروه دوم، روایاتی است که قمار و میسر را یکی می‌داند، نه از باب ترادف، بلکه به لحاظ مصداق و با نگاه به موضوع خارجی که به صورت نوعی و غالب، بازی با آلات قمار بدون رهان نیست.

گروه سوم، روایاتی است که بر گروگذاری در بازی قمار ناظر است و آن را حرام می‌داند. در بیشتر این روایات، موضوع قمار و محمول، میسر است. همچنین، پس از اثبات حرمت قمار، روایاتی وارد می‌شود که شرط‌بندی در برخی مسابقات را جایز دانسته و باب «سبق و رمایه» را می‌گشاید. موضوع این روایات، بازی با آلات قمار نیست و صرف گروگذاری را اعتبار می‌دهد و جواز آن در غیر آلات قمار را خاطرنشان می‌سازد. بنابراین، گروگذاری در بازی با آلات قمار حرام و در غیر آن جایز است.

پیش از این گفته شد ملازمه میان قمار و میسر ذاتی نیست، بلکه عرضی لازم غیر بَیّن است. این رابطه نه ذاتی باب برهان است و نه ذاتی باب ایساغوجی یا کلیات خمس. ذاتی باب برهان به معنای جزو ذات نیست، بلکه به معنای چیزی است که همواره با چیز دیگری است و جدایی‌ناپذیر، مانند خنده و تعجب که از ذات انسانی جدا نمی‌شود و جزو معنای انسان نیست، حال آنکه ذاتی انسان به معنای ذاتی باب برهان است، نه ذاتی باب ایساغوجی که در این باب، عرضی دانسته می‌شود؛ برخلاف ناطق که ذاتی باب کلیات خمس و داخل ذات انسانی است. در بحث حاضر نیز رابطه قمار و رهان نه ذاتی باب برهان است و نه کلیات خمس، از این رو نمی‌توان گفت قمار و میسر هیچ‌گاه از هم جدایی ندارند و نمی‌شود با آلات قمار بدون رهان بازی کرد. خلاصه آنکه روایات این باب سه نگاه متفاوت به رابطه میان قمار و میسر دارد و در هر سه، هم قمار و هم میسر حرام شده است.

نکته کلیدی: روایات قمار بر سه گروه تقسیم می‌شوند که هر یک جنبه‌ای از حرمت را روشن می‌سازد، همچون سه شاخه از درختی که ریشه در شریعت دارد.

ردیف یکم: روایات حرمت بازی با آلات قمار

در زمان صدور روایات، آلات قمار برای هر گروهی متفاوت بوده، همچون پادشاهان با شطرنج، متوسطان با ورق و پاسور، و فقرا با قاپ. در روایات، برخی انواع قمار یاد شده که مهم‌ترین آنها نرد و شطرنج است.

قمار نرد

روایت از فقه الرضا علیه‌السلام: «اعلم أنّ اللّه تبارک وتعالى قد نهى عن جميع القمار، وأمر العباد بالاجتناب منها، وسمّاها رجسآ، فقال : (رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ)؛ مثل اللعب بالشطرنج والنرد وغيرهما من القمار، والنرد أشدّ من الشطرنج، فأمّا الشطرنج فإنّ اتّخاذها كفر باللّه العظيم، واللعب بها شرک، وتقلّبها(تقلا بها) كبيرة موبقة، والسّلام على اللاهي بها كفر، ومقلّبها كالناظر إلى فرج أمّه. واللاعب بالنرد كمثل الذي يأكل لحم الخنزير، ومثل الذي يلعب بها من غير قمار مثل الذي يصبغ يده في الدم ولحم الخنزير، ومثل الذي يلعب في شىء من هذه الأشياء كمثل مصرّ على الفرج الحرام. واتّق اللعب بالخواتيم والأربعة عشر، وكلّ قمار، حتّى لعب الصبيان بالجوز واللوز والكعاب. وإيّاک والضربة بالصولجان، فإنّ الشيطان يركض معک، والملائكة تنفر عنک، ومن عثر دابّته فمات دخل النّار».

ترجمه: بدان که خداوند تبارک و تعالی از هرگونه قماری نهی نموده و بندگان را از انجام آن بازداشته و آن را رجس نامیده و فرموده: (رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ)، همانند بازی با شطرنج، نرد و غیر آن، و نرد بدتر از شطرنج است. اما شطرنج، برگرفتن و شغل قرار دادن آن کفر و بازی با آن شرک است و جابه‌جا کردن مهره‌های آن گناه بزرگی است که عقاب‌آور است و سلام کردن بر کسی که به آن اشتغال دارد کفر است. کسی که مهره‌های آن را جابه‌جا می‌کند مانند آن است که به فرج مادر خویش نگاه کرده باشد، و کسی که بازی نرد را انجام می‌دهد همانند کسی است که گوشت خوک می‌خورد و در صورتی که بدون قمار با آن بازی کند همچون کسی است که دست در گوشت یا خون خوک برده باشد و کسی که با چیزی از این امور بازی کند همانند کسی است که بر فرج حرام اصرار دارد. بپرهیز از بازی با انگشتری و بازی چهارده‌خانه و هر قمار دیگری، حتی بازی کودکان با گردو، بادام و تاس‌های تخته نرد. و بپرهیز از چوگان‌بازی؛ چرا که شیطان در این صورت با تو به رقص می‌آید و فرشتگان از تو بیزار می‌شوند و کسی که چهل روز در خانه خود طنبور بنوازد به خشم خداوند عزوجل گرفتار آید و در این صورت اگر چارپایش رم کند و او را به زمین بزند و بمیرد، وارد آتش خواهد شد.

تحلیل: این روایت، بازی با نرد را حتی بدون قمار حرام می‌داند و آن را به خوردن گوشت خوک تشبیه می‌کند، که نشان‌دهنده قبح شدید آن است.

روایت از امام صادق علیه‌السلام: «نهى رسول اللّه ۹ عن اللعب بالشطرنج والنرد».

ترجمه: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از بازی با شطرنج و نرد نهی نموده‌اند.

تحلیل: نهی مستقیم از نرد، بر حرمت مطلق آن تأکید دارد.

روایت دیگر از امام صادق علیه‌السلام: «لا تقربوهما، قلت: فالغناء؟ قال: لا خير فيه، لا تقربه».

ترجمه: نزدیک آن نشوید. راوی عرض کرد: غنا چطور؟ حضرت فرمود: در آن نیز خیری نیست، نزدیک آن نشوید.

تحلیل: پرهیز از نزدیکی به نرد و شطرنج، همچون دوری از آتش، بر خطر آن دلالت دارد.

روایت از امام باقر علیه‌السلام: «إذا ميّز اللّه الحقّ من الباطل مع أيّهما يكون؟ قال: مع الباطل، قال: فما لک وللباطل؟!».

ترجمه: آن‌گاه که خداوند میان حق و باطل جدایی افکند، این بازی‌ها با کدام یک بودند؟ گفتم با باطل بودند، امام فرمود: تو را با امور باطل چه کار؟

تحلیل: این روایت، نرد را با باطل همنشین می‌داند، اما هر باطلی لزوماً حرام نیست و نیاز به دلیل خاص دارد.

روایت دیگر: «نهى رسول اللّه ۹ عن اللعب بالنرد والشطرنج والكوبة والعرطبة، وهي الطنبور والعود، ونهى عن بيع النرد».

ترجمه: از بازی با نرد، شطرنج، کوبه، عرطبه (طنبور) و نیز از معامله و فروش تخته نرد نهی نموده است.

تحلیل: حرمت فروش نرد، جنبه اقتصادی حرمت را برجسته می‌سازد.

روایت از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «من لعب بالنرد شير فكأنما صبغ يده في لحم الخنزير ودمه».

ترجمه: کسی که با تخته‌نرد بازی می‌کند مانند آن است که دست در گوشت و خون خوک فرو برده باشد.

تحلیل: تشبیه به نجاست خوک، بر پلیدی نرد تأکید دارد.

روایت دیگر: «من لعب بالنرد فقد عصى اللّه».

ترجمه: کسی که با نرد بازی می‌کند گناه و معصیت خداوند را انجام داده است.

تحلیل: مستقیماً بر معصیت بودن نرد دلالت دارد.

روایت از فقه الرضا: «واللاعب بالنرد كمثل الذي يأكل لحم الخنزير، ومثل الذي يلعب بها من غير قمار كمثل الذي يضع يده في الدم ولحم الخنزير…».

ترجمه: کسی که با نرد بازی می‌کند مانند کسی است که گوشت خوک می‌خورد، و در صورتی که بدون قمار با آن بازی کند همچون کسی است که دست در خون و گوشت خوک برده باشد…

تحلیل: حتی بدون قمار، حرام است و به نجاست تشبیه شده.

روایت از ابن مسعود: «هم منافقوا هذه الأمة في آخر الزمان، شاربوا القهوات، لاعبون بالكعاب».

ترجمه: آنان منافقان این امت در آخرالزمان هستند، قهوه می‌نوشند و با قاپ و تاس‌های تخته نرد قمار می‌کنند.

تحلیل: نرد را نشانه نفاق در آخرالزمان می‌داند.

روایت: «ستّة لا ينبغي أن يسلم عليهم… وأصحاب النرد والشطرنج».

ترجمه: بر شش گروه شایسته نیست سلام کرد… کسانی که نرد و شطرنج بازی می‌کنند.

تحلیل: سلام نکردن بر نردبازان، بر قبح اجتماعی آن تأکید دارد.

روایت: «لا تدخل الملائكة بيتآ فيه خمر أو دفّ أو نرد، ولا يستجاب دعاؤهم، وترفع عنهم البركة».

ترجمه: فرشتگان به خانه‌ای که در آن شراب، دایره یا نرد باشد داخل نمی‌شوند، و دعای آنان پذیرفته نمی‌شود و برکت از آنان برداشته می‌شود.

تحلیل: حضور نرد، برکت و استجابت دعا را سلب می‌کند.

نکته کلیدی: نرد، همچون سمی که برکت را زایل می‌سازد، حتی بدون گروگذاری حرام است و به خوردن گوشت خوک تشبیه شده.

چگونگی قمار نرد

نرد مکعبی هشت‌پر است با شش خانه، چهار خانه، دو خانه یا خال که به عنوان مهره در چاله انداخته می‌شود یا بر تخته نرد بازی می‌شود. همچون مهره‌ای که اگر نیک بیفتد همه را نراد می‌سازد. نرد می‌تواند متنوع باشد از سنگ و چوب تا شیشه، آهن و پلاستیک. در این زمان‌ها، قمار با پلاک خودرو داخل در نرد است. به نرد، نردشیر نیز می‌گویند.

تحلیل: این توضیح، به شناخت دقیق مصادیق کمک می‌کند و بر ضرورت شناسایی ابزارهای مدرن قمار تأکید دارد.

قاپ (قاب)

مراد از «کعاب» همان قاب (تاس) است که دارای چهار حالت: گودی آن «اسب»، طرفی صاف «خر»، سوی دل «بوک» و طرف دیگر «جیک». خطرناک‌ترین، بازی «دو سر دو» است که ممکن است تمام اموال حتی زن و فرزند باخته شود. قاپ به صورت‌های دو قاپ، سه قاپ و چهار قاپ است. دو قاپ زمان‌بر و بسیط است، سه قاپ پیشرفته‌تر، چهار قاپ پیچیده‌تر. کسانی که سه قاپ بازی می‌کنند سراغ دو قاپ نمی‌روند، همچون معتادانی که شیره مصرف می‌کنند و تریاک را رها می‌کنند.

تحلیل: تنوع قاپ، پیچیدگی قمار را نشان می‌دهد و ضرورت تحلیل دقیق مصادیق در فقه را برجسته می‌سازد.

حرمت نرد

روایات یادشده صرف بازی با نرد و مهره‌های آن را حرام می‌دانند. نرد و قاپ امروزه نیز از آلات قمار است و هر گونه بازی با آن حرام می‌باشد.

شطرنج

روایت از امام صادق علیه‌السلام: «وسئل الصادق ۷ عن قول اللّه عزّ وجلّ: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ، وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ)، قال: الرجس من الأوثان الشطرنج، وقول الزور الغناء…».

ترجمه: از امام صادق علیه‌السلام در مورد آیه (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ، وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ) پرسیده شد، امام فرمود: (الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ) شطرنج است و (قَوْلَ الزُّورِ) غناست…

فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

پس از پلیدی بتان بپرهیزید و از گفتار باطل دوری گزینید.

تحلیل: شطرنج را رجس از اوثان می‌داند و حرمت آن را بر پایه قرآن کریم استوار می‌سازد.

در تبیین «ومقلّبها كمقلّب لحم الخنزير»، مثال و ممثل لازم نیست در تمام خصوصیات یکسان باشد، همچون «الغیبة أشدّ من الزنا» که برای غیبت‌کننده حد زنا ثابت نمی‌گردد. شطرنج از سنگ یا پلاستیک است و دست زدن به آن نجاست نمی‌آورد، اما تشبیه برای شدت استنکار است.

روایت دیگر: «إنّ المؤمن لمشغول عن اللعب».

ترجمه: همانا مؤمن از بازی روی‌گردان است.

تحلیل: مؤمن را مشغول به امور بالاتر می‌داند و بازی را شایسته او نمی‌شمارد.

روایت از امام کاظم علیه‌السلام: «ما لک ولمجلس لا ينظر اللّه إلى أهله».

ترجمه: تو را با مجلسی که خداوند به اهل آن نظر نمی‌کند چه کار؟

تحلیل: حتی تماشای شطرنج را به دلیل محیط گناه حرام می‌داند و بر تأثیرات محیطی تأکید دارد.

روایت از امام رضا علیه‌السلام: «المطلع في الشطرنج كالمطلع في النّار».

ترجمه: کسی که به بازی شطرنج نظر می‌افکند همچون کسی است که بر آتش نگاه می‌کند.

تحلیل: نگاه به شطرنج را به نگاه به آتش تشبیه می‌کند، که خطر و حرمت آن را نشان می‌دهد.

روایت: «الشطرنج من الباطل».

ترجمه: شطرنج از امور باطل است.

تحلیل: شطرنج را باطل می‌داند، اما حرمت نیازمند دلیل خاص است زیرا هر باطلی حرام نیست.

روایت: «إنّ للّه عزّ وجلّ في كلّ ليلة من شهر رمضان عتقاء من النّار إلّا من أفطر على مسكر، أو مشاحن، أو صاحب شاهين… الشطرنج».

ترجمه: همانا برای خداوند در هر شبی از شب‌های ماه رمضان آزادشدگانی از آتش است؛ مگر کسی که روزه را با آنچه مستی می‌آورد افطار نماید یا با اهل ولا دشمن است یا دارنده شاهین باشد… شاهین همان شطرنج است.

تحلیل: شطرنج‌بازان در رمضان از آمرزش محروم‌اند، که بر شدت قبح و محرومیت از فیض معنوی تأکید دارد. مراد از افطار بر مسکر، گذراندن روز با شراب است نه افطار با آن. «صاحب شاهین» عنوان شطرنج‌بازان حرفه‌ای است و به استکبار در آن اشاره دارد.

روایت زراره: «أرأيتک إذا ميّز اللّه الحقّ والباطل مع أيّهما تكون؟ قال: مع الباطل، قال: فلا خير فيه».

ترجمه: وقتی خداوند میان حق و باطل جدایی افکند، این بازی‌ها در کدام گروه جای گرفت؟ او گفت: با باطل بود. حضرت فرمود: پس خیری در آن نیست.

تحلیل: زراره با اظهار نظر در محضر امام، ادب حضور را رعایت نکرد و شایسته بود امر را به امام واگذار کند. این نکته بر اهمیت ادب در برابر معصوم تأکید دارد.

روایت: «دعوا المجوسيّة لأهلها لعنها اللّه».

ترجمه: مجوسیت را برای اهل آن فرو گذارید، خداوند آن را لعنت کرده است.

تحلیل: شطرنج را به مجوسیان نسبت می‌دهد و حرمت آن را به ریشه‌های غیراسلامی مرتبط می‌سازد. رابطه ایرانیان با شطرنج نیاز به تحقیق دارد.

روایت: «بيع الشطرنج حرام، وأكل ثمنه سحت…».

ترجمه: فروش شطرنج حرام است و خوردن بهای آن سحت است…

تحلیل: حرمت فروش، به ممنوعیت بهره‌برداری مالی اشاره دارد.

روایت: «المقلّب لها كالمقلّب لحم الخنزير. قال: فقلت: ما على من قلّب لحم الخنزير؟ قال: يغسل يده».

ترجمه: کسی که مهره‌های شطرنج را جابه‌جا می‌کند همانند کسی است که گوشت خوک را جابه‌جا می‌کند. عرض کردم حکم کسی که گوشت خوک را جابه‌جا کند چیست؟ فرمود: باید دستانش را بشوید.

تحلیل: شستن دست پس از تماس با شطرنج، همچون نجاست خوک، بر پلیدی آن دلالت دارد.

روایت: «إنّما حرّم اللّه الصناعة التي هي حرام كلّها… الشطرنج وكلّ ملهوّ به».

ترجمه: خداوند صنایعی را که جز استفاده حرام از آن برده نمی‌شود حرام نموده… مانند شطرنج و هر چیزی که برای لهو استفاده شود.

تحلیل: شطرنج را صنعتی حرام می‌داند که فساد محض می‌آورد.

روایت: «ملعون من جرّ اللعب بالاستريق؛ يعني الشطرنج».

ترجمه: ملعون کسی که بازی را به استريق بکشاند؛ یعنی شطرنج.

تحلیل: لعن بر شطرنج‌باز، شدت قبح را نشان می‌دهد.

روایت: «من أبقى في بيته طنبورآ أو عودآ أو شيئآ من الملاهي… والشطرنج… أربعين يومآ فقد باء بغضب من اللّه…».

ترجمه: کسی که طنبور، عود یا چیزی از آلات لهو مانند شطرنج را برای چهل روز در خانه نگاه دارد به خشم خداوند گرفتار آید…

تحلیل: نگهداری شطرنج در خانه، خشم الهی را برمی‌انگیزد.

روایت: «اللاعب بالشطرنج مشرک، والسّلام على اللاهي به معصية».

ترجمه: کسی که با شطرنج بازی می‌کند مشرک است و سلام دادن بر کسی که به آن سرگرم است گناه می‌باشد.

تحلیل: شطرنج را شرک می‌داند و سلام بر بازیکن را معصیت.

روایت از امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «ستّة لا ينبغي أن يسلم عليهم: اليهود، والنصارى، وأصحاب النرد، والشطرنج…».

ترجمه: شش گروه هستند که شایسته نیست بر آنان سلام شود: یهودیان، مسیحیان، نردبازان، شطرنج‌بازان…

تحلیل: شطرنج‌بازان را در ردیف کافران قرار می‌دهد.

روایت: «من لعب بالاسترنق؛ يعني الشطرنج، والناظر إليه كآكل لحم الخنزير».

ترجمه: کسی که شطرنج بازی کند و نیز کسی که به آن نگاه می‌کند همانند کسی است که گوشت خوک می‌خورد.

تحلیل: نگاه به شطرنج را نیز حرام می‌داند.

روایت از امام رضا علیه‌السلام درباره یزید: «لمّا حمل رأس الحسين بن علي ۸ إلى الشام أمر يزيد… وبسط عليه رقعة الشطرنج…».

ترجمه: چون سر امام حسین علیه‌السلام را به شام بردند، یزید دستور داد… و بر آن صفحه شطرنج را گشود و به بازی نشست و امام حسین و پدر و جدشان را استهزا کرد…

تحلیل: شطرنج را به رفتار ظالمانه یزید مرتبط می‌کند و بر قبح آن به دلیل ارتباط با دشمنان اهل بیت تأکید دارد.

روایت: «إنّ عبد الواحد لفي شغل عن اللعب».

ترجمه: تو ای عبدالواحد از بازی باز داشته شده‌ای.

تحلیل: عبدالواحد پس از این، بازی را رها کرد.

روایت: «لا تقربهما».

ترجمه: به این دو نزدیک نشوید.

تحلیل: پرهیز مطلق از شطرنج و نرد.

روایت: «من كان ناطقآ فكان منطقه بغير ذكر اللّه كان لاغيآ…».

ترجمه: کسی که سخن گوید و سخن او غیر از ذکر خداوند باشد به لغو گرفتار آمده…

تحلیل: در فضایی که سؤال از شطرنج مجهول است، حضرت به لغو بودن امور غیر ذکری اشاره می‌کند. راوی که شاید از جبهه باطل باشد، ساکت می‌شود. صمت در شطرنج به فضای اختناق مدینه اشاره دارد.

روایت زید النرسی: «وأمّا الشطرنج فهو الذي قال اللّه عزّ وجلّ: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ)».

ترجمه: اما شطرنج، چیزی است که خداوند درباره آن فرمود: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ).

تحلیل: شطرنج را بت‌پرستی می‌داند.

نکته کلیدی: شطرنج، همچون بتی که پلیدی می‌پراکند، حتی در نگاه و نگهداری حرام است و با مجوسیت و دشمنان اهل بیت پیوند دارد.

جمع‌بندی بخش نخست

این بخش، با بررسی روایات حرمت آلات قمار همچون نرد و شطرنج، بر قبح مطلق آنها حتی بدون گروگذاری تأکید ورزید. تشبیهات قوی به نجاست خوک و نگاه حرام، شدت استنکار شریعت را نشان می‌دهد. این احکام، همچون سپری در برابر فساد، جامعه را از اشاعه فحشا حفظ می‌کنند.

نتیجه‌گیری کلی: افقی بر احکام قمار در شریعت

روایات باب قمار، با تقسیم به سه گروه، جنبه‌های مختلف این موضوع را روشن می‌کنند: حرمت بازی با آلات قمار حتی بدون گروگذاری، یکسانی مصداقی قمار و میسر در موارد غالب، و جواز گروگذاری در مسابقات مشروع. این روایات، با استناد به آیات قرآن کریم همچون رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ، بر پلیدی و فسادانگیزی قمار تأکید دارند. شطرنج و نرد به‌عنوان مصادیق برجسته، به دلیل تأثیرات منفی اخلاقی، اجتماعی و معنوی، مورد نهی شدید قرار گرفته‌اند. تشبیهات قوی مانند خوردن گوشت خوک و نگاه به فرج مادر، بر شدت قبح دلالت دارند. همچنین، جواز گروگذاری در فعالیت‌های غیر قمار مانند سبق و رمایه، انعطاف شریعت در پذیرش سرگرمی‌های مشروع را نشان می‌دهد. علم دینی باید با شناسایی مصادیق مدرن قمار و طراحی سرگرمی‌های حلال، از گرایش به محرمات جلوگیری کند. این کاوش، دریچه‌ای بر عمق فقهی روایات گشود تا اندیشمندان را به تأمل بیشتر وادارد.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)