متن تحقیق
رهان ملاعبه و احکام قمار در پرتو مسابقات سالم
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه 1843)
مقدمه: کاوش در مرزهای حرمت و جواز در رهان و ملاعبه
در عرصه فقه اسلامی، بررسی احکام مرتبط با رهان، ملاعبه، قمار و مسابقات سالم، همچون رودخانهای ژرف است که جریان آن بر بستر اخلاق، اجتماع و دیانت میگذرد. این نوشتار، با کاوش در روایات و تحلیلهای فقهی، به تبیین تمایز میان قمار به عنوان عملی پلید و مسابقات سالم به عنوان ابزاری برای تعالی جسمانی و معنوی میپردازد، جایی که رهان ملاعبه چونان پلی میان نیازهای نفسانی و مرزهای شرعی، انسان را به سوی کمال هدایت میکند. با الهام از آموزههای ائمه اطهار علیهمالسلام، این بررسی به صورت منسجم و تفصیلی پیش میرود تا مخاطبان متخصص را در عمق این مباحث فرو برد.
بخش اول: رهان ملاعبه و حضور فرشتگان
روایت حضور فرشتگان در رهان و ملاعبه
در وسائل الشیعه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «ليس شيء تحضره الملائكة إلّا الرهان وملاعبة الرجل أهله». امام صادق علیهالسلام میفرماید: فرشتگان برای چیزی حاضر نمیشوند مگر گروگذاری و شرطبندی و بازی مرد با همسر خویش.
این روایت، حضور فرشتگان را در رهان و ملاعبه خاطرنشان میسازد، اما چنین مفهومی ندارد که عدم حضور فرشتگان در جاهای دیگر به معنای حرام بودن مسابقات و سرگرمیهاست. این روایت، حضور فرشتگان را در این دو مورد به سبب اهمیتی که دارد، برجسته مینماید. این در حالی است که «ليس شيء» بسیار عام است و هر مکان، زمان و پدیدهای را در بر میگیرد.
اهمیت ملاعبه در برابر مجامعت
باید توجه داشت حضرت به «ملاعبه» اهمیت میدهند، نه به مجامعت؛ چرا که مجامعت چندان مهم نیست و حیوانات نیز دارای آن میباشند، ولی فرشتگان در لعابی که انسان دارد شرکت میجویند و به تماشا مینشینند که میرساند از ویژگیهای انسان است و اگر انسانی ملاعبه نداشته باشد، ویژگی زناشویی را ندارد.
در این روایات، «رهان» و «ملاعبه» قرین هم گردیده است که لازم میآورد تناسبی میان آن دو باشد و این بر اساس مهندسی فرهنگ دینی است. توضیح این که مجامعت امری مشترک میان حیوان و انسان است و حتی شغالها و افعیها نیز از آن بهره دارند ولی ملاعبه چنین نیست و به آدمی اختصاص دارد و جالب است که دانسته شود ملاعبه رهان و گروگذاری است. کسی که به خواستگاری دختری میرود و میگوید من مردی هستم که زن میخواهم، خود را بدهکار او میسازد و اگر بخواهد تنها به مجامعت بسنده کند، بدهکار باقی میماند و به اقتضای مردانگی خویش عمل نکرده است؛ چرا که به خیس کردن و نجس نمودن محرم خود بسنده نموده؛ در حالی که مرد کسی است که بتواند ملاعبه داشته باشد و افزوده بر اخلاق پسندیده، به لحاظ جسمانی نیز قوی و صبور باشد تا بتواند با متانت با همسر خویش رفتار کند. زنها دیرتر در امور جنسی روان میگردند، از این رو مرد باید توتنی داشته باشد که به خستگی نگراید و زن را افسرده و درمانده از رسیدن به اوج لذت نفسانی نگذارد. مردی که به خواستگاری دختری میرود، خود را رهن و در گرو او گذاشته و او را به رزم میطلبد؛ به این معنا که او مدعی میشود میتواند وی را با متانت تمام، به اوج لذت جنسی برساند و او باید بتواند در تشک مسابقهی زناشویی، همسر خویش را که هم دیرهنگام به اوج لذت میرسد و هم دیرسیر است، از پا درآورد و او را سیر سازد و مانند بسیاری از مردها نباشد که زود راه میافتند و زود از پا درمیآیند. زن نیز باید چنین باشد و بتواند قدرت ملاعبه با مرد خویش را داشته باشد. زنی که چنین صفتی ندارد، چون نیاز ضروری همسر خویش را برآورده نمیسازد، در زندگی دچار مشکل میگردد و نزد همسر خویش خوار میگردد و اگر با همهی زیورآلات دنیا پیش او رود، نمیتواند او را راضی و خشنود گرداند. البته، توان زنان در این زمینه بسیار است و کمتر مردی پیدا میشود که بتواند زنی را به سیری جنسی برساند؛ مگر در اولیای الهی که توان جسمی آنان از قدرت معنوی و معرفت و دانش آنان ریشه میگیرد. در برخی از روایات است جنگجو وقتی به میدان میرود، زره به تن میکند و زره زن به این است که زره از تن درآورد و آنگاه که چنین کند وای به حال مرد؛ چرا که دیگر مردی نمیماند و تنها بدهکاری اوست که باید ادا گردد.
مسابقه و رزم همسران در ملاعبه
روایت حاضر میفرماید فرشتگان به تماشای زورآزمایی مرد با همسر خویش میپردازند تا ببینند آیا مردی که زود راه میافتد و زود سبک میشود میتواند زنی را که دیرتر راه میافتد و دیر از پا درمیآید، سبک و راضی گرداند یا خیر؟ به لحاظ روانشناسی باید گفت بیش از نود درصد زنان از مرد خود راضی نیستند. برخی که از عهدهی همسر خویش برمیآیند چه بسا از روی ناآگاهی به تریاک روی آورند تا شرمندهی همسر خویش نباشند، ولی آنان نیز بیش از شش ماه دوام نمیآورند و بدن آنان بعد از آن، به سستی و خشکی میگراید، اما برخی که طبیعت و بدن خویش را با ورزش مقاوم میسازند و قوت و قدرت میگیرند، در مردانگی کم نمیآورند.
از این حدیث و احادیثی چنین به دست میآید که کشتی سختتر از میدان مبارزه کشتی خانوادگی است؛ زیرا در آن کشتی، دو همجنس کشتی میگیرند؛ ولی در این میدان، دو جنس مخالف هستند که از توانایی مساوی برخوردار نمیباشند؛ یکی زود از پا میافتد و دیگری دیر به راه میآید. در این میدان است که فرشتگان حاضر میشوند و به تماشا مینشینند تا ببینند مرد این میدان کیست. این میدان میطلبد تا مرد مردانگی خویش را با ورزش، سلامت، بهداشت، صفا، صمیمیت، عبادت، نماز، سجده و قرائت قرآن کریم به دست آورد، نه این که به دود و شراب و مانند آن پناه برد و خود را از بین برد و خمور و خمود سازد. مرد برای تأمین امنیت خانوادگی خود باید مردانگی داشته باشد و چنین نیست که پول و طلا زنان را راضی سازد. زنانی از پول و طلا سخن میگویند که مردانگی را در مرد خویش نمییابند، از این رو دایم بهانه میآورند و روی آن را نیز ندارند که بگویند چه میخواهند، در نتیجه تنها بهانهگیری میکنند تا بتوانند عقدهی خویش را خالی سازند وگرنه اگر مردی به واقع مرد باشد و بتواند از عهدهی تمایلات معقول زن برآید، سنگ هم بر سر همسر خویش خرد کند دم نمیزند. در گذشته با آن که مردسالاری بود و مردان به زنانشان ظلم میکردند، ولی از مردانگی کم نمیگذاشتند و زنان به پای آنان میماندند و حتی بر ایشان غزل هم میخواندند، ولی امروزه چون بسیاری از مردان به لحاظ جسمی و اخلاقی دچار مشکل گردیدهاند، از خانهی خود جز مکانی برای خوابیدن انتظار ندارند و همسر وی نیز مرد را همانند مردهی قبرستان میبیند که او را به انواع عقدههای جنسی گرفتار نموده است. این امر قانونمندی ازدواج و لزوم تناسب جسمی زن و مرد را میرساند که مؤلفههای آن را باید روانشناسان خبره و آگاهان و عارفان به مراتب نفسی، روحی و جسمی آدمی تعیین نمایند. ما از این امور در کتاب «دانش زندگی» سخن گفتهایم.
شاهد بر گروگذاری بدنی در ملاعبه
این روایت که رهان و زورآزمایی و گروگذاری بدنی و توان جسمی را در کنار هم آورده است بهترین شاهد بر معنایی است که ما از رهان آوردیم و آن را بر دو قسم گروگذاری مالی و نفسانی دانستیم. این تحلیل، مهندسی دقیق فرهنگ دینی در استفاده از واژگان را میرساند و این گونه است که ما قرآن کریم و روایات شیعی را بهترین منبع برای دانش معناشناسی و واژگانپژوهی میدانیم.
دم قدسی فرشتگان و تأثیر حضور آنان
نکتهی پایانی این روایت را تبیین معنای حضور فرشتگان قرار میدهیم. باید دانست حضور فرشتگان در جایی بدون تأثیر بر فرد مؤمن نیست و هرگاه فرشتگان در ملاعبهی مرد با همسر خود یا در جای دیگری حضور مییابند به این معناست که مؤمن میتواند از انفاس قدسی آنان و از امدادها و توانی که آنان در اختیار دارند بهرهمند گردد. البته در این جا سخنانی میتوان گفت که تبیین آن زمینههای مساعد خویش را میطلبد، وگرنه جای این پرسش است که مگر فرشتگان کدخدایند یا داور که در آن جا حاضر میشوند و به هر حال حضور آنان باید برای چیزی باشد که پاسخ آن را باید در جای خود جست. ما چنین بحثهایی را در کتابی آوردهایم که از پدیدههای ماورایی مانند اجنه و فرشتگان گفتهایم، هرچند فضای نشر مطالب علمی ـ بهویژه در دست برخی ممیزیها ـ وجود ندارد. همچنین در بخش بعد نیز مطالبی خواهیم آورد.
| نکته کلیدی: حضور فرشتگان در رهان و ملاعبه، همچون نسیمی قدسی، توان و امداد الهی را بر مؤمن میگشاید و مرز میان نیاز نفسانی و تعالی معنوی را روشن میسازد. |
بخش دوم: نتیجهگیری و بررسی روانشناختی قمار
حرمت قمار بدون گروگذاری
قمار و میسر از موضوعاتی است که حکم حرمت آن در اسلام جای تردیدی ندارد و روایات و دلایل این باب هم قماری را که با رهان همراه است و هم قماری را که بدون رهان است به صراحت حرام نموده است و آن را در ردیف شراب، بتپرستی و عمل شیطانی آورده است. همچنین مفهوم و مصداق آن، دلایل روشنی دارد.
با وجود روایاتی که گذشت جای هیچ شکی در حرمت بازی با آلات قمار هرچند بدون گروگذاری و شرطبندی باشد، باقی نمیماند و دیگر نباید مانند برخی از عالمان در این موارد تردید نمود و قدر متیقن دلایل را که حرمت قمار با رهان است، اخذ نمود؛ چرا که دلیل خاص، بر حرمت قمار بدون رهان موجود میباشد؛ بنابراین هم میسر حرام است و هم قمار، اما از باب مغالبه در خصوصیات و با لحاظ غلبهای که در افراد و مصادیق قمار با قمار دارای رهان است هر قماری میسر و هر میسری قمار و در ردیف انصاب و بتپرستی دانسته شده است.
اما بحث در قمار، در ناحیهی شناخت آلات قمار است که چه چیزی آلت قمار دانسته میشود و چه چیزی آلت قمار نیست. اگر چیزی آلت قمار دانسته شود، حکم حرمت بازی با آن قطعی است و شبهه و تردیدی در آن وجود ندارد و بازی با آن حرام است هرچند برد و باخت و گروگذاری در آن نباشد.
گونههای شک در آلات قمار
بحث در موضوعی است که شک شود آیا جزو آلات قمار است یا نه. با شک در موضوع آلات قمار و این که آیا این اسباب از آلات قمار دانسته میشود یا نه، باید دید شک ما بدوی است یا خیر. در شک بدوی در موضوع، اصل برائت جاری میشود، ولی چنانچه شک بدوی نباشد و سخن بر سر آلتی باشد که پیشینهی قمار داشته و با آن قمار میشده است، همانند شطرنج که زمانی دیرین از آلات قمار بوده و با آن قمار میشده، نمیتوان اصل برائت در آن جاری نمود، بلکه این استصحاب حرمت است که در آن جاری میگردد.
از شرایط اجرای استصحاب، ثبوت موضوع و وحدت آن است و با پیدایش کمترین تغییری در موضوع، استصحاب نمیتواند در آن جریان یابد مانند آلت قماری همچون شطرنج که هماینک به عنوان وسیلهای علمی از آن بهره میبرند. در چنین موردی که موضوع تغییر یافته است، با شک در این که آیا این وسیله هنوز هم آلت قمار دانسته میشود یا نه، نمیتوان حرمت آن را استصحاب نمود و شک حاضر شکی بدوی است که اصل برائت در آن جریان مییابد.
همچنین میشود که چیزی در گذشته از آلات قمار نبوده و امروزه به آلت قمار تبدیل شده باشد، که در این صورت نیز چون آلت قمار بودن بر آن صدق میکند، حکم حرمت آن قطعی است.
افزوده بر این، گاه میشود که چیزی در منطقه و کشوری از آلات قمار باشد، اما همان وسیله در کشور یا منطقهای دیگر وسیلهای برای کسب معلومات عمومی یا ورزش ذهن به شمار رود، در این صورت نیز حکم آن تابع صدق عنوانی آن است و در هر منطقهای که این ابزار را از آلات قمار بدانند، حکم حرمت بر آن بار میشود.
قمار؛ اشاعهی فحشا و مبارزه با دیانت
بازی با آلات قمار (خواه با گرو باشد که میسر است و خواه بدون آن که از باب اشاعهی فحشا حرام است) نوعی جبههگیری در برابر حق و قرار گرفتن در جبههی باطل است و همین ملاک، حکمت عمدهی حرمت آن است، نه تعاندی که میان قماربازان ایجاد میشود؛ زیرا تعاند و مغالبه و برتریجویی در بسیاری از چهرههای زندگی دنیوی وجود دارد و در هر جایی که برتریجویی ملاک باشد، پای تعاند نیز به میان میآید. اما اشاعهی فحشا و غیر هدفمند بودن و لکهدار نمودن اخلاق عمومی جامعه امری نیست که بتوان از آن گذشت و آن را نادیده گرفت. حکایت آلات قمار حکایت بطریهای شرابی است که هماینک عرضه میشود که با وجود زیبایی بسیار و بلوری بودن آن، اگر هفت بار شسته شود و هفت بار هم خاکمالی یا دهها بار ضد عفونی گردد، اگر استفاده از آن برای آشامیدن آب حرام است و تنها باید آن را شکست؛ چرا که عنوان «بطری شراب» بر آن صادق است و نگاهداری از آن اشاعهی فحشا به شمار میرود. این گونه است که میگوییم اسلام بر صدق عنوانی بسیار تأکید دارد و با هرچه که عناوین گناه و معصیت را با خویش یدک میکشد، مبارزه میکند، وگرنه شیشه یا بطری شراب تنها شیشه است و بت چوبی و سنگی نیز تنها همان چوب و سنگ است، همانطور که آلت قمار نیز یا از چوب است یا از سنگ و کاغذ، ولی این موارد، از باب جنس آن مورد مخالفت اسلام واقع نگردیدهاند، بلکه چون عنوان گناهی را با خویش حمل میکنند و از ابزار جداییناپذیر جبههی باطل میباشد، نمیتوان از آن استفاده کرد. بطریها و شیشههای شراب نیز همانند خود شراب فساد آفرین است و این بطریها دستکمی از شراب ندارد و استفاده از آن اشاعهی فحشا به حساب میآید. بودن شراب در ظرف سفالین نیز چنین حکمی را دارد؛ مگر این که کسی آن را نشناسد و یا نداند که ظرف شراب است. آلات قمار چنین است و این روایت که از «کل ما قومر به» یاد میکند یا روایاتی که آلات قمار را برشمرد؛ مانند: شطرنج، کعاب، بیض و مانند آن، تمامی همین معنا را میرساند. اشاعهی فحشا نیز به طور مستقل دلیل بر حرمت دارد.
بازی با آلات قمار، بیماری، سادیسم و یا اعتیادی بوده که دست از سر بشر برنداشته و اسلام به صورت جدی با آن مخالفت نموده است تا عوارض سوء این بازی مخاطرهآمیز دامنگیر افراد جامعه نشود. خطرناک بودن این بازی است که وجود فردی داور یا تلکهگیر را میطلبد؛ چرا که در غیر این صورت، طرفهای بازی، یکدیگر را فریب میدهند. تلکهگیر فردی معمولی نیست، بلکه وی فرد آگاه، قدر و قدرتمندی است تا کسی جرأت نکند دیگران را فریب دهد. در صورت فریبکاری، گاه کار به دعوا، چاقوکشی، خونریزی و تیغکشی میانجامد. افزون بر دعوا و درگیری، تلف نمودن وقت، معتاد شدن و مفاسد دیگری نیز در این بازی وجود دارد. بله فایدهی آن به دست آوردن تندی، تیزی و استجماع حواس است؛ زیرا قمارباز اگر لحظهای غفلت کند، حریف وی «کش» میرود؛ یعنی چپش را جابهجا میکند یا شگردهای دیگری را با کوچکترین غفلت طرف مقابل، انجام میدهد و بر او چیره میشود. چنانچه قرآن کریم به هنگام بیان حرمت شراب، آن را از فساد محض برنمیشمرد و برای آن فوایدی را ذکر میکند، ولی گناه آن را بیشتر از منافع آن میداند. درست است که در قمار، تیزی و تندی و استجماع حواس وجود دارد، ولی مفاسد آن بیش از به دست آوردن این فایده است؛ بهگونهای که دعوا و چاقوکشی لازمهی آن است.
شاید کسی بگوید داور در تمامی بازیها یا مسابقات حضور دارد و لزوم داشتن داور خطراکی آن را نمیرساند اما باید گفت داور در دیگر مسابقات و بازیها چاقویی در جیب خود نمیگذارد ولی قمارباز و تلکهبگیر نمیشود چاقویی در جیب خود نداشته باشد. قمار با آلات قمار اما بدون رهان را نباید بازی معمولی دانست، بلکه این بازی سیستمی فاسد دارد و صرف بازی نیست تا بتوان این گونه در مورد آن قضاوت نمود. قمار نوعی جبهه، میدان و عنوانی برای فساد است، از این رو اسلام به مقابله با آن پرداخته تا این میدان را نفی نماید. طرح این شبهه و گمان مانند آن است که گفته شود برخی از ایرانیان گاه مراعات پوشش اسلامی را نمیکنند اما افرادی مؤدب و مدرن میباشند. مگر موی سر چقدر مهم است که اگر بخشی از آن آشکار باشد مشکلی ایجاد کند یا مگر دست دادن زن و مرد نامحرم یا بوسیدن آنان چه مشکلی ایجاد میکند؟! در پاسخ به این شبهه باید گفت چنین اعمالی منطقه و میدانی به نام لاابالیگری برای انسان میگشاید بهطوری که قبح این معنا و بالاتر از آن دشوار میگردد و مهم میدانی است که این کار در مقابل دیانت میگشاید. در مورد بازی با آلات قمار اما بدون رهان نیز همین سخن صادق است و این نوع قمار میدانی را برای مفاسد باز میکند و بدین گونه به مبارزه و دهنکجی به دیانت و معنویت میپردازد.
قمار؛ فراتر از لهو و لغو
قمار امری بسیار فراتر از لهو و لغو است؛ در حالی که برخی فقیهان، قمار را در دامنهی لهو و لغو قرار دادهاند؛ هرچند لهو، لغو و لعب حرام نیست. دامنهی فساد قمار بسیار وسیع است و به هیچ وجه نمیتوان آن را در دامنهی لهو یا لغو گنجاند. قمار در قرآن کریم در کنار خمر، شرک و بتپرستی آمده و عملی شیطانی دانسته شده است. قمار صرف لعب و بازی یا لهو و لغو نیست، بلکه میدان جبههی باطل میباشد؛ چنانکه قرآن کریم آن را در کنار شراب، شرک و بتپرستی میآورد. قمار عنوانی گویا برای جبههی ضد معنویت و دیانت و تابلویی بزرگ برای اشاعهی فحشا و انحرافات میباشد. آنچه در بازی با این آلات مهم است عنوان قمار است که هرچند رهان در آن نباشد، تشبه به قوم کفر و جبههی ضد دیانت و اشاعهی فحشا و انحرافات است.
قمار؛ خروج از مدار طبیعی
نباید پنداشت قمار تنها یک بازی صرف است و ماهیت آن با بازیهای دیگر تفاوتی ندارد. تفاوت قمار با دیگر بازیها مانند تفاوت نکاح و ازدواج شرعی با زنا یا لواط است که از آنجا که هر دو به یک صورت انجام میشود عقل عادی میان هویت حلال و حرام آن تفاوت نمیگذارد؛ تنها در یکی کلماتی گفته میشود که این عمل را بر مدار قانونی و سیستم طبیعی آن انجام میدهد اما در زنا یا لواط برخلاف سیستم و نظام طبیعی موجودات و پدیدهها حرکت میشود. چیزی که میتواند ازدواج را حلال و زنا را حرام کند، مطابقت و هماهنگی با سیستم طبیعی است و در قمار نیز چنین است.
قمار حرکت بر علیه سیستم دینی است که نظامی هماهنگ با طبیعت و فطرت میباشد. هدف اسلام در ازدواج ایجاد نظام و سیستم در عمل مقاربتی و جلوگیری از هرج و مرج و در نتیجه پیش نیامدن آلودگی است، از این رو نکاح را جایگزین زنا میسازد و بسیار به آن اهمیت میدهد. در لواط هم امر چنین است. جمع دو مرد به لواط حکم قتل را دارد؛ چرا که تحقق این عمل و کثرت آن موجب تزلزل مجاری طبیعی خانواده و جامعه میگردد ولی اگر مردی با همسر خویش چنین کاری داشته باشد تنها امری مکروه با تفاوت شدت و ضعف در دوران عادت و غیر عادت و ایجاد آزار و اذیت و عدم آن انجام داده است. با تشریح این احکام است که پاسخ اشکالات غربیان داده میشود. آنان میگویند چرا دو انسان را به جرم این که دقایقی با هم بودهاند به قتل میرسانید؟ پرسش آنان جای طرح و بحث دارد و این فقیه است که باید به صورت علمی و منطقی به آن پاسخ دهد. دو فرد لواط کار یا دو زناکار برخلاف نظام طبیعی حرکت میکنند و در حرکت طبیعی و نظام طبیعت ایجاد اخلال میکنند و عمل و ساختار خارجی آنان در چهرهای خاص، آن را حرام میسازد و موجب حد میشود. این امر عقلاً است و مورد پذیرش آنان میباشد و عقلا نیز نمونههای بسیاری از این محدودیتها را در زندگی خود دارند.
در قمار نیز چنین است و قمار حرکت بر علیه سیستم دینی است که نظامی هماهنگ با طبیعت و فطرت میباشد. قمار و میسر از موضوعاتی است که حکم حرمت آن در اسلام جای تردیدی ندارد و روایات و دلایل این باب هم قماری را که با رهان همراه است و هم قماری را که بدون رهان است به صراحت حرام نموده است و آن را در ردیف شراب، بتپرستی و عمل شیطانی آورده است. همچنین مفهوم و مصداق آن، دلایل روشنی دارد. با وجود روایاتی که گذشت جای هیچ شکی در حرمت بازی با آلات قمار هرچند بدون گروگذاری و شرطبندی باشد، باقی نمیماند و دیگر نباید مانند برخی از عالمان در این موارد تردید نمود و قدر متیقن دلایل را که حرمت قمار با رهان است، اخذ نمود؛ چرا که دلیل خاص، بر حرمت قمار بدون رهان موجود میباشد؛ بنابراین هم میسر حرام است و هم قمار، اما از باب مغالبه در خصوصیات و با لحاظ غلبهای که در افراد و مصادیق قمار با قمار دارای رهان است هر قماری میسر و هر میسری قمار و در ردیف انصاب و بتپرستی دانسته شده است. اما بحث در قمار، در ناحیهی شناخت آلات قمار است که چه چیزی آلت قمار دانسته میشود و چه چیزی آلت قمار نیست. اگر چیزی آلت قمار دانسته شود، حکم حرمت بازی با آن قطعی است و شبهه و تردیدی در آن وجود ندارد و بازی با آن حرام است هرچند برد و باخت و گروگذاری در آن نباشد.
بحث در موضوعی است که شک شود آیا جزو آلات قمار است یا نه. با شک در موضوع آلات قمار و این که آیا این اسباب از آلات قمار دانسته میشود یا نه، باید دید شک ما بدوی است یا خیر. در شک بدوی در موضوع، اصل برائت جاری میشود، ولی چنانچه شک بدوی نباشد و سخن بر سر آلتی باشد که پیشینهی قمار داشته و با آن قمار میشده است، همانند شطرنج که زمانی دیرین از آلات قمار بوده و با آن قمار میشده، نمیتوان اصل برائت در آن جاری نمود، بلکه این استصحاب حرمت است که در آن جاری میگردد. از شرایط اجرای استصحاب، ثبوت موضوع و وحدت آن است و با پیدایش کمترین تغییری در موضوع، استصحاب نمیتواند در آن جریان یابد مانند آلت قماری همچون شطرنج که هماینک به عنوان وسیلهای علمی از آن بهره میبرند. در چنین موردی که موضوع تغییر یافته است، با شک در این که آیا این وسیله هنوز هم آلت قمار دانسته میشود یا نه، نمیتوان حرمت آن را استصحاب نمود و شک حاضر شکی بدوی است که اصل برائت در آن جریان مییابد. همچنین میشود که چیزی در گذشته از آلات قمار نبوده و امروزه به آلت قمار تبدیل شده باشد، که در این صورت نیز چون آلت قمار بودن بر آن صدق میکند، حکم حرمت آن قطعی است. افزوده بر این، گاه میشود که چیزی در منطقه و کشوری از آلات قمار باشد، اما همان وسیله در کشور یا منطقهای دیگر وسیلهای برای کسب معلومات عمومی یا ورزش ذهن به شمار رود، در این صورت نیز حکم آن تابع صدق عنوانی آن است و در هر منطقهای که این ابزار را از آلات قمار بدانند، حکم حرمت بر آن بار میشود.
بازی با آلات قمار (خواه با گرو باشد که میسر است و خواه بدون آن که از باب اشاعهی فحشا حرام است) نوعی جبههگیری در برابر حق و قرار گرفتن در جبههی باطل است و همین ملاک، حکمت عمدهی حرمت آن است، نه تعاندی که میان قماربازان ایجاد میشود؛ زیرا تعاند و مغالبه و برتریجویی در بسیاری از چهرههای زندگی دنیوی وجود دارد و در هر جایی که برتریجویی ملاک باشد، پای تعاند نیز به میان میآید. اما اشاعهی فحشا و غیر هدفمند بودن و لکهدار نمودن اخلاق عمومی جامعه امری نیست که بتوان از آن گذشت و آن را نادیده گرفت. حکایت آلات قمار حکایت بطریهای شرابی است که هماینک عرضه میشود که با وجود زیبایی بسیار و بلوری بودن آن، اگر هفت بار شسته شود و هفت بار هم خاکمالی یا دهها بار ضد عفونی گردد، اگر استفاده از آن برای آشامیدن آب حرام است و تنها باید آن را شکست؛ چرا که عنوان «بطری شراب» بر آن صادق است و نگاهداری از آن اشاعهی فحشا به شمار میرود. این گونه است که میگوییم اسلام بر صدق عنوانی بسیار تأکید دارد و با هرچه که عناوین گناه و معصیت را با خویش یدک میکشد، مبارزه میکند، وگرنه شیشه یا بطری شراب تنها شیشه است و بت چوبی و سنگی نیز تنها همان چوب و سنگ است، همانطور که آلت قمار نیز یا از چوب است یا از سنگ و کاغذ، ولی این موارد، از باب جنس آن مورد مخالفت اسلام واقع نگردیدهاند، بلکه چون عنوان گناهی را با خویش حمل میکنند و از ابزار جداییناپذیر جبههی باطل میباشد، نمیتوان از آن استفاده کرد. بطریها و شیشههای شراب نیز همانند خود شراب فساد آفرین است و این بطریها دستکمی از شراب ندارد و استفاده از آن اشاعهی فحشا به حساب میآید. بودن شراب در ظرف سفالین نیز چنین حکمی را دارد؛ مگر این که کسی آن را نشناسد و یا نداند که ظرف شراب است. آلات قمار چنین است و این روایت که از «کل ما قومر به» یاد میکند یا روایاتی که آلات قمار را برشمرد؛ مانند: شطرنج، کعاب، بیض و مانند آن، تمامی همین معنا را میرساند. اشاعهی فحشا نیز به طور مستقل دلیل بر حرمت دارد. بازی با آلات قمار، بیماری، سادیسم و یا اعتیادی بوده که دست از سر بشر برنداشته و اسلام به صورت جدی با آن مخالفت نموده است تا عوارض سوء این بازی مخاطرهآمیز دامنگیر افراد جامعه نشود. خطرناک بودن این بازی است که وجود فردی داور یا تلکهگیر را میطلبد؛ چرا که در غیر این صورت، طرفهای بازی، یکدیگر را فریب میدهند. تلکهگیر فردی معمولی نیست، بلکه وی فرد آگاه، قدر و قدرتمندی است تا کسی جرأت نکند دیگران را فریب دهد. در صورت فریبکاری، گاه کار به دعوا، چاقوکشی، خونریزی و تیغکشی میانجامد. افزون بر دعوا و درگیری، تلف نمودن وقت، معتاد شدن و مفاسد دیگری نیز در این بازی وجود دارد. بله فایدهی آن به دست آوردن تندی، تیزی و استجماع حواس است؛ زیرا قمارباز اگر لحظهای غفلت کند، حریف وی «کش» میرود؛ یعنی چپش را جابهجا میکند یا شگردهای دیگری را با کوچکترین غفلت طرف مقابل، انجام میدهد و بر او چیره میشود. چنانچه قرآن کریم به هنگام بیان حرمت شراب، آن را از فساد محض برنمیشمرد و برای آن فوایدی را ذکر میکند، ولی گناه آن را بیشتر از منافع آن میداند. درست است که در قمار، تیزی و تندی و استجماع حواس وجود دارد، ولی مفاسد آن بیش از به دست آوردن این فایده است؛ بهگونهای که دعوا و چاقوکشی لازمهی آن است. شاید کسی بگوید داور در تمامی بازیها یا مسابقات حضور دارد و لزوم داشتن داور خطراکی آن را نمیرساند اما باید گفت داور در دیگر مسابقات و بازیها چاقویی در جیب خود نمیگذارد ولی قمارباز و تلکهبگیر نمیشود چاقویی در جیب خود نداشته باشد. قمار با آلات قمار اما بدون رهان را نباید بازی معمولی دانست، بلکه این بازی سیستمی فاسد دارد و صرف بازی نیست تا بتوان این گونه در مورد آن قضاوت نمود. قمار نوعی جبهه، میدان و عنوانی برای فساد است، از این رو اسلام به مقابله با آن پرداخته تا این میدان را نفی نماید. طرح این شبهه و گمان مانند آن است که گفته شود برخی از ایرانیان گاه مراعات پوشش اسلامی را نمیکنند اما افرادی مؤدب و مدرن میباشند. مگر موی سر چقدر مهم است که اگر بخشی از آن آشکار باشد مشکلی ایجاد کند یا مگر دست دادن زن و مرد نامحرم یا بوسیدن آنان چه مشکلی ایجاد میکند؟! در پاسخ به این شبهه باید گفت چنین اعمالی منطقه و میدانی به نام لاابالیگری برای انسان میگشاید بهطوری که قبح این معنا و بالاتر از آن دشوار میگردد و مهم میدانی است که این کار در مقابل دیانت میگشاید. در مورد بازی با آلات قمار اما بدون رهان نیز همین سخن صادق است و این نوع قمار میدانی را برای مفاسد باز میکند و بدین گونه به مبارزه و دهنکجی به دیانت و معنویت میپردازد. قمار امری بسیار فراتر از لهو و لغو است؛ در حالی که برخی فقیهان، قمار را در دامنهی لهو و لغو قرار دادهاند؛ هرچند لهو، لغو و لعب حرام نیست. دامنهی فساد قمار بسیار وسیع است و به هیچ وجه نمیتوان آن را در دامنهی لهو یا لغو گنجاند. قمار در قرآن کریم در کنار خمر، شرک و بتپرستی آمده و عملی شیطانی دانسته شده است. قمار صرف لعب و بازی یا لهو و لغو نیست، بلکه میدان جبههی باطل میباشد؛ چنانکه قرآن کریم آن را در کنار شراب، شرک و بتپرستی میآورد. قمار عنوانی گویا برای جبههی ضد معنویت و دیانت و تابلویی بزرگ برای اشاعهی فحشا و انحرافات میباشد. آنچه در بازی با این آلات مهم است عنوان قمار است که هرچند رهان در آن نباشد، تشبه به قوم کفر و جبههی ضد دیانت و اشاعهی فحشا و انحرافات است. نباید پنداشت قمار تنها یک بازی صرف است و ماهیت آن با بازیهای دیگر تفاوتی ندارد. تفاوت قمار با دیگر بازیها مانند تفاوت نکاح و ازدواج شرعی با زنا یا لواط است که از آنجا که هر دو به یک صورت انجام میشود عقل عادی میان هویت حلال و حرام آن تفاوت نمیگذارد؛ تنها در یکی کلماتی گفته میشود که این عمل را بر مدار قانونی و سیستم طبیعی آن انجام میدهد اما در زنا یا لواط برخلاف سیستم و نظام طبیعی موجودات و پدیدهها حرکت میشود. چیزی که میتواند ازدواج را حلال و زنا را حرام کند، مطابقت و هماهنگی با سیستم طبیعی است و در قمار نیز چنین است. قمار حرکت بر علیه سیستم دینی است که نظامی هماهنگ با طبیعت و فطرت میباشد. هدف اسلام در ازدواج ایجاد نظام و سیستم در عمل مقاربتی و جلوگیری از هرج و مرج و در نتیجه پیش نیامدن آلودگی است، از این رو نکاح را جایگزین زنا میسازد و بسیار به آن اهمیت میدهد. در لواط هم امر چنین است. جمع دو مرد به لواط حکم قتل را دارد؛ چرا که تحقق این عمل و کثرت آن موجب تزلزل مجاری طبیعی خانواده و جامعه میگردد ولی اگر مردی با همسر خویش چنین کاری داشته باشد تنها امری مکروه با تفاوت شدت و ضعف در دوران عادت و غیر عادت و ایجاد آزار و اذیت و عدم آن انجام داده است. با تشریح این احکام است که پاسخ اشکالات غربیان داده میشود. آنان میگویند چرا دو انسان را به جرم این که دقایقی با هم بودهاند به قتل میرسانید؟ پرسش آنان جای طرح و بحث دارد و این فقیه است که باید به صورت علمی و منطقی به آن پاسخ دهد. دو فرد لواط کار یا دو زناکار برخلاف نظام طبیعی حرکت میکنند و در حرکت طبیعی و نظام طبیعت ایجاد اخلال میکنند و عمل و ساختار خارجی آنان در چهرهای خاص، آن را حرام میسازد و موجب حد میشود. این امر عقلاً است و مورد پذیرش آنان میباشد و عقلا نیز نمونههای بسیاری از این محدودیتها را در زندگی خود دارند.
سرمایهگذاری بر حلالها برای براندازی حرامها
خداوند متعال برای هر حرامی دهها مورد حلال گذاشته و برای هر حرمت دهها جایگزین آورده تا هیچ بندهای برای ارضای تمایلات نفسانی خود به گونهی حلال حجتی بر خداوند نداشته باشد. برای نمونه، اگر خداوند بتپرستی را حرام نمود در عوض برای بندگان که از کودکی با ماده و جسم بزرگ شدهاند و غیر آن را ندیدهاند و نمیشناسند و نمیدانند مجرد چیست و خدای مجرد چگونه است، کعبه را قرار داد تا با توجه به سوی آن به پروردگار خویش رو آورده باشند و امر میکند که به سمت آن سجده نمایند و به گرد آن به طواف درآیند. در بحث قمار نیز که شیطان پایهگذار آن بوده و آن را برای فریب و اغوای دیگران قرار داده است، باید دوری جسته شود ولی هر بازی دیگری که آلات قمار در آن نباشد بدون اشکال است و رهان و گروگذاری و شرطبندی نیز حرمت ندارد.
اگر حکم دین در باب قمار و نیز در باب بازیها و مسابقات همان گونه که هست استنباط و بازگو شود؛ همانطور که اسلام توانست با تدوین قوانینی پیشرفته و زیرکانه، بردهداری را براندازد، میتواند قمار را نیز از صحنهی جامعه بزداید و مسابقات فرهنگی، علمی و ورزشی سالم را جایگزین آن سازد و در این صورت است که میتوان گفت دین پیروز این میدان است. نظريهپردازان و طراحان مسابقات سالم باید فضای فرهنگی جامعه را چنان از مغالبه، ملاعبه و مراهنهی سالم پر نمایند که دیگر کسی مجال سراغ گرفتن از قمار را نداشته باشد و قمار به عنوان عملی منحرف و مندرس در میان جوانان و دیگر اقشار جامعه نهادینه گردد. با این وصف، جناق بازی و شرط گذاردن بر آن و سایر اموری که در آن از آلات قمار استفاده نمیشود اشکال ندارد.
شگردهای توانمندسازی مسلمانان
پیش از این روایاتی را آوردیم که مسابقاتی مانند اسبسواری، تیراندازی و بازی با پرنده را مجاز میشمرد. امور یاد شده از جمله آلاتی بوده است که پیش از اسلام، بر آن قمار میشده است، ولی اگر دین مبین اسلام استفاده از این ابزار مهم جنگی را تحریم مینمود و آن را آزادانه در دست کفار میگذاشت، موجبات ضعف نیروی نظامی مسلمانان را فراهم میآورد، از این رو آن را با سیاستگذاری و شیوع، از آلات قمار خارج ساخته و با اعمال محدودیتهایی، مجاز دانسته است.
این امر میرساند حکومت دینی میتواند به مقتضای هر عصر، سرگرمیهایی را که در مسیر رشد و تعالی مسلمین است، طراحی نماید و برخی از قمارها را از شکل قمار بودن خارج نماید و با اعمال محدودیتها و تدوین قوانینی شرعی، آن را مجاز نماید.
مسابقات سالم؛ جایگزین قمار در اسلام
کتاب «سبق و رمایه» چیزی است که اسلام آن را جایگزین قمار قرار داده است. طرحی دینی که میتوان با برداشت صحیح از آن، قمار را مهار نمود و مردم را از لهو و سرگرمی که به آن نیاز دارند به صورت مطلق باز نداشت و ما تحقیق آن را در این کتاب آوردیم و گفتیم وقتی چیزی به سبب مفاسد بسیاری که دارد حرام میگردد باید دهها طرح جایز دینی را که مفسدهای بر آن مترتب نیست، جایگزین آن ساخت تا بتوان افراد جامعه را به دینداری و دینمداری ترغیب نمود. برای نمونه، اسلام عزیز همانگونه که توانست با اصل موضوعی «عزاداری توانست قمار را از جامعه براندازد و مسابقات سالم را جایگزین آن سازد.
محقق حلّی در فایدهی تشريع سبق و رمایه که جایگزین قمار گردیده است، مینویسد: «وفائدتهما: بعث العزم على الاستعداد للقتال، والهداية لممارسة النضال. وهي معاملة صحيحة، مستندها قوله علیهالسلام: «لا سبق إلّا في نصل أو خفّ أو حافر»، وقولهم علیهمالسلام: «إنّ الملائكة لتنفر عند الرهان وتلعن صاحبه، ما خلا الحافر والخفّ والريش والنصل».
فایدهی سبق و رمایه ایجاد انگیزه برای قتال و جنگ و دقت نمودن برای تیراندازی درست است. سبق (مسابقه) و رمایه (تیراندازی) معاملهای صحیح است و دلیل آن فرمائش امام علیهالسلام است که فرمود: مسابقهای نیست، مگر در حافر (اسب و استر سواری)، نصل (پرتاب نیزه) یا خفّ (شتر سواری). و نیز این فرمائش امامان: است که فرمودند: همانا فرشتگان به هنگام شرطبندی بیزاری میجویند و میرمند و صاحب گرو را لعن میکنند؛ مگر در مسابقهی حافر (اسب و استر سواری)، خفّ (شترسواری)، ریش (تیراندازی) و نصل (پرتاب نیزه).
سبق و رمایه چنان جایگاهی مهم دارد که فقیهانی همچون محقق حلّی آن را به صورت کتابی مستقل میآورند. این امر، افزوده بر نشان از جایگاه مهم این باب، بر قانونمندی دقیق و قواعد ویژه و مختص آن دلالت دارد. سبق و رمایه عقد است و با اجرای صیغهی آن، لازم میگردد و نمیتوان از آن تخلف داشت و تمامی خصوصیات معاملهای لازم را داراست؛ همانگونه که قماربازان نمیتوانند خود را از تعهدی که داشتهاند باز دارند. سبق و رمایه داد و ستدی شرعی و قانونی است و بازندهی آن مدیون فرد برنده میگردد.
این امر میرساند اگر اسلام موردی را حرام نموده، دهها طرح مباح را جایگزین آن نموده است. درست است که قمار حرام است، اما این بدان معنا نیست که هر بازی و هر شرطبندی و گروگذاری حرام است و با دیدن یک مورد حرام، نباید همه چیز را حرام پنداشت؛ مگر اموری که دلیل بر آن وجود داشته باشد. اگر کسی مرزهای شرعی را در این باب پاس ندارد و به سلیقهها و تعصبات شخصی خود عمل نماید، سبب دینگریزی تودهها را فراهم میآورد و آنان را نسبت به مسائل دینی بیبند و بار میگرداند؛ چرا که رهبری دینی که همواره مرز حلال و حرام را به تعصب شخصی و خوشامد و بدآمد نفسی خویش آلوده میسازد، به طریق اولی آنان را که از وی فتوا میگیرند، به بیبند و باری و مرز نشناسی میاندازد.
تفاوت مغالبهی قمار با مسابقات سالم
گفتیم قمار حرام است و یکی از حکمتهای آن نیز این است که کشتی سختتر از میدان مبارزه کشتی خانوادگی است؛ اما مغالبه و مسابقه حتی اگر جدی و همراه با خشونت و درگیری باشد، نتایج و فواید آن، افزون بر حس چیرگی حاصل از آن، ظهور کمالات و توانمندی آدمی یا مقاومت او را همراه دارد، اما قمار و میسر این گونه نیست و تنها تهور، بیباکی و جربزهی فرد را تقویت و حکایت میکند و قدرتی برخاسته از بستر معرفت و شجاعت که حد اعتдал میان جربزه و بزدلی است، نمیباشد و شرع تمامی موارد تهور را محدود نموده است، از این رو ملاک و معیار گفته شده در دیگر مسابقات رنگ میبازد و حس افزودن کمالات و نیز به نمایش گذاردن میزان توانمندی بدون ایجاد نفرت و کینه به دیگری را تقویت میسازد. امروزه بسیاری از مسابقات و به ویژه مسابقات ورزشی دارای کاپ اخلاق است و نیز از قوانین بازی است که کسی که عنادگونه و با بغض ورزش کند، از بازی محروم میگردد یا جریمه میشود و نیز کسی که مرام پهلوانی و جوانمردی دارد، مورد تشویق قرار میگیرد و از او به عنوان «مرد اخلاق» یاد میشود. امروزه به حمد الهی این گونه موارد در میان ورزشکاران کشور ما بسیار به چشم میخورد. اخلاق نه تنها در میان ورزشکاران، بلکه در میان فراوانی از لاتها که مرام جوانمردی و بزرگی دارند، دیده میشود. گاه آنان یکدیگر را به نیکویی بزرگ میدارند و از تحقیر و شکسته ساختن دیگری میپرهیزند؛ چیزی که در میان برخی از دیگر گروهها با همهی بزرگی که دارند کمتر دیده میشود؛ در حالی که هدف همهی انسانها، تعالی و رشد خود است، نه چیز دیگر.
احتياط در دین به یافت حکم دین از سر تحقیق و بررسی است و نه به پناه بردن به دامان احتياط برای آسوده نمودن ذهن و فکر خویش از تحقیق و تدقیق و نه به داشتن وسواس در صدور حکم که چنین چیزی خودخواهی برای مصونیت خویش از ترس عذاب است. احتياط در بحث سبق و رمایه جامعهی جوان ما را لجباز، عقدهای و بهانهگیر میسازد و سبب دین گریزی و خانواده گریزی آنان میگردد. البته، بدیهی است که عالمان از سر دلسوزی به دامن «احتياط» پناه میبرند و بر مردم سخت میگیرند ولی این محبت و دلسوزی خواسته یا ناخواسته، جامعه را درگیر مشکلات روحی و روانی فراوانی میسازد که ما چگونگی آن را در کتاب «فقه موسیقی، رقص، قمار و شادمانیها» آوردهایم.
در شناخت آلات قمار توجه به این نکته حائز اهمیت است که آلات قمار قابل تبدیل است و میشود آن را از آلت قمار بودن خارج ساخت و در صورتی که نظام اسلامی به صورت هدفمند، فرهنگی را در کشور اسلامی ایجاد کند که از آلات قمار بودن به عنوان قمار استفاده نشود و برای آن اهدافی سالم و درست را ترتیب دهد، میتوان آن را از آلات قمار خارج ساخت. برای نمونه میتوان شطرنج را به گونهای آموزشی ساخت و آن را در حد مسابقهای سالم برگزار نمود و مهرههای فساد آن را به مهرهی ترقی فکر و نظم دادن به ساختار اندیشه تبدیل نمود و چهرهای نو و مفید برای آن ترسیم کرد و آن چهره را در سطح کشور نهادینه نمود.
با توضیح یاد شده به دست میآید شناخت موضوع قمار برای فقیه بسیار حائز اهمیت است. بعد از شناخت موضوع، نوبت به بررسی دلایل میرسد و سپس لازم است مناط و ملاک آن را به دست آورد و آنگاه است که میشود حکم شرع را به دست آورد و آن را به عنوان یک حقیقت خردپذیر تبیین نمود.
فقه شیعه برای تمامی احکام شرع، مناط و ملاک میشناسد. مناط که میتوان آن را با عقل و ژرفکاوی به دست آورد. در قمار نیز باید دید قمار چیست، دلایل آن را بررسی کرد و نیز ملاک و مناط آن را شناخت تا به حکم شریعت دست یافت.
خداوند متعال برای هر حرامی دهها مورد حلال گذاشته و برای هر حرمت دهها جایگزین آورده تا هیچ بندهای برای ارضای تمایلات نفسانی خود به گونهی حلال حجتی بر خداوند نداشته باشد. برای نمونه، اگر خداوند بتپرستی را حرام نمود در عوض برای بندگان که از کودکی با ماده و جسم بزرگ شدهاند و غیر آن را ندیدهاند و نمیشناسند و نمیدانند مجرد چیست و خدای مجرد چگونه است، کعبه را قرار داد تا با توجه به سوی آن به پروردگار خویش رو آورده باشند و امر میکند که به سمت آن سجده نمایند و به گرد آن به طواف درآیند. در بحث قمار نیز که شیطان پایهگذار آن بوده و آن را برای فریب و اغوای دیگران قرار داده است، باید دوری جسته شود ولی هر بازی دیگری که آلات قمار در آن نباشد بدون اشکال است و رهان و گروگذاری و شرطبندی نیز حرمت ندارد. اگر حکم دین در باب قمار و نیز در باب بازیها و مسابقات همان گونه که هست استنباط و بازگو شود؛ همانطور که اسلام توانست با تدوین قوانینی پیشرفته و زیرکانه، بردهداری را براندازد، میتواند قمار را نیز از صحنهی جامعه بزداید و مسابقات فرهنگی، علمی و ورزشی سالم را جایگزین آن سازد و در این صورت است که میتوان گفت دین پیروز این میدان است. نظريهپردازان و طراحان مسابقات سالم باید فضای فرهنگی جامعه را چنان از مغالبه، ملاعبه و مراهنهی سالم پر نمایند که دیگر کسی مجال سراغ گرفتن از قمار را نداشته باشد و قمار به عنوان عملی منحرف و مندرس در میان جوانان و دیگر اقشار جامعه نهادینه گردد. با این وصف، جناق بازی و شرط گذاردن بر آن و سایر اموری که در آن از آلات قمار استفاده نمیشود اشکال ندارد. پیش از این روایاتی را آوردیم که مسابقاتی مانند اسبسواری، تیراندازی و بازی با پرنده را مجاز میشمرد. امور یاد شده از جمله آلاتی بوده است که پیش از اسلام، بر آن قمار میشده است، ولی اگر دین مبین اسلام استفاده از این ابزار مهم جنگی را تحریم مینمود و آن را آزادانه در دست کفار میگذاشت، موجبات ضعف نیروی نظامی مسلمانان را فراهم میآورد، از این رو آن را با سیاستگذاری و شیوع، از آلات قمار خارج ساخته و با اعمال محدودیتهایی، مجاز دانسته است. این امر میرساند حکومت دینی میتواند به مقتضای هر عصر، سرگرمیهایی را که در مسیر رشد و تعالی مسلمین است، طراحی نماید و برخی از قمارها را از شکل قمار بودن خارج نماید و با اعمال محدودیتها و تدوین قوانینی شرعی، آن را مجاز نماید. کتاب «سبق و رمایه» چیزی است که اسلام آن را جایگزین قمار قرار داده است. طرحی دینی که میتوان با برداشت صحیح از آن، قمار را مهار نمود و مردم را از لهو و سرگرمی که به آن نیاز دارند به صورت مطلق باز نداشت و ما تحقیق آن را در این کتاب آوردیم و گفتیم وقتی چیزی به سبب مفاسد بسیاری که دارد حرام میگردد باید دهها طرح جایز دینی را که مفسدهای بر آن مترتب نیست، جایگزین آن ساخت تا بتوان افراد جامعه را به دینداری و دینمداری ترغیب نمود. برای نمونه، اسلام عزیز همانگونه که توانست با اصل موضوعی «عزاداری توانست قمار را از جامعه براندازد و مسابقات سالم را جایگزین آن سازد. محقق حلّی در فایدهی تشريع سبق و رمایه که جایگزین قمار گردیده است، مینویسد: «وفائدتهما: بعث العزم على الاستعداد للقتال، والهداية لممارسة النضال. وهي معاملة صحيحة، مستندها قوله علیهالسلام: «لا سبق إلّا في نصل أو خفّ أو حافر»، وقولهم علیهمالسلام: «إنّ الملائكة لتنفر عند الرهان وتلعن صاحبه، ما خلا الحافر والخفّ والريش والنصل». فایدهی سبق و رمایه ایجاد انگیزه برای قتال و جنگ و دقت نمودن برای تیراندازی درست است. سبق (مسابقه) و رمایه (تیراندازی) معاملهای صحیح است و دلیل آن فرمائش امام علیهالسلام است که فرمود: مسابقهای نیست، مگر در حافر (اسب و استر سواری)، نصل (پرتاب نیزه) یا خفّ (شتر سواری). و نیز این فرمائش امامان: است که فرمودند: همانا فرشتگان به هنگام شرطبندی بیزاری میجویند و میرمند و صاحب گرو را لعن میکنند؛ مگر در مسابقهی حافر (اسب و استر سواری)، خفّ (شترسواری)، ریش (تیراندازی) و نصل (پرتاب نیزه). سبق و رمایه چنان جایگاهی مهم دارد که فقیهانی همچون محقق حلّی آن را به صورت کتابی مستقل میآورند. این امر، افزوده بر نشان از جایگاه مهم این باب، بر قانونمندی دقیق و قواعد ویژه و مختص آن دلالت دارد. سبق و رمایه عقد است و با اجرای صیغهی آن، لازم میگردد و نمیتوان از آن تخلف داشت و تمامی خصوصیات معاملهای لازم را داراست؛ همانگونه که قماربازان نمیتوانند خود را از تعهدی که داشتهاند باز دارند. سبق و رمایه داد و ستدی شرعی و قانونی است و بازندهی آن مدیون فرد برنده میگردد. این امر میرساند اگر اسلام موردی را حرام نموده، دهها طرح مباح را جایگزین آن نموده است. درست است که قمار حرام است، اما این بدان معنا نیست که هر بازی و هر شرطبندی و گروگذاری حرام است و با دیدن یک مورد حرام، نباید همه چیز را حرام پنداشت؛ مگر اموری که دلیل بر آن وجود داشته باشد. اگر کسی مرزهای شرعی را در این باب پاس ندارد و به سلیقهها و تعصبات شخصی خود عمل نماید، سبب دینگریزی تودهها را فراهم میآورد و آنان را نسبت به مسائل دینی بیبند و بار میگرداند؛ چرا که رهبری دینی که همواره مرز حلال و حرام را به تعصب شخصی و خوشامد و بدآمد نفسی خویش آلوده میسازد، به طریق اولی آنان را که از وی فتوا میگیرند، به بیبند و باری و مرز نشناسی میاندازد. گفتیم قمار حرام است و یکی از حکمتهای آن نیز این است که کشتی سختتر از میدان مبارزه کشتی خانوادگی است؛ اما مغالبه و مسابقه حتی اگر جدی و همراه با خشونت و درگیری باشد، نتایج و فواید آن، افزون بر حس چیرگی حاصل از آن، ظهور کمالات و توانمندی آدمی یا مقاومت او را همراه دارد، اما قمار و میسر این گونه نیست و تنها تهور، بیباکی و جربزهی فرد را تقویت و حکایت میکند و قدرتی برخاسته از بستر معرفت و شجاعت که حد اعتдал میان جربزه و بزدلی است، نمیباشد و شرع تمامی موارد تهور را محدود نموده است، از این رو ملاک و معیار گفته شده در دیگر مسابقات رنگ میبازد و حس افزودن کمالات و نیز به نمایش گذاردن میزان توانمندی بدون ایجاد نفرت و کینه به دیگری را تقویت میسازد. امروزه بسیاری از مسابقات و به ویژه مسابقات ورزشی دارای کاپ اخلاق است و نیز از قوانین بازی است که کسی که عنادگونه و با بغض ورزش کند، از بازی محروم میگردد یا جریمه میشود و نیز کسی که مرام پهلوانی و جوانمردی دارد، مورد تشویق قرار میگیرد و از او به عنوان «مرد اخلاق» یاد میشود. امروزه به حمد الهی این گونه موارد در میان ورزشکاران کشور ما بسیار به چشم میخورد. اخلاق نه تنها در میان ورزشکاران، بلکه در میان فراوانی از لاتها که مرام جوانمردی و بزرگی دارند، دیده میشود. گاه آنان یکدیگر را به نیکویی بزرگ میدارند و از تحقیر و شکسته ساختن دیگری میپرهیزند؛ چیزی که در میان برخی از دیگر گروهها با همهی بزرگی که دارند کمتر دیده میشود؛ در حالی که هدف همهی انسانها، تعالی و رشد خود است، نه چیز دیگر. احتياط در دین به یافت حکم دین از سر تحقیق و بررسی است و نه به پناه بردن به دامان احتياط برای آسوده نمودن ذهن و فکر خویش از تحقیق و تدقیق و نه به داشتن وسواس در صدور حکم که چنین چیزی خودخواهی برای مصونیت خویش از ترس عذاب است. احتياط در بحث سبق و رمایه جامعهی جوان ما را لجباز، عقدهای و بهانهگیر میسازد و سبب دین گریزی و خانواده گریزی آنان میگردد. البته، بدیهی است که عالمان از سر دلسوزی به دامن «احتياط» پناه میبرند و بر مردم سخت میگیرند ولی این محبت و دلسوزی خواسته یا ناخواسته، جامعه را درگیر مشکلات روحی و روانی فراوانی میسازد که ما چگونگی آن را در کتاب «فقه موسیقی، رقص، قمار و شادمانیها» آوردهایم. در شناخت آلات قمار توجه به این نکته حائز اهمیت است که آلات قمار قابل تبدیل است و میشود آن را از آلت قمار بودن خارج ساخت و در صورتی که نظام اسلامی به صورت هدفمند، فرهنگی را در کشور اسلامی ایجاد کند که از آلات قمار بودن به عنوان قمار استفاده نشود و برای آن اهدافی سالم و درست را ترتیب دهد، میتوان آن را از آلات قمار خارج ساخت. برای نمونه میتوان شطرنج را به گونهای آموزشی ساخت و آن را در حد مسابقهای سالم برگزار نمود و مهرههای فساد آن را به مهرهی ترقی فکر و نظم دادن به ساختار اندیشه تبدیل نمود و چهرهای نو و مفید برای آن ترسیم کرد و آن چهره را در سطح کشور نهادینه نمود. با توضیح یاد شده به دست میآید شناخت موضوع قمار برای فقیه بسیار حائز اهمیت است. بعد از شناخت موضوع، نوبت به بررسی دلایل میرسد و سپس لازم است مناط و ملاک آن را به دست آورد و آنگاه است که میشود حکم شرع را به دست آورد و آن را به عنوان یک حقیقت خردپذیر تبیین نمود. فقه شیعه برای تمامی احکام شرع، مناط و ملاک میشناسد. مناط که میتوان آن را با عقل و ژرفکاوی به دست آورد. در قمار نیز باید دید قمار چیست، دلایل آن را بررسی کرد و نیز ملاک و مناط آن را شناخت تا به حکم شریعت دست یافت. خداوند متعال برای هر حرامی دهها مورد حلال گذاشته و برای هر حرمت دهها جایگزین آورده تا هیچ بندهای برای ارضای تمایلات نفسانی خود به گونهی حلال حجتی بر خداوند نداشته باشد. برای نمونه، اگر خداوند بتپرستی را حرام نمود در عوض برای بندگان که از کودکی با ماده و جسم بزرگ شدهاند و غیر آن را ندیدهاند و نمیشناسند و نمیدانند مجرد چیست و خدای مجرد چگونه است، کعبه را قرار داد تا با توجه به سوی آن به پروردگار خویش رو آورده باشند و امر میکند که به سمت آن سجده نمایند و به گرد آن به طواف درآیند. در بحث قمار نیز که شیطان پایهگذار آن بوده و آن را برای فریب و اغوای دیگران قرار داده است، باید دوری جسته شود ولی هر بازی دیگری که آلات قمار در آن نباشد بدون اشکال است و رهان و گروگذاری و شرطبندی نیز حرمت ندارد. اگر حکم دین در باب قمار و نیز در باب بازیها و مسابقات همان گونه که هست استنباط و بازگو شود؛ همانطور که اسلام توانست با تدوین قوانینی پیشرفته و زیرکانه، بردهداری را براندازد، میتواند قمار را نیز از صحنهی جامعه بزداید و مسابقات فرهنگی، علمی و ورزشی سالم را جایگزین آن سازد و در این صورت است که میتوان گفت دین پیروز این میدان است. نظريهپردازان و طراحان مسابقات سالم باید فضای فرهنگی جامعه را چنان از مغالبه، ملاعبه و مراهنهی سالم پر نمایند که دیگر کسی مجال سراغ گرفتن از قمار را نداشته باشد و قمار به عنوان عملی منحرف و مندرس در میان جوانان و دیگر اقشار جامعه نهادینه گردد. با این وصف، جناق بازی و شرط گذاردن بر آن و سایر اموری که در آن از آلات قمار استفاده نمیشود اشکال ندارد. پیش از این روایاتی را آوردیم که مسابقاتی مانند اسبسواری، تیراندازی و بازی با پرنده را مجاز میشمرد. امور یاد شده از جمله آلاتی بوده است که پیش از اسلام، بر آن قمار میشده است، ولی اگر دین مبین اسلام استفاده از این ابزار مهم جنگی را تحریم مینمود و آن را آزادانه در دست کفار میگذاشت، موجبات ضعف نیروی نظامی مسلمانان را فراهم میآورد، از این رو آن را با سیاستگذاری و شیوع، از آلات قمار خارج ساخته و با اعمال محدودیتهایی، مجاز دانسته است. این امر میرساند حکومت دینی میتواند به مقتضای هر عصر، سرگرمیهایی را که در مسیر رشد و تعالی مسلمین است، طراحی نماید و برخی از قمارها را از شکل قمار بودن خارج نماید و با اعمال محدودیتها و تدوین قوانینی شرعی، آن را مجاز نماید.
| نکته کلیدی: جایگزینی مسابقات سالم با قمار، همچون پلی از حرام به حلال، جامعه را به سوی تعالی هدایت میکند و مرز دیانت را مستحکم میسازد. |
نتیجهگیری و جمعبندی
در این بررسی فقهی، رهان ملاعبه را کاوش کردیم که حضور فرشتگان در آن، نشان از اهمیت تعالی نفسانی و جسمانی دارد، همچون نسیمی که مرز نیاز و کمال را مینمایاند. قمار، به عنوان عملی پلید و شیطانی، حتی بدون گروگذاری حرام است و مصداق اشاعه فحشا و مبارزه با دیانت میباشد، در حالی که مسابقات سالم مانند سبق و رمایه، به تقویت توان نظامی و جسمانی کمک میکنند و جایگزینی شایسته برای قمار هستند. تمایز میان مغالبه قمار و مسابقات، در مناط احکام نهفته است که اولی به تهور و فساد منجر میشود و دومی به تعالی و اخلاق. این نوشتار، با حفظ تمامی جزئیات روایی و تحلیلی، مرزهای جواز و حرمت را روشن ساخت تا در فضای پژوهشی، راهنمایی برای کاوشگران باشد.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!