فصوص الحکم 47

متن تحقیق





جوهر و عرض در عرفان نظری

جوهر و عرض در عرفان نظری

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه چهل و هفتم)

مقدمه: درآمدی بر جوهر و عرض در عرفان نظری

عرفان نظری، چونان دریایی ژرف، اسرار وجود و مراتب ظهور آن را در خود نهفته دارد. در این میان، مفاهیم جوهر و عرض، به مثابه دو گوهر درخشان، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند که فهم دقیق آنها، کلیدی برای گشودن ابواب معرفت الهی است. استاد فرزانه قدس‌سره در درس‌گفتار چهل و هفتم شرح فصوص الحکم داوود قیصری، با نگاهی عمیق و موشکافانه، به تبیین جوهر و عرض از منظر اهل الله پرداخته‌اند و رابطه این مفاهیم با مظاهر اسماء الهی را با دقتی عرفانی و استدلالی روشن ساخته‌اند. این نوشتار، با هدف بازنمایی تمامی جزئیات این درس‌گفتار، مفاهیم را با زبانی متین، علمی و متناسب با فضای دانشگاهی ارائه می‌دهد. هر نکته، چون نوری از حقیقت، با شرح و تفصیل کامل و بهره‌گیری از تمثیلات فاخر، در جای خود قرار گرفته تا خواننده را به سوی فهمی عمیق‌تر از اسرار هستی رهنمون سازد.

بخش نخست: چیستی جوهر و عرض در فلسفه و عرفان

پیچیدگی و اهمیت بحث جوهر و عرض

بحث جوهر و عرض، چونان گره‌ای در تار و پود معرفت فلسفی و عرفانی، از پیچیدگی و دشواری برخوردار است. این موضوع، نه تنها در فلسفه که در عرفان نیز از مباحث بنیادین به شمار می‌رود. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این پیچیدگی، ناشی از تفاوت در تعاریف و تطبیقات فلسفی و عرفانی است. در فلسفه، جوهر و عرض به مثابه مقولاتی برای تبیین وجود و صفات آن به کار می‌روند، حال آنکه در عرفان، این مفاهیم به مراتب ظهور و تجلی الهی پیوند می‌خورند. این تمایز، چونان آیینه‌ای است که تفاوت نگاه فلسفی و عرفانی را در خود بازمی‌تاباند.

نکته کلیدی: پیچیدگی جوهر و عرض، ناشی از تفاوت تعاریف و تطبیقات در فلسفه و عرفان است که هر یک مراتب متفاوتی از وجود را تبیین می‌کنند.

اشاره به دشواری‌های فلسفی

استاد فرزانه قدس‌سره به دشواری‌های تبیین جوهر و عرض در فلسفه اشاره کرده و بیان می‌دارند که صدرالمتألهین در اسفار اربعه، سه جلد را به این موضوع و بحث ماهیت اختصاص داده، اما مشکلات آن برای وی لاینحل باقی مانده است. همچنین، عالمان دینی در روش رئالیسم، به دلیل پیچیدگی‌های این مبحث، از شرح کامل آن اجتناب ورزیده‌اند. این امر، چونان نشانه‌ای است از عمق و دشواری این موضوع که حتی برای بزرگ‌ترین فلاسفه نیز چالش‌برانگیز بوده است.

نکته کلیدی: دشواری‌های جوهر و عرض حتی برای فلاسفه بزرگ چون صدرالمتألهین و عالمان دینی لاینحل باقی مانده است.

نقد خلاصه‌سازی و ضرورت استدلال

خلاصه‌سازی جوهر و عرض، به‌ویژه با رویکرد عرفانی، به دلیل فقدان نظم و تقرير منظم، مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که هر تعریفی، اعم از فلسفی، کلامی یا عرفانی، باید مستدل و مبتنی بر برهان باشد. استدلال، چونان ستونی استوار، بنای معرفت علمی را برپا می‌دارد و بدون آن، هر سخنی چون خانه‌ای بی‌بنیاد فرو می‌ریزد.

نکته کلیدی: هر تعریفی از جوهر و عرض باید مستدل باشد و خلاصه‌سازی بدون نظم، مشکلات را دوچندان می‌کند.

جمع‌بندی بخش نخست

جوهر و عرض، به دلیل پیچیدگی و اهمیتشان، از مباحث بنیادین فلسفه و عرفان‌اند. دشواری‌های این موضوع، حتی برای فلاسفه بزرگ، لاینحل باقی مانده و خلاصه‌سازی بدون نظم و استدلال، مشکلات را فزونی می‌بخشد. این بخش، با تبیین اهمیت و پیچیدگی این مفاهیم، بستری برای فهم عمیق‌تر آنها فراهم می‌آورد.

بخش دوم: تعاریف و قیود جوهر و عرض

معنای لغوی و اصطلاحی جوهر

جوهر، در لغت، به معنای گوهر یا ذات پاک و بی‌نیاز از غیر است. این معنا، چونان نوری زلال، زمینه‌ساز تعاریف اصطلاحی در فلسفه و عرفان است. در اصطلاح فلسفی، جوهر ماهیتي است که اگر در خارج موجود شود، بدون نیاز به موضوع تحقق یابد: «الماهية اذا وجدت في الخارج وجدت لا في موضوع». این تعریف، شامل سه قید است: ماهیت، وجود در خارج، و عدم نیاز به موضوع. این قیود، جوهر را از عرض و مفاهیم ذهنی متمایز می‌سازند.

نکته کلیدی: جوهر، ماهیتي است که در خارج بدون نیاز به موضوع تحقق می‌یابد و شامل سه قید ماهیت، وجود خارجی و استقلال از موضوع است.

تمایز جسم در ذهن و خارج

جسم در خارج، جوهر است، زیرا بدون نیاز به موضوع تحقق می‌یابد، اما در ذهن، می‌تواند عرض باشد، زیرا عارض بر ذهن می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره این تمایز را چونان آیینه‌ای می‌دانند که تفاوت مراتب وجودی در ذهن و خارج را بازمی‌تاباند. این نکته، بر تفاوت بنیادین میان وجود خارجی و ذهنی تأکید دارد.

نکته کلیدی: جسم در خارج جوهر است، اما در ذهن می‌تواند عرض تلقی شود، که این امر بر تفاوت مراتب وجودی دلالت دارد.

نقد تعریف حقیقی جوهر

تعریف جوهر، حقیقی نیست، زیرا فاقد جنس و فصل است و به صورت رسمی و با نفی موضوع ارائه می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره این نقد را مطرح می‌کنند تا محدودیت تعاریف فلسفی را در تبیین جوهر نشان دهند. این تعریف، چونان کلیدی است که قفل محدودیت‌های فلسفی را می‌گشاید و راه را برای تبیین عرفانی هموار می‌سازد.

نکته کلیدی: تعریف جوهر، به دلیل فقدان جنس و فصل، حقیقی نیست و به صورت رسمی و با نفی موضوع ارائه می‌شود.

تعریف عرض و تمایز آن با جوهر

عرض، ماهیتي است که اگر در خارج موجود شود، در موضوع تحقق یابد: «اذا وجدت وجدت في موضوع». این تعریف، وابستگی وجودی عرض به جوهر را نشان می‌دهد. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که نیاز به موضوع در عرض، غیر از نیاز به علت است. جوهر و عرض هر دو به علت نیاز دارند، اما عرض به موضوع نیز محتاج است. این تمایز، چونان خطی روشن، مرز میان جوهر و عرض را ترسیم می‌کند.

نکته کلیدی: عرض، ماهیتي است که در موضوع تحقق می‌یابد و نیاز آن به موضوع، غیر از نیاز به علت است.

تعریف نفسی و نعتی

تعریف جوهر، نفسی (وجود فی نفسه) و تعریف عرض، نعتی (وصف الغیر) است. جوهر، به دلیل استقلال وجودی، وجودش در نفس خود است، اما عرض، به دلیل وابستگی، وصف غیر تلقی می‌شود. این تمایز، چونان دو بال، جوهر و عرض را در مراتب وجودی از یکدیگر جدا می‌سازد.

نکته کلیدی: جوهر، وجود فی نفسه دارد و تعریفش نفسی است، اما عرض، وصف الغیر است و تعریفش نعتی است.

ماهیت مخلوطه و تحول در تعریف

ماهیت در تعریف جوهر و عرض، ماهیت مخلوطه (به شرط وجود) است، نه لیسیده (من حیث هی هی). استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این ماهیت، به دلیل دخالت وجود، از ماهیت لیسیده متمایز است. بعدها، تعریف جوهر و عرض به وجود منتقل شد: وجود لا فی موضوع (جوهر) و وجود فی موضوع (عرض). این تحول، چونان نسیمی، تأثیر حکمت متعالیه را بر تعاریف سنتی نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: ماهیت در تعریف جوهر و عرض، مخلوطه و به شرط وجود است و تعریف آنها بعدها به وجود منتقل شد.

جمع‌بندی بخش دوم

جوهر، به معنای ذات بی‌نیاز از موضوع، و عرض، به معنای وصف وابسته به موضوع، در فلسفه و عرفان تعاریف متفاوتی دارند. تمایز میان وجود خارجی و ذهنی، نقد تعریف حقیقی جوهر، و تحول در تعاریف به سوی وجود، از نکات کلیدی این بخش‌اند. این تبیین، بستری برای فهم عرفانی جوهر و عرض فراهم می‌آورد.

بخش سوم: جوهر و عرض در عرفان نظری

جوهر و عرض به زبان اهل الله

در عرفان نظری، جوهر موجودی متبوع (لا فی موضوع) و عرض موجودی تابع (فی موضوع) است. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این تعریف، جوهر و عرض را به مراتب ظهور در نظام عرفانی پیوند می‌زند. جوهر، مظهر اسماء متبوعه و عرض، مظهر اسماء تابعه و مقید به متبوعه است. این تطبیق، چونان پلی است که مفاهیم فلسفی را به عرفان متصل می‌سازد.

نکته کلیدی: در عرفان، جوهر موجود متبوع و عرض موجود تابع است که به ترتیب مظهر اسماء متبوعه و تابعه‌اند.

ظهور وجود به صورت جوهر و عرض

وجود، به صورت جوهر و عرض (متبوع و تابع) ظاهر می‌شود: «الوجود يظهر بصورة الجوهرية و العرضية». استاد فرزانه قدس‌سره این اصل را چونان نوری می‌دانند که مبدأ ظهورات وجود را روشن می‌سازد. وجود، نه جوهر است و نه عرض، بلکه به این دو صورت متجلی می‌شود. این دیدگاه، بر نقش وجود به‌عنوان مبدأ تمامی ظهورات تأکید دارد.

نکته کلیدی: وجود، نه جوهر و نه عرض است، بلکه به صورت جوهر و عرض متجلی می‌شود.

نفی جوهر و عرض از ذات و اسماء الهی

ذات حق و اسماء الهی، نه جوهرند و نه عرض، اما مظاهر آنها به جوهر و عرض تقسیم می‌شوند. استاد فرزانه قدس‌سره این نفی را چونان حجابی می‌دانند که ذات و اسماء الهی را از صفات خلقی تنزیه می‌کند. فیض الهی، به مثابه جوهر، متبوع است و مستفیضات، به مثابه اعراض، تابع‌اند.

نکته کلیدی: ذات و اسماء الهی نه جوهرند و نه عرض، اما مظاهر آنها به جوهر (متبوع) و عرض (تابع) تقسیم می‌شوند.

فیض و مستفیض در نظام عرفانی

فیض الهی، به مثابه جوهر، مظهر اسماء عالی و متبوع است، و مستفیضات، به مثابه اعراض، مظهر اسماء غالبه و مغلوبه‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره این استعاره را چونان جویباری زلال می‌دانند که نظام ظهورات الهی را به فیض و مستفیض پیوند می‌دهد. این تبیین، مراتب ظهور اسماء الهی را در خلقت نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: فیض الهی، جوهر و متبوع، و مستفیضات، اعراض و تابع‌اند که مظهر اسماء عالی و غالبه و مغلوبه‌اند.

جمع‌بندی بخش سوم

در عرفان نظری، جوهر و عرض به ترتیب موجودات متبوع و تابع‌اند که مظهر اسماء متبوعه و تابعه‌اند. وجود، به صورت جوهر و عرض متجلی می‌شود، اما ذات و اسماء الهی از این مقولات منزه‌اند. فیض و مستفیض، چونان استعاره‌ای، نظام ظهورات الهی را تبیین می‌کنند. این بخش، با تبیین عرفانی جوهر و عرض، خواننده را به سوی فهم عمیق‌تر از مراتب ظهور هدایت می‌کند.

بخش چهارم: نقد رویکردهای فلسفی و حرکت جوهری

نقد دیدگاه صدرالمتألهین

صدرالمتألهین در اسفار، طبیعت را به دلیل حرکت جوهری، عرض می‌داند، زیرا فاقد ثبات است. استاد فرزانه قدس‌سره این دیدگاه را نقد کرده و بیان می‌دارند که این رویکرد، عرفانی نیست، زیرا به اعیان ثابته متکی نیست. طبیعت، در جهت خلقی متغیر و در جهت حقی ثابت است، مشابه مثل افلاطونی یا اعیان ثابته. این نقد، چونان تیغی تیز، خلط میان فلسفه و عرفان را می‌زداید.

نکته کلیدی: دیدگاه صدرا در حرکت جوهری عرفانی نیست، زیرا به اعیان ثابته متکی نیست و طبیعت را صرفاً متغیر می‌داند.

تجدد امثال در عرفان

عارف، حرکت جوهری صدرا را به تجدد امثال در کل هستی تعمیم می‌دهد. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که تجدد امثال، پویایی وجودی کل نظام هستی را نشان می‌دهد، برخلاف حرکت جوهری که صرفاً در ماده تعریف می‌شود. این دیدگاه، چونان جویباری است که پویایی وجود را در تمامی مراتب هستی جاری می‌سازد.

نکته کلیدی: تجدد امثال، پویایی وجودی کل هستی را در عرفان نشان می‌دهد، برخلاف حرکت جوهری که به ماده محدود است.

نقد استناد به غیب در فلسفه

استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که فلسفه و علوم طبیعی باید با عقل و ابزار دقیق تحلیل شوند، نه با استناد به غیب. این نقد، چونان چراغی است که مسیر روش علمی را در تحلیل جوهر و عرض روشن می‌سازد و از خلط میان معرفت عقلی و شهودی جلوگیری می‌کند.

نکته کلیدی: فلسفه و علوم طبیعی باید با عقل و ابزار دقیق تحلیل شوند، نه با استناد به غیب.

حرکت در حق تعالی

حق تعالی، در شأن دائمی است: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (الرحمن: ۲۹؛ هر روز او در کاری است). استاد فرزانه قدس‌سره این آیه را دلیلی بر پویایی وجودی حق بدون قوه و حرکت فلسفی می‌دانند. حرکت فلسفی (خروج من القوة إلی الفعل) در حق و مجردات صادق نیست، اما شأن الهی، پویایی وجودی است که فراتر از مقولات فلسفی است.

نکته کلیدی: حق تعالی در شأن دائمی است که پویایی وجودی را نشان می‌دهد، نه حرکت فلسفی مبتنی بر قوه و فعل.

جمع‌بندی بخش چهارم

نقد دیدگاه صدرا، تعمیم تجدد امثال در عرفان، تأکید بر روش عقلی در فلسفه، و تبیین پویایی وجودی حق با استناد به قرآن کریم، از نکات کلیدی این بخش‌اند. این تبیین، تمایز عرفان از فلسفه را در تبیین حرکت و جوهر روشن می‌سازد و خواننده را به سوی فهم عمیق‌تر از مراتب وجود هدایت می‌کند.

بخش پنجم: معرفت‌شناسی عرفانی و ادراک جوهر و عرض

امکان شناخت حق و اشیاء

قرآن کریم، با آیه فَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ (محمد: ۱۹؛ پس بدانید که جز او هیچ معبودی نیست)، بر امکان شناخت حق تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره این آیه را مبنای فهم سایر حقایق می‌دانند و بیان می‌دارند که هیچ‌چیز خارج از قوه فهم انسان نیست، اما نیازمند مبادی و تلاش است. این اصل، چونان دری است که به سوی بی‌کران معرفت گشوده می‌شود.

نکته کلیدی: شناخت حق و اشیاء ممکن است، اما نیازمند مبادی و تلاش عقلانی است.

امعان نظر و کشف حقایق

با امعان نظر در حقایق اشیاء، برخی متبوع (جواهر) و برخی تابع (اعراض) شناخته می‌شوند. استاد فرزانه قدس‌سره این روش را چونان مشعلی می‌دانند که مراتب وجودی را روشن می‌سازد. امعان نظر، روشی عقلانی است که حقیقت جوهر و عرض را آشکار می‌کند.

نکته کلیدی: امعان نظر در حقایق، جواهر را به‌عنوان متبوع و اعراض را به‌عنوان تابع آشکار می‌سازد.

ادراک حسی و عقلی

حواس، اعراض (رنگ، بو، مزه) را درک می‌کنند، اما جوهر با عقل ادراک می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که انسان با وجدان (عقل) وجود جوهری خود را درک می‌کند، نه با حواس. این تمایز، چونان خطی روشن، محدودیت حواس و برتری عقل را در شناخت جوهر نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: حواس، اعراض را درک می‌کنند، اما جوهر با عقل و وجدان ادراک می‌شود.

نور و ظلمت در ادراک

نور و ظلمت هر دو بر چشم اثر می‌گذارند و ظلمت نیز درجاتی از نور دارد: جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ (انعام: ۱؛ تاریکی‌ها و نور را پدید آورد). استاد فرزانه قدس‌سره این آیه را دلیلی بر وحدت وجودی نور و ظلمت در نظام خلقت می‌دانند. حتی در تاریکی، نور نهفته است که ادراک را ممکن می‌سازد.

نکته کلیدی: ظلمت نیز درجاتی از نور دارد و ادراک، حتی در تاریکی، به نور وابسته است.

دیدن حق با چشم باطن

حق تعالی، عرض نیست که با چشم حسی دیده شود، اما عارف با چشم باطن او را می‌بیند. استاد فرزانه قدس‌سره این نکته را چونان نوری می‌دانند که تفاوت ادراک حسی و شهودی را روشن می‌سازد. عارف، با چشم باطن، حق را مشاهده می‌کند، در حالی که چشم حسی تنها اعراض را می‌بیند.

نکته کلیدی: حق تعالی با چشم حسی دیده نمی‌شود، اما عارف با چشم باطن او را مشاهده می‌کند.

جمع‌بندی بخش پنجم

شناخت حق و اشیاء، با امعان نظر و عقل ممکن است. حواس، اعراض را درک می‌کنند، اما جوهر با عقل و وجدان ادراک می‌شود. نور و ظلمت، هر دو در ادراک نقش دارند و حق تعالی با چشم باطن دیده می‌شود. این بخش، با تبیین معرفت‌شناسی عرفانی، خواننده را به سوی فهم عمیق‌تر از ادراک جوهر و عرض هدایت می‌کند.

بخش ششم: وحدت و کثرت جواهر و مظاهر الهی

وحدت جواهر در جوهريت

جواهر، در عین کثرت، در جوهريت (لا فی موضوع) متحدند. استاد فرزانه قدس‌سره این وحدت را چونان گوهری می‌دانند که حقیقت مشترک جواهر را در استقلال وجودی نشان می‌دهد. جوهر، به‌عنوان حقیقت واحده، مظهر ذات الهی از حیث قیومیت و حقیت است.

نکته کلیدی: جواهر، در عین کثرت، در جوهريت متحدند و مظهر ذات الهی از حیث قیومیت و حقیت‌اند.

نقد استقلال مظهر

مظهر (جوهر) نمی‌تواند مستقل باشد، زیرا وابسته به ذات الهی است. استاد فرزانه قدس‌سره این نقد را مطرح می‌کنند تا بر وابستگی وجودی مظاهر به حق تأکید ورزند. جوهر، گرچه لا فی موضوع است، اما به دلیل مظهریت، از استقلال مطلق برخوردار نیست.

نکته کلیدی: جوهر، به دلیل مظهریت، وابسته به ذات الهی است و از استقلال مطلق برخوردار نیست.

تمایز مظهر و عرض

جوهر، مظهر ذات الهی است، اما نه عرض، زیرا ذات موضوع آن نیست. استاد فرزانه قدس‌سره این تمایز را چونان خطی روشن می‌دانند که استقلال نسبی جوهر را در برابر عرض نشان می‌دهد. جوهر، گرچه مظهر است، اما به دلیل عدم نیاز به موضوع، از عرض متمایز می‌شود.

نکته کلیدی: جوهر، مظهر ذات الهی است، اما نه عرض، زیرا ذات موضوع آن نیست.

تصحیح عبارت مظهر

عبارت «مظهر الذات الالهية» در متن صحیح است و باید به همین صورت قرائت شود. استاد فرزانه قدس‌سره این تصحیح را برای تأکید بر دقت در قرائت متون عرفانی مطرح می‌کنند. این نکته، چونان مشعلی است که اهمیت دقت در اصطلاحات عرفانی را روشن می‌سازد.

نکته کلیدی: عبارت «مظهر الذات الالهية» صحیح است و بر دقت در قرائت متون عرفانی تأکید دارد.

جمع‌بندی بخش ششم

جواهر، در جوهريت متحدند و مظهر ذات الهی از حیث قیومیت‌اند. گرچه جوهر از استقلال نسبی برخوردار است، اما به دلیل مظهریت، وابسته به ذات الهی است. تمایز جوهر از عرض و تصحیح عبارت مظهر، بر دقت در تبیین عرفانی تأکید دارد. این بخش، با تبیین وحدت و کثرت جواهر، خواننده را به سوی فهم عمیق‌تر از مظاهر الهی هدایت می‌کند.

نتیجه‌گیری

این نوشتار، با تکیه بر درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، به تبیین مفاهیم جوهر و عرض در چارچوب عرفان نظری داوود قیصری پرداخت. جوهر، به‌عنوان موجود متبوع و مظهر اسماء متبوعه، و عرض، به‌عنوان موجود تابع و مظهر اسماء تابعه، در نظام ظهورات الهی جای می‌گیرند. وجود، نه جوهر است و نه عرض، بلکه به این دو صورت متجلی می‌شود. نقد دیدگاه‌های فلسفی، به‌ویژه حرکت جوهری صدرا، و تأکید بر تجدد امثال در عرفان، تمایز عرفان از فلسفه را روشن ساخت. قرآن کریم، با آیاتی چون كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ و فَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ، پویایی وجودی حق و امکان شناخت او را تأیید می‌کند. جوهر، به‌عنوان حقیقت واحده، مظهر قیومیت الهی است، اما استقلال آن نسبی و وابسته به ذات حق است. این نوشتار، با ساختاری نظام‌مند و زبانی متین، تمامی جزئیات درس‌گفتار چهل و هفتم را با شرح و تفصیل کامل برای مخاطبان متخصص بازنمایی کرد و بر ضرورت روشمندی، استدلال و دقت در اصطلاحات عرفانی تأکید ورزید.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)