فصوص الحکم 269

متن تحقیق





ولایت و خاتمیت در عرفان نظری ابن‌عربی: تأملی بر فصوص الحکم

ولایت و خاتمیت در عرفان نظری ابن‌عربی: تأملی بر فصوص الحکم

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۲۶۹)

مقدمه

فصوص الحکم، اثر جاودانه ابن‌عربی، چونان نگینی درخشان در آسمان عرفان نظری می‌درخشد و با ژرفای بی‌مانند خود، حقیقت ولایت، نبوت، رسالت، و خاتمیت را در نظام تجلی الهی آشکار می‌سازد. این نوشتار، برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره در جلسه ۲۶۹، به تبیین دقیق و عمیق مفاهیم ولایت و خاتمیت در چارچوب عرفان نظری ابن‌عربی می‌پردازد. با تمرکز بر تمایز میان نبوت، رسالت، و ولایت، و نقش محوری خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء در رؤیت حق، این متن به تحلیل عبارات کلیدی فصوص الحکم، نقد شارحان، و تطبیق این مفاهیم با دیدگاه‌های شیعی می‌نشیند. با بهره‌گیری از تمثیلات ادبی، شواهد قرآنی، و تحلیل‌های فلسفی، متن پیش‌رو چارچوبی نظام‌مند و جامع برای فهم عرفان نظری ارائه می‌دهد. ساختار این نوشتار با عناوین و زیرعناوین تخصصی، توضیحات تفصیلی، و جمع‌بندی‌های جامع، به گونه‌ای طراحی شده که پاسخگوی نیازهای پژوهشی مخاطبان متخصص باشد و در عین حال، زیبایی و عمق معرفتی را حفظ کند.

بخش یکم: تصحیح متنی و تبیین ولایت در فصوص الحکم

تصحیح عبارت «وَيَكُونُ» به «وَلِكَوْنِ»

در متن فصوص الحکم، عبارت «وَيَكُونُ كُلٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ وَالْأَوْلِيَاءِ» به‌اشتباه در برخی نسخه‌ها ثبت شده و باید به «وَلِكَوْنِ كُلٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ وَالْأَوْلِيَاءِ» تصحیح گردد. این تصحیح، بر علّیت و مبنای ولایت تأکید دارد و بیان می‌دارد که هر یک از انبیا و اولیا صاحب ولایت‌اند و خاتم‌الرسل به‌عنوان مظهر جامع تمامی این ولایات ظاهر می‌شود.

تحلیل: این تصحیح، مانند کلیدی است که قفل فهم دقیق متن را می‌گشاید. عبارت «وَلِكَوْنِ» بر این حقیقت تأکید دارد که ولایت، مبنای وجودی انبیا و اولیاست و خاتم‌الرسل، چونان آینه‌ای جامع، تمامی حصص ولایات را در مقام جمع حق متجلی می‌سازد. این نکته، جایگاه محوری خاتم‌الرسل را در نظام تجلی الهی نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: تصحیح عبارت «وَيَكُونُ» به «وَلِكَوْنِ» بر علّیت ولایت تأکید دارد و خاتم‌الرسل را به‌عنوان مظهر جامع تمامی ولایات معرفی می‌کند.

نقد شارح بر عدم انطباق با متن اصلی

شارح فصوص الحکم نتوانسته مقصود اصلی ابن‌عربی را به‌درستی منتقل کند، زیرا شرح او با متن اصلی همخوانی کامل ندارد. ابن‌عربی تأکید دارد که هیچ‌یک از انبیا و اولیا حق را جز از طریق مشکاة خاتم‌الرسل یا خاتم‌الاولیاء نمی‌بینند، اما شارح در تبیین این واسطه‌گری قاصر بوده است.

تحلیل: این نقد، مانند چراغی است که کاستی‌های شرح را روشن می‌سازد. انطباق دقیق با متن اصلی، لازمه فهم عرفان نظری است، و شارح در انتقال نقش واسطه‌ای خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء به‌عنوان مشکاة رؤیت حق ناکام مانده است.

نکته کلیدی: شرح شارح با متن اصلی فصوص الحکم همخوانی کامل ندارد، زیرا نتوانسته نقش واسطه‌ای خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء در رؤیت حق را به‌درستی تبیین کند.

جمع‌بندی بخش یکم

تصحیح عبارت «وَلِكَوْنِ» بر اهمیت دقت در مطالعه متون عرفانی تأکید دارد و جایگاه خاتم‌الرسل را به‌عنوان مظهر جامع ولایات روشن می‌سازد. نقد شارح نیز نشان‌دهنده ضرورت انطباق شرح با مقصود اصلی متن است. این مباحث، مانند پایه‌های استواری هستند که بنای فهم عرفان نظری را استحکام می‌بخشند.

بخش دوم: رؤیت حق از مشکاة خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء

رؤیت حق از طریق مشکاة خاتم‌الرسل

ابن‌عربی بیان می‌دارد که هیچ‌یک از انبیا و رسل حق را جز از طریق مشکاة خاتم‌الرسل نمی‌بینند. این مشکاة، مانند چراغی است که نور حقیقت را در وجود انبیا و رسل بازتاب می‌دهد و راه رؤیت حق را برای آنان هموار می‌سازد.

تحلیل: مشکاة خاتم‌الرسل، چونان آینه‌ای است که نور الهی را در مراتب وجودی انبیا متجلی می‌کند. این نکته بر جایگاه محوری خاتم‌الرسل در نظام تجلی الهی تأکید دارد.

نکته کلیدی: هیچ‌یک از انبیا و رسل حق را جز از طریق مشکاة خاتم‌الرسل نمی‌بینند.

رؤیت حق از طریق مشکاة خاتم‌الاولیاء

به همین ترتیب، هیچ‌یک از اولیا حق را جز از طریق مشکاة خاتم‌الاولیاء نمی‌بینند. حتی رسل، از جمله خاتم‌النبیین، برای رؤیت حق به مشکاة خاتم‌الاولیاء وابسته‌اند.

تحلیل: این بیان، ولایت را به‌عنوان باطن نبوت و رسالت معرفی می‌کند. خاتم‌الاولیاء، مانند دریچه‌ای است که نور حقیقت را برای اولیا و حتی رسل آشکار می‌سازد، و این امر جایگاه والای ولایت را در عرفان نظری نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: اولیا و حتی رسل، از جمله خاتم‌النبیین، حق را جز از طریق مشکاة خاتم‌الاولیاء نمی‌بینند.

رفع اشکال ظاهری فیض‌گیری خاتم‌الرسل

اشکال ظاهری این است که چگونه خاتم‌الرسل، که خود فیض‌دهنده است، از خاتم‌الاولیاء فیض می‌گیرد؟ ابن‌عربی با تمثیل خزانه‌دار و سلطان این اشکال را پاسخ می‌دهد: سلطان به خزانه‌دار دستور می‌دهد که از خزانه به ایادی و حتی خود او بدهد.

تحلیل: این تمثیل، مانند پلی است که میان فیض‌دهی و فیض‌گیری ارتباط برقرار می‌کند. خاتم‌الرسل، چونان سلطان، فیض را از خزانه الهی دریافت کرده و به خاتم‌الاولیاء منتقل می‌کند، و این فیض‌گیری نقص نیست، بلکه بخشی از نظام تجلی الهی است.

نکته کلیدی: فیض‌گیری خاتم‌الرسل از خاتم‌الاولیاء نقص نیست، بلکه بخشی از نظام تجلی الهی است، مانند سلطان که از خزانه‌دار خود دریافت می‌کند.

جمع‌بندی بخش دوم

رؤیت حق از طریق مشکاة خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء، جایگاه محوری این دو مقام را در نظام عرفانی ابن‌عربی نشان می‌دهد. تمثیل خزانه‌دار و سلطان، اشکال ظاهری فیض‌گیری خاتم‌الرسل را رفع می‌کند و بر هماهنگی میان این دو مقام تأکید دارد. این مباحث، مانند نوری هستند که مسیر فهم ولایت و خاتمیت را روشن می‌سازند.

بخش سوم: خاتم‌الرسل و ولایت تامه الهی

خاتم‌الرسل به‌عنوان مظهر ولایت تامه

خاتم‌الرسل مظهر ولایت تامه الهی است، زیرا خاتم‌الاولیاء نیز ظهور خاتم‌الرسل در ظرف ظاهر است. او از عالم غیب در صورة اولیا تجلی می‌کند تا فیض الهی به تمامی انبیا و اولیا برسد.

تحلیل: خاتم‌الرسل، مانند خورشیدی است که نور خود را در آینه‌های اولیا بازتاب می‌دهد. خاتم‌الاولیاء به‌عنوان ظرف ظهور او، نقش واسطه‌ای در انتقال فیض الهی دارد.

نکته کلیدی: خاتم‌الرسل مظهر ولایت تامه الهی است و خاتم‌الاولیاء ظهور او در ظرف ظاهر است.

مظهر حصة کل منها در مقام جمع

خاتم‌الرسل مظهر حصة هر یک از ولایات انبیا و اولیا در مقام جمع حق است. ضمیر «منها» به ولایات اشاره دارد، نه صرفاً انبیا و اولیا.

تحلیل: این نکته، مانند نقشه‌ای است که جایگاه خاتم‌الرسل را به‌عنوان جامع تمامی مراتب ولایت ترسیم می‌کند. او تمامی حصص ولایات را در مقام جمع حق متجلی می‌سازد.

نکته کلیدی: خاتم‌الرسل مظهر حصة هر یک از ولایات انبیا و اولیا در مقام جمع حق است.

رؤیت حق از مرتبه ولایت نفس خاتم‌الرسل

خاتم‌الرسل حق را از مرتبه ولایت نفس خود می‌بیند، نه از مرتبه غیر، حتی خاتم‌الاولیاء. این بیان، اشکال ظاهری فیض‌گیری را برطرف می‌کند.

تحلیل: این نکته، مانند آینه‌ای است که جامعیت خاتم‌الرسل را نشان می‌دهد. او به‌عنوان مظهر تام ولایت، نیازی به واسطه ندارد و حق را از مرتبه نفس خود مشاهده می‌کند.

نکته کلیدی: خاتم‌الرسل حق را از مرتبه ولایت نفس خود می‌بیند، نه از مرتبه غیر، که اشکال فیض‌گیری را منتفی می‌کند.

جمع‌بندی بخش سوم

خاتم‌الرسل به‌عنوان مظهر ولایت تامه، تمامی حصص ولایات را در مقام جمع حق متجلی می‌سازد. خاتم‌الاولیاء به‌عنوان ظرف ظهور او، فیض الهی را به انبیا و اولیا منتقل می‌کند. رؤیت حق از مرتبه ولایت نفس خاتم‌الرسل، جامعیت او را نشان می‌دهد و اشکال ظاهری فیض‌گیری را رفع می‌کند.

بخش چهارم: نقد شرح و تطبیق خاتم‌الاولیاء بر امیرالمؤمنین

نقد شارح در تبیین نقش خاتم‌الاولیاء

شارح نتوانسته مقصود ابن‌عربی را که خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء هر دو فیض‌دهنده و فیض‌گیرنده‌اند، به‌درستی منتقل کند. متن اصلی بر این تأکید دارد که حتی خاتم‌الرسل از مشکاة خاتم‌الاولیاء حق را می‌بیند.

تحلیل: این نقد، مانند ترازویی است که کاستی‌های شرح را می‌سنجد. ابن‌عربی با تمثیل خزانه‌دار، نشان می‌دهد که فیض‌گیری خاتم‌الرسل از خاتم‌الاولیاء نقص نیست، بلکه بخشی از نظام تجلی الهی است.

نکته کلیدی: شارح نتوانسته نقش فیض‌دهی و فیض‌گیری متقابل خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء را به‌درستی تبیین کند.

تطبیق خاتم‌الاولیاء بر امیرالمؤمنین

مقام خاتم‌الاولیاء جز بر امیرالمؤمنین (ع) تطبیق نمی‌یابد، زیرا او ظرف ظهور خاتم‌الرسل است. رابطه «نفسه نفسی و نفسی نفسه» این جامعیت را نشان می‌دهد.

تحلیل: این تطبیق، مانند گوهری است که در دیدگاه شیعی می‌درخشد. امیرالمؤمنین (ع) به‌عنوان خاتم‌الاولیاء، ظرف ظهور ولایت و رسالت خاتم‌الرسل است و این امر با روایات شیعی، مانند «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، همخوانی دارد.

نکته کلیدی: مقام خاتم‌الاولیاء بر امیرالمؤمنین (ع) تطبیق می‌یابد، که ظرف ظهور ولایت و رسالت خاتم‌الرسل است.

روایت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»

روایت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» (هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست) بر ولایت امیرالمؤمنین (ع) به‌عنوان ظرف ظهور ولایت الهی تأکید دارد.

تحلیل: این روایت، مانند چراغی است که مسیر ولایت را در شیعه روشن می‌سازد. رابطه «نفسه نفسی» میان خاتم‌الرسل و امیرالمؤمنین، ولایت را به‌عنوان باطن رسالت تثبیت می‌کند.

نکته کلیدی: روایت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» ولایت امیرالمؤمنین (ع) را به‌عنوان ظرف ظهور ولایت الهی تثبیت می‌کند.

جمع‌بندی بخش چهارم

نقد شارح بر کاستی‌های تبیین نقش خاتم‌الاولیاء، بر ضرورت انطباق با متن اصلی تأکید دارد. تطبیق مقام خاتم‌الاولیاء بر امیرالمؤمنین (ع)، با استناد به روایت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، جایگاه والای او را در نظام ولایت نشان می‌دهد. این مباحث، مانند ستون‌هایی هستند که بنای عرفان شیعی را استوار می‌سازند.

بخش پنجم: تمایز خاتمیت و استمرار ولایت

نفی خاتمیت برای حضرت عیسی و دیگر انبیا

حضرت عیسی (ع) خاتمیت ندارد، زیرا نه پیش از او و نه پس از او خاتم نبوده است. تنها سه ختم وجود دارد: خاتم‌الرسل، خاتم‌الاولیاء، و ختم خاصه (امام زمان علیه‌السلام).

تحلیل: این بیان، مانند خط‌کشی است که مرزهای خاتمیت را مشخص می‌کند. خاتمیت به معنای پایان یک سلسله است، و تنها خاتم‌الرسل، خاتم‌الاولیاء، و امام زمان (ع) در این مقام قرار دارند.

نکته کلیدی: حضرت عیسی (ع) خاتمیت ندارد، و تنها خاتم‌الرسل، خاتم‌الاولیاء، و ختم خاصه (امام زمان علیه‌السلام) دارای خاتمیت‌اند.

تمایز ولایت و امامت

ولایت باطن است و ظاهر نمی‌شود، اما امامت و رسالت ظهور ولایت‌اند. خاتم‌الرسل در ظرف رسالت و امیرالمؤمنین (ع) در ظرف امامت، ظهور ولایت را نشان می‌دهند.

تحلیل: این تمایز، مانند تفکیک نور و آینه است. ولایت، نور باطنی است که در آینه‌های رسالت و امامت بازتاب می‌یابد، و خاتم‌الرسل و امیرالمؤمنین (ع) ظروف ظهور این نورند.

نکته کلیدی: ولایت باطن است و در قالب رسالت و امامت ظهور می‌یابد، که خاتم‌الرسل و امیرالمؤمنین (ع) ظروف آن‌اند.

انقطاع نبوت و رسالت و استمرار ولایت

نبوت و رسالت تشریعی منقطع می‌شوند، اما ولایت هرگز منقطع نمی‌شود، زیرا صفت الهی است و از ازل تا ابد باقی است.

تحلیل: ولایت، مانند جویباری است که از سرچشمه ازلی جاری است و هرگز خشک نمی‌شود. نبوت و رسالت، به‌عنوان صفات خلقی، در زمان معین منقطع می‌شوند، اما ولایت به‌عنوان صفت ذاتی حق استمرار دارد.

نکته کلیدی: نبوت و رسالت تشریعی منقطع می‌شوند، اما ولایت به‌عنوان صفت الهی از ازل تا ابد استمرار دارد.

آیه ولایت الهی

قرآن کریم در آیه اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا (سوره بقره: ۲۵۷) می‌فرماید: «خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده‌اند.» این آیه بر ولایت الهی به‌عنوان صفتی غیرمنقطع تأکید دارد.

تحلیل: این آیه، مانند نوری است که ولایت الهی را در تمامی مراتب وجودی آشکار می‌سازد. ولایت حق در مؤمنان متجلی می‌شود و به‌عنوان صفتی ازلی و ابدی، استمرار دارد.

نکته کلیدی: آیه اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا بر استمرار ولایت الهی در تمامی مراتب وجودی تأکید دارد.

جمع‌بندی بخش پنجم

نفی خاتمیت برای حضرت عیسی (ع) و تأکید بر سه ختم (خاتم‌الرسل، خاتم‌الاولیاء، و ختم خاصه)، مرزهای خاتمیت را روشن می‌سازد. تمایز ولایت و امامت، جایگاه باطنی و ظاهری این مقامات را نشان می‌دهد. استمرار ولایت به‌عنوان صفت الهی و آیه اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا بر این حقیقت تأکید دارند.

بخش ششم: ولایت تنزیلی و جایگاه فقها

ولایت تنزیلی فقها

فقها در زمان غیبت، دارای ولایت تنزیلی‌اند، اما این ولایت در مقایسه با ولایت معصوم مقید و نسبی است. فقها با شرایط خاص، مصداق این ولایت‌اند.

تحلیل: ولایت تنزیلی، مانند شاخه‌ای است که از درخت ولایت معصوم روییده و در ظرف زمان غیبت، وظایف دینی را به انجام می‌رساند. این ولایت، وابسته به شرایط و مصادیق خاص است.

نکته کلیدی: فقها در زمان غیبت دارای ولایت تنزیلی‌اند، که مقید و نسبی است و به شرایط خاص وابسته است.

نقد سوءاستفاده از ولایت

برخی با سوءاستفاده از مفهوم ولایت، به مصادیق نادرست آن دامن زده‌اند. روایت «أَوْلَئِكَ أَضَرُّوا عَلَى ضُعَفَاءِ الشِّيعَةِ» (آنان به شیعیان ضعیف زیان رساندند) نشان می‌دهد که برخی مدعیان ولایت، به ضعفای شیعه آسیب زده‌اند.

تحلیل: این روایت، مانند هشداری است که از انحراف در مفهوم ولایت جلوگیری می‌کند. علم دینی باید با تقوا و بصیرت همراه باشد تا از سوءاستفاده جلوگیری شود.

نکته کلیدی: سوءاستفاده از مفهوم ولایت، به ضعفای شیعه زیان می‌رساند، و علم دینی باید با تقوا و بصیرت همراه باشد.

جمع‌بندی بخش ششم

ولایت تنزیلی فقها، ادامه ولایت معصوم در ظرف غیبت است، اما مقید و نسبی است. نقد سوءاستفاده از مفهوم ولایت، بر ضرورت تقوا و بصیرت در علم دینی تأکید دارد. این مباحث، مانند راهنمایی هستند که مسیر صحیح ولایت را نشان می‌دهند.

بخش هفتم: جامعیت اسم اعظم و ظهور ولایت

جامعیت اسم اعظم در خاتم‌الانبیا و خاتم‌الاولیاء

مرتبه ولایت از حیث جامعیت اسم اعظم به خاتم‌الانبیا و از حیث ظهور کامل در شهادت به خاتم‌الاولیاء تعلق دارد.

تحلیل: اسم اعظم، مانند گوهری است که تمامی اسماء الهی را در خود جمع کرده است. خاتم‌الانبیا مظهر باطنی و خاتم‌الاولیاء مظهر ظاهری این جامعیت‌اند.

نکته کلیدی: جامعیت اسم اعظم در خاتم‌الانبیا (باطن) و ظهور کامل آن در خاتم‌الاولیاء (ظاهر) متجلی می‌شود.

ولایت به‌عنوان باطن نبوت و رسالت

ولایت باطن نبوت، رسالت، و امامت است و هیچ‌یک از انبیا یا غیرانبیا جز از طریق ولایت به حضرة الهی (واحدیت اسماء و صفات) نمی‌رسند.

تحلیل: ولایت، مانند روحی است که در کالبد نبوت، رسالت، و امامت جریان دارد. این حقیقت باطنی، راه رسیدن به ذات الهی را هموار می‌سازد.

نکته کلیدی: ولایت باطن نبوت، رسالت، و امامت است و راه رسیدن به حضرة الهی تنها از طریق آن ممکن است.

جمع‌بندی بخش هفتم

جامعیت اسم اعظم در خاتم‌الانبیا و خاتم‌الاولیاء، جایگاه محوری این دو مقام را در نظام تجلی الهی نشان می‌دهد. ولایت به‌عنوان باطن نبوت و رسالت، راه رسیدن به حضرة الهی را هموار می‌سازد. این مباحث، مانند نوری هستند که حقیقت ولایت را در عرفان نظری آشکار می‌کنند.

نتیجه‌گیری نهایی

این نوشتار، با تأمل در فصوص الحکم ابن‌عربی، به بررسی عمیق مفاهیم ولایت، خاتمیت، و رابطه میان خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء پرداخت. تصحیح متنی و نقد شارح، بر ضرورت دقت در فهم متن اصلی تأکید دارند. رؤیت حق از مشکاة خاتم‌الرسل و خاتم‌الاولیاء، جایگاه محوری این دو مقام را نشان می‌دهد. خاتم‌الرسل به‌عنوان مظهر ولایت تامه و خاتم‌الاولیاء به‌عنوان ظرف ظهور او، فیض الهی را به انبیا و اولیا منتقل می‌کنند. تطبیق خاتم‌الاولیاء بر امیرالمؤمنین (ع) و استناد به روایت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، دیدگاه شیعی را تثبیت می‌کند. نفی خاتمیت برای حضرت عیسی (ع) و تأکید بر استمرار ولایت به‌عنوان صفت الهی، با آیه اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا همخوانی دارد. ولایت تنزیلی فقها و نقد سوءاستفاده از این مفهوم، بر ضرورت تقوا و بصیرت در علم دینی تأکید دارند. جامعیت اسم اعظم و نقش ولایت به‌عنوان باطن نبوت و رسالت، چارچوبی نظام‌مند برای فهم عرفان نظری ارائه می‌دهند. این متن، با بهره‌گیری از تمثیلات ادبی و شواهد قرآنی، منبعی جامع برای پژوهش در عرفان نظری و تطبیق آن با مبانی شیعی است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)