فصوص الحکم 516

متن تحقیق





شرح فصوص الحکم: رسول و وارث در خدمت به امر الهی

شرح فصوص الحکم: رسول و وارث در خدمت به امر الهی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۵۱۶)

دیباچه

کتاب فصوص الحکم، اثر بی‌بدیل محی‌الدین ابن‌عربی، گوهری درخشان در عرفان اسلامی است که با نگاهی ژرف به تبیین رابطه میان حق و خلق، نقش انبیا و اولیا، و حقیقت وجود می‌پردازد. شرح حاضر، برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره در جلسه ۵۱۶ (مورخ ۳/۲/۱۳۸۱ هـ.ق)، به کاوش در جایگاه رسول و وارث به‌عنوان خادمان امر الهی با اراده‌ای متعالی، و نه اراده مطلق، اختصاص دارد. این نوشتار، با رویکردی علمی و عرفانی، مفاهیمی چون نقش انبیا به‌عنوان طبیبان نفوس، تمایز میان اراده الهی و امر الهی، و نقد دیدگاه‌های جبرگرایانه را بررسی می‌کند. متن، با استناد به آیات قرآن کریم و تحلیل‌های دقیق کلامی، فلسفی، و عرفانی، به تبیین رابطه میان اراده انسانی و الهی پرداخته و بر ضرورت عقلانیت و اختیار در مسیر عرفان تأکید دارد. با بهره‌گیری از تمثیلات ادبی و تشبیهات معنوی، این شرح تلاش دارد تا مفاهیم پیچیده را با زبانی روشن و ساختاری منظم برای مخاطبان متخصص ارائه دهد، گویی نوری که از مشکات عرفان ابن‌عربی برمی‌خیزد، در آیینه حکمت و عقل منعکس می‌گردد.

بخش نخست: جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی

افتتاح با نام الهی و تبیین موضوع

شرح با نام خداوند رحمن و رحیم آغاز می‌شود، نشانه‌ای از پیوند عمیق با سنت عرفانی و اسلامی. موضوع اصلی، جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی است، خدمتی که با اراده‌ای متعالی و نه اراده مطلق صورت می‌پذیرد. این خدمت، چون جریانی زلال، در مسیر هدایت خلق به سوی خیرات و سعادت جاری است.

نکته کلیدی: رسول و وارث، خادمان امر الهی‌اند که با اراده‌ای متعالی به هدایت خلق به سوی خیرات می‌پردازند، نه خادمان اراده مطلق.

انبیا، طبیبان نفوس

استاد فرزانه قدس‌سره، انبیای الهی را به طبیبانی تشبیه می‌کند که وظیفه اصلاح و درمان نفوس انسانی را بر عهده دارند. این طبیبان، در خدمت امر الهی‌اند و نه اراده مطلقی که شامل معاصی و مضار نیز می‌شود. انبیا، چون چشمه‌ای از حکمت، نفوس را به سوی سلامت و سعادت هدایت می‌کنند، و این هدایت، تنها در مسیر خیرات و احکام الهی جریان می‌یابد.

نکته کلیدی: انبیا، طبیبان نفوس‌اند که در خدمت امر الهی، خلق را به سوی خیرات و سلامت معنوی هدایت می‌کنند.

تمایز اراده الهی و امر الهی

یکی از محورهای بنیادین این شرح، تمایز میان اراده الهی و امر الهی است. اراده الهی، چون اقیانوسی بی‌کران، به همه موجودات، اعم از خیرات و شرور، تعلق می‌گیرد، اما امر الهی، تنها به خیرات و زمینه‌های سلامت محدود است. این تمایز، گویی خطی روشن میان دو حوزه وجودی ترسیم می‌کند، که انبیا تنها در مسیر امر الهی گام برمی‌دارند.

نکته کلیدی: اراده الهی به همه موجودات تعلق می‌گیرد، اما امر الهی تنها به خیرات و سلامت معنوی محدود است.

نقد واژه خادم

استاد فرزانه قدس‌سره، واژه خادم را برای انبیا نازل می‌داند و تأکید دارد که انبیا، نه تنها خادم، بلکه رسول، نبی، و مرسل‌اند و دارای صفات کمال اولیای الهی‌اند. این دیدگاه، چون ستاره‌ای در آسمان عرفان، جایگاه والای انبیا را فراتر از خدمت صرف معرفی می‌کند و بر مقامات عرفانی و الهی آنان تأکید دارد.

نکته کلیدی: انبیا، فراتر از خادم، دارای مقامات والای رسالت و نبوت‌اند و صفات کمال اولیای الهی را در خود دارند.

غایت اطاعت مولا

غایت انبیا و اولیا، اطاعت از مولای حقیقی است، چه برای خود و چه برای هدایت دیگران. این اطاعت، چون پلی است که عبد را به حق متصل می‌سازد و هدف نهایی انبیا را در هدایت خلق به سوی خیر و سعادت متجلی می‌کند.

نکته کلیدی: غایت انبیا و اولیا، اطاعت از مولای الهی است که هم خود و هم دیگران را به سوی سعادت هدایت می‌کند.

بخش دوم: نقد جبرگرایی و تأکید بر اختیار

رد جبرگرایی

استاد فرزانه قدس‌سره، با قاطعیت، جبرگرایی را نادرست می‌داند و تأکید دارد که گرچه همه موجودات به اراده الهی وابسته‌اند، خداوند اراده کرده که انسان آزاد باشد. این دیدگاه، چون نوری که تاریکی‌های جبر را می‌زداید، بر اختیار انسانی تأکید دارد و جبر را به‌عنوان دیدگاهی ناسازگار با حکمت الهی رد می‌کند.

نکته کلیدی: جبرگرایی نادرست است، زیرا خداوند اراده کرده که انسان آزاد باشد و اختیار انسانی، ظهوری از اراده الهی است.

اراده انسانی و الهی

اراده انسانی، به اراده الهی وابسته است، اما این وابستگی، جبر نیست، بلکه ظهوری از آزادی در بستر حکمت الهی است. این رابطه، گویی رقصی هماهنگ میان عبد و حق است که در آن انسان با اراده خویش، در مسیر الهی گام برمی‌دارد.

نکته کلیدی: اراده انسانی، ظهوری از اراده الهی است که آزادی انسان را در چارچوب حکمت الهی تأیید می‌کند.

تفاوت اراده انسانی و جبلی

اراده انسانی، از اراده جبلی موجودات، نباتات، و اجسام متمایز است. هر موجود، اراده‌ای متناسب با فطرت خویش دارد، گویی هر یک در عالم هستی، نغمه‌ای خاص از سمفونی الهی می‌نوازد. اراده انسانی، با اختیار و آگاهی، از میل ذاتی سایر موجودات متمایز است.

نکته کلیدی: اراده انسانی، با اختیار و آگاهی، از اراده جبلی موجودات و نباتات متمایز است.

وظیفه انبیا و مؤمنان

انبیا، در پی اطاعت از امر الهی‌اند، اما تحقق خیر و شر در عالم، اعم از این وظیفه است. این تمایز، چون خطی روشن میان وظیفه هدایتی انبیا و واقعیت عالم، نقش انبیا را در هدایت به خیر برجسته می‌سازد.

نکته کلیدی: وظیفه انبیا، هدایت به خیر و اطاعت از امر الهی است، در حالی که تحقق خیر و شر در عالم، اعم از این وظیفه است.

رسول و وارث، خادمان امر الهی

رسول و وارث، خادمان امر الهی‌اند که اراده‌شان به مأموربه الهی تعلق گرفته است، نه به اراده مطلقی که شامل معاصی و مضار می‌شود. این خدمت، چون جریانی زلال، تنها در مسیر خیرات و احکام الهی جاری است.

نکته کلیدی: رسول و وارث، خادمان امر الهی‌اند که اراده‌شان به مأموربه خیر محدود است، نه اراده مطلق.

نقد اسناد اراده انسانی

استاد فرزانه قدس‌سره، اسناد خدمت انبیا به اراده انسانی را نقد می‌کند و تأکید دارد که این دیدگاه، اگرچه با اختیار انسانی سازگار است، در متن اصلی مورد نظر نیست. انبیا، خادمان امر الهی‌اند و نه اراده انسانی.

نکته کلیدی: خدمت انبیا به امر الهی است، نه اراده انسانی، گرچه اراده انسانی با اختیار سازگار است.

اراده حق و مأموربه

رسول و وارث، هنگامی خادم امر الهی‌اند که اراده حق به مأموربه خیر تعلق گیرد، نه به معاصی یا مضار. این دیدگاه، چون آیینه‌ای روشن، تمرکز انبیا بر خیرات را منعکس می‌سازد.

نکته کلیدی: رسول و وارث، تنها هنگامی خادم امر الهی‌اند که اراده حق به خیرات و مأموربه تعلق گیرد.

نقد جبر در اراده مطلق

اراده حق، تابع معلوم (اعیان ثابته) است که شامل خیر و شر می‌شود، اما انبیا تنها به نفع خلق عمل می‌کنند. این دیدگاه، جبرگرایی را رد کرده و بر نقش هدایتی انبیا تأکید دارد.

نکته کلیدی: انبیا تنها به نفع خلق عمل می‌کنند و اراده حق، شامل خیر و شر، جبر را تأیید نمی‌کند.

عدم مساعدت انبیا با شر

رسول، مساعد اموری که در معلوم به ضرر خلق است، نیست و تنها به نفع خلق عمل می‌کند. این اصل، چون ستونی استوار، نقش اصلاحی انبیا را در برابر شرور برجسته می‌سازد.

نکته کلیدی: انبیا، مساعد شرور نیستند و تنها به نفع خلق و در مسیر خیرات عمل می‌کنند.

خیر و شر به اراده حق

هر خیر و شری که رخ می‌دهد، به اراده حق است، اما اراده انسانی، معلول اراده حق است، نه جبر. این دیدگاه، چون نوری که در تاریکی جبر می‌درخشد، بر هماهنگی اراده انسانی و الهی تأکید دارد.

نکته کلیدی: خیر و شر به اراده حق است، اما اراده انسانی، معلول اراده الهی است و جبر نیست.

نقد جبرگرایی در نهی انبیا

اگر رسول خادم اراده مطلق بود، نهی از فعل قبیح بی‌معنا می‌شد، زیرا معاصی نیز به اراده حق است. این نقد، چون تیغی برنده، تناقض جبرگرایی را آشکار می‌سازد.

نکته کلیدی: نهی انبیا از معاصی، جبرگرایی را رد می‌کند، زیرا خدمت انبیا به امر خیر محدود است.

رد کامل جبرگرایی

جبرگرایی، دیدگاهی بی‌معناست، زیرا خداوند اراده کرده که انسان آزاد باشد. این اصل، چون ستاره‌ای درخشان، اختیار انسانی را در چارچوب اراده الهی تأیید می‌کند.

نکته کلیدی: جبرگرایی بی‌معناست، زیرا خداوند اراده کرده که انسان آزاد باشد و اختیار، ظهوری الهی است.

اراده در همه موجودات

همه موجودات، از انسان تا سنگ و گیاه، اراده‌ای متناسب با فطرت خود دارند. این اراده، گویی نغمه‌ای است که هر موجود در سمفونی هستی می‌نوازد، و جبر را در عالم نفی می‌کند.

نکته کلیدی: همه موجودات، اراده‌ای متناسب با فطرت خود دارند و جبر در عالم وجود ندارد.

استناد به آیه قرآنی

استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیه ۸۳ سوره آل‌عمران، وجود اراده در همه موجودات را تأیید می‌کند:

أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا

آیا جز دین خدا را می‌جویند، در حالی که هر که در آسمان‌ها و زمین است، خواه یا ناخواه، تسلیم اوست.

این آیه، چون مشعلی فروزان، بر وجود اراده در همه موجودات، اعم از طوعاً یا کرهاً، تأکید دارد.

نکته کلیدی: آیه «طَوْعًا أَوْ كَرْهًا» وجود اراده در همه موجودات را تأیید می‌کند و جبر را نفی می‌نماید.

نقد جبر به‌عنوان زورگویی

جبر، معلول ناتوانی است و خداوند، به‌عنوان قادر مطلق، جابر نیست. زورگویی، صفتی است که از ضعف نشئت می‌گیرد، و خداوند، چون خورشیدی بی‌غروب، از هر نقص و ضعفی منزه است.

نکته کلیدی: جبر، صفتی ناشی از ضعف است و خداوند، به‌عنوان قادر مطلق، از زورگویی منزه است.

بخش سوم: عالم، معرکه‌ای جدی و عادلانه

معرکه عالم

عالم، چون معرکه‌ای جدی و پویاست که در آن خداوند، انبیا، شیطان، و نفس اماره نقش دارند. این معرکه، نه جبری است و نه نمایشی صوری، بلکه رقابتی عادلانه میان خیر و شر است که هر موجود با اراده خویش در آن مشارکت دارد.

نکته کلیدی: عالم، معرکه‌ای جدی و عادلانه است که خیر و شر در آن با اراده موجودات رقابت می‌کنند.

توازن در معرکه عالم

خداوند، با قرار دادن نفس اماره، شیطان، وجدان، و فطرت، معرکه‌ای عادلانه آفریده است. این توازن، چون ترازویی دقیق، خیر و شر را در برابر یکدیگر قرار داده و هر موجود را با اراده خویش در این میدان آزموده می‌سازد.

نکته کلیدی: خداوند، با آفرینش نفس اماره، شیطان، وجدان، و فطرت، معرکه‌ای عادلانه برای آزمون اراده‌ها ایجاد کرده است.

نقش انبیا در هدایت

انبیا، با امر الهی، خلق را به سوی سعادت هدایت می‌کنند و با معاصی مخالفت می‌ورزند. این نقش، چون مشعلی است که راه خیر را در تاریکی شرور روشن می‌سازد.

نکته کلیدی: انبیا، با امر الهی، خلق را به سوی سعادت هدایت کرده و با معاصی مخالفت می‌ورزند.

نقد تکیه صرف بر عمل

انسان نباید تنها به عمل خود تکیه کند، زیرا بدون عنایت الهی، چون پرنده‌ای بی‌بال، به زمین می‌افتد. توکل به خداوند، در کنار عمل، شرط سعادت است.

نکته کلیدی: تکیه صرف بر عمل، بدون عنایت الهی، انسان را از سعادت محروم می‌سازد.

نقد نصحیت به ترک

انبیا، خلق را به ترک معاصی نصحیت می‌کنند، اما نه به ترک کلی، بلکه به سوی خیر هدایت می‌نمایند. این نصحیت، چون نسیمی است که نفوس را به سوی بهار سعادت می‌خواند.

نکته کلیدی: انبیا، خلق را به ترک معاصی و هدایت به سوی خیر نصحیت می‌کنند، نه به ترک کلی.

نقد صوری بودن نقش انبیا

اگر همه چیز به اراده خدا باشد، نقش انبیا صوری و معرکه عالم بی‌معنا می‌شود. این دیدگاه، چون سایه‌ای تاریک، حقیقت نقش انبیا را مخدوش می‌سازد و با حکمت الهی ناسازگار است.

نکته کلیدی: نقش انبیا صوری نیست، بلکه در معرکه جدی عالم، هدایت به خیر را بر عهده دارند.

بخش چهارم: عقلانیت و نقد اعتقادات عاميانه

نقد ضعف علم دینی

ضعف علم دینی در برخی اعتقادات اسلامی، به دلیل محدودیت در بهره‌گیری از منطق و فلسفه، به رواج جبرگرایی منجر شده است. این ضعف، چون غباری بر آیینه حقیقت، مانع از درخشش حکمت دینی شده است.

نکته کلیدی: ضعف علم دینی در بهره‌گیری از منطق و فلسفه، به رواج جبرگرایی و محدودیت فکری منجر شده است.

نقد کنار گذاشتن فلسفه

کنار گذاشتن فلسفه و منطق در علم دینی، به دلیل ترس از اندیشه، به عاميانه شدن اعتقادات انجامیده است. این رویکرد، چون بستن درهای حکمت، مانع از رشد فکری جامعه شده است.

نکته کلیدی: کنار گذاشتن فلسفه و منطق، به عاميانه شدن اعتقادات و محدودیت فکری انجامیده است.

نقد اعتقادات عاميانه

اعتقادات عاميانه، چون بحث‌های غیرعلمی، مانع از ارتقای فکری امت شده‌اند. این اعتقادات، گویی شاخسارهای خشکیده‌ای‌اند که از ریشه حکمت الهی دور افتاده‌اند.

نکته کلیدی: اعتقادات عاميانه، مانع از ارتقای فکری امت و رشد حکمت دینی شده‌اند.

تأکید بر عقلانیت شیعه

مکتب شیعه، با بهره‌گیری از عقل، می‌تواند مسائل اعتقادی را هموار کرده و به جهان عرضه نماید. این عقلانیت، چون جریانی زلال، ظرفیت تحول فکری و دینی را در خود دارد.

نکته کلیدی: شیعه، با تکیه بر عقل، می‌تواند مسائل اعتقادی را هموار کرده و به جهان ارائه دهد.

نقد عرفان بدون علم

عرفان بدون علم، چون عیاری و خراطی، به ظاهرگرایی منجر می‌شود. عرفان حقیقی، تنها در پیوند با علم و حکمت شکوفا می‌گردد.

نکته کلیدی: عرفان بدون علم، به ظاهرگرایی منجر شده و از حقیقت عرفانی دور می‌افتد.

نقد کرامات بدون عقل

کرامات بدون عقل، برای جامعه مفید نیست. عقل، چون گوهری بی‌بدیل، نیاز اصلی امت اسلامی است که سعادت و پیشرفت را تضمین می‌کند.

نکته کلیدی: عقل، نیاز اصلی امت اسلامی است و کرامات بدون عقل، فایده‌ای برای جامعه ندارد.

استناد به عالمان دینی

عالمان دینی، با تأکید بر عقل، الگویی برای پیوند عرفان و علم ارائه داده‌اند. این عالمان، چون ستارگانی در آسمان معرفت، راه عقلانیت دینی را روشن ساخته‌اند.

نکته کلیدی: عالمان دینی، با تأکید بر عقل، الگویی برای پیوند عرفان و علم ارائه کرده‌اند.

نقد جبرگرایی سیاسی

جبرگرایی، بیش از آنکه فلسفی باشد، ریشه در سیاست‌های خلفای جور داشته که برای کنترل خلق ترویج شده است. این دیدگاه، چون سایه‌ای تاریک، حقیقت اختیار را پنهان ساخته است.

نکته کلیدی: جبرگرایی، ریشه در سیاست‌های خلفای جور دارد و نه در فلسفه یا حکمت الهی.

بخش پنجم: تبیین‌های عرفانی و فلسفی

تبیین اراده الهی و آزادی

خداوند اراده کرده که انسان آزاد باشد، اما این آزادی، ظهوری از اراده الهی است. این دیدگاه، چون پلی میان اراده انسانی و الهی، آزادی را در بستر حکمت الهی تأیید می‌کند.

نکته کلیدی: آزادی انسان، ظهوری از اراده الهی است که در چارچوب حکمت الهی محقق می‌شود.

تبیین تحقق امر

امر الهی، از طریق رسول یا خداوند محقق می‌شود، اما مراد، تحقق مأموربه خیر است. این تحقق، چون جریانی زلال، در مسیر اطاعت از امر الهی جاری است.

نکته کلیدی: امر الهی، از طریق رسول یا خداوند محقق می‌شود و مراد، تحقق مأموربه خیر است.

تحلیل نحوی «فوقع»

استاد فرزانه قدس‌سره، در تحلیل نحوی عبارت «فوقع»، آن را متن اصلی و «بواسطة العبد المأمور» را شرح می‌داند. تحقق مأموربه، به واسطه عبد صورت می‌گیرد، گویی عبد، چون ابزاری در دست حق، امر الهی را به انجام می‌رساند.

نکته کلیدی: «فوقع» متن اصلی است و تحقق مأموربه، به واسطه عبد مأمور صورت می‌گیرد.

تبیین معصیت

معصیت، مخالفت با مأموربه است که از عبد سر می‌زند، نه از اراده حق. این دیدگاه، چون خطی روشن، مسئولیت انسانی را در برابر معصیت برجسته می‌سازد.

نکته کلیدی: معصیت، نتیجه مخالفت عبد با مأموربه است و به اراده حق نسبت داده نمی‌شود.

نقد تناقض امر و اراده

اگر خداوند به معصیت اراده کند و به خیر امر نماید، تناقضی ایجاد می‌شود که با حکمت الهی ناسازگار است. این نقد، چون تیغی برنده، هماهنگی امر و اراده الهی را تأیید می‌کند.

نکته کلیدی: تناقض میان امر به خیر و اراده به معصیت، با حکمت الهی ناسازگار است.

نقد علم الهی به‌عنوان علت معصیت

علم الهی، علت معصیت نیست، همان‌گونه که دیدن شخصی که زمین می‌خورد، علت زمین خوردن او نیست. این تشبیه، چون آیینه‌ای، تنزیه علم الهی از علّیت معصیت را نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: علم الهی، علت معصیت نیست، همان‌گونه که دیدن یک رویداد، علت آن رویداد نیست.

تبیین اختیار در خودکشی

خودکشی، نتیجه محاسبات ذهنی انسان است، نه اراده الهی. انسان، با اختیار خویش عمل می‌کند، گویی در میدان اراده، خود مسیر خویش را انتخاب می‌نماید.

نکته کلیدی: خودکشی، نتیجه اختیار انسانی است و به اراده الهی نسبت داده نمی‌شود.

نقد اعیان ثابته به‌عنوان مبدأ معصیت

اعیان ثابته، مبدأ معصیت نیستند. انسان، به دلیل اختیار خویش، مسئول معصیت است، گویی در میدان وجود، خود مسئول انتخاب‌های خویش است.

نکته کلیدی: اعیان ثابته، مبدأ معصیت نیستند و انسان، با اختیار خویش، مسئول معصیت است.

انبیا، طبیبان اخروی

انبیا، طبیبان اخروی نفوس‌اند که به امر الهی منقاد بوده و سعادت مکلفان را دنبال می‌کنند. این نقش، چون مشعلی فروزان، راه سعادت اخروی را روشن می‌سازد.

نکته کلیدی: انبیا، طبیبان اخروی‌اند که با انقیاد به امر الهی، سعادت مکلفان را دنبال می‌کنند.

دعای پایانی

متن با دعای «خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست» پایان می‌یابد، نشانه‌ای از پای‌بندی به سنت شیعی و ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام.

نکته کلیدی: دعای پایانی، بر پیوند عمیق متن با سنت شیعی و ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام تأکید دارد.

جمع‌بندی

شرح فص ۵۱۶ فصوص الحکم، برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، با رویکردی عمیق و علمی، به تبیین جایگاه رسول و وارث در خدمت به امر الهی پرداخته و با نقد جبرگرایی، بر اختیار انسانی و عقلانیت در عرفان تأکید دارد. انبیا، به‌عنوان طبیبان نفوس، تنها به خیرات و مأموربه خدمت می‌کنند و اراده مطلقی که شامل معاصی است، از دایره وظیفه آنان خارج است. تمایز میان اراده الهی و امر الهی، نقد اعتقادات عاميانه، و تأکید بر عقلانیت شیعه، از محورهای اصلی این شرح است. عالم، معرکه‌ای جدی و عادلانه معرفی شده که در آن خیر و شر در رقابتی پویا قرار دارند، و انبیا، با امر الهی، خلق را به سوی سعادت هدایت می‌کنند. این متن، با استناد به آیات قرآن کریم و تحلیل‌های دقیق کلامی، فلسفی، و عرفانی، منبعی ارزشمند برای پژوهشگران عرفان اسلامی ارائه می‌دهد که حقیقت اختیار و رابطه آن با اراده الهی را با دقتی علمی و زبانی متین آشکار می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)