فصوص الحکم 594

متن تحقیق





تبیین و نقد فص هودیه از فصوص الحکم: کاوش در مراتب تعین و تحدید الهی

تبیین و نقد فص هودیه از فصوص الحکم: کاوش در مراتب تعین و تحدید الهی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۵۹۴)

دیباچه

فص هودیه از فصوص الحکم، تألیف شیخ محی‌الدین ابن‌عربی، یکی از متون برجسته عرفان نظری است که به کاوش در مفاهیم عمیق تعینات حق و خلق، مرتبه عمائیه، و رابطه ذات الهی با مخلوقات می‌پردازد. این فص، با زبان رمزآلود و تمثیلات پیچیده، چالش‌هایی را برای فهم دقیق ایجاد کرده و تفاسیر شارحان گاه به خلط مفاهیم و تحریف معانی منجر شده است. درس‌گفتار شماره ۵۹۴ استاد فرزانه قدس‌سره، ارائه‌شده در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۱ هجری شمسی، با نگاهی نقادانه و علمی، به بازخوانی این فص پرداخته و با استناد به قرآن کریم و روایات، به پالایش عرفان از انحرافات کلامی و مفهومی همت گمارده است. این نوشتار، با حفظ تمامی جزییات درس‌گفتار و تحلیل‌های ارائه‌شده، به تبیین مفاهیم عرفانی و نقد دیدگاه‌های ابن‌عربی و شارحان می‌پردازد. متن حاضر، با ساختاری منظم و دانشگاهی، به زبانی متین و فاخر نگاشته شده و با تمثیلات و استعارات والا آراسته گشته تا راهنمایی روشنگر برای پژوهشگران عرفان و فلسفه اسلامی باشد.

بخش یکم: مرتبه عمائیه و تعینات الهی

مرتبه عمائیه در حدیث نبوی

مرتبه عمائیه، به‌عنوان اولین مرتبه تعین ظهوری، در حدیث نبوی مورد اشاره قرار گرفته است. هنگامی که اعرابی از پیامبر اکرم (ص) پرسید: «خداوند پیش از آفرینش خلق کجا بود؟»، ایشان فرمودند: كَانَ فِي عَمَاءٍ مَا فَوْقَهُ هَوَاءٌ وَلَا تَحْتَهُ هَوَاءٌ (در مرتبه‌ای بود که نه بالای آن هوا بود و نه زیر آن هوا). این مرتبه، به نفس الرحمان و فیض الهی اشاره دارد که اولین تعین ظهوری حق تعالی است. این مفهوم، مانند چشمه‌ای زلال که سرچشمه وجود خلقی است، مرتبه‌ای متعالی‌تر از خلق مادی را نشان می‌دهد و با نظریه نفس الرحمان در عرفان نظری هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: مرتبه عمائیه، اولین تعین ظهوری حق و نفس الرحمان است که فراتر از قیود مادی قرار دارد.

تعینات ظهوری عالم

همه عالم، تعینات ظهوری حق تعالی است که در ظرف اسما و صفات، عینیت با ذات الهی دارند. این تعینات، در مرتبه اسما و صفات، عین ذات‌اند، اما هنگامی که به ظرف خلق نزول می‌یابند، به فیض حق تبدیل می‌شوند. این فیض، مانند نوری است که از خورشید ذات ساطع شده و در آینه‌های خلقی بازتاب می‌یابد، بدون آنکه عین ذات باشد. این دیدگاه، با نظریه وحدت وجود در عرفان ابن‌عربی سازگار است و بر تمایز میان مراتب وجود تأکید دارد.

نکته کلیدی: تعینات عالم در ظرف اسما و صفات عین ذات‌اند، اما در ظرف خلق، ظهورات فیض حق می‌شوند.

تمایز فیض حق و اسما و صفات

اسما و صفات الهی، فیض حق نیستند، بلکه تعینات و ظهورات ذاتی حق‌اند. فیض حق، در ظرف خلق، تعین و ظهور است، اما عین ذات نیست. این تمایز، مانند تفاوت میان سرچشمه رود و جریانی است که در دشت‌ها جاری می‌شود. فیض حق، ظهور خلقی است که از عینیت ذاتی فاصله دارد و با تقسیم‌بندی مراتب وجود در حکمت متعالیه هم‌راستاست.

نکته کلیدی: اسما و صفات، تعینات ذاتی حق‌اند، اما فیض حق، ظهور خلقی است که از عینیت ذاتی متمایز است.

تفاوت ظهورات خلقی و صفاتی

ظهورات خلقی، که در مرتبه ناسوت قرار دارند، با ظهورات صفاتی و تعینات ذاتی متفاوت‌اند. در مرتبه ناسوت، تحدیدات به دلیل قیود مادی افزایش می‌یابد، مانند نوری که در شیشه‌های رنگین محدود می‌شود. این مفهوم، با نظریه مراتب وجود در عرفان نظری هم‌خوانی دارد و بر تفاوت مراتب ظهور تأکید می‌کند.

نکته کلیدی: ظهورات خلقی در مرتبه ناسوت، به دلیل قیود مادی، تحدید بیشتری دارند، در حالی که ظهورات صفاتی، عینیت با ذات دارند.

جمع‌بندی بخش یکم

بخش یکم، با تبیین مرتبه عمائیه، تعینات ظهوری عالم، و تمایز فیض حق از اسما و صفات، به بنیان‌های عرفانی فص هودیه می‌پردازد. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به حدیث نبوی و مفاهیم عرفانی، این مراتب را روشن ساخته و با تمثیلات چشمه زلال و نور ساطع، حقیقت ظهورات الهی را آشکار می‌کنند.

بخش دوم: نقد تحدید و تعین در عرفان ابن‌عربی

تفاوت تعین و تحدید

تمام ظهورات الهی، تعین دارند، اما لزوماً محدود نیستند. تعین، تشخص و هویت است، در حالی که تحدید، محدودیت و ضیق است. مانند گلی که در باغ شکوفا می‌شود، هر موجودی متعین است، اما نه هر متعینی محدود است. این تمایز، نقدی بر دیدگاه ابن‌عربی است که همه ظهورات را محدود می‌داند.

نکته کلیدی: تعین، تشخص است و هر متعینی لزوماً محدود نیست، اما هر محدودی متعین است.

نقد شواهد ابن‌عربی

ابن‌عربی برای اثبات تحدید، به آیاتی مانند لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ (شوری: ۱۱؛ هیچ‌چیز مانند او نیست) یا نزول حق به سماء الدنیا استناد می‌کند. این شواهد، مانند ستارگانی که در شب می‌درخشند، تعین را نشان می‌دهند، نه تحدید. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این آیات، بر ظهور و تشخص دلالت دارند، نه محدودیت.

نکته کلیدی: شواهد ابن‌عربی، مانند آیه شوری: ۱۱، تعین را اثبات می‌کنند، نه تحدید و محدودیت.

سؤال شارح درباره تعین حق

شارح می‌پرسد: چگونه ذات لاتعین، عین تعینات و محدودات است؟ این سؤال، مانند کلیدی که قفل معمای وجود را می‌گشاید، به تناقض ظاهری بین لاتعینی ذات و تعینات خلقی اشاره دارد. پاسخ روشن در متن ابن‌عربی یافت نمی‌شود، اما استاد فرزانه قدس‌سره راه‌حلی ارائه می‌دهند.

نکته کلیدی: سؤال شارح درباره چگونگی عینیت ذات لاتعین با تعینات خلقی، چالش اصلی عرفان نظری است.

پاسخ به سؤال شارح

ذات لاتعین، ظهوراتش تعینات و نزولات‌اند که در مراتب لاتعین قرار دارند، اما عین ذات نیستند. در ظرف اسما و صفات، هویت و قیومیت عین ذات‌اند، اما در ظرف خلق، سریه و معیت ظهورات خلقی‌اند. مانند نوری که در آینه‌های مختلف بازتاب می‌یابد، خلق ظهور حق است، نه عین او. این پاسخ، با نظریه ظهورات در حکمت متعالیه سازگار است.

نکته کلیدی: ظهورات خلقی، سریه و معیت حق‌اند، نه عین ذات، و این تمایز، تناقض ظاهری را حل می‌کند.

سریه و معیت در خلق

در ظرف خلق، هویت به سریه و قیومیت به معیت تبدیل می‌شود. سنگ، سریه و معیت حق را دارد، اما عین حق نیست. مانند سایه‌ای که از جسم بر زمین می‌افتد، خلق ظهور حق است، نه خود او. این مفهوم، نقدی بر دیدگاه عینیتی ابن‌عربی است.

نکته کلیدی: سریه و معیت، ظهورات خلقی حق‌اند و با ذات الهی متمایزند.

جمع‌بندی بخش دوم

بخش دوم، با نقد دیدگاه ابن‌عربی درباره تحدید و تبیین تفاوت تعین و تحدید، به پالایش مفاهیم عرفانی می‌پردازد. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیات قرآن کریم و تمثیلات نور و آینه، حقیقت ظهورات خلقی را روشن ساخته و عرفان را از خلط مفاهیم کلامی پالایش می‌کنند.

بخش سوم: راه‌های معرفت الهی

دو راه معرفت الهی

معرفت الهی دو مسیر دارد: راه محبین، که از طریق آثار خلق به شناخت خدا می‌رسند، و راه محبوبین، که خدا را به خدا می‌شناسند (اعرف الله بالله). راه محبین، مانند سفری طولانی در دشت‌های وسیع است که با واسطه‌های بسیار طی می‌شود، اما راه محبوبین، مانند پروازی مستقیم به سوی مقصد است که شهودی و بی‌واسطه است. این مفهوم، با آیه فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ (روم: ۵۰؛ به آثار رحمت خدا بنگر) هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: راه محبین، از طریق آثار خلق است و طولانی، اما راه محبوبین، شهودی و مستقیم است.

نقد راه محبین

شناخت خدا از طریق خلق، مانند پیامبر یا امام، راهی طولانی است که به مقدمات متعدد نیاز دارد. این مسیر، مانند پلی است که با ستون‌های بسیار ساخته شده و شبهات بیشتری ایجاد می‌کند. استاد فرزانه قدس‌سره بر برتری شهود مستقیم در عرفان تأکید دارند.

نکته کلیدی: راه محبین، به دلیل واسطه‌های متعدد، شبهات بیشتری ایجاد می‌کند و از شهود مستقیم دور است.

برهان صدیقین و رويت

برهان صدیقین، استدلال نیست، بلکه رويت مستقیم خدا به خداست (اعرف الله بالله). صدیقین، مانند پرندگانی که در آسمان حقیقت پرواز می‌کنند، خدا را با شهود می‌شناسند، نه با استدلال. این دیدگاه، با عرفان عملی که بر شهود تأکید دارد، سازگار است.

نکته کلیدی: برهان صدیقین، رويت مستقیم خدا به خداست، نه استدلال.

چالش شناخت خدا به خدا

شناخت خدا به خدا، پارادوکسیکال به نظر می‌رسد: اگر خدا شناخته باشد، نیازی به شناخت نیست؛ اگر شناخته نباشد، چگونه ممکن است؟ این چالش، مانند معمایی است که تنها با کلید عصمت گشوده می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این مفهوم، نیازمند فهم عصمتی است و با روایات معصومین هم‌راستاست.

نکته کلیدی: شناخت خدا به خدا، نیازمند فهم عصمتی است و پارادوکسیکال به نظر می‌رسد.

جمع‌بندی بخش سوم

بخش سوم، با تبیین دو راه معرفت الهی و نقد راه محبین، بر برتری شهود مستقیم در شناخت خدا تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلات سفر طولانی و پرواز مستقیم، حقیقت معرفت الهی را روشن ساخته و عرفان را به سوی شهود هدایت می‌کنند.

بخش چهارم: نقد کلامی و روان‌شناختی عرفان ابن‌عربی

نقد سبک کلامی ابن‌عربی و شارح

سبک کلامی ابن‌عربی و شارح، به دلیل خلط تعین و تحدید، نارساست و مانند بنایی است که پایه‌های آن سست است. این سبک، پاسخ‌گویی به سؤالات عمیق را دشوار می‌کند و نیازمند پالایش است. استاد فرزانه قدس‌سره بر ضرورت اصلاح ادبیات عرفانی تأکید دارند.

نکته کلیدی: سبک کلامی ابن‌عربی و شارح، به دلیل خلط تعین و تحدید، نارسا و نیازمند پالایش است.

نقد تحدید عالم

ابن‌عربی ادعا می‌کند که همه عالم محدود است، اما وجود، نامحدود و متعین است. مانند اقیانوسی که مرزهای آن بی‌کران است، وجود نامحدود است، اما ماهیت محدود است. این نقد، با فلسفه ملاصدرا درباره نامحدود بودن وجود هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: وجود، نامحدود و متعین است، اما ادعای ابن‌عربی درباره محدودیت عالم نادرست است.

روان‌شناسی متون عرفانی

متون عرفانی، به دلیل تأثیر کلام متکلمان، گاه ناخودآگاه به تحدید و محدودیت می‌افتند. مانند رودی که در مسیر خود به سنگ‌ها برخورد می‌کند، ذهنیت کلامی، عرفان را از اصالت خود دور می‌سازد. این تحلیل، بر ضرورت روان‌شناسی متون عرفانی تأکید دارد.

نکته کلیدی: ذهنیت کلامی متکلمان، ناخودآگاه تعین را با تحدید خلط می‌کند و عرفان را از اصالت دور می‌سازد.

نقد فلسفه و عرفان بدون فهم عصمتی

فلسفه و عرفان، بدون فهم عصمتی، نمی‌توانند مفاهیم عمیقی مانند اعرف الله بالله را تبیین کنند. مانند کلیدی که برای قفلی دیگر ساخته شده، این علوم بدون عصمت، ناکارآمدند. این نقد، بر نقش روایات در تبیین معارف عرفانی تأکید دارد.

نکته کلیدی: مفاهیم عمیق عرفانی، مانند شناخت خدا به خدا، نیازمند فهم عصمتی است.

جمع‌بندی بخش چهارم

بخش چهارم، با نقد سبک کلامی ابن‌عربی و شارح، تحدید عالم، و تأثیر ذهنیت کلامی بر عرفان، بر ضرورت پالایش مفاهیم عرفانی تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلات بنای سست و رود جاری، عرفان را به سوی اصالت هدایت می‌کنند.

بخش پنجم: انسان کامل و خلقت اعیان عالم

نفس الرحمان و تعین

نفس الرحمان، اولین تعین خلقی و فیض حق است که متعین است، اما محدود نیست. مانند نسیمی که در دشت‌های بی‌کران می‌وزد، نفس الرحمان تشخص دارد، اما ضیق و تحدید ندارد. این مفهوم، با تعریف فیض در عرفان نظری سازگار است.

نکته کلیدی: نفس الرحمان، اولین تعین خلقی است که تشخص دارد، اما محدود نیست.

مرتبه عمائیه و انسان کامل

مرتبه عمائیه، که همان نفس الرحمان است، مرتبه انسان کامل است که به صورت محمدیه ظهور یافته است. انسان کامل، مانند آیینه‌ای جامع که همه اسما و صفات الهی را بازتاب می‌دهد، مظهر احدیت و واحدیت است. این دیدگاه، با خاتمه مصباح الهدایه هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: مرتبه عمائیه، مرتبه انسان کامل است که به صورت محمدیه مظهر جامع احدیت و واحدیت است.

خلقت اعیان عالم

حق تعالی از صورت محمدیه، اعیان عالم را خلق کرد، چه در مرتبه علمی (اعیان ثابته) و چه در مرتبه عینی (وجودات خارجی). مانند درختی که شاخه‌هایش در آسمان و ریشه‌هایش در زمین گسترده است، اعیان عالم ظهورات این صورت‌اند. این مفهوم، با نظریه اعیان ثابته در عرفان ابن‌عربی سازگار است.

نکته کلیدی: اعیان عالم، ظهورات علمی و عینی صورت محمدیه‌اند که از حق تعالی صادر شده‌اند.

نقد دستگاه ابن‌عربی

دستگاه ابن‌عربی، به دلیل خلط تعین و تحدید و نادیده گرفتن تقدم اعیان ثابته، مشکل‌ساز است. مانند نقشه‌ای که خطوط آن درهم‌ریخته باشد، این خلط به سوءتفاهم در مراتب وجود منجر می‌شود. اعیان ثابته، مقدم بر ظهورات عینی‌اند و نبوت نیز در این مرتبه قرار دارد.

نکته کلیدی: خلط تعین و تحدید در دستگاه ابن‌عربی، به دلیل نادیده گرفتن تقدم اعیان ثابته، مشکل‌ساز است.

جمع‌بندی بخش پنجم

بخش پنجم، با تبیین نفس الرحمان، مرتبه انسان کامل، و خلقت اعیان عالم، بر نقش صورت محمدیه در ظهور عالم تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلات نسیم و درخت، حقیقت این مفاهیم را روشن ساخته و با نقد دستگاه ابن‌عربی، عرفان را به سوی دقت مفهومی هدایت می‌کنند.

بخش ششم: استواء، نزول، و معیت الهی

استواء بر عرش

استواء حق بر عرش، در آیه الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (طه: ۵؛ خدای رحمان بر عرش استیلا یافت)، تعین است، نه تحدید. مانند پادشاهی که بر تخت خود جلوس می‌کند، این استواء ظهور اسم رحمانیه در صورت عرشیه است، نه محدودیت.

نکته کلیدی: استواء بر عرش، ظهور اسم رحمانیه است، نه تحدید و محدودیت.

نزول حق به سماء الدنیا

نزول حق به سماء الدنیا در هر شب، نشانه رحمت و شفقت الهی است، نه تحدید. مانند بارانی که در شب بر زمین می‌بارد، این نزول دعوت به توبه و استغفار است و با روایات درباره رحمت الهی در شب‌ها هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی: نزول حق به سماء الدنیا، ظهور رحمت الهی است، نه تحدید.

حق در آسمان و زمین

آیه هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ (زخرف: ۸۴؛ اوست که در آسمان معبود و در زمین معبود است) به تعینات الهی اشاره دارد، نه تحدید. مانند نوری که همه‌جا را فرا می‌گیرد، این آیه سریه و معیت حق را نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: آیه زخرف: ۸۴، سریه و معیت حق را نشان می‌دهد، نه محدودیت او.

معیت حق با مخلوقات

آیه وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ (حدید: ۴؛ او با شماست هر کجا که باشید)، به معیت حق اشاره دارد، نه عینیتی با خلق. مانند سایه‌ای که همراه جسم است، معیت ظهور حق در کنار خلق است.

نکته کلیدی: معیت حق، ظهور او در کنار خلق است، نه عینیتی ذاتی.

نقد ادعای عینیت حق و خلق

شارح ادعا می‌کند که حق عین خلق است، اما این دیدگاه، مانند آینه‌ای که تصویر را با اصل یکی می‌داند، فاقد دلیل قرآنی و روایی است. استاد فرزانه قدس‌سره بر تمایز ظهور و عینیت تأکید دارند.

نکته کلیدی: ادعای عینیت حق و خلق، فاقد دلیل قرآنی و روایی است و به خلط ظهور و عینیت منجر می‌شود.

جمع‌بندی بخش ششم

بخش ششم، با تبیین استواء، نزول، و معیت الهی، بر تعین و نه تحدید تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلات پادشاه، باران، و سایه، حقیقت ظهورات الهی را روشن ساخته و با نقد ادعای عینیت، عرفان را از تحریفات کلامی پالایش می‌کنند.

بخش هفتم: قرب الهی و هماهنگی عرفان با شریعت

قرب نوافل و فرایض

در قرب نوافل، خدا ابزار بنده می‌شود، چنان‌که در حدیث قدسی آمده است: «من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او که با آن می‌بیند». اما در قرب فرایض، بنده ابزار خداست و آلت اسما و صفات الهی می‌شود. مانند گلی که در باغ الهی شکوفا می‌شود، قرب فرایض مرتبه‌ای بالاتر است. این مفهوم، با روایات شیعی درباره مراتب قرب هم‌راستاست.

نکته کلیدی: در قرب نوافل، خدا ابزار بنده است، اما در قرب فرایض، بنده ابزار اسما و صفات الهی است.

نقد عرفان بدون شریعت

عرفان، اگر با شریعت هماهنگ نباشد، به درویشی و انحراف می‌انجامد. مانند کشتی‌ای که بدون سکان در دریای طوفانی سرگردان شود، عرفان بدون شریعت به گمراهی می‌رسد. استاد فرزانه قدس‌سره بر هماهنگی عرفان با شریعت تأکید دارند.

نکته کلیدی: عرفان بدون هماهنگی با شریعت، به درویشی و انحراف منجر می‌شود.

تفاوت عارف و دروایش

عارف، سخنانش را با فهم و شریعت می‌گوید، اما دروایش، بدون فهم و خلاف شریعت سخن می‌گویند. مانند باغبانی که گل را از علف هرز جدا می‌کند، عارف آراسته و متعهد به شریعت است. این تمایز، بر التزام به شریعت در عرفان تأکید دارد.

نکته کلیدی: عارف، با فهم و التزام به شریعت سخن می‌گوید، اما دروایش، بدون فهم و خلاف شریعت است.

نقد روان‌شناختی متکلمان

متکلمان، به دلیل ذهنیت کلامی، ناخودآگاه تعین را با تحدید خلط می‌کنند. مانند نقاشی که رنگ‌ها را درهم می‌آمیزد، این خلط به سوءتفاهم در عرفان منجر می‌شود. این تحلیل، بر ضرورت روان‌شناسی متون عرفانی تأکید دارد.

نکته کلیدی: ذهنیت کلامی متکلمان، ناخودآگاه تعین را با تحدید خلط می‌کند و به سوءتفاهم در عرفان می‌انجامد.

جمع‌بندی بخش هفتم

بخش هفتم، با تبیین مراتب قرب الهی و تأکید بر هماهنگی عرفان با شریعت، بر تفاوت عارف و دروایش و نقد ذهنیت کلامی متکلمان تمرکز دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلات گل و کشتی، عرفان را به سوی هماهنگی با شریعت هدایت می‌کنند.

نتیجه‌گیری نهایی

فص هودیه از فصوص الحکم، با وجود عمق عرفانی، در تفاسیر ابن‌عربی و شارح به خلط مفاهیمی مانند تعین و تحدید و عینیت حق با خلق مبتلا شده است. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیات قرآن کریم، مانند الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (طه: ۵) و وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ (حدید: ۴)، و با بهره‌گیری از روایات و تمثیلات فاخر، این تحریفات را نقد کرده و عرفان را به سوی حقیقت قرآنی هدایت می‌کنند. این نوشتار، با تبیین مرتبه عمائیه، تعینات الهی، راه‌های معرفت، و نقش انسان کامل، بر ضرورت شهود و التزام به شریعت تأکید دارد. مانند نوری که در تاریکی خرافات می‌درخشد، این تبیین راه را برای پژوهشگران عرفان اسلامی روشن می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)