فصوص الحکم 782

متن تحقیق





شرح فصوص الحکم: فص عیسویه – مراتب وجودی انسان و ملائکه

شرح فصوص الحکم: فص عیسویه – مراتب وجودی انسان و ملائکه

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۷۸۲)

مقدمه

فص عیسویه از کتاب فصوص الحکم، اثر جاودان شیخ محیی‌الدین ابن‌عربی، یکی از عمیق‌ترین بخش‌های این اثر عرفانی است که به کاوش در مراتب وجودی انسان، ملائکه، و دیگر موجودات در نسبت با حق‌تعالی می‌پردازد. این فص، با تمرکز بر مفاهیم جلال و جمال الهی، مقام جمع انسانی، و تمایز مراتب وجودی، جایگاه انسان را به‌عنوان خلیفه الهی در نظام هستی تبیین می‌کند. شرح حاضر، برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره در جلسه ۷۸۲، با رویکردی علمی و عرفانی، به تحلیل و نقد دیدگاه‌های ابن‌عربی پرداخته و با استناد به آیات نورانی قرآن کریم و روایات معتبر، مفاهیم عمیق این فص را در قالبی دانشگاهی و ساختارمند ارائه می‌دهد. این نوشتار، با بهره‌گیری از تمثیلات ادبی و اشارات معنوی، تلاش دارد تا مفاهیم پیچیده عرفان نظری را برای پژوهشگران و متخصصان این حوزه روشن سازد، بدون آنکه ذره‌ای از محتوای اصلی کاسته شود. محورهای اصلی این شرح شامل تبیین مراد از «عالین»، تمایز ملائکه جلالی و جمالی، برتری مقام جمع انسانی، و نقد استنادات ابن‌عربی است که در ادامه با تفصیل و دقت بررسی می‌شوند.

بخش اول: تبیین مراد از عالین و نقد دیدگاه ابن‌عربی

تعریف عالین در نگاه ابن‌عربی

ابن‌عربی در فص عیسویه، «عالین» را به ملائکه مهیمون و مقرب، مانند جبرائیل و میکائیل، تفسیر کرده و آن‌ها را در پرتو نور جمال ذات الهی و تجلی جمالی حق‌تعالی توصیف می‌کند. این دیدگاه، گرچه از منظر عرفانی قابل تأمل است، اما به دلیل فقدان مستندات معتبر و خلط مفاهیم جلال و جمال، مورد نقد قرار گرفته است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «ملائکه مهیمون، برخلاف ادعای ابن‌عربی، در سلسله اسباب و علل عالم قرار ندارند و غرق در جلال حق‌اند، نه جمال». این نقد، بر تمایز بنیادین میان جلال ذاتی و جمال فعلی تأکید دارد و نشان می‌دهد که ملائکه مهیمون، به دلیل غرق بودن در جلال ذات، از شناسایی موجوداتی چون آدم، جبرائیل، یا میکائیل عاجزند.

نکته کلیدی: عالین، برخلاف تفسیر ابن‌عربی، ملائکه مهیمون‌اند که در جلال ذاتی حق غرق بوده و از سلسله اسباب عالم خارج‌اند، نه در تجلی جمالی ذات.

این نقد، مانند مشعلی است که تاریکی‌های سوءتفاهم در فهم مراتب وجودی را روشن می‌سازد و بر ضرورت رجوع به منابع معتبر، به‌ویژه روایات شیعی، تأکید دارد. منابع شیعی، عالین را به نور انسانی خمسه طیبه پیش از خلقت ملائکه مرتبط می‌دانند، که این امر با دیدگاه ابن‌عربی در تضاد است.

نقد مستندات ابن‌عربی

یکی از نقاط ضعف دیدگاه ابن‌عربی، فقدان استناد به مدارک معتبر در تبیین مراد از عالین است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «ابن‌عربی به دلیل محدودیت دسترسی به کتب شیعی و ترس از مطالعه آن‌ها، در تبیین مراتب عالین دچار خطا شده است». این محدودیت، او را به اکتفا به ظواهر آیات و روایات سوق داده و از علوم غیبی، که نزد اولیای الهی یافت می‌شود، محروم ساخته است. منابع شیعی، مانند بحارالانوار، با استناد به روایات معتبر، مراتب وجودی ملائکه، جن، انسان، و ابلیس را با دقت تبیین کرده‌اند، که ابن‌عربی از آن‌ها بی‌بهره بوده است.

نکته کلیدی: تبیین مراتب عالین نیازمند رجوع به علوم غیبی و منابع معتبر شیعی است، که ابن‌عربی به دلیل محدودیت دسترسی، از آن‌ها محروم بوده است.

این نقد، مانند کلیدی است که درهای معرفت به مراتب وجودی را می‌گشاید و پژوهشگران را به سوی منابع اصیل و معتبر هدایت می‌کند.

بخش دوم: تمایز ملائکه جلالی و جمالی

ملائکه مهیمون و جلال ذاتی

ملائکه مهیمون، برخلاف تصور ابن‌عربی، در مرتبه جلال ذاتی قرار دارند و از سلسله اسباب و علل عالم خارج‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «ملائکه مهیمون، غرق در جلال حق‌اند و نه آدم می‌شناسند، نه جبرائیل، و نه میکائیل». این ملائکه، به دلیل غرق بودن در جلال ذاتی، از هرگونه دخالت در امور اسبابی عالم مبرا هستند. در مقابل، ملائکه مقرب، مانند جبرائیل و میکائیل، در سلسله اسباب و علل عالم نقش دارند و با تجلی جمالی حق مرتبط‌اند.

نکته کلیدی: ملائکه مهیمون، در جلال ذاتی حق غرق‌اند و از سلسله اسباب عالم خارج‌اند، در حالی که ملائکه مقرب، در تجلی جمالی و اسباب عالم نقش دارند.

این تمایز، مانند تفکیک نور خورشید از پرتوهای منعکس‌شده آن است که هر یک جایگاه و کارکرد خاص خود را دارند.

نقد خلط جلال و جمال

ابن‌عربی با به‌کار بردن اصطلاح «جمال ذات» به‌جای «جلال ذات» برای ملائکه مهیمون، دچار خطای مفهومی شده است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «جلال و جمال در مقام ذات، تنها در انسان کامل جمع می‌شوند، نه در ملائکه». این خطا، از خلط میان مراتب وجودی و صفات الهی نشأت گرفته و تبیین نادرستی از جایگاه ملائکه ارائه داده است.

نکته کلیدی: جلال و جمال در مقام ذات، تنها در انسان کامل جمع می‌شوند، و ملائکه مهیمون، به دلیل محدودیت وجودی، فاقد این جامعیت‌اند.

این نقد، مانند آینه‌ای است که انعکاس نادرست مفاهیم عرفانی را اصلاح کرده و حقیقت را در پرتو عرفان اسلامی نمایان می‌سازد.

بخش سوم: جایگاه انسان در مراتب هستی

مقام جمع انسانی

انسان، به دلیل مقام جمع، بر سایر موجودات، از جمله ملائکه، برتری دارد. این برتری، به دو دسته انسان کامل و غیرکامل تقسیم می‌شود. انسان کامل، جامع صفات جمال و جلال است و در مرتبه‌ای فراتر از ملائکه قرار می‌گیرد، در حالی که انسان غیرکامل، با وجود نقص، به دلیل استعداد جمع، از ملائکه ارضی و برخی ملائکه سماوی برتر است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انسان، به دلیل جامعیت، حقایق کونیه و الهی را در خود جمع کرده و این جامعیت، نزد محققان عرفان مقبول است».

نکته کلیدی: انسان، به دلیل مقام جمع، جامع صفات متضاد جمال و جلال است و از ملائکه، که فاقد این جامعیت‌اند، برتر است.

این مقام، مانند گوهری است که در قلب انسان جای گرفته و او را به‌عنوان خلیفه الهی در نظام هستی متمایز می‌سازد.

سجده ملائکه بر آدم

قرآن کریم در آیه‌ای نورانی می‌فرماید:

فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

پس همه فرشتگان سر به سجده فرود آوردند.

ابن‌عربی، ملائکه عالین را از سجده بر آدم مستثنی می‌داند، اما این تفسیر با متن صریح قرآن کریم مغایر است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «آیه سجده، تمامی ملائکه، از جمله جبرائیل و میکائیل، را شامل می‌شود و تنها ابلیس از سجده سرپیچی کرد». این نقد، بر اطاعت مطلق ملائکه از امر الهی و نادرستی استثنای عالین تأکید دارد.

نکته کلیدی: تمامی ملائکه، از جمله عالین، به امر الهی بر آدم سجده کردند، و تنها ابلیس از این فرمان سرپیچی نمود.

این حقیقت، مانند نوری است که بر اطاعت ملائکه و جایگاه والای انسان در نظام آفرینش پرتو می‌افکند.

بخش چهارم: ماهیت نوری ملائکه و برتری انسان

ماهیت نوری ملائکه

ملائکه، موجوداتی نوری‌اند و فاقد عنصر و طبیعت مادی‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «تمامی ملائکه، از عالین تا ارضی، نوری‌اند و از ماده و عنصر مادی مبرا هستند». ابن‌عربی با توصیف ملائکه عالین به‌عنوان غیرنوری یا مرتبط با طبیعت، دچار خطا شده است، زیرا طبیعت و عنصر، مختص عالم ماده است، در حالی که ملائکه در عوالم مجرد ملکوت و جبروت قرار دارند.

نکته کلیدی: ملائکه، به دلیل ماهیت نوری، از عنصر و طبیعت مادی مبرا هستند و در عوالم مجرد قرار دارند.

این ویژگی، مانند نور خالصی است که از سرچشمه الهی ساطع شده و ملائکه را از قید ماده آزاد می‌سازد.

برتری انسان بر موجودات عنصری

انسان، به دلیل خلقت از طین و مقام جمع، بر موجودات عنصری برتری دارد. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انسان، به دلیل بشری بودن و خلقت از طین، افضل مخلوقات عنصری است». این برتری، به استعداد انسان برای تجلی صفات متضاد الهی بازمی‌گردد، که در سایر موجودات عنصری یافت نمی‌شود.

نکته کلیدی: انسان، به دلیل خلقت از طین و مقام جمع، بر موجودات عنصری برتری دارد و استعداد تجلی صفات متضاد الهی را داراست.

این برتری، مانند درختی است که ریشه در خاک طین دارد، اما شاخسار آن به سوی آسمان معرفت الهی سر برافراشته است.

بخش پنجم: مباشرت الهی در خلقت انسان

خلقت انسان با مباشرت بیدیه

انسان، برخلاف سایر موجودات، با مباشرت مستقیم الهی (بیدیه) آفریده شده است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انسان با دو دست الهی آفریده شده تا جامع صفات متضاد جمال و جلال باشد». ابن‌عربی، با ادعای خلقت غیرمباشر سایر موجودات، از پیچیدگی خلقت آن‌ها غفلت کرده است، زیرا حیوانات نیز دارای تنوع طبیعی و مراتب وجودی‌اند.

نکته کلیدی: انسان، با مباشرت مستقیم الهی (بیدیه) آفریده شده و جامع صفات متضاد است، در حالی که سایر موجودات، با تنوع طبیعی، از این جامعیت بی‌بهره‌اند.

این مباشرت، مانند دستان آفرینشگری است که انسان را به‌عنوان شاهکار خلقت الهی شکل داده و او را از سایر مخلوقات متمایز ساخته است.

نقد یکدست‌انگاری خلقت حیوانات

ابن‌عربی حیوانات را دارای طبیعت یکسان و محدود به صفت واحده می‌داند، اما این دیدگاه نادرست است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «حیوانات، از نظر نوع و فرد، متنوع‌اند و تحت تأثیر عوامل محیطی مانند آب، هوا، و مزاج قرار دارند». برای مثال، گرگ‌ها، شغال‌ها، و مورچه‌ها در مناطق مختلف تفاوت دارند، که نشان‌دهنده پیچیدگی خلقت الهی است.

نکته کلیدی: حیوانات، با تنوع طبیعی و مراتب وجودی، از یکدست بودن مبرا هستند و با دقت و اهتمام الهی آفریده شده‌اند.

این تنوع، مانند رنگ‌های گوناگون یک تابلوی نقاشی الهی است که هر جزء آن با دقت و هنرمندی خلق شده است.

بخش ششم: اراده و شعور حیوانات

شعور محدود حیوانات

حیوانات، برخلاف تصور ابن‌عربی، دارای شعور و اراده محدودند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «حیوانات، مانند الاغ، خطر را تشخیص می‌دهند و رفتارشان نشان‌دهنده درک محدود است». این شعور، در حد طبیعت حیوانات است، اما انسان، به دلیل مقام جمع، از اراده‌ای کلی و جامع برخوردار است که در حیوانات یافت نمی‌شود.

نکته کلیدی: حیوانات دارای شعور و اراده محدودند، اما انسان، به دلیل مقام جمع، از اراده‌ای کلی و جامع برخوردار است.

این تفاوت، مانند تمایز میان جویبار کوچک و اقیانوس بی‌کران است که هرکدام در جای خود ارزشمندند، اما ظرفیت انسان، او را به سوی مراتب متعالی رهنمون می‌سازد.

بخش هفتم: نقد استنادات ابن‌عربی به رؤیا

استناد به خواب و محدودیت‌های آن

ابن‌عربی ادعا کرده که در خواب، از پیامبر اکرم (ص) درباره برتری انسان یا ملائکه پرسیده است. استاد فرزانه قدس‌سره این رویکرد را نقد کرده و می‌فرمایند: «استناد به خواب برای تبیین مسائل کلامی و عرفانی، به دلیل امکان خطا در تفسیر، معتبر نیست». پاسخ منسوب به پیامبر، با روایات معتبر شیعی و آیات قرآن کریم همخوانی ندارد.

نکته کلیدی: استناد به رؤیا برای تبیین مسائل عرفانی، به دلیل امکان خطا در تفسیر، معتبر نیست و باید به نصوص معتبر رجوع کرد.

این نقد، مانند هشداری است که پژوهشگران را از تکیه بر منابع غیرمعتبر بازمی‌دارد و به سوی منابع اصیل هدایت می‌کند.

تفسیر حدیث ذکر و خیر بودن عالین

ابن‌عربی به حدیثی استناد کرده که می‌فرماید: «هر که مرا در خلوت یاد کند، او را در خلوت یاد می‌کنم، و هر که مرا در جمع یاد کند، او را در جمع بهتری یاد می‌کنم». او عالین را کسانی می‌داند که خدا را در جمع ذکر می‌کنند، اما استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «این حدیث به مقام عالین ربطی ندارد، زیرا آن‌ها غرق در جلال حق‌اند و از عالم و آدم بی‌خبرند». این حدیث، به فضیلت ذکر الهی در خلوت و جلوت اشاره دارد، نه به مرتبه وجودی عالین.

نکته کلیدی: حدیث ذکر الهی، به فضیلت یاد خدا در خلوت و جلوت اشاره دارد و ارتباطی با مرتبه وجودی عالین ندارد.

این تبیین، مانند جویباری زلال است که حقیقت حدیث را از خلط با مفاهیم عرفانی پالایش می‌دهد.

بخش هشتم: مقام جمع و برتری انسان

جامعیت انسان

انسان، به دلیل مقام جمع، جامع همه وجوه وجودی است که در سایر موجودات به‌صورت محدود یافت می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انسان، به دلیل جامعیت، حقایق کونیه و الهی را در خود جمع کرده و این امر نزد محققان عرفان مقبول است». این جامعیت، انسان را به‌عنوان خلیفه الهی بر همه موجودات قرار داده است، چنان‌که در قرآن کریم آمده است:

وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا

و به آدم همه نام‌ها را آموخت.

نکته کلیدی: انسان، به دلیل مقام جمع، جامع حقایق کونیه و الهی است و به‌عنوان خلیفه الهی بر همه موجودات برتری دارد.

این جامعیت، مانند آینه‌ای است که تمامی صفات الهی را در خود منعکس کرده و انسان را به سوی مراتب متعالی هدایت می‌کند.

نقد خطای عرفا در تفسیر رؤیا

عرفا، از جمله ابن‌عربی، گاه در تفسیر رؤیاها دچار خطا می‌شوند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «خطای عرفا در تفسیر رؤیاها، ناشی از انتقال نادرست ادراکات عالم بالا به عالم ناسوت است». این خطا، به معنای دروغ‌گویی نیست، بلکه از محدودیت‌های بشری نشأت می‌گیرد. ابن‌عربی، با وجود وارستگی و جامعیت، در برخی تبیین‌ها به دلیل فقدان استاد معصوم دچار خطا شده است.

نکته کلیدی: خطای عرفا در تفسیر رؤیاها، ناشی از محدودیت‌های بشری است و نباید به دروغ‌گویی حمل شود.

این نقد، مانند هشداری است که پژوهشگران را به دقت در استنادات و رجوع به منابع معتبر دعوت می‌کند.

بخش نهم: نقش استاد معصوم در سلوک عرفانی

اهمیت اطاعت از استاد معصوم

استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که: «اطاعت از مولای معصوم، شرط اصلی سلوک عرفانی است». ابن‌عربی، به دلیل فقدان استاد معصوم، در برخی تبیین‌ها دچار خطا شده است. مثال‌هایی از تاریخ، مانند زید و مختار، نشان می‌دهد که فقدان اطاعت از معصوم، حتی با نیت خیر، به انحراف منجر می‌شود.

نکته کلیدی: اطاعت از استاد معصوم، شرط صحت سلوک عرفانی است و فقدان آن، حتی با نیت خیر، به انحراف می‌انجامد.

این اصل، مانند ستونی است که بنای سلوک عرفانی را استوار می‌دارد و از گمراهی در مسیر معرفت الهی جلوگیری می‌کند.

بخش دهم: تقسیم‌بندی انسان‌ها و فعلیت انسانی

تقسیم‌بندی انسان‌ها

انسان‌ها به دو دسته اعلی و اسفل تقسیم می‌شوند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «نصف اعلی، انسان‌های کامل یا نزدیک به کمال‌اند که به دلیل تسبح و تقدیس حق، از ملائکه ارضی و سماوی برترند. نصف اسفل، انسان‌های ناقص‌اند که از ملائکه سماوی پایین‌ترند، اما از ملائکه ارضی برترند، مگر اسفل‌السافلین که از حیوانات و شیاطین نیز پست‌تر است».

نکته کلیدی: انسان‌ها به اعلی و اسفل تقسیم می‌شوند، و اسفل‌السافلین، به دلیل سوءاستفاده از مقام جمع، از حیوانات و شیاطین نیز پست‌تر است.

این تقسیم‌بندی، مانند ترازویی است که مراتب وجودی انسان‌ها را در برابر حقیقت الهی می‌سنجد.

فعلیت و کمال انسانی

انسان در سیر وجودی، دو مرحله فعلیت و کمال را طی می‌کند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «فعلیت اول، کمال جمع است که همه انسان‌ها به آن می‌رسند. کمال ثانی، به اراده و انتخاب انسان بستگی دارد و یا به شاکر (کمال) یا کفور (نقص) منجر می‌شود». قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار است یا ناسپاس.

نکته کلیدی: انسان در فعلیت اول به کمال جمع می‌رسد، اما در کمال ثانی، یا به شاکر یا به کفور تبدیل می‌شود.

این سیر، مانند سفری است که انسان را از استعداد بالقوه به فعلیت بالذات می‌رساند و انتخاب او، مقصد نهایی‌اش را تعیین می‌کند.

بخش یازدهم: نقش انبیا در فعلیت انسان

نقش انبیا و اولیا

انبیا و اولیا، انسان‌ها را به فعلیت می‌رسانند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «بدون هدایت انبیا، انسان‌ها، حتی اسفل‌السافلین، به فعلیت نمی‌رسیدند». برای مثال، افرادی چون شمر و حرمله، بدون هدایت اولیای الهی، به فعلیت اسفل‌السافلین نمی‌رسیدند. این نقش، نشان‌دهنده عظمت انبیا در هدایت انسان به مقام جمع است.

نکته کلیدی: انبیا و اولیا، استعدادهای جمع انسانی را به فعلیت می‌رسانند، چه در جهت کمال (شاکر) یا نقص (کفور).

این هدایت، مانند باغبانی است که نهال استعداد انسانی را می‌پروراند تا به باروری کامل برسد، خواه میوه‌اش شیرین باشد یا تلخ.

تمایز انسان و ملائکه در فعلیت

انسان در ظرف فعلیت، از ملائکه برتر است، اما در صعود و نزول، ممکن است پست‌تر باشد. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انسان، به دلیل مقام جمع، به فعلیتی می‌رسد که ملائکه فاقد آن‌اند». ملائکه، گرچه در ظرف فعلیت کامل‌اند، فاقد استعداد جمع‌اند و نمی‌توانند به مرتبه‌ای که انسان، حتی اسفل‌السافلین، می‌رسد، دست یابند.

نکته کلیدی: انسان، به دلیل مقام جمع، در ظرف فعلیت از ملائکه برتر است، اما در صعود و نزول، ممکن است از حیوانات نیز پایین‌تر باشد.

این برتری، مانند آهن گداخته‌ای است که در کوره الهی به شکل‌های گوناگون درمی‌آید، در حالی که ملائکه، مانند حلب، از این تحول عاجزند.

جمع‌بندی

شرح فص عیسویه، برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، با تمرکز بر مراتب عالین، ملائکه، و انسان، جایگاه والای انسان را به‌عنوان خلیفه الهی در نظام هستی تبیین کرده است. این شرح، با نقد دیدگاه‌های ابن‌عربی، از جمله خلط میان جلال و جمال، استناد به رؤیاها، و فقدان مدارک معتبر، بر ضرورت رجوع به منابع شیعی و علوم غیبی تأکید دارد. انسان، به دلیل مقام جمع، جامع صفات متضاد جمال و جلال است و از ملائکه، حتی عالین، برتر است. آیات نورانی قرآن کریم، مانند «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» و «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ»، این برتری را تأیید می‌کنند. نقش انبیا و اولیا در به فعلیت رساندن استعدادهای انسانی، چه در جهت کمال یا نقص، از دیگر محورهای کلیدی این شرح است. این نوشتار، با بهره‌گیری از تمثیلات ادبی و ساختار علمی، منبعی جامع برای پژوهشگران عرفان اسلامی فراهم آورده و بر اهمیت اطاعت از استاد معصوم و رجوع به نصوص معتبر تأکید دارد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)