فصوص الحکم 789

متن تحقیق





شرح فصوص الحکم: فص عیسویه

شرح فصوص الحکم: فص عیسویه

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۷۸۹)

مقدمه: درآمدی بر فص عیسویه

فص عیسویه از فصوص الحکم ابن‌عربی، به مثابه دریچه‌ای است که به سوی ژرفای مفاهیم عرفانی گشوده می‌شود. این بخش، با تمرکز بر مقام حضرت عیسی علیه‌السلام و نسبت الوهیت به ایشان، به کاوش در مفاهیم عمیق عرفانی و قرآنی می‌پردازد. استاد فرزانه قدس‌سره، در درس‌گفتار شماره ۷۸۹، با نگاهی نقادانه به تفسیرهای عرفانی و با استناد به آیات قرآن کریم، به تبیین دقیق این مفاهیم پرداخته و بر ضرورت فهم مستند و عاری از تحریف تأکید کرده‌اند. این نوشتار، با تجمیع محتوای دو سند درس‌گفتار و تحلیل‌های تفصیلی، به گونه‌ای سامان یافته که تمامی جزئیات و نکات اصلی را با دقتی علمی و زبانی متین و فاخر به مخاطبان دانشگاهی عرضه کند. در این مسیر، از استعارات و تمثیلات ادبی برای پروراندن مفاهیم بهره گرفته شده تا متن، هم از نظر علمی وزین باشد و هم از حیث ادبی، دلنشین و گیرا.

بخش نخست: استفهام الهی و نقد تفسیر عرفانی

استفهام الهی در آیه ۱۱۶ سوره مائده

محور اصلی فص عیسویه، آیه ۱۱۶ سوره مائده است که استفهام الهی از حضرت عیسی علیه‌السلام را مطرح می‌کند:
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ
«و هنگامی که خدا گفت: ای عیسی پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای خدا به خدایی بگیرید؟» این آیه، پرسشی قولی را مطرح می‌کند که آیا عیسی علیه‌السلام به مردم دستور داده است که او و مادرش را به عنوان اله برگزینند. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این آیه، صرفاً بر قول عیسی تمرکز دارد و نه بر حقیقت الوهیت یا امر به اتخاذ اله.

نکته کلیدی: آیه ۱۱۶ سوره مائده، بر استفهام قولی از حضرت عیسی علیه‌السلام تمرکز دارد و پرسشی درباره حقیقت الوهیت یا امر به اتخاذ اله مطرح نمی‌کند.

نقد تفسیر شارح

شارح فصوص الحکم، استفهام الهی را به دو پرسش تقسیم می‌کند: نخست، آیا نسبت الوهیت به عیسی حق است؟ و دوم، آیا عیسی خود این نسبت را ادعا کرده است؟ استاد فرزانه قدس‌سره این تقسیم‌بندی را نادرست می‌دانند، زیرا آیه صرفاً بر پرسش از قول عیسی تمرکز دارد و پرسش از حقیقت الوهیت در آن مطرح نیست. این نقد، به سان تیغی است که پرده‌های تفسیرهای بی‌مستند را کنار می‌زند و بر ضرورت بازگشت به منطوق آیه تأکید می‌ورزد. شارح، با استناد به وحدت وجود، پاسخ عیسی را به ادب در مقام تفرقه نسبت می‌دهد، حال آنکه این تفسیر، با متن قرآن کریم همخوانی ندارد.

نکته کلیدی: تفسیر شارح از آیه ۱۱۶ مائده، با تقسیم استفهام به دو پرسش، از منطوق آیه فاصله گرفته و به تحریف معنوی منجر شده است.

پاسخ حضرت عیسی علیه‌السلام

حضرت عیسی علیه‌السلام در پاسخ به استفهام الهی می‌فرماید:
قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۖ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ۝ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ
«گفت: منزهی تو! مرا نرسد که چیزی را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته باشم، تو خود آن را دانسته‌ای. تو آنچه در من است می‌دانی و من آنچه در توست نمی‌دانم، زیرا تو خود دانای نهان‌هایی. و به آنان جز آنچه مرا به آن فرمان دادی نگفتم.» این پاسخ، بر عبودیت کامل عیسی و اطاعت از امر الهی تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «عیسی علیه‌السلام با تنزیه خداوند، ادعای الوهیت را رد کرده و تأکید می‌کند که جز به امر الهی سخن نگفته است.» این پاسخ، چونان آیینه‌ای است که حقیقت عبودیت را بازتاب می‌دهد.

نکته کلیدی: پاسخ عیسی علیه‌السلام، با تنزیه خداوند و تأکید بر عبودیت، ادعای الوهیت را رد کرده و بر اطاعت از امر الهی تمرکز دارد.

جمع‌بندی بخش نخست

بخش نخست، با بررسی آیه ۱۱۶ سوره مائده و نقد تفسیر شارح، نشان داد که استفهام الهی صرفاً بر قول عیسی علیه‌السلام تمرکز دارد و نه بر حقیقت الوهیت یا امر به اتخاذ اله. استاد فرزانه قدس‌سره، با تکیه بر منطوق آیه، تفسیرهای عرفانی بی‌مستند را نقد کرده و بر ضرورت فهم دقیق قرآنی تأکید ورزیدند. این بخش، به مثابه بنیانی است که فهم عمیق‌تر فص عیسویه را ممکن می‌سازد.

بخش دوم: تحریف معنوی و اهتمام شیعه به حفظ اصالت

تحریف معنوی در تفسیر قرآن کریم

استاد فرزانه قدس‌سره، تحریف معنوی را به مثابه آفتی می‌دانند که در برخی تفاسیر عرفانی، از جمله تفسیرهای ابن‌عربی، مشاهده می‌شود. ایشان می‌فرمایند: «محیی‌الدین از سران محرفین معنوی است که قرآن کریم را بدون استناد کافی به این سو و آن سو می‌کشاند.» تحریف معنوی، تفسیری است که بدون دلالت‌های لفظی و معنایی قرآن کریم، مفاهیم عرفانی را بر آن تحمیل می‌کند. این نقد، چونان چراغی است که تاریکی‌های تفسیرهای بی‌مستند را روشن می‌سازد.

نکته کلیدی: تحریف معنوی، تفسیر قرآن کریم بدون استناد به دلالت‌های لفظی و معنایی آن است که در برخی تفاسیر عرفانی، از جمله آثار ابن‌عربی، مشاهده می‌شود.

اهتمام شیعه به حفظ اصالت دین

شیعه، با حساسیت والا، از هرگونه تحریف در دین، چه لفظی و چه معنوی، جلوگیری کرده است. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «شیعه اهتمام فراوان دارد که دین از هرگونه تحریف مصون بماند.» این اهتمام، ریشه در حفظ اصالت معارف دینی دارد و در آثار فقهی و روایی، مانند مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی، نمود یافته است. ایشان، با استناد به روایات، هرگونه افزودن یا کاستن از متون دینی را نکوهش کرده و بر وفاداری به متن اصلی تأکید دارند. این رویکرد، چونان سپری است که دین را از گزند تحریف حفظ می‌کند.

نکته کلیدی: شیعه، با اهتمام به حفظ اصالت دین، از هرگونه تحریف لفظی یا معنوی جلوگیری کرده و بر وفاداری به متون اصلی تأکید دارد.

جمود در تفسیر و ترس از تحریف

برخی از عالمان دینی، به دلیل ترس از تحریف، حتی از ترجمه و تفسیر ظاهری قرآن کریم اجتناب کرده‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «بسیاری از عالمان به جمود افتاده‌اند، یعنی از فهم و ترجمه قرآن کریم نیز هراسیده‌اند.» این جمود، نتیجه احتیاط افراطی در حفظ قرآن کریم از تحریف است و ریشه در حدیثی نبوی دارد که می‌فرماید: «هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند، جایگاهش در آتش خواهد بود.» این حدیث، چونان هشداری است که عالمان را به احتیاط در تفسیر دعوت می‌کند.

نکته کلیدی: جمود برخی عالمان دینی، نتیجه ترس از تحریف و حدیث نبوی در نهی از تفسیر به رأی است که تفسیر بدون استناد را نهی می‌کند.

نمونه‌های حساسیت شیعه به تحریف

در مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی با استناد به روایات، افزودن عباراتی مانند «و الابصار» به دعای «یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک» (ای دگرگون‌کننده دل‌ها، قلبم را بر دینت استوار کن) را نکوهش کرده و آن را تحریف می‌دانند. همچنین، افزودن القابی مانند «جناب» به نام حضرت زینب سلام‌الله‌علیها یا تغییر عنوان مفاتیح الجنان به مفتاح الجنان، از منظر ایشان، مصداق تحریف است. این حساسیت، چونان نگهبانی است که از حریم متون دینی پاسداری می‌کند.

نکته کلیدی: افزودن عبارات یا القاب به متون دینی، مانند دعاها و روایات، از منظر شیعه تحریف محسوب شده و بر حفظ متن اصلی تأکید می‌شود.

جمع‌بندی بخش دوم

بخش دوم، با بررسی تحریف معنوی و اهتمام شیعه به حفظ اصالت دین، نشان داد که تفسیرهای عرفانی بی‌مستند، مانند برخی تفاسیر ابن‌عربی، به تحریف معنوی منجر می‌شوند. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیات و روایات، بر ضرورت فهم دقیق و مستند قرآن کریم تأکید کردند و نمونه‌های حساسیت شیعه، مانند آثار شیخ عباس قمی، را شاهدی بر این اهتمام دانستند. این بخش، چونان پلی است که از نقد تحریف به سوی فهم قرآنی رهنمون می‌شود.

بخش سوم: عبودیت و ربوبیت در عرفان

وحدت وجود و نقد شارح

شارح فصوص الحکم، با استناد به وحدت وجود، پاسخ عیسی علیه‌السلام را به ادب در مقام تفرقه نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «اگر عیسی می‌گفت من خدا هستم، اشکالی نداشت، اما چون در مقام تفرقه است، ادب کرد و الوهیت را نفی نمود.» استاد فرزانه قدس‌سره این تفسیر را نادرست می‌دانند، زیرا آیه ۱۱۶ مائده صرفاً بر قول عیسی تمرکز دارد و نه بر مفاهیم عرفانی مانند وحدت و تفرقه. این نقد، به سان بادی است که غبار از چهره حقیقت می‌زداید و بر منطوق آیه تأکید می‌ورزد.

نکته کلیدی: نسبت دادن پاسخ عیسی علیه‌السلام به ادب عرفانی در مقام تفرقه، با منطوق آیه ۱۱۶ مائده سازگار نیست و مصداق تحریف معنوی است.

عبودیت و ربوبیت در نظام عرفانی

استاد فرزانه قدس‌سره، با تکیه بر دیدگاه عرفانی، هر موجودی را دارای دو جهت ربوبیت (ظهور الهی) و عبودیت (ظهور مخلوق) می‌دانند. ایشان می‌فرمایند: «عبودیت، کنه ربوبیت است، زیرا ظهور حق در قالب مخلوقات، همان عبودیت است.» این دیدگاه، عبودیت را چونان آینه‌ای می‌داند که ربوبیت الهی در آن بازتاب می‌یابد. با این حال، شارح با طرح الوهیت ظهوری برای عیسی علیه‌السلام، از منطوق آیه فاصله گرفته و مفاهیم عرفانی را بر آن تحمیل کرده است.

نکته کلیدی: عبودیت، ظهور ربوبیت است و هیچ غیریت مستقلی ندارد، اما نسبت دادن الوهیت ظهوری به عیسی علیه‌السلام با آیه ۱۱۶ مائده همخوانی ندارد.

نفی تقابل ربوبیت و عبودیت

استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که عبودیت و ربوبیت متقابل نیستند، زیرا عبودیت، ظهور ربوبیت است و منشأ مستقلی ندارد. ایشان می‌فرمایند: «عبودیت، مقابل ربوبیت نیست، بلکه ظهور آن است.» این دیدگاه، به سان رودی است که از سرچشمه ربوبیت جاری شده و در بستر عبودیت جریان می‌یابد. در مقابل، شارح با طرح تقابل میان مقام تفرقه و وحدت، تفسیری ناسازگار با آیه ارائه کرده است.

نکته کلیدی: عبودیت و ربوبیت متقابل نیستند، زیرا عبودیت، ظهور ربوبیت است و در نظام توحیدی، غیریت مستقلی وجود ندارد.

جمع‌بندی بخش سوم

بخش سوم، با بررسی مفاهیم عبودیت و ربوبیت در نظام عرفانی، بر وحدت وجودی میان این دو تأکید کرد و تفسیر شارح درباره الوهیت ظهوری عیسی علیه‌السلام را نقد نمود. استاد فرزانه قدس‌سره، با تکیه بر منطوق آیه ۱۱۶ مائده، نشان دادند که این آیه بر قول عیسی تمرکز دارد و نه بر مفاهیم عرفانی مانند وحدت و تفرقه. این بخش، به مثابه کلیدی است که قفل‌های تفسیرهای عرفانی بی‌مستند را می‌گشاید.

بخش چهارم: نقد دعوی الوهیت و تمایز انبیا

نقد دعوی الوهیت فراعنه

استاد فرزانه قدس‌سره، دعوی الوهیت فراعنه را ناشی از اقتضای عین آن‌ها می‌دانند، اما تأکید دارند که انبیا از این دعوی مبرا هستند. ایشان می‌فرمایند: «فراعنه، به دلیل اختلاط مظهر و مُظهر، دعوی الوهیت کردند، اما انبیا به دلیل کمال معرفتی، از این اختلاط مصون‌اند.» این تمایز، چونان خطی است که میان حقیقت و باطل کشیده شده و انبیا را از مدعیان کاذب جدا می‌سازد.

نکته کلیدی: دعوی الوهیت فراعنه، ناشی از اختلاط مظهر و مُظهر است، اما انبیا به دلیل کمال معرفتی، از این دعوی مبرا هستند.

کمال انبیا در عبودیت

انبیا و اولیای الهی، همواره مقام عبودیت را بر الوهیت ترجیح می‌دهند، زیرا این مقام، کمال آن‌هاست. استاد فرزانه قدس‌سره می‌فرمایند: «انبیا و اولیا، به دلیل مراعات ادب الهی، هیچ‌گاه ادعای الوهیت نمی‌کنند.» این دیدگاه، عبودیت را چونان قله‌ای می‌داند که انبیا بر آن ایستاده‌اند و از هرگونه ادعای کاذب به دورند. با این حال، شارح با نسبت دادن الوهیت ظهوری به عیسی علیه‌السلام، از منطوق آیه فاصله گرفته است.

نکته کلیدی: انبیا و اولیا، با انتخاب مقام عبودیت، از ادعای الوهیت مبرا هستند و این انتخاب، نشانه کمال معرفتی آن‌هاست.

اختلاط مظهر و مُظهر

استاد فرزانه قدس‌سره، دعوی الوهیت را نتیجه اختلاط میان مظهر (مخلوق) و مُظهر (حق) می‌دانند که در انبیا رخ نمی‌دهد. ایشان می‌فرمایند: «انبیا، به دلیل سوفای اطمینان، از اختلاط مظهر و مُظهر مصون‌اند.» این دیدگاه، چونان مشعلی است که تاریکی‌های شبهات را روشن می‌سازد و کمال انبیا را در حفظ تمایز میان حق و خلق نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: انبیا، به دلیل کمال معرفتی، از اختلاط مظهر و مُظهر مصون‌اند و دعوی الوهیت نمی‌کنند.

جمع‌بندی بخش چهارم

بخش چهارم، با بررسی دعوی الوهیت و تمایز انبیا از مدعیان کاذب، بر کمال معرفتی انبیا در حفظ مقام عبودیت تأکید کرد. استاد فرزانه قدس‌سره، با نقد تفسیر شارح، نشان دادند که آیه ۱۱۶ مائده بر قول عیسی تمرکز دارد و نه بر مفاهیم عرفانی مانند الوهیت ظهوری. این بخش، چونان آیینه‌ای است که حقیقت عبودیت انبیا را بازتاب می‌دهد.

بخش پنجم: شر و توحید در نظام قرآنی

نفی شر از ذات الهی

استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیه قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ «بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم از شر آنچه آفریده است»، تأکید دارند که شر، منشأ مستقلی ندارد و از خلق خدا با واسطه پدید می‌آید. ایشان می‌فرمایند: «شر، مستقیماً از خدا نیست، بلکه از خلق با واسطه ظاهر می‌شود.» این دیدگاه، چونان نوری است که شبهه شر در نظام توحیدی را برطرف می‌سازد.

نکته کلیدی: شر، منشأ مستقلی ندارد و از خلق خدا با واسطه پدید می‌آید، نه از ذات الهی.

توحید و شرک در مقام فعل

استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیه لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ «تا ما را به خدا نزدیک کنند»، تأکید دارند که حتی مشرکان به وجود حق تعالی اذعان دارند، اما در مقام فعل، کثرت ایجاد می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «مشرکان، در ظرف توحید ذاتی گرفتارند، اما در مقام فعل، شرک می‌ورزند.» این تحلیل، شرک را چونان سایه‌ای می‌داند که در پرتو نور توحید پدید می‌آید.

نکته کلیدی: مشرکان، به توحید ذاتی اذعان دارند، اما در مقام فعل، با ایجاد کثرت، شرک می‌ورزند.

ریا و شرک

استاد فرزانه قدس‌سره، ریا را نوعی شرک می‌دانند که در خصوصیات با شرک مشرکان متفاوت است. ایشان می‌فرمایند: «ریا، شرکی است که در کثرت‌طلبی با شرک مشرکان مشترک است، اما خصوصیات آن متفاوت است.» این دیدگاه، ریا را چونان شاخه‌ای از شرک می‌داند که در بستر نفس انسانی روییده است.

نکته کلیدی: ریا، نوعی شرک است که در کثرت‌طلبی با شرک مشرکان مشترک است، اما در خصوصیات متفاوت است.

جمع‌بندی بخش پنجم

بخش پنجم، با بررسی شر و توحید در نظام قرآنی، بر نفی شر از ذات الهی و نسبت آن به خلق با واسطه تأکید کرد. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به آیات فلق و زمر، نشان دادند که شرک و ریا، در مقام فعل، کثرت ایجاد می‌کنند، اما در ذات، توحید حاکم است. این بخش، چونان پلی است که از شبهات شرک به سوی نور توحید رهنمون می‌شود.

بخش ششم: ضرورت فهم قرآنی و توصیه به تفسیر مستند

اهمیت قرائت مکرر قرآن کریم

استاد فرزانه قدس‌سره، قرآن کریم را چونان ماهی سیالی می‌دانند که از دست ذهن می‌گریزد. ایشان می‌فرمایند: «قرآن کریم، سیال و لزج است و ذهن انسان باید با قرائت مکرر، با سرعت آن هماهنگ شود.» این توصیه، چونان دعوتی است برای غواصی در اقیانوس معارف قرآنی تا ذهن با حقیقت آن یکی شود.

نکته کلیدی: قرائت مکرر قرآن کریم، ذهن را با سیالیت آن هماهنگ کرده و فهم دقیق‌تری از معارف آن فراهم می‌آورد.

توصیه به تفسیر مستند

استاد فرزانه قدس‌سره، بر ضرورت تفسیر مستند قرآن کریم تأکید دارند و می‌فرمایند: «تفسیر قرآن باید با دلیل و سند همراه باشد تا از تحریف جلوگیری شود.» این توصیه، چونان چراغی است که راه طالبان حقیقت را در مسیر فهم قرآنی روشن می‌سازد. ایشان نه جمود در تفسیر را می‌پذیرند و نه تحریف لفظی یا معنوی را، بلکه راه میانه‌ای را پیشنهاد می‌کنند که تفسیر مستند و عقلانی است.

نکته کلیدی: تفسیر قرآن کریم باید با دلیل و سند همراه باشد تا از جمود و تحریف لفظی یا معنوی جلوگیری شود.

نقد علم دینی و ضرورت بازنگری

استاد فرزانه قدس‌سره، برخی مفاهیم علم دینی را به دلیل ضعف منطقی و فقدان استناد عقلانی یا شرعی نقد می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «بسیاری از مفاهیم علم دینی، بر ذهنیت‌های عامیانه استوارند و نیازمند بازنگری عقلانی و شرعی‌اند.» این نقد، چونان زنگ بیداری است که عالمان را به پالایش معارف دینی از مفاهیم ناصواب دعوت می‌کند.

نکته کلیدی: مفاهیم علم دینی، به دلیل ضعف منطقی و فقدان استناد، نیازمند بازنگری عقلانی و شرعی هستند.

جمع‌بندی بخش ششم

بخش ششم، با تأکید بر اهمیت قرائت مکرر قرآن کریم و تفسیر مستند، بر ضرورت فهم دقیق و عاری از تحریف معارف قرآنی تأکید کرد. استاد فرزانه قدس‌سره، با نقد مفاهیم ناصواب علم دینی، راه را برای بازنگری عقلانی و شرعی در تفسیر گشودند. این بخش، چونان ندایی است که طالبان حقیقت را به سوی سرچشمه زلال معرفت قرآنی فرا می‌خواند.

جمع‌بندی نهایی

شرح فص عیسویه، با تکیه بر درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، به مثابه سفری است در ژرفای معرفت عرفانی و قرآنی که مفاهیم عبودیت، ربوبیت، و نسبت الوهیت به حضرت عیسی علیه‌السلام را کاوش می‌کند. این نوشتار، با نقد تفسیرهای عرفانی بی‌مستند، مانند برخی تفاسیر ابن‌عربی، و استناد به آیات قرآن کریم، مانند مائده، فلق، و زمر، بر ضرورت فهم دقیق و مستند تأکید دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، با تبیین عبودیت عیسی علیه‌السلام و نفی ادعای الوهیت، نشان دادند که آیه ۱۱۶ مائده بر قول عیسی تمرکز دارد و نه بر مفاهیم عرفانی مانند وحدت و تفرقه. همچنین، با نقد تحریف معنوی و اهتمام شیعه به حفظ اصالت دین، راه را برای فهمی نوین و عقلانی از معارف قرآنی گشودند. این اثر، با زبانی متین و فاخر، تلاش دارد تا پیام عرفانی و قرآنی فص عیسویه را به گونه‌ای علمی و دلنشین به مخاطبان دانشگاهی عرضه کند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)