متن تحقیق
المسکه: بازاندیشی در قضا و قدر
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه بیستوسوم)
دیباچه: درآمدی بر بازخوانی قضا و قدر
مفهوم قضا و قدر، از دیرباز در اندیشه دینی و فلسفی، چون دریایی ژرف و ناشناخته، ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. این مفهوم، که در میانه مشیت الهی و اختیار انسانی قرار دارد، نه تنها به پرسشهای بنیادین درباره سرنوشت و اراده بشر پاسخ میدهد، بلکه دعوتی است به تأمل در حکمت و عدالت خداوندی. در این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، به کاوشی عمیق در این مفهوم پرداختهایم تا با زبانی روشن و استوار، حقیقتی را که در میانه جبر و تفویض نهفته است، آشکار سازیم. این اثر، با نگاهی عقلمحور، به نقد دیدگاههای افراطی پرداخته و بر اصل «امر بینالامرین» بهعنوان محور معرفت توحیدی تأکید میورزد.
بخش یکم: تبیین اصل امر بینالامرین
مفهوم قضا و قدر در نگاه توحیدی
در اندیشه اسلامی، قضا و قدر بهعنوان دو مفهوم بنیادین، پیوند عمیقی با مشیت الهی و اختیار انسانی دارند. استاد فرزانه قدسسره، با تأکید بر این که حقیقت نه در جبر مطلق و نه در تفویض کامل، بلکه در میانه این دو قرار دارد، به اصل «امر بینالامرین» اشاره میکنند. این اصل، چون ستونی استوار، قوام هستی را در توازن بین اراده الهی و اختیار انسانی حفظ میکند. مانند نسیمی که بر شاخسار درختان میوزد، نه آنچنان ساکن که درخت را بیحرکت گذارد و نه آنچنان تند که ریشهاش را از جای برکند، امر بینالامرین نیز انسان را در میانه مشیت الهی و آزادی ارادهاش قرار میدهد.
این دیدگاه، ریشه در تعالیم اهلبیت علیهمالسلام دارد و با آیات قرآن کریم همخوانی دارد. بهعنوان نمونه، در سوره رعد آمده است:
إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان آنچه را در خود دارند تغییر دهند.
این آیه، بر نقش اختیار انسانی در کنار مشیت الهی تأکید دارد و نشان میدهد که انسان، در چارچوب نظام الهی، مسئول اعمال و سرنوشت خویش است.
روایت اول: سه دیدگاه در باب قضا و قدر
روایتی منسوب به امام صادق علیهالسلام، دیدگاههای موجود درباره قضا و قدر را به سه دسته تقسیم میکند:
وَعَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ الْفَامِي وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ جَمِيعًا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي بْنِ مَحْبُوبٍ وَمُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: النَّاسُ فِي الْقَدَرِ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ رَجُلٍ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ أَجْبَرَ النَّاسَ عَلَى الْمَعَاصِي فَهَذَا قَدْ ظَلَّمَ اللَّهَ فِي حُكْمِهِ فَهُوَ كَافِرٌ وَرَجُلٍ يَزْعُمُ أَنَّ الْأَمْرَ مُفَوَّضٌ إِلَيْهِمْ فَهَذَا قَدْ وَهَّنَ اللَّهَ فِي سُلْطَانِهِ فَهُوَ كَافِرٌ
مردم در [موضوع] قدر بر سه دیدگاهاند: شخصی که گمان برد خداوند مردم را بر گناهان مجبور کرده است، این شخص به خدا در حکمش ستم کرده، پس کافر است. و شخصی که گمان برد امر [جهان] به آنها واگذار شده است، این شخص خدا را در سلطنتش سست کرده، پس کافر است.
این روایت، با زبانی صریح، دو دیدگاه افراطی را نفی میکند: جبر، که انسان را فاقد اختیار و خداوند را مسئول گناه میداند، و تفویض، که مشیت الهی را نادیده میانگارد. هر دو دیدگاه، به دلیل ناسازگاری با عدالت و سلطنت الهی، مردود شمرده شدهاند.
| نکته کلیدی: اصل امر بینالامرین، بهعنوان میانهای بین جبر و تفویض، نه تنها از نسبت دادن ظلم به خداوند جلوگیری میکند، بلکه سلطنت الهی را در کنار اختیار انسانی پاس میدارد. |
نقد دیدگاه جبر
دیدگاه جبر، که انسان را فاقد اختیار و خداوند را مسئول گناهان میداند، با عدالت الهی ناسازگار است. این دیدگاه، چون باری سنگین بر دوش حکمت خداوند مینهد، گویی او را به ظلم متهم میکند. قرآن کریم در سوره انسان میفرماید:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار است یا ناسپاس.
این آیه، بر اختیار انسانی تأکید دارد و نشان میدهد که خداوند انسان را به راه هدایت رهنمون ساخته، اما انتخاب نهایی بر عهده خود اوست. استاد فرزانه قدسسره، با تأکید بر این نکته، جبر را به دلیل نفی اختیار و نسبت دادن ظلم به خدا، کفرآمیز میدانند.
نقد دیدگاه تفویض
دیدگاه تفویض، که امور جهان را بهطور کامل به انسان واگذار میکند، سلطنت الهی را سست میسازد. این دیدگاه، گویی خداوند را از جایگاه حاکمیت هستی به کناری مینهد و انسان را در جای او مینشاند. قرآن کریم در سوره تکویر میفرماید:
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ
و شما جز آنچه خدا بخواهد، نمیخواهید.
این آیه، مشیت الهی را مقدم بر اراده انسانی میداند، اما اختیار را در چارچوب این مشیت حفظ میکند. استاد فرزانه، تفویض را به دلیل نادیده گرفتن نقش خداوند در نظام هستی، مردود میشمارند.
بخش دوم: گفتوگوی امیرالمؤمنین علیهالسلام و راز قضا و قدر
روایت دوم: پرسش از قضا و قدر
روایت دیگری، گفتوگویی میان شخصی و امیرالمؤمنین علیهالسلام را نقل میکند که در آن، قضا و قدر بهعنوان رازی الهی معرفی میشود:
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِي عَنْ عَبْدِ الْمَلِك بْنِ عَنْتَرَةَ الشَّيْبَانِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْقَدَرِ قَالَ ع بَحْرٌ عَمِيقٌ فَلَا تَلِجْهُ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْقَدَرِ قَالَ ع طَرِيقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُكْهُ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْقَدَرِ قَالَ ع سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَكَلَّفْهُ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْقَدَرِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَمَّا إِذَا أَبَيْتَ فَإِنِّي سَائِلُك أَخْبِرْنِي أَ كَانَتْ رَحْمَةُ اللَّهِ لِلْعِبَادِ قَبْلَ أَعْمَالِ الْعِبَادِ أَمْ كَانَتْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ قَبْلَ رَحْمَةِ اللَّهِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ بَلْ كَانَتْ رَحْمَةُ اللَّهِ لِلْعِبَادِ قَبْلَ أَعْمَالِ الْعِبَادِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قُومُوا فَسَلِّمُوا عَلَى أَخِيكُمْ فَقَدْ أَسْلَمَ وَقَدْ كَانَ كَافِرًا
مردی نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین، مرا از قدر آگاه کن. فرمود: دریای عمیقی است، در آن وارد مشو. گفت: ای امیرالمؤمنین، مرا از قدر آگاه کن. فرمود: راهی تاریک است، آن را نپیما. گفت: ای امیرالمؤمنین، مرا از قدر آگاه کن. فرمود: رازی از خداست، خود را به زحمت نینداز. گفت: ای امیرالمؤمنین، مرا از قدر آگاه کن. فرمود: حال که سر باز نمیزنی، من از تو میپرسم: آیا رحمت خدا برای بندگان پیش از اعمال بندگان بود یا اعمال بندگان پیش از رحمت خدا؟ مرد گفت: بلکه رحمت خدا برای بندگان پیش از اعمال بندگان بود. فرمود: برخیزید و برادرتان را سلام کنید، که او اسلام آورد، درحالیکه کافر بود.
این روایت، قضا و قدر را چون دریایی ژرف و راهی تاریک توصیف میکند که فهم کامل آن از توان بشر خارج است. پاسخ نهایی امیرالمؤمنین علیهالسلام، با سؤالی درباره تقدم رحمت الهی، نشان میدهد که رحمت خداوند مقدم بر اعمال انسان است، اما این رحمت، اختیار انسانی را نفی نمیکند. مانند خورشیدی که پیش از بیداری گلها میتابد، رحمت الهی نیز پیش از اعمال بندگان، راه را برای هدایتشان میگشاید.
ادامه گفتوگو: نقد دیدگاه تکبعدی
روایت ادامه مییابد:
فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ بِالْمَشِيئَةِ الْأُولَى نَقُومُ وَنَقْعُدُ وَنَقْبِضُ وَنَبْسُطُ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَإِنَّكَ لَبَعْدُ فِي الْمَشِيئَةِ أَمَا إِنِّي سَائِلُك عَنْ ثَلَاثٍ لَا يَجْعَلُ اللَّهُ لَكَ فِي شَيْءٍ مِنْهَا مَخْرَجًا أَخْبِرْنِي أَ خَلَقَ اللَّهُ الْعِبَادَ كَمَا شَاءَ أَوْ كَمَا شَاءُوا قَالَ كَمَا شَاءَ قَالَ ع فَخَلَقَ اللَّهُ الْعِبَادَ لِمَا شَاءَ أَوْ لِمَا شَاءُوا قَالَ لِمَا شَاءَ قَالَ ع يَأْتُونَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَمَا شَاءَ أَوْ كَمَا شَاءُوا قَالَ يَأْتُونَهُ كَمَا شَاءَ قَالَ ع قُمْ فَلَيْسَ إِلَيْكَ مِنَ الْمَشِيئَةِ شَيْءٌ
مرد گفت: ای امیرالمؤمنین، آیا به مشیت اولیه برمیخیزیم و مینشینیم و میگیرم و میگشاییم؟ فرمود: تو هنوز در مشیت [الهی] دوری. من از تو سه چیز میپرسم که خدا برایت در هیچیک راه خروجی قرار نداده است. بگو: آیا خدا بندگان را آنگونه که خواست خلق کرد یا آنگونه که آنها خواستند؟ گفت: آنگونه که خواست. فرمود: آیا خدا بندگان را برای آنچه خواست خلق کرد یا برای آنچه آنها خواستند؟ گفت: برای آنچه خواست. فرمود: در روز قیامت آنگونه که او خواست بهسوی او میآیند یا آنگونه که خودشان خواستند؟ گفت: آنگونه که او خواست. فرمود: برخیز، که از مشیت چیزی به تو نیست.
این گفتوگو، با سؤالات پیدرپی، دیدگاههای تکبعدی درباره مشیت الهی را به چالش میکشد. امیرالمؤمنین علیهالسلام نشان میدهند که همهچیز در چارچوب مشیت الهی است، اما این مشیت، اختیار انسانی را نفی نمیکند. مانند رودی که در بستر خود جاری است، انسان نیز در چارچوب مشیت الهی حرکت میکند، اما انتخاب مسیرهای کوچکتر به اراده او وابسته است.
| نکته کلیدی: مشیت الهی، چون چتری گسترده بر همه هستی سایه افکنده، اما این سایه، آزادی انسان را در انتخاب مسیر خویش محدود نمیسازد، بلکه آن را در چارچوبی حکیمانه قرار میدهد. |
بخش سوم: نقد نظام اجتماعی و تاریخی از منظر توحید
مشیت الهی و فروپاشی قدرتهای ظاهری
استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی به تاریخ و نظام اجتماعی، تأکید میکنند که قدرتهای ظاهری، اغلب فاقد معرفت و عدالتاند. خداوند، با بهرهگیری از عوامل بهظاهر ضعیف، این قدرتها را فرو میافکند. مانند بادبانی که با نسیمی ملایم به حرکت درمیآید، خداوند نیز با ابزارهای ناچیز، نظامهای عظیم را دگرگون میسازد. این دیدگاه، با آیهای از قرآن کریم همخوانی دارد:
وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
و اینگونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.
این آیه، بر حکمت الهی در اداره جهان تأکید دارد و نشان میدهد که خداوند، با مشیت خویش، نظم هستی را هدایت میکند.
نقد فرهنگهای غیرعقلانی
استاد فرزانه، با اشاره به فرهنگهایی مانند اعتقاد به شفابخشی خاک امام حسین علیهالسلام، به نقد انحرافات دینی میپردازند. این باورها، چون شاخههایی خشکیده از درخت معرفت، از حقیقت توحید دور افتادهاند. قرآن کریم در سوره انعام میفرماید:
قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
بگو آیا نزد شما دانشی است که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما جز گمان را پیروی نمیکنید.
این آیه، بر ضرورت پرهیز از خرافات و بازگشت به عقل و قرآن تأکید دارد. استاد فرزانه، با اشاره به تجربهای در کربلا، نشان میدهند که این باورها، نه تنها به معرفت الهی کمک نمیکنند، بلکه انسان را از حقیقت توحید دور میسازند.
بخش چهارم: معرفت توحیدی و اطاعت الهی
کمال توحید در انقطاع به خدا
استاد فرزانه، با استناد به شعری عرفانی، کمال توحید را در انقطاع از غیر خدا و اطاعت محض از او میدانند: «زخم خونی اگر به نشود به باشد/ که مرا مرهم ز تو درد ز تو درمان ز تو است.» این بیت، چون نگینی درخشان، حقیقت توحید را آشکار میسازد که همهچیز از اوست و به او بازمیگردد. قرآن کریم در سوره انعام میفرماید:
قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
بگو همانا نمازم و قربانیام و زندگیام و مرگم برای خداوند، پروردگار جهانیان است.
این آیه، بر خلوص در عبادت و انقطاع به خدا تأکید دارد. استاد فرزانه، معرفت توحیدی را راه رستگاری میدانند که انسان را از شرک و انحراف دور میسازد.
نقد تجربههای شخصی و خرافات
استاد فرزانه، با اشاره به تجربهای در کربلا، به نقد فرهنگهای خرافی میپردازند. ایشان روایتی را نقل میکنند که در آن، پس از انفجاری در حرم، به همراهان خود هشدار میدهند که از خرافات دوری کنند و به عقل و معرفت بازگردند. این تجربه، چون آینهای روشن، نشاندهنده خطر انحراف از حقیقت توحید است.
| نکته کلیدی: معرفت توحیدی، چون چراغی فروزان، راه انسان را از میان تاریکیهای خرافه و انحراف روشن میسازد و او را به سوی اطاعت خالص الهی هدایت میکند. |
جمعبندی و نتیجهگیری
این نوشتار، با تکیه بر درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، به بازاندیشی در مفهوم قضا و قدر پرداخته و بر چند اصل بنیادین تأکید ورزیده است:
- امر بینالامرین: حقیقت قضا و قدر، نه در جبر و نه در تفویض، بلکه در میانهای است که اختیار انسانی را در چارچوب مشیت الهی قرار میدهد.
- نقد دیدگاههای افراطی: جبر و تفویض، به دلیل ناسازگاری با عدالت و سلطنت الهی، مردودند و به کفر میانجامند.
- معرفت توحیدی: کمال توحید، در انقطاع از غیر خدا و اطاعت محض از اوست که از طریق معرفت عقلانی حاصل میشود.
- نقد فرهنگهای غیرعقلانی: خرافات و انحرافات دینی، مانع از درک حقیقت توحیدند و باید با بازگشت به عقل و قرآن کریم اصلاح شوند.
این اثر، چون جویباری زلال، دعوتی است به بازاندیشی در مفاهیم دینی با تکیه بر عقل، قرآن کریم، و معرفت توحیدی. با پرهیز از دیدگاههای افراطی و خرافی، میتوان به حقیقتی دست یافت که انسان را به سوی رستگاری هدایت میکند.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!