متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه (252)
مقدمه
من، محمدرضا نکونام، سالهاست که در مسیر تدریس و تأمل در معارف دینی و عرفانی گام برمیدارم. درسگفتارهایم، که گاه در جمع شاگردان بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام، بازتابی از تجربیات زیسته، تأملات عمیق و دغدغههایم در باب دینداری، معرفت و پیوند عقل و عشق است. این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیدهام، تلاشی است برای به اشتراک گذاشتن این تأملات با زبانی که هم دل را به سوی حقیقت سوق دهد و هم عقل را به تأمل وادارد. در این بخش، که از جلسه دوم درسگفتارهایم برگرفته شده، به بررسی چالشهای دینداری معاصر، فقدان نشاط و عشق در آن، و ضرورت بازنگری در نظام معرفتی دینی میپردازم. آنچه در پی میآید، روایتی است از دغدغههایم، که گاه با خاطرهای از گذشته و گاه با استناد به آیات و روایات، تلاش میکند راهی به سوی فهم عمیقتر دین بگشاید.
بخش اول: دینداری بیروح و چالشهای معاصر
سالها پیش، در یکی از جلسات درس، وقتی به حال و هوای دینداری امروز نگاه میکردم، دلم گرفت. انگار دین، که باید سرچشمه حیات و نشاط باشد، در میان بسیاری از ما به موجودی بیجان بدل شده است. یادم میآید که گفتم: «چرا دینداری ما اینقدر بیرمق است؟ چرا مؤمنان شاد نیستند؟ چرا انگیزه ندارند؟» این پرسشها از عمق وجودم برمیخاست، از مشاهدهای که سالها در میان مردم و حتی در میان طلاب و عالمان دیده بودم. دین ما، گویی ماری است که زهرش را گرفتهاند؛ ماری بیزهر، که دیگر نه جذابیتی دارد و نه فاعلیتی. زهر این مار، همان عشق و نشاط است؛ همان نیروی محرکهای که دین را زنده و پویا میکند.
| نکته کلیدی: فقدان نشاط و عشق در دینداری معاصر، نتیجه رویکردهایی است که دین را به قالبهای خشک و بیروح محدود کردهاند. دین، بدون عشق و انگیزه، به ماری بیزهر میماند که فاقد جذابیت و حیات است. |
این تمثیل مار بیزهر را از تجربهای قدیمی وام گرفتم. سالها پیش، با مارگیری آشنا شده بودم که میگفت وقتی زهر مار را میگیرند، مار پس از چند ماه پیر و ناتوان میشود. زهر، حیات مار است؛ همانطور که عشق، حیات دین است. اگر این عشق و شور را از دین بگیریم، چیزی جز پوستهای ظاهری باقی نمیماند. در روانشناسی هم خواندهام که فقدان عواطف مثبت، انگیزه و رفتارهای هدفمند را در انسانها کاهش میدهد. دین، اگر با عشق و نشاط همراه باشد، میتواند نیرویی پویا و جذاب باشد، اما رویکردهای خشک و بیروح، آن را به قالبی بیمحتوا بدل کردهاند.
زهر دین: عشق و حیات
زهر دین، همان عنصر عشق و انگیزه است که از طلا گرانبهاتر است. این را بارها در درسگفتارهایم گفتهام که دین بدون عشق، مانند میوهای است که آبش را گرفتهاند؛ پلاسیده و بیمزه. زهر مار، اگرچه در مقدار زیاد کشنده است، اما در ذات خود، کیمیای حیات است. دین هم همینگونه است. اگر بخواهیم آن را زنده نگه داریم، باید عشق و نشاط را به آن تزریق کنیم. یادم میآید که در جوانی، وقتی به برخی مؤمنان نگاه میکردم، قیافههای کج و کوله و بیروحشان دلم را میزد. انگار دین، به جای شادابی، آنها را به رخوت و بیحالی کشانده بود. این همان چیزی است که مرا به تأمل واداشت: چرا اهل باطل اینقدر پرشورند و ما اینقدر بیانگیزه؟
| نکته کلیدی: زهر دین، یعنی عشق و انگیزه، گرانبهاتر از طلاست. بدون این عنصر، دین به موجودی بیجان و بیاثر تبدیل میشود. |
نقد نگاه منفی به دنیا
یکی از ریشههای این بینشاطی، نگاه منفی به دنیاست که در برخی سنتهای دینی رواج یافته است. بارها شنیدهام که میگویند: «دنیا اه است، استغفرالله!» اما مگر قرآن کریم نگفته است: وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا (قرآن کریم، قصص: 77)؛ یعنی: «در آنچه خدا به تو داده است، سرای آخرت را بجوی و بهرهات را از دنیا فراموش مکن.» این آیه به ما میآموزد که باید میان دنیا و آخرت تعادل برقرار کنیم. دنیا، اگر با نیت الهی و عشق همراه باشد، خود بخشی از مسیر سعادت است. اما این نگاه منفی، مؤمنان را از شادابی و فاعلیت محروم کرده است.
| نکته کلیدی: نگاه منفی به دنیا، که آن را مانعی برای دینداری معرفی میکند، به کاهش نشاط و انگیزه در میان مؤمنان منجر شده است. |
بخش دوم: عشق الهی، محور دینداری
در یکی از درسگفتارهایم، به سخن ابنسینا اشاره کردم که خداوند را عاشقترین و معشوقترین موجود میداند. او میگوید که خداوند با صفات و ظهورات خود، عشق میورزد و خود معشوق خویش است. این سخن، قلبم را تکان داد. اگر خداوند اینگونه عاشق است، چرا ما در دینداریمان عشق را فراموش کردهایم؟ این عشق الهی باید الگویی برای ما باشد. یادم میآید که میگفتم: «اگر ما ذرهای از این عشق الهی را حس کنیم، همه راه میافتیم دنبال خدا.» اما وقتی دین را به قالبهای خشک و بیروح محدود کنیم، این عشق گم میشود.
| نکته کلیدی: عشق الهی، بهعنوان نیروی محرکه دین، باید سرمشق دینداری مؤمنان باشد، چنانکه خداوند خود عاشقترین و معشوقترین موجود است. |
زیبایی و نظافت در دینداری
یکی از چیزهایی که همیشه در میان طلاب و مؤمنان کم دیدهام، توجه به زیبایی و نظافت است. یاد پیامبر اکرم (ص) میافتم که عایشه میگفت ایشان بیش از هزینه زندگیشان، عطر مصرف میکردند. این عشق به زیبایی و پاکیزگی، بخشی از دینداری بود. اما امروز، گاه میبینم که برخی طلاب با لباسهای چروک و قیافههای بیروح، انگار دین را به بینظمی و بیتوجهی گره زدهاند. یک بار در میان شاگردانم گفتم: «اگر دین قرار است جذاب باشد، باید در ظاهر و باطن شما هم این جذابیت دیده شود.» نظافت، زیبایی و شادابی، بخشی از دعوت به دین است.
| نکته کلیدی: تزریق نشاط، زیبایی و شادابی به دینداری، لازمه جلب جوانان و حفظ جذابیت دین است. |
بخش سوم: از کودکی تا معرفت عمیق
یادم میآید در کودکی، دلم برای خدا میسوخت. فکر میکردم اداره این همه بنده با این همه مشکلات، چقدر برای خدا سخت است! این دلسوزی کودکانه، از سادگی قلبم میآمد، اما با رشد معرفتیام، فهمیدم که خداوند از این دلسوزیها بینیاز است. قرآن کریم میفرماید: لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ (قرآن کریم، انعام: 103)؛ یعنی: «دیدهها او را درنمییابند و اوست که دیدهها را درمییابد.» این آیه، مرا به فکر واداشت که معرفت حقیقی، از تصورات سادهانگارانه به سوی فهمی عمیقتر حرکت میکند.
| نکته کلیدی: رشد معرفتی از تصورات سادهانگارانه کودکی به سوی فهم عمیقتر از خداوند، لازمه دینداری حقیقی است. |
نقد ریا و خودنمایی
یکی از آفتهای دینداری، ریا و خودنمایی است. بارها دیدهام که برخی به دلیل ضعف درونی، به رفتارهای نمایشی روی میآورند. این رفتارها، مانع از دستیابی به معرفت حقیقی میشود. در روایات آمده است: «الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي»؛ یعنی: «اخلاص، رازی از اسرار الهی است.» اخلاص، کلید معرفت یقینی است، و بدون آن، دینداری به پوستهای توخالی بدل میشود.
| نکته کلیدی: ریا و خودنمایی، به دلیل ضعف درونی، مانع از دستیابی به معرفت حقیقی در دینداری میشود. |
بخش چهارم: صحیفه سجادیه، گنجینه معرفت
یکی از گنجینههای معرفتی که همیشه مرا به خود مشغول کرده، صحیفه سجادیه است. این کتاب، چنان عمق و سنگینی دارد که نمیتوان آن را به سادگی بهعنوان کتاب درسی خواند. یک بار تلاش کردم آن را درسی کنم، اما دیدم که این اثر، دنیایی از فشار معنوی و معرفتی میطلبد. صحیفه، در مقایسه با نهجالبلاغه، گویی پدری است که فرزندش را در برگرفته است. نهجالبلاغه برای مردم سخن میگوید، اما صحیفه، درد و راز دل امام سجاد (ع) است. این اثر، زبور آل محمد است و تأمل در آن، انسان را به عمق معرفت دینی میبرد.
| نکته کلیدی: صحیفه سجادیه، بهعنوان گنجینهای عمیق و معنوی، جایگاه پدرانهای در معرفت دینی دارد و نیازمند تأمل عمیق است. |
نقد روایات غیرمستند
درباره امام سجاد (ع)، برخی روایات غیرمستند تصویر نادرستی ارائه میدهند؛ گویی ایشان در کربلا ناتوان و بیمار بودند. این روایات، به مقام والای ایشان آسیب میزند. من همیشه تأکید کردهام که باید با دید تاریخی و معرفتی، روایات را نقد کنیم و از داستانسراییهای بیاساس پرهیز کنیم. امام سجاد (ع)، با آن همه بار معنوی و معرفتی، چگونه میتوانست ناتوان باشد؟ این نقد، بخشی از تعهد من به حفظ اصالت معارف دینی است.
| نکته کلیدی: نقد روایات غیرمستند درباره امام سجاد (ع)، لازمه حفظ اصالت و جایگاه والای ایشان در معرفت دینی است. |
بخش پنجم: نقد رویکردهای غیرعلمی
سالها پیش، در منطقهای ییلاقی، با گروهی از دراویش مواجه شدم که شهر را قرق کرده بودند. عالمانی که آنجا بودند، به جای استدلال علمی، به فتواهای غیرمنطقی مانند نجس دانستن مهرهای مسجد روی آوردند. یادم میآید که به آنها گفتم: «مهر مسجد وقف است، چرا آن را به آب ریختید؟» این رفتارها، از ضعف استدلال و فقدان منطق سرچشمه میگرفت. اگر قرار است با جریانهای فکری و عرفانی مواجه شویم، باید با منطق و استدلال پیش برویم، نه با جنجال و اتهام.
| نکته کلیدی: مواجهه با جریانهای عرفانی و فکری، نیازمند استدلال علمی و منطقی است، نه فتواهای غیرمستدل و جنجال. |
نقد نزاعهای غیرمستدل
در میان برخی عالمان، نزاعهای غیرمستدلی دیدهام که به جای گفتوگوی منطقی، به اتهامزنی و حاشیهسازی منجر شده است. یک بار شنیدم که عالمی درباره دیگری گفت: «او مجتهد نیست، چون شاگرد من بوده!» اینگونه نزاعها، مانع پیشرفت معرفت دینی میشود. من همیشه به شاگردانم گفتهام که باید با منطق و اخلاق پیش برویم، نه با غیظ و عصبانیت.
| نکته کلیدی: نزاعهای غیرمستدل میان عالمان، مانع از پیشرفت معرفت دینی و گفتوگوی علمی میشود. |
بخش ششم: تفاوت در ادراک معرفتی
خاطرهای از جوانیام در قبرستان به یادم میآید. دو نفر کنارم بودند: یکی فقط استخوانهای پوسیده را میدید، اما دیگری به معارف عمیقی دست مییافت. این تفاوت، مرا به فکر فرو برد. قرآن کریم میفرماید: أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (قرآن کریم، محمد: 24)؛ یعنی: «آیا در قرآن تدبر نمیکنند یا بر دلهایشان قفلهایی است؟» این آیه، مرا به تأمل در تفاوت ظرفیتهای معرفتی واداشت. برخی، فقط ظاهر را میبینند، اما برخی با تأمل، به حقیقت میرسند.
| نکته کلیدی: تفاوت در ادراک معرفتی افراد، نتیجه ظرفیتهای متفاوت در تأمل و نگاه عمیق به پدیدههاست. |
بخش هفتم: اخلاق متعادل در نظام اسلامی
اگر بخواهیم نظام اسلامی را به سوی پیشرفت علمی و معنوی سوق دهیم، باید اخلاق متعادل را سرلوحه قرار دهیم. قرآن کریم میفرماید: وَلَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (قرآن کریم، احزاب: 21)؛ یعنی: «و برای شما در رسول خدا سرمشقی نیکوست.» اخلاق نبوی، الگویی است که باید در رفتار و گفتارمان تجلی یابد. بدون این اخلاق، علم و آگاهی رشد نمیکند.
| نکته کلیدی: اخلاق متعادل و منطقی، لازمه پیشرفت علم و آگاهی در نظام اسلامی است. |
بخش هشتم: رهایی از شکلگرایی
یکی از مشکلات معرفتی ما، شکلگرایی است. قرآن کریم میفرماید: يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ (قرآن کریم، الرحمن: 44)؛ یعنی: «میان آن [آتش] و آب جوشان در رفتوآمدند.» این آیه، مرا به فکر واداشت که نگاه سطحی و ظاهری، مانع از دستیابی به حقیقت است. یادم میآید در مکه، وقتی به کعبه نگاه میکردم، ابتدا فقط سنگ و دیوار میدیدم. اما وقتی چشم دل باز شد، فهمیدم که حقیقت، فراتر از این اشکال است.
| نکته کلیدی: شکلگرایی در معرفت دینی، مانع از فهم حقیقت و دستیابی به معرفت یقینی است. |
رهایی از قالبهای ذهنی
یکی از درسهای بزرگی که در زندگیام آموختم، ضرورت رهایی از قالبهای ذهنی و کلیشهای است. حدیث «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»؛ یعنی: «هر که خود را شناخت، پروردگارش را شناخت»، مرا به این فکر واداشت که تا از قالبهای ذهنی رها نشویم، به حقیقت نمیرسیم. ما گاه خدا را در قالبهای خودساخته محصور میکنیم، اما حقیقت الهی، فراتر از این کالبدهاست.
| نکته کلیدی: رهایی از قالبهای ذهنی و کلیشهای، لازمه دستیابی به شهود و معرفت عمیق الهی است. |
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که از درسگفتارهایم برگرفته شدهاند، تلاشی است برای بازگرداندن عشق و نشاط به دینداری. من، محمدرضا نکونام، سالها در پی آن بودهام که دین را نه بهعنوان مجموعهای از قالبهای خشک، بلکه بهعنوان نیرویی زنده و پویا معرفی کنم. از نقد دینداری بیروح گرفته تا تأکید بر عشق الهی، از ضرورت زیبایی و نظافت تا رهایی از شکلگرایی، همه این تأملات، دعوتی است به سوی فهمی عمیقتر از دین. آیات قرآنی مانند وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا و أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ مرا در این مسیر هدایت کردهاند. امیدوارم این خاطرات، خواننده را به تأمل در پیوند علم، عقل و عشق در دینداری دعوت کند و راهی به سوی معرفت یقینی بگشاید.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!