گفتگوهای صمیمی 275

متن تحقیق






گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (275)

مقدمه: تأملاتی از عمق وجود

این گفتگوها، که گویی از ژرفای قلب و روح سرچشمه گرفته‌اند، بازتابی از درس‌گفتارهای من در سال‌های تدریس و تأمل در معارف الهی است. گاه در خلال سخنانم، خاطراتی گذرا از زندگی و تجربیاتم به میان آمده که اکنون فرصت آن رسیده تا با دقتی بیشتر، آن‌ها را با شما به اشتراک بگذارم. این روایت‌ها نه‌تنها شرح لحظات زندگی من، بلکه سفری است به سوی حقیقت وجود، معرفت و پیوند عمیق انسان با عالم هستی. در این بخش، که از درس‌گفتار بیست و پنجم برگرفته شده، با شما از فلسفه‌ای سخن می‌گویم که باید در متن جامعه زنده بماند، از معرفتی که در هر لحظه وجود ما را شکل می‌دهد، و از وحدتی که همه عالم را به هم پیوند می‌زند. همراه من باشید تا در این گفتگوهای صمیمی، به عمق این تأملات سفر کنیم.

بخش اول: فلسفه، علمی اجتماعی و حقیقی

سال‌ها پیش، وقتی در محافل علمی و حوزوی به فلسفه می‌اندیشیدم، دردی در دلم جوانه زد. فلسفه اسلامی، این گنج گران‌قدر، گاه به دلیل انزوای فلاسفه و فشارهای روزگار، از حقیقت خود دور افتاده و به ذهنیت‌هایی خیالی محدود شده است. من همیشه باور داشتم که فلسفه، علمی است که باید در متن جامعه نفس بکشد، با واقعیت‌های خارجی گره بخورد و چونان آزمونی باشد که نتیجه‌اش در لحظه آشکار می‌شود. مثل رانندگی در جاده‌ای پرپیچ‌وخم است؛ اگر خطا کنی، همان‌جا عاقبتت رقم می‌خورد، نه اینکه ماه‌ها بعد نتیجه‌اش را به تو اعلام کنند.

به یاد دارم روزی در جمع شاگردانم، با تمثیلی از رانندگی سخن گفتم: وقتی پشت فرمان می‌نشینی و در جاده‌ای پرخطر حرکت می‌کنی، اگر لحظه‌ای غفلت کنی، همان‌جا تصادف رخ می‌دهد. فلسفه هم این‌گونه است؛ باید با حقیقت عالم درآمیزد، نه اینکه در گوشه‌ای از ذهن، به خیال‌بافی مشغول شود. فلاسفه ما، که گاه در تنگنای تقیه و ظلم گرفتار بودند، به ناچار به انزوا پناه بردند. این انزوا، هرچند از سر حق‌طلبی بود، اما فلسفه را از واقعیت‌های اجتماعی دور کرد و به ذهن‌گرایی کشاند.

قرآن کریم می‌فرماید: وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (ذاریات: 21)، یعنی «و در خودتان است، آیا نمی‌بینید؟» این آیه مرا به فکر فرو برد که فلسفه باید به حقیقت وجودی انسان و جامعه بنگرد، نه اینکه در انزوای ذهن گرفتار شود. علم دینی، اگر از متن جامعه جدا شود، به فنایی محتوم گرفتار می‌آید. این باور من است که فلسفه باید چونان آینه‌ای باشد که حقیقت عالم را نشان دهد، نه سایه‌ای از خیالات.

نکته کلیدی: فلسفه اسلامی باید از ذهن‌گرایی فاصله گیرد و به‌عنوان علمی اجتماعی و حقیقی، با واقعیت‌های خارجی و نیازهای جامعه پیوند یابد.

بخش دوم: پویایی وجود و تأثیر نیات

روزی در جمع شاگردانم، سؤالی طرح کردم که ذهن‌ها را به خود مشغول کرد: اگر کسی برای ابلیس یا اشقیایی چون ابن زیاد طلب بخشش کند، چه می‌شود؟ این پرسش، نه از سر بازیگوشی، بلکه برای نشان دادن عمق تأثیر نیات بر وجود انسان بود. من باور دارم که هر فکری، هر نیتی، در وجود ما اثری ژرف می‌گذارد. اگر دلت به سوی اولیای خدا متمایل شود، وجودت به سوی تعالی حرکت می‌کند، اما اگر به اشقیا گرایش یابد، گویی خودت در گناهشان شریک شده‌ای.

به یاد دارم که در یکی از درس‌گفتارها، با شاگردانم از این سخن گفتم که انسان در هر شبانه‌روز، با افکار و نیاتش، عالم را سیر می‌کند. کافی است یک هفته افکارت را بررسی کنی، ببینی به چه کسانی فکر کرده‌ای، چه خاطراتی در ذهنت زنده شده‌اند. معدل این افکار، هویت وجودی تو را می‌سازد. قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ (شوری: 30)، یعنی «و هر مصیبتی که به شما برسد، به سبب چیزی است که دست‌هایتان فراهم آورده است.» این آیه، گویی آینه‌ای است که نشان می‌دهد هر فکر و عملی، در وجود ما بازتاب می‌یابد.

شبی در خلوت خودم، به این می‌اندیشیدم که انسان در هر لحظه با عالم در تعامل است. گاه حالمان خوب است، گاه بد؛ گاه مهربانیم، گاه خشمگین. این همه، نتیجه سیر وجودی ماست در عالم. اگر به اولیا فکر کنی، گویی با نورشان هم‌نشین شده‌ای؛ اما اگر به اشقیا بیندیشی، سایه تاریکی‌شان بر دلت می‌افتد. این پویایی وجودی، راز معرفت است.

نکته کلیدی: هر نیت و فکری، وجود انسان را شکل می‌دهد. توجه به اولیا، به تعالی می‌انجامد و گرایش به اشقیا، انسان را در گناه شریک می‌کند.

بخش سوم: پیوند فلسفه و سیاست

سال‌ها تجربه در محافل علمی و دینی به من آموخت که سیاست بدون فلسفه، گویی کشتی بدون سکان است. سیاست‌مدار باید فیلسوف باشد، نه اینکه تنها از روزنامه‌ها و اخبار روز تغذیه کند. به یاد دارم روزی در گفت‌وگویی با شاگردانم، از بی‌اعتباری سیاست‌مداران در جهان سخن گفتم. آمارها نشان می‌دهند که مردم، امدادگران و آتش‌نشانان را به دلیل خدمت بی‌ریایشان ارج می‌نهند، اما سیاست‌مداران را به دلیل خودخواهی و حقه‌بازی نکوهش می‌کنند.

من همیشه باور داشتم که سیاست‌مدار باید با حکمت نظری و عملی، جامعه را هدایت کند. حکمت نظری، فلسفه‌ای است که به او می‌آموزد چگونه عالم را ببیند، و حکمت عملی، راه مدیریت جامعه را به او نشان می‌دهد. قرآن کریم می‌فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى (سبأ: 46)، یعنی «بگو: من تنها به یک چیز شما را اندرز می‌دهم که برای خدا دو نفر دو نفر یا به تنهایی قیام کنید.» این آیه، مرا به این باور رساند که قیام برای اصلاح جامعه، نیازمند حکمت و معرفت است.

در یکی از جلساتم، با شاگردانم از این گفتم که سیاست‌مدار بدون فلسفه، گویی تنها چند کلاس سواد خوانده و ادعای مدیریت دارد. اما وقتی حکمت نظری و عملی در او جمع شود، می‌تواند جامعه را به سوی سعادت هدایت کند. این باور من است که فلسفه، باید در خدمت اصلاح جامعه باشد.

نکته کلیدی: سیاست‌مدار باید فیلسوف باشد تا با حکمت نظری و عملی، جامعه را به سوی سعادت هدایت کند.

بخش چهارم: وحدت وجودی و نقد فردگرایی

از کودکی، وقتی به داستان‌های عامیانه‌ای چون ماجرای بی‌بی شهربانو گوش می‌دادم، در ذهنم پرسش‌هایی شکل می‌گرفت. می‌گفتند غلامی سیاه خواست وارد حرم شود و سنگ شد! یا اینکه مردان از ورود به آنجا منع شده بودند، اما چرا در حرم حضرت معصومه چنین محدودیتی نبود؟ این داستان‌ها، که گاه با خرافات آمیخته بود، مرا به تأمل در حقیقت وجود واداشت. من باور دارم که هیچ فردی به معنای مستقل در عالم وجود ندارد. همه ما با عالم در هم تنیده‌ایم؛ وقتی نفس می‌کشیم، عالم با ما نفس می‌کشد.

حدیث قدسی می‌فرماید: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»، یعنی «هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است.» این حدیث، مرا به این باور رساند که شناخت نفس، دروازه معرفت الهی است. وقتی در درس‌گفتارهایم از وحدت وجودی سخن می‌گفتم، شاگردانم را به این دعوت می‌کردم که خود را نه یک فرد، بلکه بخشی از عالم ببینند. قرآن کریم نیز می‌فرماید: صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ (فاتحه: 7)، یعنی «راه کسانی که به آنان نعمت داده‌ای.» این آیه، مرا به یاد حرکت جمعی در مسیر هدایت می‌انداخت.

روزی در جمع شاگردانم گفتم: وقتی «اهدنا الصراط المستقیم» می‌گویی، گویی همه عالم با تو در این دعا شریک است. اگر خود را تنها ببینی، از حقیقت دور افتاده‌ای. این وحدت وجودی، راز معرفت است که انسان را به سوی خدا می‌برد.

نکته کلیدی: هیچ فردی به معنای مستقل وجود ندارد؛ انسان با عالم در وحدت است و شناخت این وحدت، کلید معرفت است.

بخش پنجم: ارزش موجودات و پرهیز از خرافات

به یاد دارم در کودکی، وقتی از بی‌بی شهربانو و داستان‌هایش می‌شنیدم، از خودم می‌پرسیدم: چرا این باورها با حقیقت فاصله دارند؟ می‌گفتند چاهی در حرم است که امام حسین علیه‌السلام شب‌ها آنجا می‌آید و خادمان لباس‌هایش را می‌شویند! این داستان‌ها، هرچند برای مردم ساده دل‌انگیز بود، اما مرا به تأمل در حقیقت واداشت. من باور دارم که همه موجودات عالم، از انسان تا درخت و گل، کتاب حق تعالی‌اند و ارزشی معرفتی دارند.

قرآن کریم می‌فرماید: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (اعلی: 1-2)، یعنی «نام پروردگار بلندمرتبه‌ات را تسبیح کن، آن که آفرید و هماهنگ ساخت.» این آیه به من آموخت که هر موجودی در عالم، نشانه‌ای از خداست. روزی در زیارتی در سوریه، جوانی مخلص به من گفت: «حاج آقا، پارچه‌ای به ضریح مالیده‌ام، می‌خواهی به تو هم بدهم؟» خندیدم و گفتم: «این پارچه را به دلت بمال، همان اثر را دارد!» معرفت حقیقی، در شناخت ارزش همه موجودات و پرهیز از خرافات است.

من همیشه به شاگردانم می‌گفتم: لازم نیست به مریخ یا عرش بروید تا خدا را بیابید. همین گل، همین درخت، همین انسان، آیینه حق است. زائر حقیقی، کسی است که همه عالم را زیارت کند، نه با پای جسم، بلکه با پای دل.

نکته کلیدی: همه موجودات عالم، آیینه حق‌اند و معرفت حقیقی در شناخت ارزش آن‌ها و پرهیز از خرافات نهفته است.

جمع‌بندی: سفری به سوی حقیقت

این گفتگوهای صمیمی، که از درس‌گفتارهای من برگرفته شده، دعوتی است به تأمل در حقیقت وجود، معرفت و پیوند انسان با عالم. من همیشه باور داشتم که فلسفه باید در خدمت جامعه باشد، نیات ما وجودمان را شکل می‌دهند، سیاست بدون حکمت به بیراهه می‌رود، و انسان در وحدت با عالم، به سوی خدا سیر می‌کند. این خاطرات، نه‌تنها شرح زندگی من، بلکه دعوتی است به شما برای دیدن عالم با چشمان باز و دلی آگاه. باشد که این تأملات، نوری بر مسیر معرفت شما بیفکند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)