گفتگوهای صمیمی 307

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 307

مقدمه: سفری در ژرفای معرفت

من، محمدرضا نکونام، در این مجموعه از خاطرات، که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام، شما را به سفری در دنیای کودکی، تأملات عرفانی و دغدغه‌های علمی‌ام دعوت می‌کنم. این خاطرات نه‌تنها روایت زندگی شخصی من است، بلکه بازتابی از تلاش برای فهم عمیق‌تر هستی، خداوند و علم دینی است. هر بخش از این گفتگوها، دریچه‌ای است به سوی معرفتی که در آن، تجربه‌های ساده کودکی با تأملات عمیق فلسفی و معنوی درهم‌تنیده شده‌اند. همراه من باشید تا با هم این مسیر را بپیماییم و از خلال خاطرات، به ژرفای حقیقت نزدیک‌تر شویم.

بخش اول: خلاقیت در آموزش و محدودیت‌های ادبیات عامیانه

در کودکی، هنگامی که به مدرسه می‌رفتم، استادی داشتم که ریاضیات را به گونه‌ای آموخت که هنوز در خاطرم زنده است. او، با ذهنی خلاق و زبانی ساده، ما را به افزودن اعداد به‌صورت سه‌تایی و نام‌گذاری آن‌ها تشویق می‌کرد. می‌گفت: «جلوی عدد را نگیرید! سه تا سه تا چیزی روی آن بگذارید و به اعداد بالاتر صعود کنید.» ما نیز با شوق کودکانه، نام‌هایی چون «بیلیون»، «تریلیون»، «زغال تریلیون»، «کاه تریلیون» و حتی «گوشت‌کوب تریلیون» می‌ساختیم. این بازی با اعداد، گویی کامیونی بود که بی‌وقفه پر می‌شد و ما را به شگفتی وامی‌داشت.

اما وقتی با کاغذ و قلم به ثبت این اعداد می‌پرداختیم، صف‌های طولانی و طاقت‌فرسایی شکل می‌گرفت که ادامه‌اش دشوار بود. پس به روش‌های ذهنی روی آوردیم، سه تا سه تا اعداد را افزودیم و نام‌هایی تازه بر آن‌ها نهادیم. این تجربه، لذتی بی‌پایان داشت؛ خطی که در ذهنم کشیده می‌شد، انگار بی‌انتها بود و من آزادانه هرچه می‌خواستم به آن می‌افزودم. اما بعدها دریافتم که این بازی کودکانه، درس عمیقی در خود داشت: دنیای عرف، که به نان و گوشت و آب و هوا محدود است، نیازی به ادبیات علمی ندارد. اما دنیای علم و معرفت دینی، واژگان خاص خود را می‌طلبد.

ادبیات عامیانه، که تنها به نیازهای روزمره پاسخ می‌دهد، نمی‌تواند پیچیدگی‌های علم و به‌ویژه شئون بی‌پایان الهی را بیان کند. قرآن کریم می‌فرماید:

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

(سوره الرحمن، آیه 29)؛ یعنی «هر روز او در شأنی است». و من آموختم که در هر شأن الهی، شئون بی‌پایانی نهفته است که هرکدام واژگان ویژه خود را می‌طلبد. این آیه، پویایی و بی‌کرانگی ذات الهی را نشان می‌دهد، و ما را به سوی خلق ادبیاتی فراخ‌تر از زبان روزمره دعوت می‌کند.

نکته کلیدی: روش خلاقانه آموزش ریاضیات، ذهن را به سوی بی‌کرانگی سوق می‌دهد، اما ادبیات عامیانه، که به نیازهای روزمره محدود است، نمی‌تواند شئون بی‌پایان الهی را تبیین کند. علم و معرفت دینی نیازمند واژگان تخصصی و پویاست.

بخش دوم: تصورات کودکانه و عظمت معصومین

روزی فرزندم، که کودکی پنج‌ یا شش‌ساله بود، به من گفت: «پدر، خدا را در خواب دیدم. مثل تو بود!» این سخن ساده، مرا به تأمل واداشت. کودک، خدا را شبیه پدرش می‌بیند، و ما بزرگ‌ترها نیز گاه خداوند را به والدین خود یا چیزی در حد فهممان تقلیل می‌دهیم. فکر می‌کنیم خودمان از فرزندانمان کمی بزرگ‌تریم، از معصومین اندکی کوچک‌تریم، و خداوند را نیز شبیه پدری بزرگ‌تر می‌پنداریم. اما حقیقت، بسیار ژرف‌تر است.

در برابر عصمت معصومین (علیهم‌السلام)، تمام هستی چون ذره‌ای ناچیز است. و در برابر ذات الهی، هیچ تفاوتی میان خلق «علی» (علیه‌السلام) یا انسانی دیگر نیست. خداوند می‌توانست همه را چون علی (علیه‌السلام) بیافریند، اما ما به اشتباه، خود و هستی را با خدا یکی می‌پنداریم و همه را کوچک می‌کنیم. قرآن کریم می‌فرماید:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ

(سوره شوری، آیه 11)؛ یعنی «هیچ‌چیز مانند او نیست». این آیه، ما را از هرگونه تشبیه خداوند به مخلوقات برحذر می‌دارد.

معصومین (علیهم‌السلام)، با وجود عظمت بی‌مانندشان، در برابر خداوند خود را «اقل الاقلین» می‌دانستند. آن‌ها گاه در برابر خلق می‌گفتند: «أنا ابن مکه و منی، أنا ابن علی سيد المرتضی»، و گاه در مناجات با خدا ناله می‌زدند: «أنا أقل الاقلین، أنا أذل الاذلین». این تناقض ظاهری، نشان‌دهنده توازن عجیب عظمت و فروتنی در وجودشان بود. نه بشر می‌توانستند باشند و نه خدا؛ چنان‌که شاعر گفت: «متحيرم چه نامم شه ملک لافتی را».

نکته کلیدی: تصورات کودکانه از خداوند، ناشی از محدودیت ادراک انسانی است. معصومین (علیهم‌السلام)، با وجود عظمتشان، در برابر خداوند خود را ناچیز می‌دیدند، و این فروتنی، نشانه عمق معرفت آن‌هاست.

بخش سوم: عبادت معصومین و غفلت ما

روایات از عبادات معصومین (علیهم‌السلام) سخن می‌گویند که مرا به شگفتی وامی‌دارد. آن‌ها گاه در نماز چنان غرق می‌شدند که مدهوش می‌گردیدند، یا پاهایشان از عبادت طولانی ورم می‌کرد. این اعمال، در خفا و دور از چشم دیگران انجام می‌شد تا مبادا توجهی جلب کنند. اما این اخلاص و عمق ارتباطشان با خدا، چنان بود که گویی برقی الهی آن‌ها را فرا می‌گرفت. قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ

(سوره مؤمنون، آیه 57)؛ یعنی «کسانی که از خشیت پروردگارشان هراسان‌اند».

اما ما، در نمازهایمان، به جای حضور قلب، به خارش بدن یا افکار روزمره مشغول می‌شویم. گویی وقتمان در خارج از نماز ارزشمندتر است! یکی می‌گفت: «حتی نیمه‌شب که برای نماز برمی‌خیزم، افکار روز در ذهنم زنده می‌شود: صبح چه کنم؟ فلانی چه گفت؟» این غفلت، ریشه در کوچک‌انگاری هستی و خداوند دارد. ما هستی را محدود به ثانیه و مثقال می‌کنیم، در حالی که هستی، مطلق و رهاست. قرآن کریم می‌فرماید:

وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ

(سوره زمر، آیه 67)؛ یعنی «و خداوند را آن‌گونه که شایسته است، نشناختند».

نکته کلیدی: عبادات معصومین، نشانه عمق ارتباطشان با خداوند بود، اما غفلت ما در نماز، ریشه در کوچک‌انگاری هستی و خداوند دارد. باید ذهن را از محدودیت‌ها رها کرد تا به حضور قلب رسید.

بخش چهارم: محدودیت‌های فلسفی و ضرورت ادبیات نو

برخی در فلسفه، مفاهیمی چون «طبیعت نوعیه» یا «فلک‌الافلاک» ساخته‌اند که هستی را محدود می‌کند. یادم می‌آید سال‌ها پیش فیلمی دیدم که در آن، شخصیتی به نام مادر فولادزره می‌خواست از دیوار فلک‌الافلاک بپرد، اما موفق نشد. ما هم نفهمیدیم آن سوی دیوار چیست! این محدودیت‌های ذهنی، راه معرفت را بسته‌اند. ادبیات عامیانه ما، که به ثانیه و مثقال و فلک‌الافلاک محدود است، نمی‌تواند عظمت الهی را بیان کند. وقتی به شاگرد می‌گویند در نماز، «الله» سر در مسجد را تصور کن، یا مرشد خود را در ذهن بیاور، این ادبیات، ذهن را در بند می‌کشد، نه اینکه بال پروازش دهد.

ذهن باید پرورش یابد تا از این بندها رها شود. باید چون کوهی که می‌خواهیم سوراخ کنیم، متر به متر پیش برویم، موانع را بشناسیم و از آن‌ها عبور کنیم. قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ

(سوره قمر، آیه 17)؛ یعنی «ما قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم، پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟»

نکته کلیدی: مفاهیم فلسفی مانند فلک‌الافلاک و ادبیات عامیانه، ذهن را محدود می‌کنند. برای درک عظمت الهی، باید ذهن را پرورش داد و از بندهای ذهنی عبور کرد.

بخش پنجم: ضرورت ادبیات علمی و معرفتی

این سخن باید بر سردر حوزه‌های علمی نوشته شود: تا زمانی که ادبیات علمی و معرفتی خلق نشود، نه در علم پیشرفت خواهیم داشت و نه در توحید. نمی‌توان با کلی‌گویی و ادبیات عامیانه، حقیقت خداوند را به دیگران منتقل کرد. برخی در غرب کوشیده‌اند وجود خدا را اثبات کنند، اما این تلاش‌ها، که اغلب از سر خستگی از علوم دیگر بوده، ناکافی است. خداوند، اثبات‌پذیر به این معنا نیست. قرآن کریم می‌فرماید:

قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ

(سوره عنکبوت، آیه 20)؛ یعنی «بگو: در زمین سیر کنید و بنگرید چگونه خلقت را آغاز کرد».

دعایم این است که خداوند به ما توفیق دهد دیدمان را گسترش دهیم، از کوچک‌ترین‌ها آغاز کنیم و به عظمت الهی برسیم. اگر راه به سوی کوچک‌ترین‌ها باز شود، همان مسیر ما را به سوی بی‌کرانگی هدایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

فَبَصَرُكُمُ الْيَوْمَ حَدِيدٌ

(سوره ق، آیه 22)؛ یعنی «دید شما امروز تیز است».

نکته کلیدی: علم دینی و توحید، نیازمند ادبیات علمی و معرفتی است. کلی‌گویی و ساده‌انگاری، نمی‌تواند عظمت الهی را تبیین کند. باید دید خود را گسترش دهیم تا به حقیقت نزدیک شویم.

جمع‌بندی: دعوت به تأمل در معرفت

این گفتگوهای صمیمی، که از خاطرات کودکی تا تأملات عمیق فلسفی و عرفانی امتداد یافته‌اند، دعوتی است به سوی بازنگری در نحوه فهم ما از هستی، خداوند و علم دینی. از بازی با اعداد در کودکی آموختم که ذهن می‌تواند بی‌کران باشد، اما ادبیات عامیانه و مفاهیم محدود فلسفی، این بی‌کرانی را در بند می‌کشند. معصومین (علیهم‌السلام) به ما نشان دادند که چگونه می‌توان در اوج عظمت، فروتن بود و در عبادت، غرق در حضور شد. امروز، وظیفه ماست که با خلق ادبیات علمی و معرفتی، راه را برای فهم عمیق‌تر توحید و علم دینی هموار کنیم. این خاطرات، نه‌تنها روایت زندگی من، بلکه دعوتی است به شما برای تأمل در این حقیقت بی‌پایان.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)