گفتگوهای صمیمی 340

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 340

مقدمه

این مجموعه، بازتابی است از خاطراتی که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند. اکنون، آن‌ها را با نگاهی عمیق‌تر و صمیمی‌تر بازگو می‌کنم تا شما را به دنیای تجربیاتم ببرم؛ دنیایی سرشار از تأملات معنوی، فقهی و عرفانی که در سال‌های تدریس و زندگی در حوزه‌های علمیه شکل گرفته است. این روایت‌ها، نه‌تنها بازتاب‌دهنده زندگی من، بلکه آیینه‌ای از چالش‌ها و ارزش‌های جامعه دینی است که با شما به اشتراک می‌گذارم.

بخش اول: تواضع در علم و آموزش

یکی از زیباترین خاطراتی که از بزرگان حوزه شنیده‌ام، به شیخ انصاری، آن سلطان فقها، بازمی‌گردد. نقل است که او با وجود جایگاه والای علمی‌اش، روزی دیر به درس خارج فقه و اصولش آمد. کنجکاوی شاگردان را برانگیخت که چرا این عالم منظم، امروز تأخیر کرده است؟ وقتی جویا شدند، دیدند شیخ با کودکی نشسته و با صبر و حوصله، صرف میر به او می‌آموزد. آن کودک گفته بود: «استاد ندارم، به من صرف میر بیاموزید.» و شیخ، بی‌هیچ تکبری، پذیرفته بود. این صحنه، مرا به یاد این حقیقت انداخت که عالم واقعی، در کنار قله‌های علم، به نیازهای ساده‌ترین افراد نیز توجه دارد.

نکته کلیدی: تواضع شیخ انصاری در آموزش صرف میر به یک کودک، نمونه‌ای از استرسال (همدلی و اشتراک) است که ریشه در معارف شیعی دارد.

این رفتار، مرا به تأمل در مفهوم استرسال واداشت؛ مفهومی که نه‌تنها به درویشان، بلکه به معارف امام صادق (ع) و اهل ولاء بازمی‌گردد. استرسال، همدلی و اشتراک با خلق است، آن‌گونه که وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى (قرآن کریم، مائده: ۲) فرمان می‌دهد: «در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید.» این اصل، قلب تپنده جامعه شیعی است که عالم را به خدمت‌رسانی بی‌ریا فرا می‌خواند.

بخش دوم: نقد تکبر در علم دینی

روزی شنیدم طلبه‌ای برای آموختن لمعه به عالمی مراجعه کرد، اما با برخوردی سرد و توهین‌آمیز روبه‌رو شد. آن عالم، خود را در چنان مرتبه‌ای می‌دید که تدریس لمعه را شایسته مقامش نمی‌دانست. با عصبانیت گفت: «من درس خارج می‌دهم، لمعه چه ارزشی دارد؟» این رفتار، مرا به یاد اسهال کمال انداخت؛ جایی که کمال علمی، به‌جای تعالی، به تخریب می‌انجامد. این صحنه، هشداری بود که تکبر، چگونه می‌تواند عالم را از رسالتش دور کند.

نکته کلیدی: تکبر در علم دینی، مانعی است که عالم را از خدمت به طلاب بازمی‌دارد و با آیه وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ (لقمان: ۱۸) در تضاد است: «از مردم به تکبر روی برمگردان.»

این تجربه، مرا به فکر فرو برد که علم دینی باید در خدمت خلق باشد، نه ابزاری برای برتری‌جویی. این رفتار، با کلام الهی که می‌فرماید: وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا (اسراء: ۳۷) یعنی «در زمین با تکبر راه مرو»، ناسازگار است.

بخش سوم: چالش‌های مدیریت در محیط‌های آموزشی

یادم می‌آید در حرم، حجره‌ای برای درس داشتیم که کلیدش گاهی جا می‌ماند و درس را مختل می‌کرد. روزی عالمی به دلیل گم شدن کلید، چنان عصبانی شد که دیگران را مقصر دانست. من اما خود را از این مسائل دور نگه می‌داشتم؛ نه کلید داشتم، نه از امکانات خبر داشتم. مثل مهمان می‌آمدم و می‌رفتم، بی‌هیچ ادعایی. این تجربه، مرا به فکر فرو برد که ضعف‌های مدیریتی، چگونه می‌تواند تمرکز علمی را مختل کند.

نکته کلیدی: ضعف‌های مدیریتی در محیط‌های آموزشی دینی، می‌تواند تمرکز علمی را مختل کند و نیاز به اصلاح ساختارها را نشان می‌دهد.

این رویداد، مرا به یاد این حقیقت انداخت که عالم باید فراتر از مسائل مادی، بر رسالت علمی خود متمرکز بماند، همان‌گونه که قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (یوسف: ۱۰۳): «بیشتر مردم، هرچند حرص بورزی، مؤمن نیستند.»

بخش چهارم: کیفیت بر کمیت در آموزش دینی

آن عالم، از تعداد کم شاگردانش – شاید پانزده نفر – گله‌مند بود و آن را با تجمعات انبوه برای رقص مقایسه می‌کرد. من اما به او گفتم: «ارزش درس دینی به کیفیت است، نه تعداد. چه فرقی می‌کند چند نفر پای درس تو باشند؟» این مقایسه، مرا به تأمل واداشت که ارزش علم دینی، به تأثیر معنوی آن است، نه به ظواهر.

نکته کلیدی: ارزش درس دینی به کیفیت و تأثیر معنوی آن است، نه تعداد مخاطبان، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (یوسف: ۱۰۳).

این تجربه، مرا به مفهوم «سیمی سالم» یا استرسال رساند؛ اصطلاحی عمیق از علوم غریبه که به همدلی و اشتراک عمیق در جامعه دینی اشاره دارد. این اصل، فراتر از ظواهر، به قلب معارف شیعی متصل است.

بخش پنجم: اخلاص در عبادت

یادم می‌آید برخی در قرائت نماز، چنان با اغراق و غیرمتعارف عمل می‌کردند که خنده‌دار می‌شد. من همیشه می‌گفتم: «خدا زبان ما را می‌فهمد، چرا ساده نمی‌خوانید؟» این رفتارها، گاه حتی به تمسخر در فیلم‌ها منجر شده بود. این صحنه‌ها، مرا به یاد اهمیت اخلاص در عبادت انداخت.

نکته کلیدی: اخلاص در عبادت، لازمه نماز است که با آیه إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ (عنکبوت: ۴۵) همخوانی دارد: «نماز از کار زشت و ناپسند بازمی‌دارد.»

این تجربه، مرا به کلام الهی رهنمون کرد که می‌فرماید: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ (بینه: ۵): «به آنها دستور داده نشد جز اینکه خدا را با اخلاص در دین پرستش کنند.»

بخش ششم: آسیب‌پذیری طلاب ساده‌لوح

روزی شنیدم برخی از طلاب ساده‌لوح را با وعده جهانی شدن فریب داده بودند. از آن‌ها در حالات مختلف، مانند رکوع و سجده، عکس می‌گرفتند و این تصاویر به تمسخر تبدیل می‌شد. این روایت، قلبم را به درد آورد که چگونه جهل و سادگی، می‌تواند به سوءاستفاده منجر شود.

نکته کلیدی: سوءاستفاده از طلاب ساده‌لوح، با آیه وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ (بقره: ۲۰۸) مغایر است: «از گام‌های شیطان پیروی نکنید.»

این تجربه، مرا به یاد این آیه انداخت: وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ (بقره: ۲۰۸)، که ما را از فریب و سوءاستفاده برحذر می‌دارد.

بخش هفتم: انبساط دائمی در برابر رفتار نمایشی

انبساط مع‌الخلقی، ویژگی‌ای است که مؤمن را از رفتارهای نمایشی متمایز می‌کند. برخی در منبر یا محراب، نیمی از ساعت خوبند، اما در خلوت یا هنگام خشم، چهره واقعی‌شان آشکار می‌شود. من همیشه می‌گفتم: «اگر می‌خواهید کسی را بشناسید، نیمه‌شب به او زنگ بزنید و ببینید چگونه پاسخ می‌دهد.» این آزمایش، حقیقت انبساط را نشان می‌دهد.

نکته کلیدی: انبساط دائمی، نشانه اخلاص مؤمن است و با رفتارهای نمایشی در تضاد است، چنان‌که آیه وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ (بینه: ۵) می‌فرماید.

این تأمل، با آیه وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ (بقره: ۱۵۵) همخوانی دارد: «قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی آزمایش می‌کنیم.»

بخش هشتم: نقد رفتار ناشایست عالمان

روزی دانشجویی نیمه‌شب به خانه عالمی رفت و با فحاشی مواجه شد. من برای حفظ حرمت علم دینی، گفتم شاید او نوکر عالم دیگری بوده، اما حقیقت این بود که این رفتار، نشانه فقدان انبساط خلقی بود. در خاطره‌ای دیگر، زائری که در حرم پولی به عالمی داد، با توهین روبه‌رو شد، تنها چون آن عالم معتقد بود کمک به غیر از عالم خاص، ظلم است. این رفتارها، مرا به فکر فرو برد که چگونه جایگاه دینی، گاهی به سوءاستفاده منجر می‌شود.

نکته کلیدی: رفتار ناشایست برخی عالمان، نشانه فقدان انبساط خلقی و سوءاستفاده از جایگاه دینی است، که با آیه وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (آل‌عمران: ۱۸۰) ناسازگار است.

این روایت‌ها، مرا به یاد این آیه انداخت: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (آل‌عمران: ۱۸۰): «کسانی که از آنچه خدا از فضل خود به آنها داده بخل می‌ورزند، گمان نکنند که آن برایشان خیر است.»

بخش نهم: تواضع عارف در برابر قدرت

نقل است که روزی ناصرالدین شاه به دیدار حاجی سبزواری، عارف و فیلسوف بزرگ، رفت. حاجی در تمام دیدار ساکت ماند و سخنی نگفت. شاه نیز ساکت بود تا سرانجام از سکوت خسته شد و گفت‌وگو را آغاز کرد. این سکوت، نشانه بی‌اعتنایی عارف به مقامات دنیوی بود.

نکته کلیدی: سکوت حاجی سبزواری در برابر شاه، نشانه تواضع و استقلال معنوی او در برابر قدرت سیاسی بود.

این روایت، مرا به یاد این آیه انداخت: وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ (حجر: ۸۸): «برای مؤمنان بال خود را فروگستر.» این کلام، بر تواضع در برابر خلق و بی‌اعتنایی به قدرت‌های ظاهری تأکید دارد.

بخش دهم: نقد تکبر در گفت‌وگوهای اجتماعی

برخی عرفا در مجالس، سکوت می‌کنند تا برتری خود را نشان دهند. من اما معتقد بودم که گفت‌وگو، حتی درباره موضوعات ساده مانند نجاری یا قصابی، می‌تواند ترس را بزداید و انبساط خلقی ایجاد کند. این تکبر، مانع از ارتباط صمیمی با خلق است.

نکته کلیدی: گفت‌وگوهای ساده و صمیمی، راهی برای رفع تکبر و ایجاد انبساط خلقی است، چنان‌که آیه وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ (حجر: ۸۸) فرمان می‌دهد.

بخش یازدهم: پرهیز از تکبر در مجالس عمومی

در مجالس عمومی، مانند عروسی‌ها، برخی از خوردن غذا در میان مردم خودداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند در انزوا باشند. من این رفتار را نشانه تکبر می‌دیدم و همیشه می‌گفتم که مؤمن باید با خلق همراه باشد، نه جدا از آن‌ها.

نکته کلیدی: پرهیز از مشارکت در مجالس عمومی، نشانه تکبر است و با آیه وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا (اسراء: ۳۷) ناسازگار است.

بخش دوازدهم: مدیریت گفت‌وگو با بصیرت

روزی عالم دینی برجسته‌ای، برای در امان ماندن از دام‌های گفت‌وگو با خبرنگاران، روشی ابتکاری برگزید. به‌جای پاسخ به سؤالات، خود سخن گفت و از منبر برای بیان دیدگاه‌هایش استفاده کرد. این هوشیاری، مرا به یاد بصیرت مؤمن انداخت که با نور الهی، بن‌بست‌ها را می‌گشاید.

نکته کلیدی: مدیریت گفت‌وگو با بصیرت، نشانه نگاه مؤمن با نور الهی است، چنان‌که آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا (انفال: ۲۹) می‌فرماید: «اگر از خدا پروا کنید، برای شما نیروی تشخیص قرار می‌دهد.»

این روش، با آیه وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ (نساء: ۸۳) همخوانی دارد: «وقتی خبری از امنیت یا ترس به آن‌ها برسد، آن را پخش می‌کنند.»

بخش سیزدهم: ایثار در شرایط سخت

یادم می‌آید در منطقه‌ای گرم و دشوار، برای خدمت به مردم، پشت در می‌خوابیدم تا مراجعان معطل نمانند. گرمای شصت درجه، امانمان را بریده بود. برای خنک کردن کودکانم، یخ در آب می‌انداختم تا در آن گرما اذیت نشوند. این ایثار، بخشی از زندگی‌ام بود که مرا به یاد رسالت عالمان دینی می‌انداخت.

نکته کلیدی: ایثار در شرایط سخت، نشانه تعهد عالم به خدمت‌رسانی است، چنان‌که آیه وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ (حشر: ۹) می‌فرماید: «دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند.»

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی است از سال‌ها تأمل در علم، عرفان و خدمت به خلق. از تواضع شیخ انصاری تا نقد تکبر در علم دینی، از انبساط خلقی تا ایثار در شرایط سخت، این خاطرات، آیینه‌ای از چالش‌ها و ارزش‌های جامعه دینی است. امیدوارم این روایت‌ها، شما را به تأمل در رسالت عالمان دینی و زیبایی‌های معارف شیعی دعوت کند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)