متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 342
آنچه در این مجموعه میخوانید، بازتابی از خاطراتی است که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان کردهام. این روایتها، لحظههایی از زندگی و تأملاتم را در بر میگیرند که با عمق معرفتی، معنوی و اجتماعی گره خوردهاند. با شما از دنیایی سخن میگویم که در آن، جوانمردی، شجاعت، عرفان و هجرت در راه خدا، رنگ و بوی زندگی میدادند.
بخش اول: فرهنگ جوانمردی و تیغکشی در محلههای قدیم
وقتی کودکی بودم، محلهای داشتیم که گویی همه کمالات در آن جمع بود. جوانمردان آن دیار، مردانی بودند که شجاعت و مهارتشان زبانزد بود. یکی از ویژگیهایشان تیغکشی بود؛ نه به معنای خشونت، بلکه هنری که در آن تیغ را چنان با دقت و ظرافت بر پوست میکشیدند که خون ظاهر میشد، اما زخمی عمیق برجای نمیماند. این کار، شبیه خط خوشی بود که با قلم روی کاغذ مینویسی؛ باید اندازه را میدانستی، باید دلت قرص میبود. اگر ترس به دلت راه مییافت، دستت میلرزید و کار خراب میشد.
این عمل، گاه در قبرستان یا حمام انجام میشد؛ جاهایی که اگر خطایی رخ میداد، شکایتی در پی نداشت. پس از تیغکشی، فرد را به خزینه میبردند و زخمهایش را ترمیم میکردند. عجیب بود که با وجود سی، چهل یا حتی پنجاه ضربه تیغ، کسی جان نمیداد. این مهارت، تفاوت داشت با عمل ناشیانهای که برخی انجام میدادند؛ مثل گاوکشی که جز آسیب و مرگ نتیجهای نداشت. شجاعت، کلید موفقیت بود. یادم است که میگفتند: «آدم ترسو تیغکش نمیشود، گاوکش میشود!»
قرآن کریم میفرماید: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (یونس: 62)؛ «آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین میشوند.» این آیه، به من یادآوری میکرد که شجاعت، ریشه در ایمان و توکل دارد.
این روایت، تصویری از جامعهای بود که مهارت و شجاعت را در هم آمیخته بود. تیغکشی، آزمونی برای نفس بود؛ آزمونی که با آیه وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ (بقره: 155)؛ «و قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی… آزمایش میکنیم» همخوانی داشت.
بخش دوم: عرفان عصمتی و اصلاح ادبیات عرفانی
سالها در پی آن بودم که عرفان را به مسیر درستش بازگردانم. عرفان باید عصمتی باشد، باید ریشه در ولایت و امامت معصوم داشته باشد، نه صرفاً در مفاهیم کلی یا امامت جماعت. عرفان غیرمعصوم، ناقص است و نمیتواند دل را به حقیقت برساند. بارها کوشیدم تا با مطالعه و تدوین آثار عرفانی، از تمهیدات قیصری تا فصوصالحکم ابنعربی و مصباحالانس، این مسیر را هموار کنم. اما همیشه موانعی بود؛ ضعفها و ناتوانیهای ما، گاه چوبی در چرخ این تلاشها میانداخت.
قرآن کریم میفرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا (آلعمران: 103)؛ «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید.» این آیه، راه را نشانم داد که عرفان باید به حبلالله متصل باشد.
یکی از دغدغههایم، اصلاح اشعار عرفانی بود. شاعرانی چون حافظ و مولانا، گاه سخنانی گفتند که دل را صفا میداد، اما در برخی ابیات، ناسازگاریهایی با حقیقت دیده میشد. مثلاً بیت «به کیش زندهدلان زندگی جفاطلبی است» زیباست، اما بیت «سفر به کعبه نکردند چون راه بیخطر است» با معیارهای دینی سازگار نیست. اگر علم دینی قدرت مییافت، میتوانست این اشعار را پالایش کند و در کمتر از ده سال، ادبیاتی منظم و پاک ارائه دهد که دلها را به خدا نزدیکتر کند.
قرآن کریم میفرماید: وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (شعراء: 224)؛ «و شاعران را گمراهان پیروی میکنند.» این آیه، هشداری بود که شعر باید در خدمت حقیقت باشد.
بخش سوم: لاتعین و سفر بیبازگشت
روزی شعری بر سنگ قبر پدری نوشتم: «رفتم سفری که آمدن نیست مرا/ یک بلبل مست در چمن نیست مرا.» این شعر، از لاتعین سخن میگفت؛ سفری بیبازگشت به سوی خدا. در عرفان، حلول را نمیپذیرم، چرا که حلول، انحلال در مادیت است. اما اتحاد در فعل الهی، هماهنگی با اراده خداست. لاتعین، تغییر ماهیت به سوی حقیقت الهی است، گویی حبه قندی در آب حل میشود، اما مزه حق تغییر نمیکند.
قرآن کریم میفرماید: كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ (آلعمران: 185)؛ «هر جانداری چشنده مرگ است.» این آیه، مرا به یاد حتمیت این سفر میانداخت.
بخش چهارم: بادبادکبازی و ذکر قلبی
در کودکی، مادرم را میدیدم که گویی بادبادک به هوا میفرستاد. چند جانماز داشت و در هر یک، نمازی میخواند و میگفت: «ملائکه خودشان بقیهاش را میبرند.» ذکر هم برایش چنین بود؛ گویی بادبادکی است که اگر با انس قلبی به خدا وصل شود، خود به سوی او میرود. اما ذکری که از قلب برنخیزد، وراجی است. چشمه قلب باید جوشان باشد تا ذکر، جان بگیرد.
قرآن کریم میفرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ (رعد: 28)؛ «کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد.» این آیه، مرا به اهمیت انس قلبی در عبادت رهنمون میساخت.
بخش پنجم: تمرین سلام در برابر آینه
وقتی تازه به قم آمده بودم، عالمی را دیدم که در برابر آینه، پاسخ به سلام را تمرین میکرد: «وَعَلَيْكُمُ السَّلَامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ.» گویی میخواست با این پاسخ، جایگاهش را نشان دهد. وقتی پرده را کنار زدم و او را دیدم، بهسرعت خودم را کنار کشیدم تا سوءتفاهمی پیش نیاید. این رفتار، برایم عجیب بود؛ چرا که سلام، باید از دل برآید، نه از تمرین نمایشی.
قرآن کریم میفرماید: وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا (نساء: 86)؛ «و چون به شما درودی داده شد، به درودی بهتر از آن یا همانندش پاسخ دهید.»
بخش ششم: هجرت در راه خدا و خطرات تبلیغ
در گذشته، طلاب در ماههای محرم، صفر و رمضان برای تبلیغ دین به مناطق مختلف میرفتند. این سفرها خطرناک بود؛ گاه گرفتار میشدند، گاه جانشان را از دست میدادند. اما با دلی پر از ایمان، آیه وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ (نساء: 100)؛ «و هر کس از خانهاش به قصد هجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون آید، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر عهده خداست» را میخواندند و خود را برای شهادت آماده میکردند.
هجرت، تنها به مرگ ختم نمیشود. گاه به امنیت و گشایش میانجامد، چنانکه هجرت پیامبر (ص) به عزت و بقای اسلام منجر شد. وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً (نساء: 100)؛ «و هر کس در راه خدا هجرت کند، در زمین جایگاههای فراوان و گشایش خواهد یافت.» این آیه، مرا به یاد صفای هجرت میانداخت؛ صفایی که در آن، غم و درد به عشق و شوق بدل میشود.
جمعبندی
این خاطرات، آیینهای از زندگی من و تأملاتم در مسیر معرفت و معنویت است. از فرهنگ جوانمردی و شجاعت در تیغکشی تا تلاش برای اصلاح عرفان و ادبیات، از سفر بیبازگشت لاتعین تا ذکر قلبی و هجرت در راه خدا، هر روایت، بخشی از وجودم را به شما نشان میدهد. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در ارزشهای دینی و انسانی، با امید به اینکه دلهایتان را به سوی حقیقت رهنمون سازد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!